www.zibaweb.com
زیبا وب ،سایت مفید برای
پسران ودختران
ایرانی
گردآوری : حمید رضا ترکمندی
بدحجابی، ریشه هاو راهکارها (بخش دوم)
ه
– ساختار آموزشی ضوابط و قوانین کاذب
سیستم آموزش و پرورش نقش مؤثری در تربیت دانش آموزان مدارس به عهده دارد. برای مثال
کم اهمیت جلوه دادن اخلاق، افکار و رفتار دانش آموز و صرفاً درج یک نمره ی انضباط
در کارنامه موجب گردیده است تا برخی از دانش آموزان نسبت به موازین اخلاقی –
انضباطی بی توجه و بی تفاوت شوند و به عبارتی دیگر هیچگونه تفاوت و امتیازی بین
دانش آموز مقیّد و وظیفه شناس و دانش آموز لاقید و بی بند و بار (به جز در چند نمره
ی انضباط) وجود نداشته باشد. نداشتن کارنامه ی انضباطی که نشانگر وضعیت اخلاقی و
رفتار دانش آموز باشد، ارزش و اهمیت پرورش را نسبت به آموزش ( در محیط مدارس) پایین
آورده و در واقع (در سیستم آموزش و پرورش ما) کسب مدارک و در نتیجه غصب منصب، مهم
تر و با ارزش تر از تربیت و تزکیه و رعایت شئونات دینی و اخلاقی شناخته شده است.
ضمناً کمبود امکانات و فضای ورزش و بازی و سرگرمی سالم و نیز توزیع ناعادلانه ی
امکانات مذکور در سطح مدارس کشور، هم چنین عدم تنوع در شیوه ی تدریس متون درسی (به
ویژه دروس علوم انسانی)، عدم ارتباط مستمر و منظم والدین دانش آموزان با مسئولین
مدارس و خلاصه نفوذ (هر چند معدود) معلمان و مربیان بی تفاوت! نسبت به ارزش های
دینی از جمله پوشش اسلامی در مدارس نیز از عوامل بروز و گسترش آلودگی های اخلاقی و
بدحجابی در بین دانش آموزان به شمار می آید که به جهت اختصار از توضیح آن ها
خودداری می شود.
و
– مربیان تربیتی
امور تربیتی، یکی از نهادهای اصیل و مقدس انقلاب اسلامی است که در دوران حساس و
سرنوشت ساز انقلاب به همّت شهید رجایی و شهید باهنر به وجود آمده و تثبیت شد. امور
تربیتی در تحکیم و تعمیق ارزش های اسلامی و انقلابی و مبارزه و طرد گروهک های ملحد
و منافق (خصوصاً در اوان انقلاب) و هم چنین در ایجاد کلاس های آموزشی فوق برنامه،
اردوها و مراسم مختلف سیاسی، عقیدتی، اخلاقی و ... در سطح مدارس نقش بسیار فعال و
موثری را به عهده داشته است.
مربیان امور تربیتی که از نیروهای آگاه، جوان و حزب اللهی تشکیل شده بودند با
انزجار و تنفر شدید، کلیه آثار و مظاهر طاغوتی و فاسد به جای مانده از رژیم سابق را
از صحنه ی مقدس مدارس زدوده، تمامی تبلیغات و تلقینات گروه های سیاسی و ضد انقلاب
را خنثی نمودند. در آن زمان مشخص گردید که برای هر 250 دانش آموز یک مربی امور
تربیتی ضرورت دارد تا کار فرهنگی عظیمی را شروع کنند، به همین منظور 12000 ردیف
استخدامی به امور تربیتی اختصاص داده شد و از سوی دانشسراهای تربیت معلم در رشته ی
پرورشی مخصوص امور تربیتی،آموزش مربیان امور تربیتی را به عنوان اصلی ترین و جدی
ترین مسأله مورد توجه قرار دادند. اما متاسفانه بعد از شهید باهنر و پس از حل مسأله
گروهک ها و طرد عناصر فاسد و طاغوتی، مربیان امور تربیتی مورد بی توجهی و بی مهری
برخی از مسئولین قرار گرفتند و حتی عده ای اذعان داشتند: «امور تربیتی فلسفه ی
وجودیش را از دست داده و دیگر نیازی به حضور آن ها در مدارس نیست» ! لذا بودجه امور
تربیتی از یک دویست و پنجاهم به یک سیصدو هفتاد و پنجم تنزل کرد. 3500 نفر از
نیروهای آن سرگردان شده، بیش از 10000 ردیف استخدامی از آن حذف و دروس تعلیمات دینی
در مقاطع ابتدایی از مربیان گرفته شد و ... بدیهی است این گونه برخوردها پیامدهای
شوم فراوانی داشته است که از آن جمله ظهور و حضور (دوباره) آشکار و پنهان عناصر
فاسد و لاقید و فرصت طلب در محیط مدارس و در نتیجه بروز و گسترش فساد، بی بند و
باری، بی حجابی و ... در میان برخی از دانش آموزان مدارس بود (که با گذر و نظر بر
برخی از مدارس شمال شهر تهران آشکارا از کم و کیف آن مطلع می شویم).
