www.zibaweb.com
زیبا وب ،سایت مفید برای
پسران ودختران
ایرانی
طرح ودارس شاد،شوراهای آموزش وپرورش،بهبود کیفیت در مدارس،مدیران مدارس،کارشناس مسئول امور شوراها،
گرد آوری حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب
اعضا ووظایف شوراهای آموزش وپرورش مناطق
کارشناس مسوول امور شوراهاي آموزش و پرورش منطقه اي سازمان آموزش و پرورش يزد گفت:
در تصميم گيري ها و ارائه طرح ها در آموزش و پرورش و حل مشکلات دانش آموزان به
مشارکت و ياري مردم نيز نيازمنديم.
مرآت امين الرعايا در گفت وگو با ايسنا، اظهار کرد: شوراي آموزش و پرورش يزد در سال
86 تاکنون 10 جلسه با 55 مصوبه داشته که از اين مصوبات 60 درصد آن اجرايي شده است
به طوري که بخشي از آنها به صورت درازمدت در حال اجرا است و برخي ديگر به دليل
مشکلات مالي و تامين اعتبار طرح ها و مصوبات هنوز اجرايي نشده است ضمن اين که در
شهرستان مناطق هم 134 جلسه با 360 مصوبه تشکيل شده است.
وي افزود: اجراي طرح بهبود کيفيت در
مدارس متوسطه، طرح بهبود کيفيت
مدارس ابتدايي، تقويت درس هنر در
مدارس ابتدايي و راهنمايي، طرح توسعه موزه علوم طبيعي، طرح
مدارس شاد، برگزاري جشنواره کشوري پژوهشگران برتر و غيره از جمله مصوبات
شوراهاي آموزش و پرورش يزد در سال جاري است.
اين مقام مسوول تصريح کرد: هر ساله شوراهاي استان ها توسط دفتر شوراها در وزارتخانه
مورد ارزيابي قرار گرفته و عملکرد شوراها رتبه بندي مي شوند که جايگاه شوراي آموزش
و پرورش استان يزد در سال 86 بسيار مطلوب بوده است.
وي در خصوص جايگاه شوراهاي آموزش و پرورش گفت: از
26 دي ماه سال 72 در مجلس دوره چهارم تشکيل شوراها به تصويب رسيد که مي توان آن را
يکي از قوانين مترقي کشور که پس از انقلاب در آموزش و پرورش وضع شده، دانست به طوري
که اين قانون تحول اجرايي عظيمي در سطح آموزش و پرورش بوجود آورد و مسائل آموزش و
پرورش به حالت عمومي درآمده و از تصميم گيري فردي خارج شد.
کارشناس مسوول امور
شوراهاي آموزش و پرورش منطقه اي سازمان آموزش و پرورش يزد با بيان اينکه براي هر
استان، شهرستان و منطقه شورايي تعريف شده است ادامه داد: رئيس همه شوراها استاندار،
فرماندار و بخشدار هستند و با تعيين اعضاي شورا تمام
مديران دستگاه هاي دولتي و عموم مردم بر تصميماتي که براي آموزش و پرورش اخذ
مي شود سهيم بوده و مشارکت مي کنند به اميد آن که به سوي عدم تمرکز تصميم گيري ها
از وزارتخانه، استان و شهرستان خارج و حل و فصل به صورت منطقه اي صورت گيرد.
خاطرنشان کرد: اعضاي شوراي آموزش و پرورش
استان از امام جمعه يا نماينده وي، استاندار، رئيس سازمان آموزش و پرورش، معاون
پرورشي سازمان، مديرکل نوسازي
مدارس، شهردار مرکز استان، رئيس سازمان مديريت و برنامه و بودجه استان، 2
نفر از منتخبين روساي آموزش و پرورش، يک نفر استاد دانشگاه و 3 تا 5 نفر از معتمدان
و نمايندگان اوليا و مربيان دانش آموزان ترکيب يافته است.
