www.zibaweb.com  زیبا وب ،سایت مفید برای مدیران ومعلمان ایرانی

سلسله مقالات آموزش و پرورش، روش های تدریس ،مدیریت آموزشی،معلمان و دبیران،جذابیت کلاس درس و تجربیات مدارس ایران

مسابقه ارسال مقاله به زیباوب پایین صفحه

 

تجربیات مثبت شغل معلمی ،برای معلمان ، مدیران و کلیه همکاران ومسئولان آموزش وپرورش

( سدهایی در برابر معلمان نوآور ، خلاق ودلسوز  )

این عبارات را بارها در اینترنت جستجو کردیم و تقریبا عین آن در وبلاگ های معلمان ،وبلاگ های مدیران و سایتهای آموزش و پرورش یافت نشد، برآن شدیم تا مرتبط با موضوعات زیر ،مطالب مفید و هرچند کوتاه را در سایت بیاوریم تا سایر معلمان ، مدیران ، برنامه ریزان آموزشی ،معاونین ادارات و کارکنان آموزش وپرورش از آنان استفاده کرده و به نوشتن در باب موضوعات داغ و مورد نیاز جامعه فرهنگی ترغیب شوند ضمنا" دریافتیم مطالب شفاف ، خلاصه و مورد استفاده این دسته از همکاران در سایتهای اینترنتی و وبلاگها کم است و اگر باشد ربطی به موضوع سرچ شده ندارد به عنوان مثال باحدود 4 ساعت سرچ در مورد این موضوع " چگونه جلسات شورای معلمان را پربار کنیم؟" حتی 1 صفحه در دنیای بزرگ اینترنت به زبان فارسی نیافتیم که بدون مقدمات اضافه و دوری ازدهان پرکن بودن برود سراغ اصل مطلب  و خواننده بدون مشکل استفاده نماید !! :

لیست مشکلات کارمندان آموزش و پرورش، مشکلات آموزشی مدارس چیست؟،مشکلات تربیتی آموزشگاه ها چگونه بوجود می آید،روشهایی برای ایجاد انگیزه در دانش آموز،راههایی برای ایجاد انگیزه در معلمان ،تجربیات مثبت مدیران مدارس ایران،تجربیات خلاق مدارس راهنمایی و دبیرستان،موفقیتهای مدیران مدارس ایران،چه روش هایی برای ترغیب دانش آموزان به درس وجود دارد، پیشنهادات جدید معلمان برای بالا بردن سطح آموزشی،روش های پیشگیری از معضلات اخلاقی دانش آموزان،مشاوران در مدرسه چه نقشی دارند ، نکاتی در مورد جلسات انجمن اولیا و مربیان، پیشنهاداتی برای مفید بودن جسله شورای معلمان، چگونه جلسه شورای دبیران را فعال کنیم، علل عدم تمایل همکاران برای شرکت در جلسه شورای دبیران، عوامل فعال کردن جلسه شورای آموزگاران مدارس ابتدایی چیست، عوامل جلب مشارکت های مردمی مدارس،علل عدم شرکت والدین در جلسات انجمن اولیای مدارس ، نمونه هایی ازنوآوری مدارس ایران ،در مدارس ایران چه ابتکاراتی انجام شده است،روش های کلاسداری جدید برای معلمان و دبیران، چگونه از دانش آموز درس بپرسیم؟،ابتکارات جلسات انجمن اولیا ی مدارس کشور،چه نوع مشکلات آموزشی در مدارس ایران وجود دارد ،عوامل موفقیت مدارس ما کدامند، دلایل موفقیت معلمان، چگونه یک مدیر مدرسه موفق می شود، راههای موفقیت ناظم مدرسه چیست،نقش معاون مدرسه در اداره مدرسه ،مشکلات مربیان پرورشی چیست،مشکلات فرهنگیان ایران،بررسی عوامل نارضایتی معلمان ایرانی،چرا دبیران مدارس رضایت شغلی ندارند،بررسی عوامل موفقیت معلمان خلاق،نکاتی برای معاونت پرورشی، تجربیاتی برای معاونت آموزشی اداره،نحوه برخورد رییس اداره با کارمندان،چه عواملی معلمان را دلسرد می کند ، چرا مدیران مدارس به کار خود علاقه ندارند، چرا معاون آموزشگاه وظایف خود را انجام نمی دهد،نقش مشاوران در مدارس چیست،طرح روانشناس مدرسه چیست،چگونه در حرفه معلمی پیشرفت کنیم، به چه طریقی می توان مدیرموفقی شد،مدیریت آموزشی چیست، مقاله ای در مورد مدیران مدارس ، مقالاتی در باره مدارس ابتدایی و راهنمایی ،معلمان بی تجربه ، عوامل عدم موفقیت مدیران مدارس ایران،نکاتی در باره کارشناسی های ادارات آموزش و پرورش،آیا هنرستان های کار دانش موفق هستند؟، نحوه نظارت بر کار معلمان در مدارس ایران،تفاوت کنترل و نظارت در مدیریت آموزشگاهی،عوامل دلسردی معلمان،عوامل دلسردی مدیران دبیرستان ، دانش آموزان دبیرستان دختران ، دبیرستانهای پسرانه ایران چگونه فعالیت می کنند؟، چرا معلم موفق نمی شود،چرا مدیر مدرسه موفق نمی شود،چه عواملی کلاس را جذاب می کند،چگونه یک کلاس جذاب داشته باشیم،دلایل جذاب بودن مدرسه،چگونه مدرسه ای جذاب داشته باشیم،الگوهای تدریس جدید چیست، روشهای تدریس مفید برای مدارس،روشهای تدریس نو،آموزش شیوه های تدریس معلمان،تجربیاتی برای مدیران مدارس، نقش دفترداران مدرسه ،نقش اولیا در اداره مدرسه، چرا اولیا با مدرسه همکاری نمی کنند،راههای افزایش همکاری اولیا با مدرسه،عوامل ناامید کننده در مدارس،وزارت آموزش وپرورش،سازمان آموزش وپرورش استان،مدیریت اداره آموزش و پرورش شهرستان،مقالاتی برای مدیران مدارس،مقالاتی برای معاونین مدرسه،تجربیاتی برای معاونت پرورشی اداره،وظایف معاونت آموزشی سازمان،نقش مدیر کل آموزش وپرورش در نوآوری مدارس،معلمان نوآور چه کاریهایی انجام می دهند، نقش محبت در اداره مدرسه،احترام به دانش آموز چه فوایدی دارد،مدیریت رابطه انسانی چیست،مدیریت وظیفه مدار در آموزش وپرورش،روش های نوین مدیریت مدارس،شیوه های جدید مدیریت آموزشی،خاطراتی ازمعلمان خلاق،استفاده از کتابخانه مدارس،نقش مطالعه وخرید روزنامه در مدارس ایران،خبرهایی از دبیرستان های ایران، نقش معلمان شاد وخنده رو،استفاده از موزیک برای شادی و نشاط مدارس،چرا مدارس ما شاد نیستند،عوامل کسل کنندگی کلاس چیست،دلایل خسته کننده بودن معلم و کلاس چیست،خستگی دانش آموزان در کلاس به چه عوملی بستگی دارد، چه کار کنیم تا کلاس خسته کننده نداشته باشیم، نقش جایزه درتلاش دانش آموزان مدرسه،تنبیه بدنی درمدارس،نقش تشویق در مدرسه، مطالعات اجتماعی سال اول ،دبیران جامعه شناسی دبیرستان،دانش آموزان دختر دبیرستان،روحیات دانش آموزان،چگونه یک مدرسه را اداره کنیم؟، نقش تشویق کتبی معلمان مدارس،مشکلات مدارس راهنمایی چیست،چه مشکلاتی در دبیرستانهای دخترانه وجود دارد، کارشناسی تربیت بدنی ادارات آموزش و پرورش و نقش آنها،دلایل فعال بودن مربی ورزش مدرسه،چرا کتابخانه آموزشگاه فعال نیست، عوامل محافظه کاری معلمان و مدریان مدارس، صورتجلسات شورای معلمان،صورتجلسه شورای دبیران،موارد مهم جلسات شورای معلمان،چرا شورای آموزگاران مدرسه فعال نیست؟.،استفاده مطلوب از زنگ ورزش مدارس،عوامل استرس زا در مدرسه،چه عواملی باعث اضطراب دانش آموزان می شود،چرا در مدرسه مضطربیم،عوامل خسته بودن دانش آموزان مدرسه،افسردگی دانش آموزان مدرسه چیست،تاثیر منفی نمره کلاسی ودفتر نمره، چرامدرسه دانش آموز را مضطرب نی کند،نقش معلم در ایجاد اضطراب دانش آموز،عوامل افسردگی معلمان چیست،راههای غلبه بر افسردگی دانش آموزان،روش های غلبه بر اضطراب مدرسه،زنگ تفریح آموزشگاه وخطرات آن، شرکت درجلسات تبادل تجربه،فوایدبازدید از مدارس شهرهای مختلف،مضرات شغل معلمی چیست، مشکلات شغل معلمی ، نقش آزمایشگاه مدرسه در آموزشی درس علوم،نقش کارگاه مدرسه در درس حرفه و فن،نکته هایی برای پربار کردن جلسات شورای معلمان،شیوه برخورد با دانش آموزان ضعیف ، برخورد با دانش آموزان متخلف ،همراه داشتن وسایل غیر مجاز در مدرسه،نقش حقوق معلمان در انجام کار،بررسی عوامل نارضایتی معلمان از شغل خود،دلایک کم کاری و عدم توجه به وظایف معلمان،نقش مدارس ابتدایی در کاهش اضطراب دانش آموزان،چرا والدین می ترسند،تئوری نیاز به موفقیت مک کله لند چیست،عوامل تنبیه بدنی در مدرسه چیست،چرا من معلم موفقی نیستم؟،مدیر فعال مدرسه چه ویژگیهایی دارد، ویژگیهای معلم موفق چیست،عوامل موفقیت مربی پرورشی مدرسه چیست؟،نقش ناظم در اداره بهینه آموزشگاه،مقابله با تقلب دانش آموزان،چرا دانش آموز تقلب می کند،چرا دانش آموزان اموال مدرسه را تخریب می کنند،دلایل تخریب اموال مدرسه توسط دانش آموزان،عوامل بدبینی مدیران ومعلمان مدارس،آثار منفی حفظ کردن مطالب توسط دانش آموزان،روشهای تدریس کهنه معلمان،نقش سرود در شادابی مدارس،نقش موزیکهای شاد در آرامش دانش آموزان،نقش معلمان در فعالیتهای سیاسی،چگونه زنگ تفریح در مدرسه را اداره کنیم،برگزاری مراسم آغازین مدرسه،نقش دانش آموز در اداره مدرسه، فواید پرسش های گروهی در کلاس،وجدان کاری معلمین ایرانی،عوامل اثر بخشی مدیران مدارس،معلمان اثر بخش چه ویژگیهایی دارند، معلمان زود رنج و عصبانی،عوامل ترک تحصیل دانش آموزان،اثرات منفی دفتر نمره کلاسی و دفتر انضیاطی مدرسه،اعتراضات والدین به مدرسه،دانش آموزان موتورسوار ،چگونه بادانش آموزان پرخاشگر برخورد کنیم،راههای تقویت انتقاد پذیری مدیران،انتقاد پذیری معلمان،چرا دبیران انتقادپذیر نیستند؟، نقش شورای دانش آموزی مدارس در اداره مدرسه،فواید شورای دانش آموزی آموزشگاه،ویژگیهای مدیران مستبد مدارس،نحوه برخورد با دانش آموزان معلول در مدارس، علل وعوامل خودکشی دانش آموزان مدارس ایران،آوردن خوراکی به مدرسه،نقش شرکت تعاونی آموزشگاه،شیوه های کلاسداری جدید،روش های تدریس مدارس خارجی،شویه های اداره مدارس در کشورهای خارجی، آثار منفی وجود نیروهای مازاد آموزش وپرورش درمدرسه،روش های آموزش بهداشت در مدارس،نقش گروههای آموزشی در بهبود فعالیتهای آموزشی مدارس،نقش مشاوران تربیتی مدارس در کیفیت آموزش،احساس خود کم بینی معلمان،دانش جویان مراکز تربیت معلم،تجربیات مفید برای دانش جویان رشته های دبیری دانشگاهها،مقالاتی برای مدیران مدارس و دانشجویان تربیت معلم،انتقال تجربیات به دانش جویان کارورز معلمی،مربیان و معلمان مبتدی چه چیزیهایی بدانند ؟،امکانات رفاهی و تفریحی معلمان ایران،مضرات روش تدریس سخنرانی چیست،آثار دوره های ضمن خدمت فرهنگیان،ضرورت باز آموزی معلمان و مدیران در ایران، عوامل عدم رغبت به شغل مدیر مدرسه،چرا مدیران مدارس به کار خود علاقه و رغبت ندارند؟،فواید حذف نمره از مدارس کشور،چالش های آموزش و پرورش ایران،چرا معلمان خلاق در ایران رشد نمی کنند،دلایل محافظه کاری مدیران مدارس ایران چیست،چرا من معلم موفقی نیستم،چرا دانش آموزان به کلاس من علاقه نشان نمی دهند ،مضرات پرسش مکرر از دانش آموزان،چگونه از دانش آموز درس برسیم،مشکلات امتحان در کلاس چیست،چگونه ارزشیابی کنیم،نیاز آموزشی معلمان ایران،درس مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان،تجربیات مربیان پرورشی مدارس،تجربیان مفید مدیران مدارس ایران،عوامل عدم اعتماد به نفس دانش آموزان،چرا دانش آموزان از مدرسه می ترسند،تجربیاتی برای والدین دانش آموزان، چگونه استرس را در کلاس و مدرسه کم کنیم،دانش آموزان مدارس ابتدایی ایران،نقش اعتراضات والدین به مدرسه ،عوامل عدم همکاری والدین با آموزشگاه،چگونه با فرزند ترسو برخورد کنیم،مشکل گرایش به مواد مخدر در دانش آموزان مدارس،اعتیاد دانش آموزان وراهکارهای مقابله با آن،مشکلات پرسش پای تخته از دانش آموزان،وبلاگ معلمان،وبلاگهای آموزشی مدارس،آدرس سایتهای آموزشی و تربیتی،آدرس سایتهای دبیران آموزش و پرورش،عوامل پیشرفت کار معلمان،عوامل پیشرفت کار مدیران مدارس،چگونه مدیر موفقی باشیم،تجربیات مدیران موفق مدارس،وظایف مدیران دبیرستان،وظایف روانشناس مدرسه،دبیران علوم تجربی ، مشکلات دبیران حرفه وفن مدارس ،دبیران مطالعات اجتماعی دبیرستان،دلایل عدم همکاری معلمان با مدیر آموزشگاه، دلایل مخالفت همکاران با مدیر،پیشنهاداتی برای معلمان تازه کار؛ راهکارهایی برای دبیران تازه کار دبیرستان،استفاده از تجربیات سایر معلمان،آثار منفی عدم نظارت کارشناسان آموزشی بر مدارس،مشکلات تعدد بخشنامه ها و مشغله های مدیر ، چرا وقت مدیر مدرسه کم است؟teacher,teaching,school,management,manager,director,method,peculiar,give lessons,education,training,primary school,middle school 