ز
– کتب درسی
حدود 12 سال از عمر دانش آموزان در مدارس و مطالعه و به خاطر سپاری متون درسی سپری
می شود. بدیهی است کاستی ها و ضعف های موجود در کتب درسی مدارس نقش مخرب فوق العاده
ای را در ذهن و زندگی دانش آموزان خواهد داشت. در این اجمال به همین مقدار اکتفا می
شود که کتب درسی مدارس دارای اشکالات ذیل می باشد:
1. عدم انطباق آن ها با استعداد، نیازها و مطالبات دانش آموزان و نیز ناهماهنگی با
نظام فرهنگی و اجتماعی و اقتضائات بومی.
2. تحمیلی و اجباری تلقی نمودن دروس و اکتفا به سپردن آن ها به حافظه و گرفتن نمره
ی قبولی و عدم نیاز جدی به دانستن مطالب کتاب های درسی از سوی دانش آموزان.
3. تغییرات مستمر و سلیقه ای در متون درسیwww.zibaweb.com
4. بی توجهی یا کم توجهی به مطالب، تصاویر و آموزه های متون درسی در حوزه ی مربوط
به حجاب و پوشش اسلامی و تعریف و تعیین چارچوب و نحوه ی ارتباط با گروههای غیر هم
جنس.
5. با یک بررسی اجمالی در کتاب های درسی مدارس در طول سال های بعد از انقلاب این
واقعیت تلخ آشکارتر خواهد شد که اکثر تصاویر مربوط به زنان و دختران با حجاب،
نازیبا و ناشیانه ترسیم شده و حجاب مانع آزادی، فعالیت و تحرک دختران می شود. در
متون و تصاویر زنان و دختران با حجاب اغلب به کارهای سطحی و غیر پویا و مردان به
کارهای کلیدی، عمیق و حیاتی مشغول بوده و حضوری درجه دوم و حاشیه ای در مسایل مهم
اجتماعی به عهده دارند، به طور مثال در درس «انقلاب اسلامی» (کتاب فارسی اول
دبستان) در تصویری که در رابطه با تظاهرات هفدهم شهریور ترسیم شده، هیچ زن یا دختری
حضور ندارد، و فقط مردان تظاهر کننده را نشان می دهد.
هیچ تصویری از زنان با حجاب در انجام فعالیت های علمی و تخصصی چون پزشکی و مهندسی و
... دیده نمی شود. در کتاب های درسی (دوره ابتدایی) اثری از تصاویر زنان ادیب،
دانشمند، فقیه و عالم ایرانی و حتی غیر ایرانی نیست. لذا دبیران در حاشیه ی تدریس و
فعالان فرهنگ با ارایه ی الگوی عینی از زن مسلمان امروز می توانند در رفع این نقیصه
فعالیت نمایند.
این فضای ارزشی حاکم بر تصاویر کتاب های درسی رویکرد دانش آموزان نسبت به زن و حجاب
و پوشش اسلامی را به شدت تضعیف نموده و به بهترین و مؤثرترین شیوه (غیر مستقیم)
علیه حجاب و زن مسلمان تبلیغ می کند و عدم ارتباط هدفمند و مناسب بین اولیا و
مربیان در جهت ایجاد همسویی و انطباق روش هایی در زمینه های مختلف رفتاری و تربیتی
به ویژه مسأله ی حجاب و ارتباط با گروه های غیر همجنس بر فرهنگ حجاب تأثیر گذار
است.
3-3-1 – دانشگاه ها
بعد از خانه و مدرسه، دانشگاه به عنوان علمی ترین نهاد اجتماعی در فرآیند هویت یابی
و رشد شخصیت فکری و فرهنگی و اعتقادی نسل جوان از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.
امروزه یکی از عوامل مهم انحطاط و انحراف مردم اکثر کشورهای تحت سلطه وابستگی و
فساد حاکم بر سیستم دانشگاهی این کشورها می باشد. دانشگاه ها از اولین مراکز پرورش
فرهنگ ضد اسلامی، ضد اخلاقی و مادیگری بوده اند. استعمارگران همواره حکام و سلاطین
مزدور و متخصصین و کارشناسان وابسته ی محلی خود را از میان تحصیلکرده های دانشگاه
ها انتخاب می کنند.
رژیم منحط پهلوی نیز در همین راستا با مساعدت و هدایت آمریکا و اروپا با اعزام
دانشجویان به کشورهای غربی به ویژه آمریکا، و گماردن استادان فاسد و غربزده، تشکیل
کلاس های مختلط و القای اندیشه و تفکرات غربی در بین دانشجویان و تهیه ی متون درسی
از کتب و منابع کشورهای امپریالیستی ... سعی در زدایش ارزش ها و موازین اسلامی و
انقلابی از سطوح مؤسسات فرهنگی و دانشگاه ها داشته، و در این زمینه موفقیت های
چشمگیری نیز کسب کرده بود.
