انجمن اولیا ومربیان مدارس،ابتکارات انجمن، پیشنهاداتی به انجمن اولیا و مربیان آموزشگاهها،آموزش خانواده

راههای افزایش مشارکت اولیا در مدرسه،چرا والدین با مدرسه همکاری نمی کنند، علل عدم ارتباط والدین با مدرسه،روشهای برقراری ارتباط با اولیا،آموزش و پرورش و مشارکتهای مردمی،خیرین،انتظارات والدین از مدرسه،جلسات انجمن اولیا و مربیان آموزشگاه

www.zibaweb.com   زیبا وب ، یک سایت مفید برای والدین ایرانی  

گرداوری حمید رضا ترکمندی

چرا اولیا در مشارکت با مدرسه جدی نیستند؟

      بیان مسئله :

www.zibaweb.com

      « مشارکت های مردمی» یکی از عبارتهایی است که امروزه در آموزش و پرورش رایج  شده و منظور از آن شیوه هایی است که به وسیله ی آن ها مردم با استفاده از  توانایی های خود ، خدمات کمی و کیفی به آموزش و پرورش ارائه می دهند. از آنجا  که منابع دولتی برای امر مهم آموزش و پرورش محدود و جمعیت جوان کشور رو به  افزایش است ، ضرورت استفاده از مشارکت های مردمی بیش از گذشته احساس می شود.متولیان آموزش و پرورش در سطح کلان برآن شده اند ، ضمن نهادینه کردن مشارکت   های مردمی و برنامه ریزی جهت جلب و جذب این مشارکت ها ، بخشی از نیازمندی های آموزشی و پرورشی را تأمین کنند. بدون تردید ، این مهم می تواند با استفاده از  قابلیت های گوناگون خانواده ها عینیت یابد. تجربه ی کشورهای موفق در آموزش و  پرورش گواه این ادعا است که مشارکت اولیاء در ارائه ی خدمات آموزشی و پرورشی  به مدرسه ها ، همواره با اثربخشی چشمگیر، ثبات برنامه ریزی و موفقیت همراه  بوده است.

      اهمیت موضوع:

      مشارکت واقعی و جدی قشرهای متفاوت مردم در اداره ی امور جامعه و بیش از هر جا  در آموزش و پرورش و در سنگر مدرسه معنای درست خود را پیدا می مند. این مشارکت در صورتی تحقق می یابد که بهترین روابط ، یعنی حسن تفاهم ، اعتماد ، همدلی ،  هم اندیشی و صمیمیت میان اولیاء و مربیان برقرار باشد.

      موانع و کاستی ها:

      کاستی های جلب مشارکت مردمی را در عوامل ذیل می توان یافت :

      1.   ضعف مدارس در برقراری ارتباط با اولیاء و اطلاع رسانی صحیح و به موقع.

      2.  ضعف در برنامه ریزی و عملکرد یا  ناهماهنگی در نگرش ها  و تصمیم گیری ها

      با توجه به گوناگونی مدارس از نظر آموزشی ، اجتماعی و فرهنگی.

      3.   فعال نبودن دانش آموزان در امر مشارکت.

      4.   فعال نبودن معلمان در امر مشارکت.

      5.   نبود تبلیغات و آگاه سازی برای جلب مردم به مشارکت .

      راهکارها:

      مهم ترین عامل در ایجاد جلب مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش آگاه کردن  مردم از تمام جوانب مشارکت است. برای این منظور می توان به اقدامات زیر دست  زد:

      1.   شرکت دادن مردم در جلسات عمومی انجمن اولیاء و مربیان.

      2.   ترغیب خانواده ها به شرکت مستمر در کلاس های آموزش خانواده.

      3.   گسترش تبلیغات رادیو  و تلویزیونی در این زمینه.

      4.  استفاده از نقش شوراهای آموزش و پرورش در جهت آگاهی دادن به مردم.

      5.  دعوت از اولیاء برای حضور مکرر در مدرسه و پیگیری وضعیت تحصیلی فرزندان خود.www.zibaweb.com

      6.   برپایی نمایشگاهی از حاصل کار دانش آموزان و معلمان.

      7.   تجلیل از افراد خیر و معرفی آنان به مردم.

      8.   دعوت از اولیاء جهت بازدید از مدرسه های موفق.

      9.   تشویق مردم به مطالعه ی مجلات علمی و تربیتی.

      روش های پیشنهادی برای جلب مشارکت:

      1.  آگاه ساختن معلمان در مورد توانایی و ظرفیت عظیم اولیاء در آموزش و پرورش  کودکان و نوجوانان.