 

 

تجربیات مثبت شغل معلمی ،برای معلمان ، مدیران و کلیه همکاران ومسئولان آموزش وپرورش

( سدهایی در برابر معلمان نوآور ، خلاق ودلسوز  )

حمید رضا ترکمندی Hamid Reza Torkamandy کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

110 تجربه مفید و خاطرات تلخ وشیرین،  نوآوری،فعالیت وعلاقه به شغل!

 اگر معلم به کار خود ایمان نداشته باشد  حقوق دانش آموزان را ضایع کرده است حال به هر دلیلی اگر انگیزه یا علاقه وی از حرفه شریف معلمی کم شده باشد باید به فکر چاره ای باشد  تا مبادا ساعات گرانبهای کلاس درس وی مفید واقع نشود و خود نیز مجبور به تحمل محیط پراسترس وغیر جذاب و خسته کننده بوده که در آتی موجب فرسوگی و پیری زودهنگام وی می شود. موارد زیر تجربه هایی از 22 سال سابقه تدریس  و فعالیت در مدارس ابتدایی ، راهنمایی ، دبیرستان و مراکز آموزش عالی است :  www.zibaweb.com

     هنوز صدای  ناامید کننده ؛ یاس آور و خشمناک و با طعنه برخی معلمان و  معاون و مدیر مدرسه  در جلسات شورای معلمان ، دفتر مدرسه و سالن و حیاط آموزشگاه توی گوشم هست که با عباراتی ناامید کننده ، توذوقی ، کنایه و طعنه و سرزنش ، مانع خلاقیت معلمان جوان یا فعال و نوآور و نیز منحرف کننده از آموزش فعال و ایفای نقش معلمی  وی می شوند و بدین ترتیب خود را طبق احادیث شریف معصومین ع مدیون مردم کرده و حق الناس را برای خود ایجاد می کنند ...و این صداها و اعتراضات و یا توصیه های به ظاهر دوستانه ، باعث آزردگی خاطر معلمان یا مدیران وهمکاران دلسوز و تلاشگر و مانع از انجام درست وظایف آنان می شوند . انگار این دسته "آیه یاس خوان" حقوقی از دولت دریافت نمی کنند  و فقط مسئول ناامید کردن آندسته همکاران دلسوز فرهنگی هستند  که می خواهند پولی را که به عنوان حقوق دریافت می کنند حلال و پاک باشد  و به اصطلاح نان حرام ناشی از کم کاری و بی توجهی به وظایف خود را  به منزل نبرند ! شاید اینها افسردگی دارند و دیگر دنیا را به پایان رسیده فرض می کنند و حتی فاتحه فعالیتهای آموزشی را هم خوانده اند ، و یا بدبین هستند وهمه را با عینک بدبینی نگاه می کنند  و یا حسود هستند و راحت طلب که نکند فعالیت های نوآورانه دیگر معلمین باعث پیشرفت آنان شود و برای کم کاران مزاحمتی ایجاد نماید و زیر سوال بروند !

     همه دسته ها و گروههای اداری و همکار و غیره به نوعی به من تذکر داده بودند و بازخواست و سرزنش کردند از کارمندان وزارتخانه گرفته تا خدمتگزار مدرسه و والدین دانش آموزان از روزنامه ها گرفته تا وبلاگ و سایتهای اینترنتی ! ولی  بید نبودم که با هر بادی بلرزم ، من کارم را دوست دارم ، معلمی و فعالیت های آموزشی بسیار عزیز است ،شاید هر معلم دلسوزیک قدم به بهشت موعود نزدیکتر شده باشد ، رستگاری و عاقبت به خیری و خوشبختی از برکات معلمی است ، این را حس می کنم .

    جملات و عباراتی را که از این سالهای خدمت در آموزش و پرورش در قالب مربی پرورشی ، دبیر ، مسئول واحد ،کارشناس ،مدرس و غیره به یاد دارم ذکر می شود ، قضاوت با خوانندگان محترم ، بدیهی است قصد کنایه به هیچ مسئولی در این نوشته لحاظ نشده و صرفا" برای توجه همکاران فعال و نوآور و دلسوز  آورده شده است و قصد کوبیدن دسته ای خاص مانند مدیر ، ناظم ، مربی پرورشی و دبیر و غیره را ندارم و کسی که روشن بین باشد نباید  اینها را به خود نسبت دهد  و تازه موارد زیر مربوط به دوره خاصی از  وزیر آموزش وپرورش ، مدیر کل آموزش و پرورش ، رییس آموزش و پرورش شهرستان ومسئول دایره خاصی نیست چرا که در 22 سال خدمت تعداد زیادی از این عزیزان به خدمت اشتغال داشته ونیز روی سخن با همه افراد اعم از مدیر مدرسه ، معاون ومربی تربیتی و معلم  خاصی نیست  در هرسال ممکن بود برای 1 نفر  پیش بیاید و فکر می کنم بهترین راه طرح برخی طرز فکرهای کهنه و منسوخ شده در معلمی و مدیریت که شاید مربوط به دوران مکتب و میزرا بوده ولی هم اکنون نیز در برخی مدارس ایران به چشم می خورد ، به همین قلم ها و روش ها باشد . بیشتر از همه فضای کلی آموزش وپرورش کشور مد نظر است که مسلما" تحولات فرهنگی به سرعت و دریک زمان مشخص انجام نمی شود .و خوشبختانه در طی خدمت درمدارس استانها وشهرستانها و روستاها ی مختلف ایران هیچ گاه دارای توبیخ توسط مسئولین مافوق نبوده ام ولی با مشکلات زیاد تا کنون توانسته ام خلاقیت و تحقیق و نوآوری داشته باشم و تا حدی در فعالیتهای آموزشی موثر باشم .و گواه این مفید بودن را صدها پزشک ، مهندس ، کارشناس،تاجر و یا کاسب و کارمند محترم به عنوان دانش آموزان و دانشجویان دیروزی بنده و نیروهای فعال کنونی به من منتقل می کنند . و امید دارم در خانواده میلیونی آموزش و پرورش حتی موارد انگشت شمار از نمونه های ذکر شده  وجود نداشته باشد ، ما موظفیم شیوه های جدید را به کار بندیم ، هر معلم ، مدیر و فرهنگی دلسوز ، بهتر از هر کس دیگری می داند که شرایط جامعه خیلی تغییر کرده است و نیاز به  روزآوری اطلاعات خود ، شیوه های نوین تدریس ، راههای جذاب کردن مدرسه ، پیشگیری زیرکانه از آلودگی ها ی اجتماعی ،توجه به نوآوری ، توجه بیش از پیش به معنویات ،استفاده عملی بیشتر از احادیث گرانبها ، روش های قرآنی ، استفاده از محبت و احترام در اداره مدرسه ،ترویج مجدد احترام متقابل دانش آموز و معلم و کادر مدیریت آموزشگاه و غیره وجود دارد ...