در یک نگاه اجمالی دانشگاه بر طرز زندگی، طرز لباس پوشیدن و سخن گفتن و ... تأثیر
می گذارد. اگر چه بسیاری از دانشگاهیان به دلیل تربیت خانوادگی و تعلقات دینی محکم
و پایدار نه تنها تحت تاثیر شرایط خاص دانشگاه قرار نمی گیرند بلکه دیگران را تحت
تاثیر رفتار و اخلاق خود قرار می دهند. عوامل مؤثر دانشگاهی اعم از مثبت و منفی:
الف – عالمانه تر بودن محیط دانشگاه در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی.
ب – وابستگی متون درسی (حتی در رشته های علوم انسانی) به منابع برون مرزی و تدریس و
تبلیغ غیر مستقیم آموزه های فرهنگ و رویکرد سکولاریستی و اومانیستی مغرب زمین در
بین نسل دانشگاهی و به دنبال آن فراهم آمدن زمینه های فکری و علمی تغییرات عمده در
زمینه های رفتار، گفتار، پوشش و آرایش و روابط با گروه های غیر هم جنس، یکی دیگر از
دلایل تأثیرپذیری شدید جوانان از دانشگاه می باشد.
ج – اختلاط دختران و پسران جوان در محیط کلاس، فضای آموزشی، مساعد بودن فضا و فرصت
برای به منصه ظهور رسیدن خصوصیات روانی و رفتاری نسل جوان به ویژه در حوزه ی
ارتباطات و تعاملات با گروه غیر هم جنس و خودنمایی و خودآرایی و استفاده از تن پوش
هایی که باعث جلب نظر و نگاه دیگران شود.
د – عدم نظارت صحیح و سامان یافته بر رفتار و زندگی دانشجویان از سوی پدر و مادر و
افراد تأثیرگذار و احساس استقلال و عدم نیاز به نصایح و پندهای بزرگان از سوی
دانشجویان جوان.
ه –تجميع جوانانی با آداب و رسوم و گرایش های خاص فکری، فرهنگی و بومی از قومیت ها
و فرهنگ ها و حتی مليت های مختلف در یک مکان (دانشگاه و خوابگاه) و بروز تکثر و
تعدد و تعارض در رویکردها و قرائت های مختلف دینی، اخلاقی و در نتیجه رشد نسبی
گرایی فرهنگی در بین لایه های مختلف دانشجویی.
این امر در سست شدن باورهای دینی و تغییرات عمده در گرایش های اخلاقی و طرز پوشش و
آرایش و کنش دانشگاهیان تأثیرات فوق العاده ای خواهد داشت.
و – دانشگاه تقریباً آخرین حلقه ای است که دانشجویان دختر و پسر را با نهادهای
اجتماعی بزرگتر یعنی ادارات ،موسسات و مراکز عمده ی تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور
مرتبط می سازد. به همین دلیل خروجی دانشگاه (فرآیند فوق) نقش بسیار مهمی را در طرز
زندگی، طرز لباس پوشیدن، سخن گفتن و ارتباطات اجتماعی افراد جامعه خواهد داشت.
ز – دسترسی آسان و کم هزینه دانشجویان به رسانه های الکترونیک (ماهواره، اینترنت) و
نیز مجلات و کتب برون مرزی یکی دیگر از عوامل تشدید کننده ی تغییرات فکری، فرهنگی و
رفتاری نسل دانشجو می باشد.
لازم به توضیح نیست که اختلاط آزاد زن و مرد، عدم پای بندی به اخلاق و قواعد دینی و
پوشش اسلامی از جمله آموزه هایی است که تقریباً در تمامی تولیدات رسانه ای ارسالی
از مغرب زمین وجود دارد.
ح – سرمایه گذاری کلان احزاب، گروه ها و جریان های فاسد، به منظور نهادینه سازی
رویکرد ماتریالیستی و مصرف گرایانه در بین دانشجویان به منظور استفاده ی ابزاری از
نسل جوان دانشجو برای تأمین و تضمین منافع مادی خود.
تحقق برنامه های شوم جریان های مذکور در گرو ایجاد تغییرات عمده و غیر دینی در
رفتار و افکار و طرز لباس پوشیدن و آرایش کردن نسل دانشگاهی (به طوری که با فرهنگ
منحط و مصرفی همسو و همسان گردد) می باشد.
ط – فقر و نیاز مالی گروهی از دانشجویان و رفاه بیش از حد گروهی دیگر باعث گسترش
روحیه ی محرومیت و نیازمندی در عده ای و در نتیجه روی آوردن به امور فساد ساز از یک
سو و به وجود آمدن روحیه و نگرش خود برتر بینی و مستکبرانه در عده ای دیگر از
دانشجویان از سوی دیگر خود به خود زمینه های فساد، بی بند و باری و بدحجابی و
ارتباطات ناسالم بعضی از دختران و پسران دانشجو می شود که در بازشناسی عوامل آسیب
زا در محیط دانشگاهی نباید مورد غفلت قرار گیرد.