      2.  آموزش معلمان در جهت تقویت مهارت های ارتباطی آنان با اولیاء برای شناخت  بهتر انتظارات و نیازهای طبقات مختلف اجتماعی.

      3.   ایجاد تغییر و تحول در نحوه ی تشکیل انجمن اولیاء و مربیان در مدرسه.

      4.   تقویت مهارت های آموزشی و پرورشی اولیاء.

      5.  ایجاد تحول در جامعه ی محلی اطراف مدرسه، بازدید معلمان از خانه ی دانش  آموزان پر مسئله، حضور داوطلبان در مدرسه و ...

      راههای گسترش مشارکت اولیاء و مربیان:

      مهم ترین انتظارات اولیاء از مدیران بر اساس نتایج به دست آمده عبارتند از:

      1.  حضور همه جانبه ی اولیاء و مربیان در تصمیم گیری های آموزشی و اداره ی مدرسه.

      2.  اطلاع رسانی دقیق و به موقع درباره ی وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان  و مسائل و مشکلات مدرسه.

      3.   قدردانی از فعالیت ها و همکاری های اولیاء در مدرسه.www.zibaweb.com

      4.   ایجاد فضای لازم برای رشد و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان.

      5.   استفاده مناسب از توانایی های تخصصی و مهارتی اولیاء.

      6.   برگزاری جلسات مشترک اولیاء و مربیان به طور مستمر.

      7.   کیفیت بخشی به امر آموزش در مدرسه

************************

بررسي ميزان تاثير آموزش خانواده برافزايش آگاهي هاي تربيتي همسران شاهد استان تهران
مجري : نرگس حسن مرادي و محمد قهرماني
ناظر علمي : مليحه آشتياني

امروز، آموزش خانواده به عنوان يكي ازمهمترين انواع آموزشهاي غيررسمي از بخشهاي مهم برنامه ريزي و طراحي نظام كلان آموزش ملي به حساب مي آيد.بنياد شهيد نيز با فعاليت در برنامه‌ريزي امور آموزشي وفرهنگي خانواده هاي شهدا به اجراي دوره هاي آموزشي خانواده،ويژه ي همسران شهدا پرداخته است. هدف اين پژوهش نيز، بررسي، شناخت و ارائه رهنمودهايي به منظور اصلاح و بهبود فرايند برنامه ريزي و اجراي دوره‌هاي آموزشي خانواده ويژه همسران شهدا مي باشد.
نوع تحقيق، توصيفي-تحليلي است. جامعه آماري تحقيق شامل،1170 نفر همسران شهيد شركت كننده در دوره هاي آموزشي خانواده بنياد شهيد استان تهران است كه به روش نمونه گيري خوشه اي و سهميه‌اي تصادفي تعداد275 نفررابه عنوان نمونه انتخاب شده اند.تعداد 50نفر از همسران شهيد شركت نكرده در دوره به عنوان گروه كنترل و كل استادان دوره ( 6نفر) و كارشناسان آموزش ومشاوره(28نفر) نيز، در شمار نمونه تحقيق قرارگرفته اند. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه" ليكرت "و مصاحبه مي باشد. تجزيه وتحليل اطلاعات با استفاده از ضرايب همبستگي،مجذورخي، آزمون t، تحليل واريانس انجام شده است.
نتايج تحقيق،حاكي ازآن است كه:
1-آموزش هاي خانواده در افزايش آگاهي هاي شناختي و دانش همسران شهدا كاملا موثر بوده است. اين ميزان در گروه همسران با سطح تحصيلي ديپلم،بيش از ساير گروه ها بوده است و همسران شاغل نسبت به همسران خانه دار از اطلاعات علمي – تربيتي بيشتري برخوردار مي باشند.
2- شركت در دوره هاي آموزش خانواده،به طور جدي در افزايش مهارتهاي علمي – تربيتي همسران موثروتاثير دوره هاي آموزشي در افزايش توان عملي و مهارت كاربردي همسران در شناخت و حل مسايل شاغل،نسبت به ساير گروهها از نمره بالاتري برخوردار بودند.
3- ميزان آگاهيهاي تربيتي همسران شركت كننده در دوره هاي آموزش خانواده، به مراتب بيشتر از ميزان آگاهي همسران شركت نكرده در دوره هاست.
4- ميزان موفقيت دوره هاي آموزشي از نظر عوامل مختلف اجرايي به طور كلي از حد متوسط،بالاتر بوده است.
5- هر دوگروه همسران شركت كننده وشركت نكرده در دوره هاي آموزش خانواده،تمايل و نياز شديد براي شركت در دوره هاي آموزشي احساس مي كنند كه در اين ميان، همسران شركت نكرده ازنيازوعلاقه بيشتري برخورداربودند.
6-همسران شركت كننده دردوره، برگزاري دوره آموزشي شناخت مسايل ترتيبي جوانان (15سالگي به بعد) و همسران شركت نكرده،شناخت مسايل رواني وعاطفي بزرگسالان و شناخت امور آموزشي و پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان راداراي ضرورت و اولويت بيشتردانستند.
7- برخي از نقاط قوت دوره هاي آموزشي عبارتند از:
مطلوب ومناسب بودن سطح علمي اساتيد دوره ها ؛ مناسب بودن روشهاي استادان ؛ رعايت ضوابط و مقررات آموزشي( تشكيل مرتب كلاسها؛حضور به موقع اسا تيدو...) تامين فضا ومكان مناسب براي برگزاري دوره ها مي باشد. برخي از كاستي هاي موجود در دوره هاي آموزشي عبارتند از:
مشكلات مربوط به اياب وذهاب شركت كنندگان، عدم استفاده از مكانيزمهاي تشويقي و انگيزشي دوره ها، ناهماهنگي دربين مناطق وشهرستانها ازلحاظ برگزاري دوره؛ عدم تشكيل دوره هاي آموزشي در بعضي از مناطق وشهرستانها به طور كامل و عدم برگزاري سومين دوره‌آموزش خانواده در برخي مناطق وشهرستانها نام برد.
8- جنبه هاي مثبت ارزشيابي دوره هاي آموزشي عبارتند از:
تعيين ومعرفي كارشناس مسئول دوره، شركت كارشناس دوره در جلسات آموزشي، كنترل حضوروغياب شركت كنندگان، بررسي وپيگيري علت غيبت، تهيه گزارش مرحله اي از روند اجراي دوره، نظرخواهي از مدرسان درباره عوامل اجرايي.
جنبه‌هاي منفي ارزشيابي دوره هاي آموزشي عبارتند از:
عدم برگزاري آزمون درباره تشخيص اطلاعات پايه شركت كنندگان، عدم برگزاري آزمونهاي تكميلي در طول اجرا ي دوره، عدم برگزاري آزمون نهايي در پايان دوره هاي آموزشي وعدم صدور گواهينامه پايان دوره براي شركت كنندگان
http://www.navideshahed.com/
000000000000000000000