تذکر مهم: استفاده از مطالب زیر فقط با درج نام نویسنده و آدرس سایت و بدون هر گونه تغییر ودستکاری امکان پذیر است.

1-   مدیر مثلا" با سابقه : آقای معلم شما هنوز بی تجربه هستید ، تازه چند سال آینده خواهی دانست چه خبر است !خیلی خودت را به رنج و زحمت نیانداز !برای چه کسی اینقدر زحمت می کشی ؟ ما هم قبلا" مثل تو بودیم !

2-   همکاران مدرسه : همکار جوان  ، هنوز اول راه هستی ،باید سختی های زیادی بکشی تا از این طرز فکر های به اصطلاح تازه دست برداری ! درست را بده و برو به چیزی که به شما مربوط نیست ، کاری نداشته باش.

3-   بالاخره می فهمی که زحمت و فعالیت  بیش از حد فایده ندارد ،دانش آموزان سر به هوا هستند،دیگر علاقه ای به درس و کلاس ندارند!

4-   تو باید مانند دیگران و در حد آنها کار کنی ،نشنیدی که "همرنگ جماعت شو" تو حتی این اصل ساده را نمی دانی ؟ کاری نکن که توی سرت بزنند .

5-   زیاد زحمت نکش ،کسی "ازمسئولین" قدر تلاش و کار تو را نخواهد دانست و تشکر نخواهد کرد!مگر کسی خواهد بود که بگوید دستت درد نکند ؟

6-   تذکر کادر مدیریت مدرسه و سایر دبیران :  شما دانش آموزان را پرتوقع و پر رو  بار آورده ای !آنها نباید اظهار نظر کنند  فردا خودمان را هم از مدرسه بیرون خواهند کرد پرورش روحیه نقادی دانش آموز ، چه صیغه ای است ؟

7-   مدیر و معاون مدرسه : "جنب و جوش و سر وصدای دانش آموزان کلاس شما باعث مزاحمت برای مدرسه و اعتراض معلمان شده ، کلاس باید کاملا" ساکت و با انضباط باشد! دانش آموز باید از دبیر حساب ببرد.

8-   معاون : اگر با دانش آموز دوستانه رفتار کنی از شما سوءاستفاده می کنند و سوار سرتان میشوند، نباید به دانش آموز جماعت محل گذاشت ، دوستی و رفاقت در مدرسه معنی ندارد!

9-   همکاران در دفتر : آقای دبیر چرا بیخودی به خودت زحمت می دهی ؟ درس برای دانش آموز چه فایده ای دارد مگر لیسانس و فوق لیسانس بیکار در مملکت کم داریم ؟ به چه امیدی درس بخوانند ؟حتی لیسانس را هم به کارگری قبول نمی کنند! .

10-  معلمان :مربی پرورشی محترم چرا دانش آموزان را در حیاط و سالن مدرسه دور خودت جمع می کنی ؟ 4 روز دیگر ما نمی توانیم از حیاط رد شویم !می ریزند روی سرمان !

11-  معاون مدرسه : آقای معلم جوان ! بت گفته باشم اگر هنگام رفتن به کتابخانه شهر ، به یک دانش آموز آسیب برسد باید تا ابد توی زندان آب خنک بخوری ، ما مسئولیتی قبول نمی کنیم میگم دانش آموزان را نبری بیرون مدرسه به نفعته ! مجوز مدیر و اداره در مقابل حوادث کشکه!

12-  ما به عنوان مدیر و معاون مدرسه مسئولیت کارهای شما را به عهده نمی گیریم ، چرا قول بازدید از کارخانه فلان را به دانش آموزان داده ای ؟ دست بردار از این کارها! با کدام پول ماشین کرایه کنیم ؟

13-  مدیر:بی خیال شو مگر نمی دانید ما که بودجه ای جهت خرید روزنامه برای مدرسه نداریم ، می خواهی از جیب خودم بدهم ؟اصلا" روزنامه چه فایده ای برای دانش آموز دارد ؟ خیلی زرنگ باشد کتاب خودش را می خواند !

14-  ناظم : آقای معلم دلسوز ، به شما گفته باشم که مسئولیت دانش آموز  از درب حیاط مدرسه به بیرون با ما نیست ، شما چه کار به وضع ظاهر او یا دوستان نابابش در بیرون مدرسه دارید ؟دانش آموز خودش پدر و مادر دارد !

15-  من به عنوان مدیر به شما تذکر می دهم که سایر معلمین مدرسه به کارهای عجیب شما اعتراض دارند ، چرا به دانش آموزان گفته اید نقد و انتقاد از مدرسه و صندوق انتقادات را فراموش نکنند!

16-  برای درس مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان ، گزارش داده اند که شما در مورد  رسوم اضافه خواستگاری و مراسم ازدواج و نیز برخی شیوه های زندگی اجتماعی مردم  و تعدادی از برنامه های صدا و سیما در کلاس صحبت و نقدکرده اید ،  مواظب خودت باش و به درست برس ، این جوانان تا ازدواج فاصله زیادی دارند وظیفه ما نیست در مورد ازدواج حرف بزنیم!(منظور مصادیق  درس هنجار در احتماعی اول دبیرستان بود )

17-  معاون مدرسه به همراه مدیر بایک تذکر دوستانه: می گویند پدر دانش آموز الف  معتاد است و وضع اخلاقی خوبی ندارند ، بهتر است در مدرسه اصلا" به این دانش آموز نزدیک نشوی  نکند برایت حرف در بیاورند!

18-  مدیر و ناظم:ماکه دین و وظیفه خود را به مدرسه ادا کردیم ولی وقتی دانش آموز "آدم" نمی شود دیگر ما مقصر نیستیم،چرا زحمت زیادی بکشیم!(موضوع پیشنهاد معرفی دانش آموز مشکلداربه مشاور و روانشناس)

19-  شما به دانش آموزان گفته اید برای استفاده بیشتر از زنگ ورزش ورفتن به حیاط آموزشگاه وسالن ورزشی شهر  به مدیر مراجعه کنند !آیا میدانی اگر کسی در حیاط بیافتد و دستش بشکند ، پدر ما را در می آورند؟ دانش آموزان را پر رو بار نیاور !

20-  چرا باید معلم در مدرسه از عطر استفاده کند ؟ آیا نمی گویید  بچه ها در منزل بهانه می گیرند و آنوقت والدین به ما اعتراض می کنند ؟(اعتراض به پیروی معلم از رفتار مبارک پیامبر ص)

21-  من در جلسه شورای معلمین مدرسه تذکر داده بودم که نباید در سر صف یکجا به همه بگویند که دانش آموزان نباید سی دی های غیر اخلاقی به مدرسه بیاورند چون همه جریح و حساس می شوند نسبت به این موارد ! آقای مدیر به من گفت : آقا ما کار خود را خوب بلدیم از پشت کوه که نیامده ایم ، یک مدیر و ناظمی گفته اند و یک معلمی ، هر کس وظیفه خود !شما به کلاس و درس خودت برس!

22-  مدیر در اولین جلسه شورای دبیران : همکاران عزیز همین اول بگویم راستش من به اجبار مدیر شده ام و هیچ علاقه ای به درست کردن دردسر برای خود ندارم ، کاری کنید که این یک سال را بدون مشکل سپری کنیم  تا من سال آینده از مدیریت خلاص شوم!فقط به وظایف خود ، به نحو احسن عمل کنید!(دادن انرژی مثبت!)

23-  آقای مدیر به من: چند مورد طرحی که برای مدرسه نوشتی  خواندم ،متاسفانه امکاناتی برای برگزاری و اجرای این طرح ها نداریم  و فکر نمی کنم اداره هم مجوز آن را بدهد  خودتان می دانید که بودجه ما کم است ( موضوع، دادن جایزه برای مسابقه "هر ماه یک حدیث یک جایزه"!)(پیشنهاد دیگر، دادن جایزه به 3 نفر از دانش آموزان موتور سوارمدرسه که مقاله ای درمورد آلودگی صوتی بنویسند !)

24-  پیشنهاد من برای شادابی داخل مدرسه ، مدیر :خواهش می کنم دست بردار ، اگر فلان مسئول داخل اداره بداند ما در زنگ تفریح در سالن مدرسه موزیک ملایم  پخش کنیم ، به شدت عصبانی می شود و ما را زیر سوال می برد !(نقض مدرسه محوری)

25-  در رابطه با درس مطالعات اجتماعی قسمت انتخاب کورکورانه نماینده ، مدیر : آقای دبیر ؛ از اداره زنگ زده اند و گفته اند  مراقب باشید که چه نکاتی در کلاس های مدرسه مطرح می شود ... چرا برای خودت و ما درد سر درست می کنی ، نماینده مجلس و غیره به شما چه ربطی دارد  ... اصلا ما چه کاره ایم که در موارد سیاسی نظر بدهیم ؟همین را کم داریم که مارک سیاسی بر ما بزنند !