ی – دفاع غلط و افراطی از ارزش ها و مقدسات دینی و انقلابی و عملکرد ضعیف و نادرست.
برخی از دانشگاهیان ارزشی نیز در ایجاد و گسترش افکار و رفتار غیر ارزشی و بی توجهی
گروهی از دانشجویان به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و رعایت شئون اسلامی (در
روابط و تعاملات اجتماعی) نقش گسترده و مخربی را در سال های بعد از پیروزی انقلاب
به عهده داشته اند.
در یک جمع بندی مفهومی می بینیم که دانشگاه ها چنان که امام راحل (ره) فرمودند
منشاء فساد و صلاح جامعه اند؛ در این بازار علمی جوانان خود را در کنار آماده سازی
برای کنکور می بایست نسبت به خطرات فرهنگ دانشگاه آگاه نماییم و ذهنیت تقدیس از علم
گرایی محض را بزداییم تا او جهت اصلاح خود و جامعه وارد دانشگاه گردد.
4-3-1 – رسانه های ارتباط جمعی
– که در جای دیگر به توضیح آن خواهیم پرداخت و همین مطلب را بیان می داریم که زنان
به دلایل گوناگون وقت زیادی را صرف بهره گیری از رسانه ها همچون تلوزیون و سینما می
نمایند که توجه به آثار ناخودآگاه فرهنگ آن می بایست مورد تذکر قرار گیرد.
عدم شناخت فلسفه ی وجودی و کار ویژه های تلویزیون و استفاده ی نادرست ( به جای
تریبون و منبر خطابه و سخنرانی) از آن ضمن به هدر دادن سرمایه ی کلان این رسانه ی
پر هزینه، زمینه های بی توجهی و بی اعتنایی مخاطبان نسبت به آموزه های حاصل از
تلویزیون و شرطی شدن منفی آنان در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم می سازد.
همچنین در بسیاری از موارد از تلویزیون به جای رادیو استفاده می شود در حالیکه
کارکرد رادیو با سخنرانی و خطابه بیشتر هماهنگ می باشد تا تلویزیون که همه ی این
موارد نیز قابل توجه است و تذکر به اشکالات فرهنگ آن به کل اعتماد ملی صدمه وارد
نسازد.
الف -تلويزيون:
تلويزيون درواقع مجموعهاي از سينما، راديو، كتاب و مطبوعات است كه به راحتي در
اكثر خانهها، هتلها، هواپيماها،ترمينال ها، قطارها، اتوبوسهاي بين شهري و حتي
اتومبيلهاي سواري جاي گرفته است.
امروزه در مطالعات آسيبشناسانه به منظور بازشناسي علل و عوامل كاهش يا افزايش
ناهنجاريهاي اجتماعي و فرهنگي نميتوان كارهاي ويژهي صداوسيما و تأثيرگذاري آنها
در ذهن و زندگي مردم را ناديده انگاشت. چراكه راديو و بخصوص تلويزيون از طريق آموزش
مفاهيم فرهنگي و اعتقادي و ترسيم و معرفي مصاديق بارز اسوهها و الگوهاي مثبت و
منفي و تبليغ و ترويج مصرف كالاها و محصولات داخلي يا خارجي و نهادينهسازي
هنجارهاي مذموم يا ممدوح و حتي در تغيير ذوق و ذائقهي مخاطبان از تأثيرگذاري
كاملاً استثنايي برخوردار است.
در اين ميان زنان و دختران به دليل گذراندن اوقات فراغت بيشتري پاي تماشاي
تلويزيون، بيش از مردان تحت تأثير آموزهها و القائات اين رسانهها قرار ميگيرند.
طبق مطالعات به عمل آمده اين واقعيت آشكارتر شده است كه بخش مهمي از آداب و عادات،
نوع كالاهاي مصرفي، مدل لباس، آرايش و حتي اصطلاحات و عبارات مورد استفاده از سوي
زنان و مردان جوان به شدت تحت تأثير تبليغات و تعليمات صداوسيما ميباشد.
به همين دليل هيچ دولت و ملتي نميتواند (در عصر رسانهها) بدون اتكاء به اقتدار
اين رسانهها در تكامل يا تنزل فرهنگي، اجتماعي مردم تأثيرگذار باشد.