وي عنوان کرد: همين اعضا در شهرستان ها هم
تکرار مي شود با اين تفاوت که امام جمعه يا نماينده ايشان، فرماندار يا بخشدار رئيس
شورا، رئيس اداره آموزش و پرورش، شهردار يا رئيس شوراي شهر در شهرستان، 3 نفر از
نمايندگان
مديران مقاطع ابتدايي، راهنمايي و متوسط، 3 نفر از نمايندگان انجمن اوليا و
مربيان و رئيس مرکز بهداشت شهرستان يا منطقه يا دکتر معتمد آن شهرستان با عنوان
اعضاي شورا محسوب مي شوند.
کارشناس مسوول امور
شوراهاي آموزش و پرورش منطقه اي سازمان آموزش و پرورش يزد خاطرنشان کرد: بر اساس
قوانين شورا، بايد حداقل يک جلسه در هر ماه در استان يا شهرستان ها تشکيل شد و
آگاهي مردم افزايش يابد تا اهداف قانون در راستاي افزايش مشارکت مردم در تصميم گيري
ها و امور اجرايي آموزش و پرورش و ارتباط آموزش و پرورش با ساير دستگاه ها و نهادها
به ويژه شوراي اسلامي شهر و روستا افزايش يابد.
از سوي ديگر شورا با شوراي برنامه ريزي استان، کميته هاي برنامه ريزي شهرستاني و
کميته هاي توسعه استاني ارتباط داشته و بتواند مشکلات آموزش و پرورش را انتقال دهد
به گونه اي که مشکلات به صورت جمعي حل و رفع شود.
وی يادآور شد: افزايش نقش مردم را در آموزش و پرورش
استان دنبال مي کنيم و با اطلاع رساني رسانه هاي گروهي سعي داريم مردم با شورا آشنا
شوند تا اين که مردم نيز در تصميم گيري ها مشارکت و آموزش و پرورش از ايده ها،
ابتکارات و مشارکت مالي آنان بهره مند شود و آموزش و پرورش پويا، سرزنده و
برتري در استان داشته باشيم.
وي با اشاره به اينکه بر اساس ترکيب اعضاي شورا 30 تا 45 درصد
تصميم گيري هاي شورا مي تواند از سوي نمايندگان مردم اتخاذ شود گفت: رويکرد شورا با
توجه به عضويت معاون پرورش سازمان آموزش و پرورش ، داراي اولويت پرورشي بر آموزش
است که بتواند سبب رفع مشکلات و معضلات دانش آموزان شود و سپس آموزش.
وي افزود: اعضاي انتخابي شورا به مدت 2 سال و اعضاي انتصابي تا زماني که در سمتشان
مشغولند عضويت شورا را دارا هستند.
اين مقام مسوول با تاکيد بر اين که وظايف کلاني براي
شوراي استان در نظر گرفته شده است اظهار کرد: توزيع اعتبارات استاني آموزش و پرورش
بين مناطق يکي از وظايف شورا است به گونه اي که نقاط محروم و کمبودها و عقب ماندگي
هاي آموزش و پرورش مد نظر قرار گيرد و عدالت آموزش را محقق سازد.
وي اظهار کرد: ارزيابي عملکرد شوراهاي شهرستان مناطق،
تصويب تقويم آموزش خاص استان و منطقه براساس شرايط اقليمي استان، سياستگذاري ها و
تصميم گيري هاي کلان آموزش و پرورش در جهت ايجاد تجهيز و توسعه فضاهاي آموزش و
پرورش از ديگر وظايف شوراي استان است.
نیز تصريح کرد: برنامه ريزي و بذل مساعي براي بخشي از در
آمد بانک ها، شرکت هاي دولتي و غير دولتي و کارخانه ها به امر توسعه، تجهيز امکانات
آموزشي و پرورشي، ارتقاي سطح دانش فرهنگيان و پيش بيني و تدارک وسايل معيشتي آنها و
فراهم کردن امکانات لازم، جلوگيري از افت تحصيلي دانش آموزان و تلاش در ارتقاي
کيفيت برنامه هاي آموزش و پرورشي، تلاش در گسترش آموزش عمومي و تحت پوشش قرار دادن
کليه اطفال واجب التعليم منطقه به طوري که هيچ يک از آنها از تحصيل باز نمانند از
جمله وظايف شوراي آموزش و پرورش شهرستان مناطق است.