26-  معلمان همکار : تو سر سالم به گور نمی بری ! قبل از تو خیلی ها خواسته اند به اصطلاح خلاق باشند  ولی نتوانسته اند  تو که از آنها بالا تر نیستی ! این مسائل باید در سطح کشوری درست شود !

27-  همکاران : شما توقع مدیر  را از ما بالا می بری ، حرف نزن بگذار جلسه شورا زودتر تمام شود ، کار داریم ، ول کن باید زودتر به خانه برویم ! تو معلوم نیست سر پیازی با ته پیاز ، مگر کاری از تو برای بهبود آموزش در کشور بر می آید؟!

28-  ازهمکاران : آقای مدیر و مربی پرورشی ؛ لطفا" دفتر را بیار تا صورتجلسه شورای معلمین را امضا کنیم ، هر چه شما در جلسه تصویب کردید آزادید و صاحب نظر ، ما قبول داریم ...و هفته بعد آنها را می خوانیم !اگر اجازه بدهید ما کار داریم  بریم !

29-  همکاران : آقای مدیر ! سر خودت را درد نیار ، این تصمیمات شورای دبیران که ضمانت اجرایی نداره ! ما برای چی پیشنهاد بدیم ؟ (انگار تا حالا طرحهای نوآورانه بسیار زیادی داده بودند!)

30-  همکار : ما به شما اعتراض داریم  85 درصد قبولی در دبیرستان یعنی چی ؟ مگر می شود  در سال قبل قبولی این درس  18 درصد بود ولی حالا برسد به اینقدر ؟ چرا نمره الکی می دهید به دانش آموز ؟ شما به آنان زیادی "رو " داده اید !(حفظ کردن طوطی وار کتاب و آوردن روی برگه)

31-  مدیر و معاون در صف صبحگاه : از فردا کسی حق ندارد  هیچ نوع میوه ای به مدرسه بیاورد ، بعضی از والدین اعتراض کرده اند ، شاید کسی نداشت میوه بخرد ! اگر کسی میوه بیاورد نمره انضباطش در این ترم  صفر می شود!

32-  برای پرسش گروهی و مسابقه درسی در کلاس ، خدمتگزار با صورت بر افروخته و عصبانی در حضور مدیر  : این 20 سال هیچ معلمی مانند  شما نحوه چیدن  صندلی ها را به هم نزده ، مگر من چقدر حقوق می گیرم که صندلی ها ی کلاس جنابعالی را مرتب کنم !؟ ( البته هر ماه یکبار قرار بود که به عنوان دبیر بی نظم این مسابقات در یک کلاس برگزار شود )

33-  ناظم : آقای معلم شما هنوز بی تجربه هستی ، باید دانش آموزانی که حتی 3 دقیقه دیر به صبح گاه رسیده اند را زنگ اول  در گوشه حیاط  نگه داریم تا دیگران از دانش آموزان "متخلف"  عبرت بگیرند ! تجربه من نشان می دهد اگر انگشت نما شوند دیگر تکرار نمی کنند !(تربیت خاطیان و بزه کاران برای جامعه آینده)

34-  همکاران در جلسه شورای دبیران: آقای معلم از این طرح های شما  خیلی بیشتر در داخل دفتر صورتجلسات سال های قبل وجود دارد  و خاک می خورد ، خودت را اذیت نکن! چند برابر آنها هم در داخل میزهای اداره وجود دارد. مگر کسی به آنها توجه می کند ؟.

35-  همکاران فرهنگی:من درسم را می دهم هر کسی گوش کرد یا یاد گرفت و نگرفت به من ربطی ندارد ، شما چرا هر ماه امتحان کتبی می گیری؟مگر مدرسه بودجه فتوکپی و تکثیر دارد ؟! تازه مگر بیکاری که بنشینی و تصحیح کنی؟

36-  مدیر حق به جانب: والدین اعتراض کرده اند  که دبیر فلان درس گفته : اگر توانستید برای جلسه بعد  یک روزنامه بخرید وبرخی مطالب آن را خلاصه کنید و در کلاس مطرح نمایید و نمره بگیرید ،  آیا فکر نمی کنی برخی خانواده ها پول نداشته باشند ؟(این دیگر از انفعالی ترین مدیران است که حتی برای والدین توضیح نمی دهد که  اختیاری است و دوما" 40 یا 50 تومان معمولا در جیب هر دانش آموز پیدا می شد سوما " اگر دانش آموز انجام داد تشویق می شود و نمره می گیرد ! بدون هیچ توضیحی دبیر را پیش والدین مقصر می کند !)

37-  معاون و مدیر : آقای معلم عبرت نگرفته ای ؟ مگر نشنیدی تعدادی از دانش آموزان دختر تهرانی در استخر پارک غرق شده اند، اردوی بازدید را فراموش کن بچسب به درس و کلاس !لطفا" برای ما درد سر درست نکن اصلا اداره هم موافقت نخواهدکرد !

38-  آقای مدیر و معاون ، چرا شرکت تعاونی مدرسه را فعال نمی کنید ؟ معلم عزیز نمی خواهم برایم حرف در بیاورند ! که مدیر از شرکت تعاونی مدرسه "سود" به جیب می زند!(محافظه کاری مرضی و نداشتن اعتماد به نفس در مدیریت و عدم توجه به نیازهای ضروری دانش آموزان در زنگ تفریح و ..)

39-  حدیث ، قرآن ، مسواک زدن ، مرتب بودن ظاهر دانش آموز،شرکت در نماز جماعت ،خوب است ، ولی شما دبیر جامعه شناسی هستید  ، چه ربطی دارد ؟ اینها باید در کلاس دینی و قرآن مطرح شود شما اگردر رشته خود کم کاری نکنید ، وبه کتاب خودت برسی خیلی بهتر است !(یکی از والدین گفته بود دانش آموز را نفرستاده ایم که مسواک زدن را یاد بگیرد!)

40-  دبیر به مدیر و ناظم :  دانش آموزان کمک ناظم (مبصر) دارند از بچه ها باج می گیرند و اسم دانش آموز را به عنوان متخلف می نویسند و برخی را خط می زنند و تهدید می کنند و غیره لطفا" کنترل خود را بر آنان بیشتر کنید نگذارید زور بگویند ! ... مدیر و ناظم : نه آقای معلم باید دانش آموزان از هم اکنون در اداره مدرسه نقش داشته باشند ...! ( انگار آن دانش آموزان مسئولان اضطراب انگیزی و استرس در مدارس هستند که باید وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند !)

41-  برخی معلمان : این که مدیر نیست ! مدیر چند سال پیش ما  خیلی خوب بود ! او اصلا" جلسه شورا تشکیل نمی داد فقط بعضی وقتها ما یک امضایی می کردیم و خودشان می نوشتند و برای وقت معلمین خیلی احترام قائل بود ، کاری به دفتر نمره و کلاس نداشت ، از داخل کلاس های ما خبر نداشت ، خیلی محترم بود اگر ما چند جلسه به مدرسه نمی آمدیم و به کار شخصی خود می رسیدیم ، حتی یک تذکر نمی داد !و همیشه چشم پوشی در سر لوحه کارش بود چرا که به احترام ما نظارت و کنترل را از مدرسه حذف کرده بود ! ( هر کی به کار خویش بود جز تعلیم وتربیت !)

42-  از همکاران عصبی: مسئولی از وزارتخانه هم نباید  داخل کلاس من بیاید ! من هر جوری دلم بخواد درس میدهم و امتحان می گیرم ،کسی حق ندارد از شیوه تدریس من بپرسد من سراسر تجربه هستم و خوب می دانم چه کار کنم !  بیخودی نیست که نزدیک به 3 دهه تجربه دارم !

43-  دبیر بدبین : جلسات گروههای آموزشی یعنی چی ؟ مگر معلم وقت دارد در آن شرکت کند ؟ با کدام پول و حقوق ! من خود خیلی بیشتر از آنها تدریس و کلاس داری را بلدم !(انگار نباید به خاطر خود و کسب تجربه برود گروهها ی آموزشی آنهم رایگان ! اگر شرکت در گروههای آموزشی پولی شود آنوقت اینها دست و پا می شکنند برای جلسه !)

44-  دبیر به من :آقای معلم تازه کار ؛ نمی خواهد در جلسه شورا نکات قوت روش تدریس کلاس های خودت را بشماری ، من کوله باری از تجربه هستم ، خودم  کلاس داری را خوب بلدم ، روش تدریس من منحصر به فرد است  ... اصلا بیایید پشت درب کلاس  وجدانا" ببینید آیا تا آخر زنگ  جیک بچه ها در می آید ؟!! ( چقدر به خود می بالد ، روش تدریس خفه کننده و غیر فعال و خاموش!)

45-  آقای مدیر  لطفا " تذکر دهید به معلمین که بچه ها را مدتی یکبار به کار گاه و آزمایشگاه ببرند تا مشاهده کنند و ... مدیر :  معلم جان ! تو را به خدا مگر نمی دانی آقای فلانی بیچاره کمیسیون پزشکی دارد و "باری به هر جهت"دادنش این مدرسه ؟ اون نمیتونه مدرسه بیاد و همیشه از پله ها بالا بره  ، ما باید همگی با اون همکاری کنیم  ، مشکل داره ! ( حق دانش آموزان را بی خیال ، ولشون کنید آموزش و مشاهده و عینیت کیلویی چنده ؟ 180 نفر فدای کمیسیون پزشکی فلان همکار! )

46-  راستی خانم فلانی چرا دانش آموزان را به آزمایشگاه نبردی در سال گذشته ؟ دبیر از خود راضی و قهری : اول سال یه بار بردم درب کارگاه را دیر باز کردند و تازه امکاناتی نداره ، بچه را ببرم چه کار ؟ تازه سروصدای بچه ها هم اعصابم را خورد میکنه باور کن من روزی 2 مشت قرص اعصاب میخورم !! اول باید همه امکانات دلخواه من را آماده می کردند بعد ... ( وقتی کارگاه را مشاهده کردیم ، هیچ چیزی کم نداشت و کاملا" مجهز بود !)

47-  مدیر در جلسه شورای معلمان : دانش آموزان مامور ما خبر داده اند که در کلاس های آقای فلان مباحثی مطرح شده است  ما در هر کلاسی چشم و گوش هایی بینا و شنوا داریم ! در مورد سیگار کشیدن آقای معاون ، دانش آموزان کلاس شما  انتقاد کرده بودند ، نباید می گذاشتید اصلا" نفس بکشند !!