در جامعهي جوان ما (كه از انعطاف بيشتري در برابر رسانهها برخوردار است) براي
شناخت ريشهي بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي و كمرنگ شدن ارزشهاي اسلامي و نيز
شكسته شدن قبح بدحجابي ميبايست به مطالعه و بررسي عملكرد صداوسيما پرداخت، اگرچه
پيشرفتهاي كمي و كيفي قابل تحسين و مهم صداوسيما در سالهاي بعد از پيروزي انقلاب
قابل انكار نيست، اما متأسفانه كاستيها و ضعفهاي عدهاي در فرآيند عملكرد
تلويزيون ملاحظه ميشود كه بدون بازكاوي و رفع آنها نميتوان شاهد كاهش آسيبهاي
اجتماعي عليالخصوص مسألهي بدحجابي و روابط نامناسب گروهي از زنان و مردان در
جامعه بود. لذا ذيلاً عمدهترين اشكالات و كاستيهاي موجود در رسانهي ملي كه در
رشد و افزايش فساد و بدحجابي در جامعه دخالت دارند را مرور ميكنيم:
1- ماهيت ايدئولوژيك و آرماني انقلاب اسلامي باعث گرديده است تا متوليان سيما در
طول سالهاي انقلاب اسلامي در استفاده از الگوهاي ارائه شده از سوي ليبرال
سرمايهداري غرب و سوسياليسم شرق جانب احتياط و حتي مقابله را برگزيده و در توليد و
توزيع محصولات خود مستقل عمل نموده و به تواناييهاي خود اكتفا نمودهاند.
علاوه بر محدوديت فوق كمتجربگي و ندانمكاريهاي مديران و دستاندركاران توليد و
توزيع برنامههاي سيما موجب فراهم آمدن زمينههاي افزايش معضلات متعدد در فرآيند
فعاليت صداوسيما گرديده است.
روي آوردن گروهي از مخاطبان سيما به رسانههاي غربي و در نتيجه سست شدن اعتقادات
آنان به ارزشهاي ديني از جمله حجاب و پوشش اسلامي از جمله آثار و عوارض ناخوشايند
معضل مذكور بود.
2- دفاع غلط و بعضاً متعصبانه وغيرعالمانه از اصول و اسوهها و الگوهاي اسلامي و
اخلاقي از يكسو و مقابله و نفي ناشيانه (و نه نقد عالمانه) فرهنگ و ارزشهاي
بيگانه از سويي ديگر نيز در رشد و گسترش فساد و بدحجابي و ناهنجاريهاي اجتماعي نقش
مؤثري را به عهده داشت.
به عنوان مثال: تكرار سوژههاي منفي از روستاييان ساده، صادق و بيريا به عنوان
افراد سادهلوح، نادان و بيسواد و بينزاكت تحت عنوان دهاتي و يا دادن نقشهاي
منفي (نظير همسر معتاد، فضول، سخنچين، خرافاتي، بيسواد، بداخلاق و ...) به زنان
باحجاب و برعكس ارائهي الگوهاي برتر در قامت زنان بدحجاب اما متخصص، محقق، پزشك،
مهندس، داروساز و ... يكي از بهترين و مؤثرترين شيوههاي تبليغي (نامحسوس و
تأثيرگذار) عليه حجاب و پوشش اسلامي زنان مسلمان و اشاعهي بدحجابي در سطوح مختلف
جامعه ميباشد.
به عبارت روشنتر اين شيوهي تبليغ رسانهي ملي اين نگرش را در بين مخاطبان
آسيبپذير نهادينه ميكند كه: اصول، ارزشها و حجاب اسلامي، تداعيكنندهي خرافات،
بيسوادي، اعتياد، عقب ماندگي بوده و رفاه، تكنولوژي، پيشرفت و ترقي و علم و دانش
با حفظ حجاب اسلامي و رعايت شؤونات ديني به طور كامل در تعارض ميباشد.
3- با تغيير دولتها و جابجايي احزاب، ميزان بهرهبرداري جناحي و حزبي از رسانهي
ملي و تغيير و تحريف و تحليل اخبار و رويدادها و واقعيتهاي موجود جامعه در جهت
تأمين منافع و مطامع باندها و جناحهاي صاحب قدرت و ناديده گرفتن نيازها و مطالبات
مخاطبان صداوسيما افزايش يافته و در نتيجه بسياري از مخاطبان اعتماد خود را نسبت به
جايگاه و صداقت مديران رسانهي ملي از دست داده و به رسانههاي پرنفوذ بينالمللي
روي ميآورند. حاصل اين معضل چيزي نيست جز اشاعهي فرهنگ بيگانه با همهي آثار و
عوارض تلخ آن از جمله شكسته شدن قبح بدحجابي و شايع شدن مدها، آرايشهاي مضحك،
اختلاط زنان و مردان در معابر و اماكن عمومي.
4- محدود كردن سخنرانان، انديشهورزان و صاحبنظران فرهنگي، ديني و سياسي و اجتماعي
به چند چهرهي سرشناس و تكراري، يكي ديگر از عوامل تأثيرگذار در فرآيند كمرنگ شدن
باورهاي ديني و فرهنگي مردم و محروم شدن مردم از درك نقطهنظرات كارشناسان لايق و
باكفايت در حوزهي مسايل مهم از جمله مسألهي حجاب و ارتباطات اجتماعي بين زنان و
مردان جوان بوده است.
5- عدم شناخت فلسفهي وجودي و كار ويژههاي تلويزيون و استفادهي نادرست (به جاي
تريبون و منبر خطابه و سخنراني) از آن ضمن به هدر دادن سرمايهي كلان اين رسانهي
پر هزينه،زمينههاي بيتوجهي و بياعتنايي مخاطبان نسبت به آموزههاي حاصل از
تلويزيون و شرطي شدن منفي آن در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم ميسازد.