ایشان در پايان متذکر شد: از آنجا که آموزش و پرورش يک
امر عمومي است و عموم مردم در آن سهيم هستند درخواست مي کنيم مردم ما را ياري کرده
و در تصميم گيري ها و ارائه طرح ها و پيشنهاداتشان مشارکت کنند تا در رسالت خطير
تربيت نسل جوان موفق باشيم .کارشناس
مسوول امور شوراهاي آموزش وپرورش
یزد
http://www.mardomsalari.com
*****************************
◄ نقش مدارس غيرانتفاعي در توسعه نظام آموزش و پرورش
● نويسنده: محمدرضا - رضايي
● منبع: روزنامه - جام جم
دنياي امروز با موضوع آموزش و پرورش تركيب شده است؛ تركيبي كه ضرورتها و نيازهاي
خاص خود را به همراه دارد. تاثيرپذيري اعتقادها، ارزشها، افكار، مبناي نگاه به
تعليم و تربيت است. براساس اين شاخصهاست كه روشها و اهداف تفسير ميشود. زمينه
پرورش استعدادها و خلاقيتها ابتدا از محيط خانواده شكل ميگيرد و آنگاه در روند
مسائل آموزشي و تربيتي جامعه بارور و هدايت ميشود.
بدون ترديد راهي كه فرد بايد در آينده طي كند و انتظاري كه فردا، جامعه از او دارد
تحت تاثير تعادل و پيوند ميان خانواده و نهادهاي آموزشي شكل ميگيرد. مهمترين ركن
اجتماع كه بيشترين تاثير را در جامعه دارد، مدرسه است.
مهمترين وظيفه اين نهادهاي اجتماعي در مرحله اول، آموزش و تعليم است؛ آموزشي كه از
يك طرف از جهل و بيسوادي جلوگيري كند و از جانب ديگر در تربيت نيروهاي متخصص در
جامعه فعاليت داشته باشد تا نيازهاي اجتماع متناسب با رشد جمعيتي آن بررسي و پاسخ
مناسب به آن داده شود.
بر همين مبناست كه در الگوي زندگي امروز، آموزش و پرورش جنبه همگاني به خود گرفته و
در هر جامعهاي بهرهمندي از آموزش را براي عموم به وجود آورده است.
اين صورت همگاني گرفتن، الزام اجباري و رايگان بودن تعليم و تربيت را شكل داده كه
از يك طرف مسووليت خانوادهها را در آموزش فرزندان متذكر ميشود و از طرف ديگر،
نهادهاي اجتماعي را بر اين امر وادار ميكند كه آموزش را رايگان ارائه كنند تا
شرايط اقتصادي حاكم بر خانوادهها و معضلات آنها مانع اجراي اهداف آموزش عمومي نشود.
در اين گفتار، شكلگيري مدارس غيرانتفاعي و بازخورد آنها در سيستم آموزش و پرورش با
نحوه فعاليتي كه انجام ميدهند، مورد بررسي قرار ميگيرد.
در اين بررسي ابتدا واژهها و مفاهيمي تحليل ميشوند كه به نوعي به جايگاه آموزش
غيرانتفاعي در ارتباط هستند.
رشد جمعيت و نقش آن در آموزش و پرورش
شكلگيري مدارس غيرانتفاعي بدون در نظر گرفتن رشد جمعيت و نقشي كه آموزش و پرورش
براي اين جمعيت گسترده دارد، امكانپذير نيست. براساس آمار موجود، اجتماع ما از
جوانترين جوامع است كه بيشتر نيروي آموزشپذير آن را جوانان تشكيل ميدهند.
اين بدين معناست كه نيمي از جمعيت همان دانشآموزاني هستند كه با جمعيت معادل 18
ميليون نفر دارند درس ميخوانند. اگر چنين رشد جمعيتي در دورههاي مختلف تحصيلي
ادامه يابد طي 15 الي 20 سال آينده جمعيتي معادل 27 ميليون نفر دانشآموز در مدارس
خواهند بود.