48-  معلم زودرنج با عصبانیت : آقای مدیر الان گفته باشم نباید کسی اعتراض کند ! پایان ترم یک امتحان حسابی می گیرم تا حال بچه های کلاس دوم انسانی رو بگیرم ! باید نصف زیادشون رو بندازم تا بدونن دنیا دست کیه و دیگه به دبیر بی احترامی نکنن ! مدیر : خواهش می کنم اختیار کلاس و نمره با دبیران است ! (امتحان و ارزشیابی وسیله انتقام است  ! بی احترامی به دبیر چه بوده ؟ بدون اطلاع قبلی درس پرسیده بود و دانش آموزان اعتراض کرده بودند !)

49-  معلم از کار خود بسیار راضی بود که امروز حال دانش آموزان را گرفته بود ، دستور داده بود برای جلسه بعد کل کتاب را از اول تا آخر به صورت شفاهی  می پرسد و اگر کسی نمره بد بگیرد باید برود جلو دفتر !  وقتی هم اعتراض کرده بودندکه تازه یک هفته نمیشه که  امتحانات نوبت اول تمام شده ، کار ساز نشد !(مدیر که در دفتر حضور داشت جرات نمی کرد اظهار نظر کند و انگار چیزی نشنیده بود!)

50-  درست بیست سال پیش بود که در یک مدرسه ابتدایی در جلسه معلمین به عنوان مربی پیشنهاد دادم بیایید ثلث دوم (3 ثلث بود) برای کلاس سوم خانم فلان  به صورت آزمایشی به مدت  2 هفته نمره را برداریم و سطوح قوی – متوسط- ضعیف را بکار بگیریم و روی نتایج آن تجزیه وتحلیل کنیم و ببینیم آیا روی  عدم کنترل ادرار در ساعتهای میانی برخی دانش آموزان در کلاس و یا اضطراب و استرس  آنان موثر است یا خیر ؟!  متاسفانه به عنوان یک معلم جوان بی قانون و غیر مقرراتی نزدیک بود به بازرسان اداره معرفی شوم  و یک تذکر شفاهی قوی با حضور همه همکاران توی سرم خورد که: میخواهید ما را بیچاره کنید ؟ نمره از اذل بوده و باید باشد !اصلا" معلم بدون نمره یعنی کشک ! اصلا " اداره اجازه چنین کاری را نمی دهد واگر مطلع شود  توبیخ می کند !( که تا اذل نکشید و نمره 20حذف خواهد شد ، البته آنموقع شاید بازرسان مرا توبیخ هم می کردند! )

51-  در دبیرستان به خاطر احترام به جوانان ، پرسش پای تخته را 2 ماه برداشتم ،  نتیجه خوبی گرفتم ، ولی وقتی سایر دبیران با درخواست دانش آموزان برای این مورد روبرو شده بودند بنای اعتراض را گذاشته و در جلسه شورا شکایت کردند که کار های آقای دبیر فلان ما را پیش بچه ها ضایه کرده و از آمدن به پای تخته تمرد می کنند ! ( ما که نگفته بودیم تمرد کنید  بلکه فقط برای درس خودم اینطور بود)و آن دبیران معترض به کار خود افتخار می کردند که  :مجبور شده اند حال چند دانش آموزرا با نمره تک رقمی  بگیرند ! ...و بالاخره من را مجبور کردند که بلکه دست از این اقدامات عجیب بردارم ! (ولی لرزیدن پای دانش آموزان ، داشتن اضطراب و استرس زیاد وقتی روبروی دانش آموزان دیگر قرار می گیرند  ،به خنده افتادن پاسخگو در اثر شیطنت دانش آموزان نشسته ،  عدم توانایی در روان صحبت کردن و پاسخ دادن ، دست پاچه شدن  ، نمره بد گرفتن و غیره باعث شد به طرق دیگر ارزشیابی را انجام دهم )

52-  در مورد ترک تحصیل غیر منتظره دانش آموز  س، درشورای دبیران دبیرستان پرسیدم و خواستم پیگیری کنم ، دبیری که دانش آموز س را هر جلسه پای تخته می برده و سوال پیچ می کرد و به اصطلاح حالش رو می گرفت و تربیت می کرد و با نمرات تک او را به همه معرفی کرده بود ،در توجیه کارش می گفت : ولی این دانش آموز به مدرسه امده ،خدا پدرش را بیامرزد گفته : آقای معاون چشمش را در بیار اگر  درس نخواند ! شما اجازه دارید هر نوع تنبیه را برای او در نظر بگیرید ! ( و همه تصدیق کردند که بله پدرش از ما خواهش کرده که وی را تربیت کنید !تازه تنبیه هم نکردیم فقط نمره  صفر گرفته ! عجب تربیتی !؟)

53-  به پیشنهاد خودم قرار بود در جلسه شورا من هر ماه یک روش تدریس جدید و ارزشیابی را به طور خلاصه برای همکاران دبیر شرح دهم و روی ضعف و قوت آن با هم نظر دهیم ، درجلسه اول نحوه ارزشیابی را انتخاب کردم ، دبیران  که خود را علامه دهر و فوق تخصص روش تدریس می دانستند  و خیلی از آنها در دوره کارشناسی روش تدریس هم نخوانده بودند ، برای اینکه زودتر از جلسه جیم شوند و به گرفتاریهای بیرون خود برسند ،  دست به یکی کرده بودند  که من نتوانم روش را به طور کامل بگویم و در توجیه کار خود گفتند  دانش آموز باید هر جلسه آماده باشد که ممکن است دبیر درس بپرسد  و دبیر حق دارد هر وقت و از هر کجای کتاب درس بپرسد ، دانش آموز یعنی"آماده و آماده باش" پای تخته صداش می کنیم و 2 تا سوال می پرسیم و اگر هم بلد نبود خیلی ساده است ، نمره صفر حالش رو میگیره ! خلاص !، و جالب بود که مدیر  هم با قیافه حق به جانب برای اینکه دل اکثریت را به دست بیاورد تا خدای نکرده بر علیه او شورش نکنند ، تایید کرد و مهر تایید بر ارزشیابی سنتی عهد بوق آنان را زد ! اما مربی پرورشی این استدلال رو کرد و به طرفداری از من این موراد را ذکر کرد  (حتی برای ارزشیابی وقضاوت روز قیامت ، استانداردها از قبل مشخص شده اند و سپس سوال و جواب میشود ، در آخرت مچ گیری به این معنی وجود ندارد شما دبیران باید اول مشخص کنید چه مقدار از درس را  در چه زمانی و به چه صورتی یا چه نمره ای می پرسید ؟) www.zibaweb.com

54-  اما عذاب معلمین محافظه کار در 22 سال خدمت قابل توجه است ، آنهایی که از لام تا کام  چیزی نمی گویند و  کلا" ترسو هستند که نکند دیگران با دیدگاههای آنها آشنا شوند و این عده خاصیت زیادی ندارند ، در جلسات فقط به فکر امضای پایین برگه و  زودتر رفتن هستند ، یک روش کهنه و منسوج تدریس را با رعایت مقررات خشک سربازخانه ای دارند و چیزی توی کله شان فرو نمی رود ، تنها چیزی که بلد هستند اعتراض است به چیز های جدید و نوآوری ، جالب است که دانش آموزانی که این دسته تربیت می کنند مانند جوجه هایی است که بدون سرو صدا دنبال مادرشان راه می افتند و کاری به چیزی ندارند ! و این با معیارهای نوین آموزش و پرورش در مورد پرورش خلاقیت و نوآوری در آموزش وپرورش منافات دارد .

55-  عدم هماهنگی دفتر با معلمین در برخی کارهای تربیتی و مشاوره ای ، برای دانش آموزان مشکلاتی را به وجود آورده بود . برخی از دبیران از ریخت یک دانش آموز بدشان می آمد ، یک دانش آموز هیکلی و درشت داشتیم و او به عنوان قالتاغ و لات و شرور و مخل انضباط خشک کلاس توسط معلمین بدبین معرفی شده بود و جاش توی سالن و حیاط مدرسه بود تا کلاس  ،  ما وساطت کردیم و با همکاری مربی پرورشی این فرد را  تا 2 ماه مسئول برنامه ریزی برای مراسم آغازین و برخی کارهای فوق برنامه مدرسه شد که به نحو مطلوبی آنها را انجام می داد و پیشرفت خوبی در درس و نظم شخصی هم داشت و خیلی هم خوش برخورد ، مودب و محترم شده بود ، اما بر اثر اعتراض و هیاهوی  یک دبیر بدبین مبنی بر اینکه اجازه نمی دهم حتی 5 دقیقه هم دانش آموزی دیر به کلاس بیاید و یا از کلاس برود ، متاسفانه باعث شد تمام فعالیت های مفید در این مورد بی اثر شود و در اثر لجبازی دبیر ،مانند راه ندادن وی به کلاس ، نمره تک گذاشتن ، بی محل کردن و انداختن پشت درب کلاس ، تحقیر کردن و غیره،  این دانش آموز مجبور شد وظیفه خود را رها کند ! وقتی به مدیر گفتم ، جواب من را(که من بش حساسیت دارم !) اینگونه داد : من نمی توانم در کارهای دبیر دخالت کنم ، اگر دبیر راضی نباشد،  وزیر  هم نمی تواند  کسی را زورکی به کلاس بفرستد !و خلاصه از ما پشتیبانی نکرد  و آن دانش آموز به دانش آموز پرخاشگر و عصبی تبدیل شد و انرژی فراوان خود را صرف موارد منفی در مدرسه کرد و به آخر سال نکشید که در اثر اقدامات تخریبی مانند شکستن درب 2 تا از کلاسها و تحریک دیگران به بلند کردن وحرکت دادن ماشین آقای دبیر به چندین متر آنطرف تر بیرون مدرسه ، و تمایل والدین و خودش ، ترک تحصیل کرد و از مدرسه خارج شد ! ( که از این بابت این دبیر مقصر بود  و همچنان مدیون باقی خواهد ماند  چرا که از نظر دانش آموز او به مدت  2ماه یک پست خیلی مهم را در مدرسه گرفته بود و برای خود کسی شده بود ولی پس از مدتی هر روز پشت درب کلاس و گوشه حیاط و سالن سر می کرد و خورد شد ! خوب وقتی درس نمی خواند بهتر بود این وظایف را در مدرسه انجام میداد تاشاید امیدی حاصل می شد ! )