ارتقای مشارکت اولیا دانش آموزان در اداره امور مدرسه

www.zibaweb.com

 



انجمن های اولیا» و مربیان فصل مشترک همکاری های مردم و نظام تعلیم و تربیت کشور محسوب می شوند و از این رو دارای اهمیت اند به همین دلیل جلب مشارکت های فکری و عملی اولیا» و مربیان در زمینه حل و فصل مشکلات و نیز برقراری ارتباط درست و هماهنگی میان انجمن های یاد شده با واحدهای آموزشی کشور، نیازمند شناخت اهداف انجمن اولیا» و مربیان توسط والدین است تا با علاقه مندی و انگیزه بیش تر در مدارس به همفکری بپردازند.
مدت ۱۷ سال در آموزش و پرورش مشغول به کار بوده و در این مدت ۱۱ سال به عنوان مدیر در دبستان شهید کیانفر مشغول به کار می باشم .
در این مدت شاهد بی توجهی اولیا» به مشکلات مدرسه بودم، با اینکه اولیا» این دبستان همه نظامی هستند و از نظر وضع مالی مشکلی نداشتند ولی متاسفانه با آموزشگاه هیچ همکاری نداشتند و می گفتند که مشکل مدرسه به آموزش و پرورش مربوط می شود و ارتباطی به ما ندارد.
و حتی هر سال چندین دفعه جلسه عمومی گذاشته و مشکلات را مطرح نموده اما هیچ فایده ای نداشت، تا اینکه دو سال قبل تصمیم گرفتم که روش کار خود را جهت همکاری اولیا» عوض کنم که شاید به نتیجه ای برسم.
در جهان امروز مشارکت و آموزش از پایه های بنیادین توسعه هستند با توجه به این که آموزش و پرورش نتیجه فعالیتهای سه نهاد عمده خانه، مدرسه و جامعه است. همکاری این سه نهاد در امور آموزش و پرورش بیش از پیش ضرورت دارد.
مشارکت در امور آموزش و پرورش ویژه دوره های بحرانی کشور و دستگاه آموزش و پرورش نیست، بلکه برای تحقق بهینه ی آموزش و پرورش نوباوگان کشور ، مشارکت گروههای اجتماعی گوناگون همواره لازم و ضروری است.
امروز اساس پیشرفت و توسعه تفکر گروهی است . تفکر گروهی جز با مشارکت همگان و احاد گوناگون مردم تحقق نمی یابد. تفکر گروهی به این معنی است که همه کسانی که می توانند در عرصه هایی چون کمک فکری ، پرداخت مالی، کمکهای فنی یا عرصه علمی فعالیت کنند به یاری و همکاری طلبیده شوند .
مشارکت در حد مشارکت مالی یا شرکت در تاسیس مدرسه و جز آنها نمی تواند پاسخگوی همه معضلات آموزش و پرورش کشور باشد.
آموزش و پرورش گستره ای بسیار وسیع دارد و این وسعت و گستردگی ایجاب می کند که به مشارکت از ابعاد گوناگون بنگریم.
رابطه خانه و مدرسه همچون رابطه جسم و روح است، هیچ کدام بدون دیگری نمی تواند به اهداف خود برسد و به قولی خانه و مدرسه دو بال لازم برای پروازند و بدون دیگری امکان پرواز وجود ندارد.
هدف از مشارکت استحکام بخشیدن به روابط بین خانه و مدرسه و تقویت و توسعه فرهنگ مشارکت و ایجاد فضایی مناسب به منظور تبادل افکار، اطلاعات و تجارب اولیا» و مربیان با یکدیگر و ارتقای سطح آگاهی آنان و تبیین جایگاه انجمن اولیا» و مربیان در نظام تعلیم و تربیت است.
نویسنده : بتول سیف ستا
http://www.bazyab.ir/
*****************