تاثير اين رشد جمعيتي بر كانون خانوادهها از يك سو و ظهور نگاه (يك سويه) به آموزش
و پرورش و مدرسه كه بايد پاسخگوي تمام مسائل تربيتي و آموزشي باشد و خانواده فقط
نقش (سايهاي) دارد، از يك طرف و از نگاه ديگر تاثير اساسياي كه بر روند آموزش و
تعليم در مدارس ميگذارد، جاي تامل دارد. مدرسه به عنوان ركن مهم نظام آموزشي
هنگامي ميتواند به اهداف مورد نظر خود نائل شود كه استاندارد مطلوب آموزش را در
نظر بگيرد.
ايجاد تحرك و پويايي در استعدادها و باروري انديشهها، هدف اصلي و نهايي آموزش است؛
آموزشي كه هدفش صرفا انتقال مطالب و باز پس دادن آنها و در نهايت فراموشي مطلق است
نميتواند در سازندگي جامعه نقشي عهدهدار شود و اصولا از چنين نظام آموزشي نميتوان
انتظار سازندگي و تحول داشت.
شكلگيري عدم توسعه، فاصله بين فناوري، صنعت و آموزش و كمبود نيروي انساني ماهر از
آثار اين آموزشهاي سطحي است. براساس سرشماري سال 65 از مجموع كادر فني و تخصصي
2/43 درصد از رشتههاي علوم انساني و تنها 1/14 درصد از رشتههاي مهندسي بودند كه
با توجه به رشد صنعت به عنوان پايه توسعه، كمبود نيروي انساني متخصص در اين بخش
مشهود است.
از طرف ديگر، روي آوردن به رشتههاي غيرتخصصي و صرفا نظري، كمبود متخصصان مورد نياز
رشد و توسعه را سبب شده است، به عنوان مثال در سال تحصيلي 66 تا 70 بيش از 36 درصد
از فارغالتحصيلان دانشگاه در رشته علوم انساني و سهم فارغالتحصيلان علوم پايه در
اين ميان 9/5 درصد بوده است.
جداي از اين تاثيرات، تراكم كلاسهاي درس، عدم نيازشناسي و هدايت تحصيلي مطلوب و
افت تحصيلي مكرر، اين زمينه را ايجاد كرد تا آن گروه از دانشآموزاني كه آموزش
ارائه شده در مدارس را مكفي ندانسته و شرايط اقتصادي مطلوبي داشتند، به سمت مدارس
غيرانتفاعي و آموزش در اين مراكز كشيده شوند.
مشاركت مبناي آموزش
يكي از موثرترين جنبههاي برقراري روابط انساني در سازمانهاي آموزشي با (مدرسه)
شكلگيري مدارس غيرانتفاعي در نظام آموزشي ما با خانوادهها صورت گرفته است. اگر
بخواهيم مشاركتي كه سبب ظهور اين شيوه آموزشي شده است را تعريف كنيم بايد بگوييم؛
مجموعه اقداماتي كه ميزان نفوذ مسووليت اولياي دانشآموزان را در فرآيند تصميمگيري
آموزشي افزايش داده و نوعي تعلق و وابستگي به نهاد آموزشي را در آنها ايجاد ميكند.
براساس اين تعريف، فلسفه اصلي مشاركت تعلق و ارتباط خانه و مدرسه است. اين ارتباط
فقط ارتباط جسمي و كليشهاي نيست، نوعي ارتباط حسي و رواني است كه فرد را به ياري و
همكاري كردن و حتي پذيرش مسووليت ميكشاند. اگر موفقيتي در پيشرفت مدارس غيرانتفاعي
متصور شويم اين تحت تاثير مشاركت با اصول زير است:
الف - اعتقاد مديران مدارس به فرهنگ مشاركت: اين اعتقاد بر ارزش و اعتبار فعاليتهاي
دانشآموزان و معلمان افزوده و نگاه خانوادهها را نسبت به اين امر توسعه داده است.
ب - احساس نياز: اگر مدير يك واحد آموزشي بتواند در دانشآموزان، معلم و خانوادهها
اين نياز پايهاي را كه (مشاركت) است پياده كند، بدون ترديد اين احساس نياز، در
نهايت منتهي به كسب موفقيت خواهد شد.
ج - ارتباط مستقيم ظهور انگيزه فعاليت با فرهنگ مشاركت: اين انگيزه، آثارش در
فعاليت آموزشي دانشآموزان، معلمان و اهداف تربيتي و آموزشي ظاهر خواهد شد كه رضايتمندي
نتيجه عملي آن است.