همچنين در بسياري از موارد از تلويزيون به جاي راديو استفاده ميشود در حاليكه
كاركرد راديو با سخنراني و خطابه بيشتر هماهنگ ميباشد تا تلويزيون.
ب
– سینما
بحث در مورد مسایل مربوط به سینما بسیار است اما در این جا به این مقدار اکتفا می
شود که: سینمای بعد از انقلاب به رغم تحولات و دگرگونی های مفید و لازم، به ویژه در
دهه ی اول انقلاب (به لحاظ کیفی) در سال های بعد از جنگ به خصوص در دهه ی 80 به
افول گراییده است.
با نگاهی اجمالی و مقایسه ای به فیلم های سینمایی مربوط به سال های دهه 60 تا سال
های دهه 80 این واقعیت به خوبی آشکار خواهد شد که پوشش و حجاب زنان در دهه های فوق
الذکر به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
در اکثر فیلم های سینمایی دهه ی 60 زنان از حجاب و پوشش کامل تر و ساده تری
برخوردار بوده، از زیورآلات، آرایش های غلیظ، تن پوش های عجیب و غریب و لوازم لوکس
و غیر ضروری در زندگی آنان کمتر دیده می شد.
در حالی که در فیلم های تولید شده در سال های دهه 80 موارد بسیار کمتر دیده می شود
که زنان با حجاب و بدون استفاده از آرایش های جلب کننده نظر و نگاه نامحرم ایفای
نقش کنند. بدیهی است فرآیند فوق در شکسته شدن قبح گرایش به بدحجابی، آرایش های غلیظ
و عادی شدن ارتباطات نامناسب بین زنان ومردان در سطوح مختلف جامعه تأثیر غیر قابل
انکاری داشته و دارد که بهره مندی از این رسانه را نیز تأمل انگیز می نماید.
مطبوعات از طریق چاپ و انتشار اخبار، داستان های دنباله دار و رویدادهای گوناگون و
نیز معرفی کتاب ها، فیلم های سینمایی، مصاحبه با افراد و اشخاص علمی، فرهنگی، هنری،
تحلیل علل و راه های مقابله با ناهنجاری های اجتماعی و نقد و بررسی کارشناسانه و
برون داد فعالیت های قهرمانان مثبت و منفی در
حوزه های مختلف زندگی و ده ها مورد و محور دیگر می تواند در تعیین و ترسیم رویکرد
فرهنگی، اجتماعی مردم به ویژه اقشار باسواد سهم بسیار وسیع و گسترده ای داشته
باشد.
مطبوعات کشورمان اگر چه در سال های طولانی (قریب به سه دهه گذشته) نقش عمده ای در
رشد و بالندگی فکری و فرهنگی مخاطبان خود داشته اند، امّا نباید فراموش کرد که بنا
به دلایل ذیل به نوعی در رشد ناهنجاریهای اجتماعی از جمله شکسته شدن قبح بدحجابی و
گرایشات لایه هایی از نسل جوان به سطحی نگری، رفاه طلبی، خودآرایی و خودنمایی و
خرید و مصرف رقابت آمیز کیف، کفش ، لباس، لوازم آرایش در جهت جلب توجه جنس مخالف و
روابط و اختلاط زن و مرد نیز تأثیرگذار بوده اند.
ج- مطبوعات
در عرصه ی مطبوعات آسیب هایی وارد است:
1 – سیاست زدگی مطبوعات (به دلیل غیبت احزاب از عرصه فعالیت های سالم و هدفمند) و
حاشیه ای تلقی شدن رسالت اصلی (فکری، فرهنگی، هدایتی) آن ها و در نتیجه فرو غلتیدن
در دام و دامن احزاب و باندهای مختلف سیاسی و اقتصادی به منظور به دست آوردن قدرت و
ثروت بیشتر.
فرآیند بیمار فوق (در برخی مطبوعات) بنیه ی فرهنگی، علمی، ادبی و معرفتی و معنوی
مخاطبان را تضعیف نموده و مسایل و موضوعات سطحی و مقطعی و زودگذر را در نگاه
خوانندگان مطبوعات افزایش داده است.
2 – ابهامات قانونی و حقوقی در حوزه ی فعالیت های مطبوعاتی باعث گردیده برخی از
متولیان و گردانندگان مطبوعات آگاهانه و یا ناآگاهانه با درج مطالبی با گرایش های
لیبرالیستی در حوزه ی فرهنگ، اخلاق و معاشرت زنان و مردان به نوعی بر دامنه ی
ناهنجاری های اجتماعی، مفاسد اخلاقی و بدحجابی و بی عفتی بیفزایند. در طول سال های
بعد از انقلاب کم نبوده اند مجلات و نشریاتی که به دلیل ابهام در مواد مصوب قانون
مطبوعات و چالش های فرساینده در این خصوص با چاپ و انتشار رمان ها و داستان های
دنباله دار و گزارش های و مقالات و استفاده ی ابزاری از جذابیت های زنانه در تبلیغ
کالاهای مصرفی و به دنبال آن رواج اختلاط زنان و مردان و روابط ناسالم دختران و
پسران و گسترش بدحجابی و خودنمایی و خودآرایی در سطح جامعه تلاش نموده اند.