56-  قیافه دبیران عصبانی و اخمو و گرفته در اول ساعات شروع مدرسه آزار دهنده ترین صحنه هایی است که تکرار می شود . و باعث می شوند ناراحتی خود را به کلاس منتقل کرده و اثری از فعالیت مفید آموزشی در کلاس به چشم نخورد ! وقتی در دفتر مدرسه در این رابطه ها با اشاره و احتیاط صحبت کنیم با اعتراض و دادوبیداد این دسته مواجه می شویم که : با کدام حقوق اعصاب راحت داشته باشم ؟ با کدام حقوق قسط ماشین و منزل را بدهم ؟ با کدام دلخوشی بیایم سرکار و درس بدهم ؟ اصلا چرا باید  دلم برای دانش آموز بسوزد مگر کسی دلش برای من می سوزد ؟ و هزار دلیل دیگر و حق به جانب ! من فکر می کنم کسی که داخل شغلی شده آنهم معلمی ، نباید کمی و کاستی های حقوق  و بی توجهی رده های بالاتر را به حساب دانش آموز بگذارد و از او حق طلبی نماید و عصبانیت های خود را سر دانش آموز بی گناه خالی کند ،راهی برای این مسئله اصلا" به ذهنم نرسید مگر اشاره به احادیثی از معصومین ص در مورد کسب و کار حلال و روزی حلال در قبال انجام مثبت وظایف ، در این حال باز هم با جبهه گیری  مغرضانه و شدید اللحن و طعنه های زننده این دسته روبرو می شدم که نفس اگر از جای گرم بیاد این طور است ! اگر ماهم کارخانه داشتیم و سرمایه دار بودیم و معلم می شدیم آنوقت می دانستیم چکار می کردیم !! ما هم لج می کردیم در جواب توجیه می کردیم که 20 ساعت کار در هفته به صورت 45 دقیقه ای کار سختی نیست و باید باقیمانده را به مطالعه و تحقیق سپری کنیم ،  تازه ،  5 ماه تعطیلی در طی سال فرصت خوبی است برای استراحت و کار و افزایش معلومات ! چرا ناراضی هستید و ناراحتی خود را سر دانش آموز خالی می کنید ؟!چرا حقش را مبنی بر افزایش معلومات و تعلیم و تربیت و فراهم کردن محیطی پر از آرامش را از دانش آموز دریغ می کنید ؟ اصلا مگر افزایش حقوق دست دانش آموز است ؟ بله کار معلمی بیش از اینها می ارزد و باید حقوق وی بیش از اینها بود و.... تا یک کم از خشم خود بر ما به عنوان همکار کم می کردند !!

57-  مدیر : آقای معلم لطفا" تازمانی که در دبیرستان ما هستید فقط به کلاس و درس بپردازید نمی خواهم در این 2 یا 3 سال باقیمانده از خدمتم توسط اداره زیر سوال بروم !  قضیه از این قرار بود که اینترنت در ایران تازگی راه افتاده بود و کسی بدان صورت از وضعیت آن اطلاعی نداشت و ما که از اولین استفاده کنندگان اینترنت و جزو اولین موسسان سایت اینترنتی مستقل در ایران بودیم ، خواستیم در یک روش جدید ( مانند چت روم های گروهی ، یا کنفرانس های گروهی یاهو ) برای مسایل گوناگون و آزاد مرتبط با درس مطالعات اجتماعی و جامعه شناسی ماهی یکبار اتاق گفتگو در یکی از کلاس ها تشکیل دهیم و هر دانش آموز از هر پایه ای آزاد بود در آن شرکت کند و مطلب ارائه دهد و بحث کند ، یکی از این مباحث در مورد قانون شکنی توسط جوانان و مصادیق آن بود که طرفداران بسیاری پیدا کرد مبحث دیگر؛ چرا جلوه منفی از مذهب درجامعه ما ایجاد شده است ؟ و روز به روز به درخواست تشکیل چنین کنفرانس هایی افزوده می شد ، که متاسفانه محافظه کاری و ترس مدیر  باعث جلوگیری از تداوم آن شد !چرا که دانش آموزان جاسوس ، خبر چینی جلسات را کرده بودند و پیش بینی شده بود که نکند مسائل دیگری مطرح شود ! از سوی دیگر برخی دبیران که حسادتشان برای محبوب شدن سایر دبیران گل کرده بود ، کار خود را کرده بودند!(واین مورد را که جوان را اول بپذیریم و قبولش کنیم و احترام بگذاریم و سپس تعلیم دهیم را نمی دانستند )

58-  تجربه تلخ از یک مدرسه با داشتن مدیر و معاون محافظه کار ؛ آمدیم و در جلسه شورا گفتیم : آقای مدیر و معاون و مربی پرورشی ، همانطور که برای مراسم عزاداری تمام مدرسه را سیاهپوش می کنید و پرچم نصب می کنید و نوحه می گذارید ( که ما هم قبول داریم و معتقدیم ) بیایید همینطور در مراسم شادی و جشن های ملی مذهبی مقداری تحرک به مدرسه بدهید چون دانش آموزان اعتراض کرده اند و خواهان این فضای شاد هم به وقت خودش هستند ، چرا فقط به مراسم عزاداری بها میدهید و جشن های شاد مذهبی را فراموش می کنید ؟ اتفاقا" می توانید در این مراسم شاد ، نکات تربیتی را هم مطرح کنید ، سخنرانی کنید ،دانش آموزان سرود وشعر بخوانند ،جایزه بدهید ،مسابقه بگذارید و ....به اهداف تربیتی خود هم برسید ...چند روز بعد باز هم با یک تذکر دوستانه آقای مدیر(! )مواجه شدم که فلانی هر صحبتی را در هر جایی نمی شود مطرح کنی چون دوستت دارم میگم فردا مارک ضد مذهبی می خوری  ها ! اون وقت میگن فلانی ضد دین است و مخالفت می کند با مراسم عزاداری و مشکلات زیادی برایت به وجود می آید ، لطفا"مراقب خودت باش ! ( شما این حرف را بشنوید چه کار می کنید ؟ )

59-  یکی از معلمان بداخلاق و عصبانی و هیکلی را خیلی اوقات در کلاس می دیدیم که هیچ فعالیتی نمی کرد و اتفاقا" بعضی اوقات درب کلاس را باز می کرد و روبه پنجره می نشست و در فکر فرو می رفت و دانش آموزان هم حق جیک کردن هم نداشتند !و باید مشغول فعالیت مفید آموزشی حفظ کردن درس می شدند! وخیلی وقتها زمان کلاسش اینطور سپری میشد . ولی در جلسات شورای دبیران اولین کسی بود که به بیرون بردن دانش آموزان ازکلاس مثلا" برای کتابخانه یا تمرین نمایش و سرود اعتراض شدیدی می کرد !و می گفت دفتر نباید اجازه بدهد دانش آموزان در ساعات درسی بیرون کلاس بروند و من درسم عقب می ماند ، تازه اگر 15 دقیقه کلاس مثلا برای جلسه شورای دانش آموزی 2 نفر از شاگردان به نمازخانه می رفتند ، دیگر اجازه نمی داد داخل کلاس بروند ! و کلا" روی این قضیه حساس بود که هیچ مقام مسئولی اجازه ندارد وقت کلاس من را بگیرد ! آقای مدیر و معاون هم برای اینکه سایر دبیران متنبه شوند حرف او را تایید می کردند و مهر تایید بر گفته های بی اساس ایشان می زدند و در سرکوب اقدامات تربیتی در مدرسه همکاری می کردند ، اگر هم اعتراض می کردی 26 سال سابقه خدمت مخلصانه و سراسر گهر بار خود را به رخ دیگران می کشید ، انگار تمام زمان کلاس رابه فعالیتهای متنوع آموزشی می گذراند و نگو که برای شاید 45 دقیقه به کوههای اطراف مدرسه از پنجره خیره می شد و بیچاره دانش آموزان بی زبان حق اعتراض و سرو صدا یی هم نداشتند (تنها فایده کلاس ایشان این بود : یاد گرفتند که زنده باد دیکتاتوری)

60-  حق استفاده معلم و  دانش آموزان  از وسایل کمک آموزشی در یک مدرسه به سادگی توسط خدمتگزار مدرسه وتو می شد و با برخورد قاطعانه و بد ایشان روبرو می شدیم که : من چه گناهی کرده ام که باید ویدیو و سی دی و تلویزیون را آماده کنم ؟ 3 راه برق نداریم باید ازمال دفتر استفاده کنید ،اگر سی دی خراب شود من باید پاسخگوی مدیر باشم ! اگر هنگام آوردن به داخل نمازخانه مدرسه بیافتد و بشکند آیا شما پاسخگو خواهید بود ؟اگر از کار بیافتد شما یکی می خرید ؟ و اینقدر نق می زد و بهانه می آورد که ما را از کرده خود پشیمان می کرد و وقتی به اقای مدیر و معاون اعتراض می کردیم با سردی جواب می داد : کمبود فضای آموزشی مشکل ساز است ، ضمنا" من آن را تحویل خدمتگزار داده ام و بیچاره تقصیر ندارد چون اگر آسیب ببیند مسئول است !ضمنا جابجا کردن آن وسایل برای او زحمت دارد( تو نگو آن وسایل را از ترس دزدان شبگرد قایم کرده اند ) باور کنید برای برپایی یک جلسه با ویدیو یا سی دی باید هزار بار خواهش می کردیم تا بالاخره اینها راضی می شدند آنها را در اختیار ما بگذارند و روی خود را زمین می انداختیم و بسم الله می کردیم که نکند برق قطع بشود و بسوزد !