نگاه اقتصادي به آموزش و پرورش
سخني از كنفوسيوس نقل ميكنند كه هر جامعهاي كه در آموزش و پرورش سرمايهگذاري كند
هرگز ورشكسته نخواهد شد.
ما چه نگاهي به سيستم آموزش و پرورش داريم؟ نوع نگاه، در سرمايهگذاري اين بخش
تاثيرگذار است. آيا آموزش و پرورش نوعي مصرف است يا نوعي سرمايهگذاري؟ اگر بعد
مصرفي داشته باشد همانند يك كالاي مصرفي بايد به آن نگاه كرد.
متاسفانه نگاه كلان مديريتي امروز به اين مجموعه اين است كه آموزش و پرورش همچون
كالاي مصرفي كمدوام است بنابراين ضرورتي ندارد كه هزينههاي آن را برآورده يا در
آن سرمايهگذاري كرد. با در نظر گرفتن اصول زير اين نكته را ميتوان ثابت كرد كه
نگاه سيستمي به مدرسه و آموزش و پرورش بايد نگاه سرمايهگذاري باشد.
1- اصليترين سرمايه آموزش و پرورش دانشآموزاني هستند كه به عنوان سرمايه انساني
مطرحند و علم و دانش، مهارت و قابليتهاي آنان در آينده در جامعه استفاده ميشود.
براي ظهور و كشف اين استعدادها بايد سرمايهگذاري كرد و اين وظيفه نهادهاي آموزشي و
مدارس است.
2- يكي از باثباتترين بخشهاي سرمايهگذاري، آموزش و پرورش است. هر بخش اقتصادي
ميتواند نقطه اوج يا ركود داشته باشد؛ اما بخش آموزش و پرورش ميتواند در
بحرانيترين شرايط اقتصادي روند فعاليت خود را حفظ كند. باز در اينجا سرمايه انساني
مطرح است.
3- هر سرمايه فيزيكي مطابقتش با مجموعه سيستم به آساني صورت نميگيرد، اما در
مجموعه آموزش و پرورش اگر ما دانش بهترين فناوري را ارائه كنيم قدرت تطبيقي وجود
دارد كه فردي كه اين آموزش را دريافت كرده، بهترين و سريعترين بازده را داشته
باشد. با توجه به اين نكات، چون در كشورهاي در حال توسعه، نگاه به آموزش و پرورش
براي آينده است، در نظام آموزشي بايد به شكلي برنامهريزي كرد كه در آينده با حجم
نيروي انساني مازاد و در نهايت بيكاري و عدم اشتغال روبهرو نشويم.
اگر از سرمايه انساني بدرستي استفاده نشود، بدترين نوع استهلاك ايجاد خواهد شد.
برخلاف سرمايههاي فيزيكي كه هر چه بيشتر مورد استفاده قرار گيرند، زودتر مستهلك
ميشوند، بهترين بهرهوري براي استفاده از سرمايههاي انساني به كارگيري آنان در
حيطه دانشها و مهارتهايي است كه آموختهاند.
با نگاه به وضعيت سرمايهگذاري در كشورها براي آموزش و پرورش اين نكته استفاده
ميشود كه كشورهاي پيشرفته 7/5 درصد توليد ناخالص ملي خود را به آموزش و پرورش
اختصاص ميدهند؛ در حالي كه اين ميزان در كشورهاي در حال توسعه با حجم بسيار كم در
حدود 7/3 درصد است.
حال اگر به بازده فعاليتهاي آموزشي افت تحصيلي، تكرار پايههاي تحصيلي و
هزينههايي كه در اين ارتباط صورت ميگيرد، افزوده شود؛ ميتوان پي برد چه ميزان
سرمايه تلف ميشود و در آينده چه آسيبهايي بههمراه خواهد داشت.