در موارد متعددی شاهد چاپ مقالاتی در خصوص اعتیاد، طلاق، بی سوادی، فقر، فساد،
افسردگی و اضطراب، ... در برخی مطبوعات بوده ایم که به عنوان زینت صفحه تصویر زنی
با چادر و حجاب اسلامی به چاپ رسیده است.
به عبارتی هر کجا (در مطبوعات مورد نظر) فساد، تباهی، فقر و بی سوادی وطلاق و
افسردگی هست قامت یک زن مسلمان محجبه هم دیده می شود. (بهترین و مؤثرترین شیوه ی
تبلیغ علیه حجاب اسلامی).
با توجه به بالا رفتن سطح سواد زنان جامعه تأثیرگذاری مطبوعات نیز بیشتر شده است.
کتاب، نقاشی، موسیقی، تئاتر، پوسترهای تبلیغاتی و ... از رسانه های تأثیرگذار و
مهمی می باشند که تبیین آسیب شناسانه عملکرد آن ها در طول سال های گذشته خود کتابی
مستقل و مفصل خواهد شد. چون ممکن است نوشتار حاضر به تفصیل گراید، لذا از طرح و
تشریح نقش این رسانه ها در توسعه ی فرهنگ و اخلاق پلورالیستی و اشاعه ی خودآرایی و
خودنمایی و بدحجابی خودداری می شود. امید است در جای دیگر مورد بحث و تأمل لازم
قرار گیرد لاکن از کانون توجه فعالان فرهنگ نبایست مغفول واقع گردد.
4-1 – روشنفکران
اگر چه
لایه های بسیار وسیعی از روشنفکران همواره در خدمت رشد وکمال و بالندگی افراد جامعه
بوده و در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقش هدایتی، مدیریتی
مفیدی را به عهده داشته اند، اما نباید از فعالیت شمار اندکی از روشنفکران مرعوب و
مترجم فرهنگ فرنگ که به عنوان کارگران فکری غرب ماتریالیست به شمار می آیند غفلت
ورزید.
این گروه از روشنفکران به دلیل کپی برداری از قرائت لیبرالیستی روشنفکری سکولار بعد
از رنسانس در اروپا، خود آگاه و ناخودآگاه در پی به حاشیه راندن دین، مسجد، روحانیت
و به دنبال آن ها حذف اصول و مقدمات دینی و اخلاقی و از جمله حجاب و پوشش اسلامی از
ذهن و زندگی مردم به ویژه نسل جوان بوده است.
این افراد بیش از آن که بر علم، صنعت و تکنولوژی غرب تکیه داشته باشند ، برمد، لباس
و طرز رفتار، پندار و باورهای غربیان تأکید داشته اند و چنان وانمود می کردند که
چاره ی رفع واماندگی شرق، شستشوی کامل شخصیت و تخلیه ی خود از محتوای فرهنگ، تاریخ
و دین خویش و پر کردن آن با فرآورده های فکری و عقیدتی غرب است.
به طور مثال میرزا ملکم خان که بارزترین چهره ی روشنفکران غربزده در دوران مشروطه
محسوب می شد، چنین اعتراف می کند: «در اروپا که بودم ... طرحی ریختم که عقل و سیاست
مغرب را با خرد و دیانت مشرق به هم آمیزم ... از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه
ی دین عرضه داشتم» و در جای دیگر می گوید: «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی
عقلی و فکری حق نداریم در صدد اختراع باشیم بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در
جمیع صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی محتاج سرمشق (از غرب) بوده و هستیم» و یا
تقی زاده می گوید: «من اولین نارنجک تسلیم در برابر غرب را چهل سال پیش بی پروا
انداختم»
برخی از هجویات و تراوش های ذهنی نویسندگان و شعرای غربزده نسبت به حجاب و زنان
محجبه که در جلد سوم کتاب با ارزش «آیین بهزیستی در اسلام» نوشته دکتر احمد صبور
اردوبادی نیز به آن اشاره هایی شده است، گوشه ای از تلاش فرهنگی و هنری! این مغزهای
علیل و مریض را بیش از پیش افشا می کند.
ابوالقاسم لاهوتی شعر معروف خود درباره ی زن را تحت عنوان «دختر ایران» در سال 1918
میلادی در اسلامبول به زبان فارسی در هجو حجاب سروده است.
گرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اغلب شاعران، ادیبان، نویسندگان و روشنفکران فاسد
و طاغوتی به دامن اربابان امپریالیستی خود پناه برده اند و همچون گذشته از برکه ی
آلوده و متعفن آنان ارتزاق می کنند، لیکن نباید از نفوذ و فعالیت (هرچند محدود)
بازماندگان و برخی از این به اصطلاح روشنفکران، در حیطه ی شعر و ادب و هنر و ...