 

پیشنهادهایی برای افزایش مشارکت اولیا در امور مدرسه

براي مشارکت اوليا در امور مدرسه ، تدوين راهبردي مبتني بر سازمان دهي و اتخاذ سياست ها و خط مشي هايي که بتواند مشارکت حد اکثري اوليا را به دنبال داشته باشد ، از اهميت و ضرورت خاص برخوردار است . البته سياست مشارکتي بايد با سياست هاي تغيير نگرش مديران و اوليا نسبت به برقراري ارتباط با هم افزايش انگيزه در آنها همراه باشد تا نتايج اثر بخش حاصل شود . در کنار اقدامات فوق برخي از راه هايي که موجب افزايش مشارکت اوليا مي شود عبارتند از :



1 – زمان کافي براي مشارکت اوليا وجود داشته با شد . در اين جهت ، دولت مي تواند با تصويب قانوني ، حضور اوليا ، به ويژه پدران را در زمان برگزاري انتخابات انجمن اوليا و مربيان مدرسه و نيز تشکيل جلسات عمومي انجمن در طي سال ، به مدت 8 ساعت قانون مند نموده ، جزء زمان کار آنها به حساب آورد .



2 – باز نگري در قوانين و مقررات موجود در زمينه ي ارتباط اوليا با مدارس و تدوين قوانين مرتبط با موضوع ، در سطحي بالاتر از آموزش و پرورش ، از جمله در هيأ ت محترم دولت يا مجلس محترم شوراي اسلامي ، با توجه به نياز ها و الزامات فرا روي جامعه .



3 – هدايت قانون مند مديران آموزش و پرورش از جمله مديرا ن مدارس در جهت جلب مشارکت هاي اوليا و ارزيابي از عملکرد آنها در اين زمينه .



4 – پخش برنامه هاي مناسب از طريق رسانه هاي ارتباط جمعي ، به ويژه تلويزيون ، براي تبيين مزاياي مشارکت اوليا در امور مدرسه .
www.zibaweb.com



5 – افزايش منابع و امکانات انجمن اوليا و مربيان براي اجراي برنامه هاي مرتبط با جذب مشارکت هاي اوليا .