واگذاري بخشي از فعاليتهاي آموزشي به مدارس غيرانتفاعي اگر چه مرهمي براي درمان
موقت سرمايهگذاري نكردن در نظام آموزشي است؛ اما از همين مجموعه مدارسي كه اكنون
در اختيار آموزش و پرورش هستند، با تراكم جمعيت دانشآموزي در كلاسهاي دوره متوسطه
و كمبودها و كاستيهاي فراواني كه وجود دارد، چگونه ميتوان انتظار آموزش پايدار و
قابل ارائه در آينده را داشت؟ اگر همين تعداد مدارس غيرانتفاعي امكان ظهور نيافته
بودند، آن گاه وضعيت نظام آموزشي چگونه بود؟ چرا روند توسعه مطلوب مدارس غيرانتفاعي
متوقف شده و چرا در حفظ شرايط مطلوب آنها دقت لازم به عمل نميآيد؟
با توجه به نكاتي كه ارتباط مفهومي با نقش جايگاه مدارس غيرانتفاعي در سيستم آموزش
دارند و تاثير پايهاي اين مفاهيم در شكلگيري و سمت و سو بهسوي خصوصيسازي در
آموزش و پرورش، اينك بايد نگاه تحليلي به وجود اين مدارس در نظام آموزشي داشته
باشيم، بررسي اين پديده از 2 نظر برونسازماني و درونسازماني است.
نگاه بيروني به مدارس غيرانتفاعي
نوع نگاه و برداشتي كه از بيرون به سيستم آموزش غيرانتفاعي وجود دارد، از 2 نظر
مثبت و منفي قابل بررسي است:
نگاه مثبت
1- بسياري بر اين باور و اعتقادند اكنون كه آموزش و پرورش در ايفاي نقش زيربنايياش
ضعيف شده، وجود مدارس غيرانتفاعي باري است سنگين كه از روي دوش اين نهاد برداشته
شده تا با اندك سرمايهاي كه دراختيار است، مدرسههاي موجود امكان ادامه حيات پيدا
كند.
2- با توجه به تراكم بيش از حد كلاسها، نبود تجهيزات كافي آموزشي، ناديده گرفتن
نرمهاي استاندارد آموزشي، دانشآموز فعال و موفقي كه استعداد فراگيري بيشتري دارد
و در اين شرايط چگونه ميتواند از آموزش بهرهگيري كند. وجود مدارس غيرانتفاعي توجه
به اين دانشآموزان و رشد آنها را مدنظر دارد.
3- رشد توانمنديهاي اقتصادي خانوادهها، نهايتا قدرت انتخاب به آنان داده است.
آنكه از شرايط مطلوب اقتصادي برخوردار است بايد سيستمي آموزشي در جامعه وجود داشته
باشد كه بتواند آن را انتخاب، در آن مشاركت و از آن بهرهگيري كند.
4- همپاي سيستم دوگانه آموزش عالي كه در قالب دولتي و آزاد ارائه ميشود، در سطح
متوسطه، راهنمايي و ابتدايي نيز اين قدرت انتخاب بايد تعميم داده شود: زيرا الگوهاي
آموزشي ما متاثر از يكديگر است.
5- براي گروهي از دبيران وجود مدارس غيرانتفاعي فرصتي است براي هدايت صحيح به سمت
آموزش پايدار، اين گروه وجود كلاسهاي پرجمعيت با تراكم بالاي دانشآموزي را
خستهكننده و ناتوان در رسيدن به اهداف آموزش ذكر ميكنند.
نگاه منفي
1- شكلگيري اين مدارس، الگوي منفي اقتصادي جامعه است. فاصله بين فقر و غنا از اين
طريق بيشتر ميشود.
2- آيا عدالت آموزشي اينگونه ايجاب ميكند كه گروهي از آموزش بهتر و گروهي از
آموزش پايين بهرهمند شوند؟ پس اساس اين مدارس با عدالت آموزشي سازگار نيست.
3- اگر دانشآموزي با استعداد است؛ چرا در يك كلاس 40 نفره نتواند خودش را نشان دهد
تا تعليم الگوهاي آموزشي بهتر صورت گيرد؟
4- تقسيم مدرسه و محيط آموزشي به «دارا> و «نادار> صحيح نيست، بازتاب اين انديشهها
در آينده فاصلههاي طبقاتي را تشديد خواهد كرد.