61-  در جلسه شورای معلمان مدرسه راهنمایی برای درخواست خرید نقشه جغرافیا از مدیر خواهش کردم و پیشقدم شدم تا حداقل چند تا نقشه در کلاس ها نصب شود و یا به کلاس ببریم تا دانش آموزان ببینند و بشویم یک معلم استفاده کننده از وسایل کمک آموزشی و فعال ! آقای مدیر گفت نیازی به خریدن نیست فکر می کنم چند تا داشته باشیم و طرح مارا "وتو" کرد ، وقتی 5 هفته بعد بالاخره آن نقشه ها را از زیر زمین مدرسه بالا آوردند دیدیم مال عهد بوق است و قابل استفاده نیست ، با درخواست مجدد من، قبول کرد که بخرد ولی با هزار آه و فغان از کمبود بودجه مدرسه ، منتظر روزی بودیم که نقشه های جدید خریداری شود و به دانش آموزان نشان دهیم و... حدود 3 ماه بعد که مثلا" نقشه خریده بود دیدم 3 عدد نقشه ایران خریده بود برای 3 پایه راهنمایی به مبلغ ناچیزی ! چاره ای نداشتم جز اینکه خودم از یک موسسه حدود 24 نقشه سفارش دهم و بهای آن را بپردازم فقط به خاطر اینکه به شاگردان قول داده بودم . حال نوبت می رسد به مصیبت بعدی و آن این بود که اولا" کوبیدن آن در کلاس جرم بود به دو دلیل اول : دیوارها خراب می شود دوم : سایر دبیران اعتراض می کنند که کلاس فقط برای جغرافی نیست بقیه دبیران هم حق دارند ( در حالیکه تا پایان سال حتی یک عکس بر دیوار کلاسها چسبانده نشد ! و خبری از اعتراض و یا حق خواهی سایر دبیران نشد )

62-  در سال اول دبیرستان پسرانه برای درس مطالعات اجتماعی  مجبور بودم برای یکی از موضوعات درسی ، فیلم ویدیوئی از یک قسمت ازکارهای هنرمند عزیزومورد علاقه ام آقای مهران مدیری (سریال نود شب) که از شبکه سوم سیما پخش می شد در منزل ضبط کنم و ببرم نمازخانه که تاسیسات عظیم کمک آموزشی ( شامل یک تلویزیون قدیمی و یک ویدیو که در چند ردیف نرده و میلگرد و نبشی و شاید تیر آهن جوشکاری شده بود و باز کردن درب آن کار من نبود ! ) در آنجا گذاشته شده بود ، وبا دانش آموزان ببینیم و جلسه تبادل نظر را همانجا برگزار کنیم . اتفاقا" موضوع آن بسیار جالب بود و مورد توجه دانش آموزان قرار گرفت و به هدف خود برای آموزش مفاهیم آن درس رسیدم  اما بشنوید از بقیه ماجرا .... یک روز غیر درسی از مدرسه تماس گرفتند و من را احضار نمودند که فوری بیا دبیرستان . رفتم آقای مدیر  درب دفتر را بست و پشت درب های بسته موضوح حیاتی و مهم خود را مطرح کرد : اگر به همین منوال ادامه دهی "می ترسم" بگویند در دبیرستان ما فیلم های ناجور برای دانش آموزان پخش می کنند ! بیا و این یک قلم را حذف کن ! ...توجیه من برای اینکه این فیلم از سیما هم اکنون پخش می شود و مجاز است و غیره فایده ای نداشت و محکوم شدم به تعطیل این اقدامات عجیب و مضرانه! وفقط با آن دید مدیریتی گسترده و باز و روشنفکرانه خود پیش بینی کرده بود که " نکند " اداره بگوید چرا در مدرسه فیلم پخش کرده اید ! در حالیکه با اداره ومسئولان آن آشنایی کامل داشتم که این موارد رامنع نمی کنند و لی چه میشد کرد جناب مدیر ما که خود را در حد فوق دکترای مدیریت آموزشی و بلکه صنعتی و بازرگانی می دانست ، همان اول با اقدام بجا و شایسته خود ، سد خوبی برای مقابله با اقدامات خلاف جهت آب و خلاقانه ما را ساخته بود و از این تدبیر خود بسیار راضی به نظر می رسید که حق دانش آموز برای استفاده از وسایل سمعی و بصری را باطل کند !(آخر در این دبیرستان استفاده از ویدیو و تلویزیون یک نوع اقدام ابتکاری و خلاق محسوب می شد !)

63-  هنوز یادم نمی رود ، ضربه دوستانه ای که معاون والا مقام دبیرستان پسرانه که بر شانه ام زد و من را راهنمایی دوستانه کرد ! که : فلانی درست که چند سالی تجربه داری ولی من سال های آخر خدمتم است و ضمنا" چند تا پیراهن بیشتر از تو پاره کرده ام ،  توصیه می کنم به دانش آموز جماعت اگر رو بدهی و زیادی احترام بگذاری نه تنها موفق نمی شوی حتی درس تو را هم نمی خوانند ! اگر زور روی سر آنها نباشد فرمان نمی برند و درس و مشق را انجام نمی دهند ، شما بیشتر به فکر درس و مشق آنها باش و سعی کن کتاب را بخوانند تا در آینده در زندگی و شغل موفق شوند ، دوست شدن با دانش آموزان و احترام بیش از حد به آنان معنی ندارد...از قول من می شنوی این کار را نکن !( قضاوت با شما )

64-  توپ و تشر  یکی از مادران را که تلفنی ابتدا به مدیر و سپس به من زده شد را فراموش نمی کنم  ، در مدرسه راهنمایی بودم و دانش آموزان خوب وزرنگی داشت و من به عنوان دبیر برنامه ریزی (در راستای کلاس فوق برنامه پرورشی) آنجا 6 ساعت تدریس موظف گرفتم  و از همان اول با استفاده از روش های تدریس جدید فعال و با دید دانش آموزمحوری و مباحثه و کنفرانس و وسایل کمک آموزشی و غیره  کلاس های خوبی تشکیل دادیم و حتی یکی از دانش آموزان هم ناراضی نبود . قضیه از اینجا شروع شد که می خواستیم نحوه فیش برداری و تحقیق کتابخانه ای و منبع نویسی را با زبان سطح راهنمایی کار کنیم  و بعد از آموزش های تئوری لازم به آنان وقت دادیم تا در یک فرصت یک ماهه چند نمونه فیش بنویسند و منبع نویسی کنند و غیره  ...وضع به خوبی تا یک ماه و نیم گذشت  تا اینکه یکی از مادران عصبانی شده بود و به مدیرگفته بود ما دانش آموز را فرستاده ایم مدرسه که درس بخواند نه کتاب و روزنامه بخواند ! این مسخره بازی ها را کنار بگذارید اگر اقدام نکنید مجبوریم برویم اداره و اعتراض کنیم و مدیر هم گفته بود باید اینها را به خود دبیر بگویی چون یکی دیگر از والدین اعتراض کرده که بیشتر به ریاضی بپردازید این کلاس به درد بچه من نمی خورد ، تازه گفته اند بروید در منزل بیکار شدید ازروزنامه ها خلاصه نویسی بکنید ...  راستش آقای مدیر هم زیاد جرات نداشت که جواب آنها را بدهد یا توجیه کند و فواید آن را بداند و توضیح دهد و موجبات سرکوبی ما فراهم گردید و بالاخره این کلاس علی رغم میل عموم دانش آموزان کنسل شدو حتی با اعتراض تعداد زیادی از دانش آموزان و والدین آنها نتیجه ای نگرفتیم  و دبیر محترم ریاضی درس موظف ما را به عنوان اضافه تدریس نوش جان کرد ! .

65-  کلمه اعتراض یکی از بدترین کلماتی است که مصادیق آن رنج آور است . من نمی دانم کادر مدیریت مدرسه چرا تا با این کلمه روبرو می شوند فوری خود را می بازند و اگر یکی از والدین فقط تهدید کند که : می رویم اداره اعتراض می کنیم ، نامه به مسئول می نویسم ،شکایت می کنم و ...  و خیلی از مدیران نسبت به این کلمه حساس هستند و فورا منافع عمومی دانش آموزان را  می بخشند و معاوضه می کنند ، و مدیر فکر نمی کند که مقتضیات مدرسه چیست ؟ اداره چه می خواهد و به طور کلی موقعیت سنجی ضعیفی دارند . یکی از والدین به آموزشگاه مراجعه کرده بود و گفته بود شاید کسی نداشت برای فرزندش میوه بخرد چرا اجازه می دهید میوه به مدرسه بیاورد ؟ شاید کسی نداشت که یک بیسکویت برای فرزندش بخرد چرا اجازه می دهید خوراکی به مدرسه بیاورند ؟ و مواردی این چنین ... نباید مدیر به خود اجازه دهد که فورا" نسنجیده دستور دهد آوردن خوراکی و میوه به مدرسه ممنوع است ! مگر تمام والدین این نظر را دارند ؟ مگر پزشکان توصیه نمی کنند  در ساعات مدرسه لازم است دانش آموز چیزی بخورد ؟ چرا با نظر یک نفر فورا" نظر مدیر تغییر کند ؟ باید بررسی کند که چند تا از دانش آموزان مدرسه توانایی مالی برای تهیه یک لقمه نان برای یک شیفت مدرسه را ندارند و اگر می تواند برای آن چاره ای بیاندیشد . اگر این مورد را که دانش آموزان ایرانی توانایی تهیه یک لقمه نان ساده را برای بردن به مدرسه ندارند را سازمانهای جهانی بشنوند ، چه فکری در مورد توسعه یافتگی ایران خواهد کرد ؟ دشمنان ایران چه استفاده های سوء تبلیغاتی در این مورد خواهند کرد ؟ هر کس در مدارس معمولی ایران برود و نگاه کند متوجه می شود که همه توانایی این یک قلم را دارند  از طرفی نهادهایی مانند کمیته امداد ، انجمن اولیای اداره ،و غیره دررابطه با دانش آموزان بی بضاعت راههایی را در نظر گرفته اند .پس نباید مدیر با عجله و به صورت احساسی تصمیم گیری نماید .