منبع مجله پيوند فروردين و ارديبهشت 1387
http://paknevis.parsiblog.com/

 

*************************

ارتباط والدین با مدرسه

www.zibaweb.com

 


آیا شما به عنوان والدین می دانید در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظایفی بر عهده دارید؟والدین وظیفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافی از وضع درسی واخلاقی فرزندشان، تصمیم معقولی برای مشارکت درتربیت آنها اتخاذکنند. دربرقراری ارتباط باید به چند نکته اساسی توجه کنند.
1 -والدین زمانی قادر خواهند بود نقش تربیتی خود را به نحو مطلوب ایفا کنند و با مدرسه ارتباطی صحیح برقرار نمایند که از وضع درسی و رفتاری فرزندشان اطلاع کافی داشته باشند.
2- والدین در موقع حضور در مدرسه، همیشه باید حفظ آرامش را به عنوان یک اصل به خاطر داشته باشند. گاهی ممکن است پدر و مادر با مشاهد ه ضعف درسی در دانش آموز و یا گریه های او که مخصوصا در دوره ابتدایی بیش تر اتفاق می افتد، احساساتی شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولیای مدرسه برخورد کنند. قطعا چنین حالتی مخل برقراری ارتباط موثر با مسوولان مدرسه خواهد بود.
3- والدین باید در مدرسه به عنوان ولی حضور پیدا کنند، نه به عنوان فردی که در یک جای خاص، مسوولیت دارد. اگر پدر یا مادر دانش آموز در وزارتخانه یا سازمانی، مسوولیت اجرایی سطح بالایی دارد و در آنجا به عنوان رئیس ایفای نقش می کند و به تناسب مسوولیت، گاهی امر و نهی می نماید، نباید با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند.
4- ارتباط اولیا با مسوولان مدرسه باید مستمر باشد. معنای استمرار این نیست که هر روز سری به مدرسه بزنند، بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسی و رفتاری فرزند خود رسیدگی کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده، با مدرسه ارتباط برقرار نمایند.
همکاری خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان
همکاری والدین با مسوولان مدرسه، در دوره ابتدایی از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. می توان گفت بعد اصلی همکاری این دو را همکاری در مسائل آموزشی و پرورشی تشکیل می دهد. نخستین نکته اینکه والدین باید نسبت به پایه تحصیلی و عناوین دروس فرزند خودشان اطلاع کافی داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازین کتاب های درسی، آگاهی نسبی به دست آورند. گاهی در بحث های مقدماتی کتاب های درسی نکاتی درج می گردد که مطالعه آنها برای والدین ضروری است. شناخت نقاط ضعف درسی دانش آموز و همفکری برای رفع آن، ضرورت دیگر ارتباط خانه و مدرسه است. پس از گذشت چند هفته از سال تحصیلی می توان در وضع درسی دانش آموز تامل کرد و نقاط قوت و ضعف او را شناخت. مطلب دیگر، توجه والدین و معلمان به ویژگی های روانی کودکان و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی آنان است. به عنوان مثال کودکان نیاز به جلب توجه و ابراز خود دارند. آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدین وسیله این نیاز در آنان تامین و ارضا شود. این نیاز در دوران مدرسه، از طریق ارائه حاصل کارهای خود در امور درسی جلوه گر می شود. مثلا ممکن است کودکی نقاشی بکشد و آن را نزد پدر و یا مادر خود بیاورد و ارائه دهد. در مقابل این عمل، والدین باید به آن توجه کنند و کودک را مورد تشویق قرار دهند. احتیاج به هدف، نیاز دیگر کودک است. اگر کودک بداند که درس را برای چه هدفی می خواند و آثار و نتایج هریک از مواد درسی به او تفهیم شود، علاقه اش به درس خواندن افزایش پیدا می کند.
همکاری خانه و مدرسه در امور رفتاری دانش آموزان
ترس از مدرسه یکی از رفتارهای کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پایه اول ابتدایی است. علل مختلفی ممکن است این رفتار را به وجود آورند. گاهی ممکن است دورشدن از خانواده، به ویژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدایی، رابطه عاطفی کودک با خانواده بسیار قوی است و او مایل نیست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غیبت از مدرسه، هم معنا نیستند. ترس از مدرسه با نوعی دل زدگی و تنفر از مدرسه همراه است، ولی غیبت از مدرسه همراه با چنین حالت عاطفی نیست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصیلی چند دفعه در کلاس درس خود حضور پیدا نکند و این امر باعث عقب ماندگی تحصیلی او شود. گاهی ممکن است بیماری کودک موجب غیبت شود. هرچند بیمار شدن دلیل موجهی برای غیبت است، ولی بعضی از مادران به دلیل یک سرما خوردگی یا سرفه و یا خس خس کردن خفیف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه می شوند، در حالیکه او را همراه با خود به بیرون می برند! در چنین خانواده هایی گاهی با یک سردرد جزئی، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت می شود و گاهی نیز تشویق می گردد که وی علائم یک بیماری را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت دیگر غیبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضی خانواده ها از این بابت شکایت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبی پاسخ می دهد، ولی در مدرسه نمره کمی از معلم می گیرد. به عبارت دیگر کودک توانایی هایی دارد و درس را نیز به خوبی خوانده است، ولی در اثر عواملی قادر به ابراز توانایی های خود نیست. گاهی شلوغی کلاس و زیاد بودن عده دانش آموزان مانع از این می شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کند و با شنیدن پاسخ های یک دانش آموز و ارائه توصیه های لازم، از توانایی های او آگاهی پیدا کند و در نتیجه درباره وی به نحو مطلوب داوری نماید. گاهی هم شلوغی مانع نیست، بلکه معلم روابط انسانی مناسبی با کودک برقرار نمی کند و در نتیجه فضای مناسب برای ابراز وجود و ارائه پاسخ های لازم برای دانش آموز به وجود نمی آید. به عبارت دیگر در اثر فقدان روابط عاطفی سالم، توانایی کودک پنهان می ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفی کند. ممکن است تحقیر دانش آموز توسط همکلاسی ها موجب اختلال عاطفی در او شود و نتواند در یادگیری مطالب موفقیت به دست آورد و یا آموخته های خود را به خوبی عرضه کند. گاهی دانش آموزانی که با لهجه متفاوت از دانش آموزان دیگر صحبت می کنند و یا لباس ویژه ای می پوشند، در میان دانش آموزان دیگر احساس غربت می کنند و از جهت عاطفی امنیت خود را از دست می دهند. هرجا که نیازهای عاطفی کودک تامین گردد، برای مطالعه و یادگیری ترغیب می شود و هرجا اختلالات عاطفی پیدا شود، علاقه به درس و یادگیری در او تضعیف می گردد.
http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com
*************************

روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه



آيا شما به عنوان والدين مي دانيد در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظايفي بر عهده داريد؟والدين وظيفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافي از وضع درسي واخلاقي فرزندشان، تصميم معقولي براي مشارکت درتربيت آنها اتخاذکنند. دربرقراري ارتباط بايد به چند نکته اساسي توجه کنند.
1 -والدين زماني قادر خواهند بود نقش تربيتي خود را به نحو مطلوب ايفا کنند و با مدرسه ارتباطي صحيح برقرار نمايند که از وضع درسي و رفتاري فرزندشان اطلاع کافي داشته باشند.
2- والدين در موقع حضور در مدرسه، هميشه بايد حفظ آرامش را به عنوان يک اصل به خاطر داشته باشند. گاهي ممکن است پدر و مادر با مشاهد ه ضعف درسي در دانش آموز و يا گريه هاي او که مخصوصا در دوره ابتدايي بيش تر اتفاق مي افتد، احساساتي شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولياي مدرسه برخورد کنند. قطعا چنين حالتي مخل برقراري ارتباط موثر با مسوولان مدرسه خواهد بود.
3- والدين بايد در مدرسه به عنوان ولي حضور پيدا کنند، نه به عنوان فردي که در يک جاي خاص، مسووليت دارد. اگر پدر يا مادر دانش آموز در وزارتخانه يا سازماني، مسووليت اجرايي سطح بالايي دارد و در آنجا به عنوان رئيس ايفاي نقش مي کند و به تناسب مسووليت، گاهي امر و نهي مي نمايد، نبايد با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند.
4- ارتباط اوليا با مسوولان مدرسه بايد مستمر باشد. معناي استمرار اين نيست که هر روز سري به مدرسه بزنند، بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسي و رفتاري فرزند خود رسيدگي کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده، با مدرسه ارتباط برقرار نمايند.
همکاري خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان
همکاري والدين با مسوولان مدرسه، در دوره ابتدايي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. مي توان گفت بعد اصلي همکاري اين دو را همکاري در مسائل آموزشي و پرورشي تشکيل مي دهد. نخستين نکته اينکه والدين بايد نسبت به پايه تحصيلي و عناوين دروس فرزند خودشان اطلاع کافي داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازين کتاب هاي درسي، آگاهي نسبي به دست آورند. گاهي در بحث هاي مقدماتي کتاب هاي درسي نکاتي درج مي گردد که مطالعه آنها براي والدين ضروري است. شناخت نقاط ضعف درسي دانش آموز و همفکري براي رفع آن، ضرورت ديگر ارتباط خانه و مدرسه است. پس از گذشت چند هفته از سال تحصيلي مي توان در وضع درسي دانش آموز تامل کرد و نقاط قوت و ضعف او را شناخت. مطلب ديگر، توجه والدين و معلمان به ويژگي هاي رواني کودکان و ارتباط آن با پيشرفت تحصيلي آنان است. به عنوان مثال کودکان نياز به جلب توجه و ابراز خود دارند. آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدين وسيله اين نياز در آنان تامين و ارضا شود. اين نياز در دوران مدرسه، از طريق ارائه حاصل کارهاي خود در امور درسي جلوه گر مي شود. مثلا ممکن است کودکي نقاشي بکشد و آن را نزد پدر و يا مادر خود بياورد و ارائه دهد. در مقابل اين عمل، والدين بايد به آن توجه کنند و کودک را مورد تشويق قرار دهند. احتياج به هدف، نياز ديگر کودک است. اگر کودک بداند که درس را براي چه هدفي مي خواند و آثار و نتايج هريک از مواد درسي به او تفهيم شود، علاقه اش به درس خواندن افزايش پيدا مي کند.
همکاري خانه و مدرسه در امور رفتاري دانش آموزان
ترس از مدرسه يکي از رفتارهاي کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پايه اول ابتدايي است. علل مختلفي ممکن است اين رفتار را به وجود آورند. گاهي ممکن است دورشدن از خانواده، به ويژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدايي، رابطه عاطفي کودک با خانواده بسيار قوي است و او مايل نيست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غيبت از مدرسه، هم معنا نيستند. ترس از مدرسه با نوعي دل زدگي و تنفر از مدرسه همراه است، ولي غيبت از مدرسه همراه با چنين حالت عاطفي نيست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصيلي چند دفعه در کلاس درس خود حضور پيدا نکند و اين امر باعث عقب ماندگي تحصيلي او شود. گاهي ممکن است بيماري کودک موجب غيبت شود. هرچند بيمار شدن دليل موجهي براي غيبت است، ولي بعضي از مادران به دليل يک سرما خوردگي يا سرفه و يا خس خس کردن خفيف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه مي شوند، در حاليکه او را همراه با خود به بيرون مي برند! در چنين خانواده هايي گاهي با يک سردرد جزئي، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت مي شود و گاهي نيز تشويق مي گردد که وي علائم يک بيماري را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت ديگر غيبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضي خانواده ها از اين بابت شکايت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبي پاسخ مي دهد، ولي در مدرسه نمره کمي از معلم مي گيرد. به عبارت ديگر کودک توانايي هايي دارد و درس را نيز به خوبي خوانده است، ولي در اثر عواملي قادر به ابراز توانايي هاي خود نيست. گاهي شلوغي کلاس و زياد بودن عده دانش آموزان مانع از اين مي شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کند و با شنيدن پاسخ هاي يک دانش آموز و ارائه توصيه هاي لازم، از توانايي هاي او آگاهي پيدا کند و در نتيجه درباره وي به نحو مطلوب داوري نمايد. گاهي هم شلوغي مانع نيست، بلکه معلم روابط انساني مناسبي با کودک برقرار نمي کند و در نتيجه فضاي مناسب براي ابراز وجود و ارائه پاسخ هاي لازم براي دانش آموز به وجود نمي آيد. به عبارت ديگر در اثر فقدان روابط عاطفي سالم، توانايي کودک پنهان مي ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفي کند. ممکن است تحقير دانش آموز توسط همکلاسي ها موجب اختلال عاطفي در او شود و نتواند در يادگيري مطالب موفقيت به دست آورد و يا آموخته هاي خود را به خوبي عرضه کند. گاهي دانش آموزاني که با لهجه متفاوت از دانش آموزان ديگر صحبت مي کنند و يا لباس ويژه اي مي پوشند، در ميان دانش آموزان ديگر احساس غربت مي کنند و از جهت عاطفي امنيت خود را از دست مي دهند. هرجا که نيازهاي عاطفي کودک تامين گردد، براي مطالعه و يادگيري ترغيب مي شود و هرجا اختلالات عاطفي پيدا شود، علاقه به درس و يادگيري در او تضعيف مي گردد.