5- ظهور خصوصيسازي در آموزش و پرورش و نگاه سودبري به فعاليتهاي آموزشي صحيح
نيست. آموزش تجارتگونه فرهنگپرور نخواهد بود.
نگاه درونسازماني به مدارس غيرانتفاعي
در اين نگاه از مجموعه ديدگاه مديران، معلمان و دانشآموزاني كه بهنحوي با اين
مجموعه سر و كار دارند، نظرات و انديشههايي قابل طرح است:
1- آنچه برخي معلمان در آموزش خود به كار ميبرند، با آنچه در مدارس دولتي ارائه
ميكنند چندان تفاوتي ندارد. چه از لحاظ شيوه اجرا و چه از نظر مفهوم و محتوا.
2- دانشآموزيابي و ثبتنام در اول هر سال تحصيلي نيازمند شرايط خاص خودش است. هر
مدير واحد آموزشي بايد مجموعه آموزشي خود را مطرح كند. مثلا اگر در دوره متوسطه و
پيشدانشگاهي چند دانشآموز موفق پيدا شوند كه در كنكور مراكز آموزش عالي آن سال
تحصيلي در دانشگاههاي دولتي رتبهاي 1، 2 و 3 رقمي كسب كنند، فرصتي براي آن مدرسه
غيرانتفاعي خواهد بود كه هيچ تبليغي جاي آن را نميگيرد. كمتر كسي هم به اين نكته
فكر ميكند كه خواستن توانستن است. دانشآموز خودش اراده كرده تا به اين موفقيت
رسيده است.
3- نگاه برخي مديران و معلمان به اين مجموعه نگاه سودآوري است، شهريه را دانشآموز
در خردادماه سال بعد پرداخت ميكند. مدرسه نيز او را بازخواست نميكند تا حيات
آموزشياش خدشهدار نشود.
4- گروهي از دبيران و معلمان، ضعف عمده سيستم آموزشي را بر دوش كساني قرار ميدهند
كه انديشه غيرانتفاعي را سنت آموزشي كردند. بهرغم اين گروه اگر يك روش آموزشي
داشتيم، بسياري از معضلات تربيتي و آموزشي وجود نداشت.
نتيجه
از آنچه در اين گفتار مطرح شد، برآيند نكات و موضوعات ميتواند مسائل زير باشد كه
از اين طريق فعاليت و حيات اين مدارس شكل پوياتر و متحولي به خود ميگيرد.
1- توسعه فرهنگ مشاركتي و تداوم آن به گونهاي كه دانشآموز و خانوادهها شناخت
بيشتري نسبت به فعاليتهاي آموزشي در مدارس غيرانتفاعي پيدا كنند.
2- تدوين و انتشار نشريهاي كه بتواند پل ارتباطي معلمان و دانشآموزان، مديران و
جامعه در جهت اهداف تربيتي و آموزش اين مدارس باشد.
3- اين برداشت و ديدگاه وجود دارد كه در مدارس غيرانتفاعي نقش و جايگاه موضوعات
تربيتي كمرنگ است، يا اگر فعاليتهاي تربيتي وجود دارد، در رشتهاي خاص است و آن هم
سرود و آهنگ. راهكاري بايد اتخاذ شود تا اهميت و نقش مسائل تربيتي همپاي مسائل
آموزشي مطرح شود.
4- ايجاد وحدت رويه بين مدارس غيرانتفاعي در هر مقطع در يك منطقه آموزشي، همانگونه
كه در پرداخت حقالتدريس ملاك مدارس وحدت رويه است. در برنامههاي تربيتي و آموزشي
اين هماهنگي لازم است.
5- بازيابي و بازشناسي فعاليتهاي صورت گرفته در طول هر سال تحصيلي توسط كارشناسان
و معاونت امور مشاركتها كه در اين ارزيابي مدارس موفق، طرحها و انديشههاي برتر
شناخته و معرفي ميشود.
6- نظارت دقيق روي فعاليتهاي مدارس غيرانتفاعي، چه بسا مجوز فعاليتي صادر شده
باشد، دانشآموزاني نيز جذب واحد آموزشي شده باشند، اما شيوه جذب و نحوه فعاليت به
گونهاي است كه اهداف تربيتي و آموزشي را زير سوال ميبرد، چون نهتنها پيشرفت
آموزشي مدنظر نيست، بلكه شرايط تربيتي نيز فراموش شده است. نمود اين قضيه را بيشتر
در مدارس غيرانتفاعي با عنوان كاردانش ميتوان مشاهده كرد.