66-  در دبیرستانی بودیم که دارای دانش آموزان موتور سواری بود که از اگزوز های زنبوری و بوق های بسیار قوی که آلودگی صوتی زیادی را ایجاد کرده و موجب مردم آزاری می شدند ، استفاده می کردند و سرعت و ویراژ وبوق زدن را دوست داشتند و البته کار ناهنجار آنان برای مردم مشکلاتی را به وجود آورده بود . فکر کردیم که یک جلسه گفتگوی آزاد با حضور این دانش آموزان برگزار کنیم و از یک کارشناس مذهبی و یک پلیس برای اظهار نظر استفاده کنیم و برنامه و اهداف جلسه را تدوین کرده و به مدیر تقدیم کردیم ، بعد از چند روز معاون مدرسه آن را به طور کامل وتو کرده و مخالفت کردند که ما کاری به بیرون مدرسه نداریم خیلی زرنگ باشیم داخل مدرسه را اداره می کنیم ما وقت دعوت از پلیس را نداریم تازه اداره هم شاید مجوز ندهد!... انگار مدرسه با جامعه هیچ ارتباطی ندارد و از هم جدا هستند ، اتفاقا"تا پایان سال هر ماه شاهد تصادف سخت و خطرناک  چند نفر از این دانش آموزان بودیم و من مطمئن بودم که با چند جلسه علت یابی و آگاهی ، مقدار زیادی از این تمایل به سرعت و آلودگی صوتی و این تصادفات کاسته می شد که با مخالفت مدیر و معاون آموزشگاه موفق نشدم!www.zibaweb.com

67-  تجربه گرانبهایی داشتم که اگر دانش آموزان را دوست خود بدانیم ،خیلی از تخلفات آنان صورت نمی گیرد و دوست بودن و توی رودرباسی انداختن آنان مثلا" از سوزاندن درب کلاس درس و شکستن تمام شیشه های مدرسه جلوگیری خواهد کرد .....یادم هست که ما در دوران دبیرستان نقش هایی در اداره مدرسه داشتیم مثلا" اداره شرکت تعاونی با سرمایه بسیار زیاد به عهده دانش آموزان بود ، تمام فعالیت آغازین بدون حضور مدیر و معاون انجام میشد ،اداره کتابخانه بزرگ مدرسه،حضور و غیاب های کلاسی و جمع بندی آن،نظافت قسمتهایی از سالن و کلاس که به اختیار انجام می شد نه اجبار ، بر گزاری مسابقات قرآن و دادن جایزه ، برگزاری مسابقات ورزشی با دیگر دبیرستان ها ، حضور در سالن های ورزشی شهر و غیره   و از همه مهمتر ماهی یکبار اردوهای شبانه ( از شیفت عصر پنج شنبه تا صبح جمعه) با حضور مدیر ، معاون ، مربی تربیتی،و برخی از دبیران  با برنامه های متنوع مانند قرائت قرآن و مسابقه و جایزه و شام ساده و گاهی دعای کمیل و سخنرانی و نماز جماعت و ورزش صبحگاهی ، کوهنوردی وغیره داشتیم و هر ماه برای رسیدن زمان آن لحظه شماری می کردیم و کلا" در اداره مدرسه نقش بسزایی داشتیم و خود را در حد یک دبیر می دانستیم و به این نقش خود تشخص و افتخار می کردیم ، در این جلسات مفاهیم والای تربیتی به ما شناسانده می شد ، آموزش های مذهبی مفید داده می شد ، واقعا " در دبیرستان به خاطر این برنامه ها و نقش های خود از هر گونه تخلف مانند دیر آمدن ، بی احترامی به دبیر ،درس نخواندن،تخریب تاسیسات مدرسه،شلوغ های بی مورد ، رفتارهای خطرناک در محیط دبیرستان و حتی مسیر آن تا منزل،غیبت غیر موجه ،قانون شکنی در دبیرستان ،تقلب در امتحان، تمسخر دبیران،و سایر اعمال ناهنجار محیط مدرسه پرهیز می کردیم و کسی هم با چماق زور روی سر ما نبود بلکه این مفاهیم درونی شده بود و به اختیار اینگونه بودیم ....  آمدیم به مدیر دبیرستان خود در این اواخر پیشنهاداتی دادیم که مثلا یک روز عصر جمعه بیاییم مدرسه و اردوی عصر جمعه برگزار کنیم ، نه شب ، و در آن برنامه واهداف ما این است تا حداقل تعدادی از دانش آموزان شلوغ را آموزش دهیم و شاید توی رودرباسی این نشست های صمیمانه قرار گیرند و به دانش آموزانی خوب و مودب تبدیل شوند ....  بهانه های زیادی مطرح شد که ما را مجبور کرد نامی از آن نبریم  مهمترین آن این بود که آقای سرایدار عزیز  عصبانی شده و گفته بود من هیچ وظیفه ای برای ساعات تعطیل ندارم درب را هم باز نمی کنم اگر ناراحتید به ویز اموزش و پرورش زنگ بزنید ! اگر کسی بیافتد و دستش بشکند شما دیه او را می دهید ؟ مدیر گرامی هم شروع از نبود بودجه کرد و اضافه کرد اداره هم مخالفت می کند ! گفتیم بودجه را خودم تهیه می کنم از جیب مبارک خودم، مجوز را شما درست کنید ....  آنقدر بهانه شنیدم که از طرح این چنین پیشنهادات قبیح ! وکله شقانه ای پشیمان شدم !

68-  انتقاد پذیری مدیران ،معاونین و کارکنان مدارس در خیلی از موراد ضعیف بوده و با طرح کوچکترین انتقاد ، آنان شروع به توجیه و دفاع و جبهه گیری می نمایند و فرد منتقد را از کرده خود پشیمان می نمایند و فکر می کنند که قصد منفی در طرح انتقاد وجود داشته و ممکن است به موقعیت آنان لطمه وارد آید و برای جلوگیری از تکرار این نوع انتقادات شاید در پی سرکوب فرد نقاد باشند .

69-  یادم هست که چند سال پیش مطالبی   به نام "هنوز بی تجربه ای "  و " دیگر غمخوار نیستم" را در روزنامه همشهری از اینجانب به چاپ رساندند و به شیوه ظریف از نگرشها و برخورد و قضاوت برخی مسئولین  و کم کاری برخی همکاران ، بی توجهی مدیران به نظارت آموزشی و غیره انتقاد کرده بودم که به دبیران دلسوز و نوآور توجهی نمی شود هیچ ، بلکه آنان آرام آرام در انزوا قرار گرفته اند ، وفکر می کردم با این کار نظر دیگران هم برای تایید مطالب را جلب می کنم اما بر عکس مجددا" مورد انتقاد قرار گرفتم که چرا بدون اطلاع این مطالب را در روزنامه چاپ کرده ای ؟ چرا قبلا"مطالبات خود را مطرح نکردی ؟ عوامل نارضایتی چیست ؟و چرا های دیگر ؟ راستش طوری شد که دیگر جرات نکردم چیزی بنویسم والا مورد بازخواست قرار می گرفتم .

70-  تازه شورای دانش آموزی مدارس راه افتاده بود و به ظاهر هدف آن بسیار شیرین بود که می توانست دانش آموزان منتقد ، حق طلب ، خلاق،تیز بین،مورد مشورت و احترام وغیره را تربیت کند . به دلیل عدم توجه مدیر و معاون و مربی پرورشی و عدم حضور آنان در برخی جلسات دانش آموزان ، بنده در جلسه شورای معلمان به این مورد انتقاد کردم که چرا یکی از آنان یا دبیران نباید در جلسه شرکت کندو برای دانش آموز احترام قائل شود ؟ چرا مانند بزرگترها در جلسات از آنان پذیرایی مختصری نشود و مصوبات آنها را به اطلاع سایر دانش آموزان قرار ندهیم ، چرا با بی توجهی  ما  این جلسات به محل بازی گوشی و شیطنت و شوخی دانش اموزان تبدیل شود ؟ و کلا" چرا مشورت و تبادل نظر را از همین اول برای مسئولان فردا زیر سوال ببریم ؟ که با توجیه های عمیق مدیر و معاون و دفاعیات محکم اقای مربی پرورشی روبرو شدم : چای نداریم ، نمی توانیم هی دم ساعت شیرینی بخریم ، وقت نداریم ، راست می گی خودت بیا اداره کن ،این انتخابات فرمالیته است ! شورای دانش آموزی به این دلایل زائد است ! و دلایل بسیار دیگر .... انگار این دانش آموزان از همین الان محکوم به شکست و بچه بودن و خام بودن هستند !

71-  آموزش دیکتاتورپذیری ، استبداد پذیری ونداشتن اعتماد به نفس و عدم نیاز به موفقیت را از همین مدارس ابتدایی و سپس راهنمایی و دبیرستان به دانش آموزان یعنی پدران و مادران و مسئولان آینده کشور می آموزند !کسانی که در آینده حتی جرات نکنند خواسته به حق خود را مطالبه کنند .. اینها مطالبی بود که در جلسه شورای معلمین یکی از مدارس گفتم و اضافه کردم در مدارس ما ابتدا از اهرم نمره برای سرکوب دانش آموز استفاده می شود سپس از اهرم دفتر انضباطی ، از اهرم جلو دفتر منتظر ماندن برای مشخص کردن تکلیف ، گوشه حیاط ماندن به عنوان تنبیه ،پایین کلاس ماندن برای عبرت،بیا پای تخته جواب بده و بعد نمره منفی ،معرفی و اعزام به دفتر مدرسه برای سرکوب و ارعاب ، خفه شو و دیگر تکرار نکن در صورت اعتراض دانش آموز ، جواب سلام دانش آموز را ندادن برای اینکه پر رو نشود، دبیران علت نمره کم گرفتن دانش آموز را به وی نمی گویند ، برای جلسه بعد دانش آموز نمی داند چکار کند ، از کجا درس پرسیده می شود ؟ حتی نمی تواند اعتراض کند که آقای معلم چرا هر جلسه درس می پرسی ما خسته شده ایم دیگر ؟ به عنوان تنبیه کسی حق ندارد اجازه دستشویی بگیرد ،کسی حق ندارد برود وسط ساعت آب بخورد ، اگر مجموع این اعمال یا یکی از اینها را دانش آموز انجام بدهد یا نمره صفر خواهد گرفت  یا به دفتر می رود و یا زنگ می زنند والدینش بیاید مدرسه و تنبیهات دیگر  .... واضح است که اینها نمونه هایی از سرکوب و حفقان است اما در سطح جامعه کوچکتر مدرسه و گروه کلاس ، که بعدها منجر خواهد شد به اینکه در جامعه بزرگتر هم نتواند حق خود را بطلبد و شجاع باشد زیرا ممکن است تنبیه شود آنهم در سطح وسیعتر و مشکلتر ! ...... با گفتن این حرفها ابتدا آقای ناظم به خود گرفت و جبهه گیری کرد ، سپس مدیر مدرسه که باید از معاونش دفاع می کرد و گرنه مدیر خوبی نبود ! شروع به دفاع از معاون کرد و بعد همه دبیران شروع کردند به سرزنش و دفاع از کادر مدیریت که ما دلمان از دست دانش آموزان خون است آنوقت شما دارید این حرفها را می زنید ؟!!   ( اگر شما بودید چکار می کردید ؟؟؟).

72-