www.zibaweb.com

 




http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com

http://afshin1363.blogfa.com/cat-85.aspx

***************************

چرا والدین در جلسات انجمن اولیا و مربیان شرکت نمی کنند؟

حضور همه‌جانبه والدين در انجمن اوليا و مربيان و ارتباط آنها با مسوولان مدارس تاثيرات بسيار مهمي را از جمله رشد و افزايش سطح كيفي واحدهاي آموزشي به دنبال دارد.
شماري از والدين كرماني
در گفت و گو با ايرنا ضمن تاكيد بر حضور در انجمنهاي اوليا و مربيان، اين انجمنها را راهي براي نظارت موثر بر روند و وضعيت تحصيلي فرزندان خود دانستند.
مادر سه فرزند گفت: شركت در نشستهاي اوليا و مربيان باعث اطلاع والدين از منابع و شيوه‌هاي تدريس جديد در مدارس مي‌شود.
بتول زارع كه خود معلم است افزود: ارتباط والدين با مسوولان مدارس، معلمان را از نوع رفتار و خصوصيات اخلاقي دانش‌آموزان مطلع مي‌كند.
وي اطلاع معلمان از خصوصيات فردي دانش‌آموزان را راهي براي برقراري ارتباط دوسويه با دانش‌آموز و در نتيجه بالا بردن ميزان فراگيري آنان دانست.
شهروند ديگري وضعيت ارتباط مسوولان مدارس با والدين را نسبت به سال‌هاي گذشته بسيار مناسب ارزيابي كرد.
فاطمه سام‌زاده كه مادر دو دانش‌آموز است اظهار داشت: امروزه برقراري ارتباط بين مسوولان مدارس و والدين دانش‌آموزان مورد تاكيد قرار دارد.
يكي ديگر از والدين هم حضور نيافتن بعضي از والدين در نشست‌هاي اوليا و مربيان را با مطرح شدن بحثهاي مالي در اين انجمنها مرتبط دانست.
ليلا رحيمي ادامه داد: با ارتقا سطح علمي و بينش جامعه، والدين به منظور پيشرفت فرزندانشان از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كنند.
مسوول انجمن اوليا و مربيان سازمان آموزش و پرورش كرمان نيز به تغيير در نگرش و تفكر حاكم بر آموزش و پرورش طي سال‌هاي اخير اشاره و بيان كرد:
سالهاي گذشته مردم آموزش و پرورش را تنها متولي در امر تعليم و تربيت مي‌دانستند.
كريم ايزدي افزود: با تغيير اين نگرش از سال ‪ ۱۳۷۶‬والدين نيز خود را در امر تعليم و تربيت فرزندان سهيم دانستند.
وي با بيان اينكه آموزش و پرورش يك سازمان مردم‌نهاد است گفت: حضور والدين در امور تربيتي دانش‌آموزان بالا رفتن سطح علمي و تربيتي فرزندان را موجب خواهد شد.
او ادامه داد: انجمن اوليا و مربيان نهادي است كه در آن اقدامات خانه، مدرسه و جامعه در جهت رسيدن به اهداف تعليم و تربيت دانش‌آموزان هماهنگ و همسو مي‌شود.
وي با ذكر اينكه ساختار انجمنهاي اوليا و مربيان در كشور با اهداف و وظايف اين انجمنها هماهنگ نيست، داشتن چندين پست براي يك نفر را از مشكلات و تناقضات ساختار انجمن اوليا و مربيان با اهداف آن عنوان كرد.
او مشاوره و برنامه‌ريزي، تهيه برنامه‌هاي بهداشتي پزشكي، همكاري و هماهنگي با مديران مدارس، برگزاري جلسات ماهانه، مسايل ديني و تربيتي و استفاده از تخصص اوليا دانش‌آموزان را از اهداف اين انجمن‌ها بيان كرد.
مسوول انجمن اوليا و مربيان سازمان آموزش و پرورش كرمان همكاري و مشاركت اوليا با معلم در تعليم و تربيت، همراهي با مدير در اجراي برنامه‌ها و همفكري با مسوولان آموزش و پرورش در تهيه و تدوين برنامه‌هاي آموزشي تربيتي را شعار اين انجمن اعلام كرد.
يك كارشناس انجمن اوليا و مربيان نيز گفت: مديران مدارس به عنوان مجريان برگزاري نشست‌هاي اوليا و مربيان به شمار مي‌روند.
مريم بابدري با اشاره به فراگير شدن رسانه‌ها در جامعه افزود: همكاري مربيان و والدين با فرهنگ‌سازي رسانه‌ها در اكثر آحاد جامعه تاثير گذاشته است.
وي اطلاع از نحوه آموزش و موقعيت تحصيلي دانش‌آموزان را يكي از راه‌هاي مشاركت در امور تحصيلي و تربيتي فرزندان و در نتيجه پيشرفت تحصيلي آنان دانست.ك/‪۴‬
http://www1.irna.ir/
0000000000000000
www.zibaweb.com

 

 

سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ، کلاس درس و روش های تدریس و مدیریت

صفحه اصلی سایت زیبا وب