7- اكثر مدارس غيرانتفاعي محيط آموزشيشان، منازل مسكوني است، طرحي بايد انديشيده
شود كه با كمكها و اعتبارات مالي، مدارس بتوانند توسعه كمي پيدا كنند و استاندارد
آموزشي مورد نياز را لااقل در اختيار داشته باشند.
8- اكثر دبيران جذب شده در اين مدارس، شناخت كافي و روشني از پرداخت حقالتدريسهاي
خود ندارند. كسر 10 درصد ماليات از آنچه به عنوان حقالتدريس به آنان تعلق ميگيرد
يا در نظر گرفتن سهم آموزش و پرورش، چه جايگاهي دارد؟ اگر فعاليت اين مدارس در قالب
سود تجاري است، ماليات سالانه آن توسط سهامداران قابل پرداخت است يا از طريق
حقالتدريس معلم بايد پرداخت شود؟
9- آيا تاكنون متوليان يك مدرسه غيرانتفاعي در شوراي دبيران و معلمان خود، شفاف و
روشن سود سالانه خود، پرداختها و آنچه در طول يك سال تحصيلي گذشته است را با
همكاران خود در ميان گذاشتهاند؟ اين شفافيت لازمهاش رابطه عاطفي و مشاركتي است كه
در اين گفتار از آنها صحبت به ميان رفت.
10- هر طرح و برنامهاي كه به سود مراجعين به مدارس غيرانتفاعي است، بايد
اطلاعرساني شود تا مشمولان اين طرح اطلاع كافي از آن داشته باشند. طرح رافع و
تخفيف شهريه به فرزندان فرهنگي از جمله اين طرحهاست كه بيشتر مدارس به صورت شفاف
با آن برخورد نميكنند و بسياري از معلمان نيز از آن اطلاع ندارند.
11- غنيسازي تجهيزات و امكانات آموزشي در مدارس غيرانتفاعي، از جمله كتابخانههاي
تخصصي و رايانه از ملزومات اوليه آموزش است، همكاري دفاتر مشاركتهاي آموزش و پرورش
در اين خصوص ميتواند كمك موثر كند.
12- معنا و مفهوم پيدا كردن رقابت بين مدارس غيرانتفاعي، اين رقابت در قالب
فعاليتهاي مثبت، شركت در جشنوارههاي خوارزمي و انجمنهاي علمي ميتواند نمود پيدا
كند.
13- آيا اخذ شهريه ثبتنام، با توجه به بخشنامههاي ارسالي كه متمركز است، در تمام
نقاط به يك معنا تفسير ميشود؟ آيا مثلا در شهري مثل تهران، آنچه دريافت ميشود با
آنچه در يك منطقه آموزشي در شهري ديگر دريافت ميشود، زمين تا آسمان فاصله دارد؟ به
قول معروف برخي مديران اين مدارس جهاني فكر ميكنند و منطقهاي عمل ميكنند.
14- بهتر است بستري فراهم شود كه دانشآموزان نيازمند اما مستعدي كه در هر مقطع
تحصيلي وجود دارند، به شكل مجاني جذب اين مدارس شوند. آموزش اين گروه دانشآموزان،
تفكر فاصله بين فقر و غنا را از پيكره اين مدارس خواهد زدود.
15- اين تفكر بايد توسط متوليان اين مجموعه آموزشي، مدنظر قرار گيرد كه تفهيم
نمايند بين اين مدارس و مدارس دولتي تفاوت زيربنايي وجود ندارد، آنچه هست يك مقوله
آموزشي و تربيتي است، اگر چه نحوه اجرا متفاوت است. اميد است هر فعاليتي كه در
تعليم و تربيت صورت ميپذيرد، نگاهي به افق آينده باشد و بتواند دورنماي تحولات
فكري علمي را رقم بزند.
http://www.bashgah.net/
***********************
سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین،مشاوران، کلاس درس
، روش های تدریس و مدیریت