غفلت نمود.
5-1 – معیشت کارگزاران
بدون شک، کردار و طرز تفکر و زندگی کارگزاران به ویژه مدیران و مسئولانی که ردای
تبلیغ به تن دارند، به دلیل موقعیت و مقام خاصی که در جامعه دارند، به منزله ی
معیار خوبی و بدی رفتار افراد جامعه و زندگی فردی و اجتماعی محسوب می گردد. به
عبارتی مردم آیینه ای را می مانند که سلوک کارگزاران به ویژه روحانیان را در خود
منعکس می کنند، یکی از موارد بارز و آشکار تقلید همین جاست و از این روزنه است که
اخلاق منحط و یا مترقی به جامعه راه می یابد و نبض آن را در اختیار می گیرد.
مردم شیوه ی زندگی مسئولین و زمامدارانشان را بشدت زیر نظر داشته و نوع مسکن،
مرکب، خوراک و پوشش آنان را به عنوان الگو و مدل در زندگی خود تلقی می کنند.
در هر جامعه هنگام مطالعه و ارزیابی وضع فرهنگ و آداب و عادات مردم، رفتار و افکار
و معیشت مسئولان و مدیران کشور را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند. چرا که نه
تنها با تجمیع تجارب بشر بلکه بر اساس آیات و روایات متعدد اسلامی بسیاری از مردم
با رهبران و پیشوایان خود وارد بهشت یا جهنم می شوند.
در روایتی از امیرالمومنین علی (ع) چنین آمده است: «الناس
بامرائهم اشبه منهم بآبائهم»
«شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر است از شباهت آنان به پدرانشان»
این قاعده مبتنی بر تجربه و وحی در حکومت های دینی از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای
برخوردار بوده و اکثر مردم طرز زندگی و تعامل و معیشت مسئولان را(به خصوص اگر لباس
تبلیغ دین را نیز بر تن داشته باشند) به عنوان مصادیق بارز زندگی و معیشت اسلامی
تلقی نموده و رفتار و افکار خود را بر این اساس شکل می دهند. بدیهی است زندگی
اشرافی و غیر دینی مسئولان زمینه های گسترش فساد، تباهی و آثار و مظاهر بی عفتی و
بی بند و باری در جامعه را فراهم ساخته و مردم را در گرداب آلودگی های اخلاقی و
رفتاری گرفتار می سازد.
به همین دلیل، رهبران و مصلحان آسمانی ضمن تأکید بر این مهم تأکید می کنند: «سرچشمه
ی همه ی مصیبت هایی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفّه و
اشراف و اعیان می باشند... (این وضع طبیعی این گونه حکومت هاست که اساساً مردم را
به حساب نمی آورند) امّا وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفّه است و از خود این
مردم تشکیل شده است، این است که با مردم باشد و خدمت کند... تا وضع این طوری است
حکومت اسلامی (وتمامی مظاهر آن ازجمله معیشت، معاشرت و پوشش اسلامی) برقرار است.»
شکاف طبقاتی بین مردم و مسئولان و رواج فرهنگ اشرافی در بین برخی از مدیران کشور به
خصوص در سال های بعد از پایان جنگ تحمیلی نقش و نفوذ عمیقی در ذهن و زندگی مردم
داشته و گروهی از آنان را (به دلیل دینی بودن حکومت) به سمت کم توجهی به احکام و
ضوابط دینی و شرعی فرد غلتانیده و ناهنجاری های مختلف از جمله خودنمایی و خودآرایی
و بدحجابی و روابط نه چندان سالم بین زنان و مردان را دامن زده است.
بنابراین می توان ادعا کرد که یکی از ریشه های اصلی گسترش مفاسد اجتماعی و بدحجابی
در بین مردم را می بایست در سبک و سیاق معیشت و موقعیت زندگی مسئولان به ویژه
روحانیان که بعضاً مدیریت نهادهای کلیدی کشور را به عهده دارند، جستجو کرد. انعکاس
موارد صالحه می تواند در ایجاد امنیت فکری جامعه مؤثر باشد.
7-1 – توزیع ناعادلانه ثروت
در یک
نگاه سطحی بنظر می رسد رابطه ی بسیار ضعیفی بین مسأله ی رواج بد حجابی و توزیع
ناعادلانه ثروت وجود دارد. امّا با نگاهی عمیق و محقّقانه در خواهیم یافت که:
دارایی های جامعه همچون خونی است که می بایست به طور عادلانه در کلیه ی اعضای بدن
جریان داشته باشد و اگر به بخشی از اعضا خون کمتر و به بعضی دیگر بیشتر برسد باعث
بیماری و احیاناً مرگ بدن (جامعه) خواهد شد.
افراد جامعه وقتی به دو گروه محروم و برخوردار تقسیم شد، هر دو گروه دچار آفت ها و
آسیب های مختلف روحی، روانی و اخلاقی می شوند. گروه برخودار خود را فرادست و برتر
از دیگران دانسته و به بیماری غرور و استکبار مبتلا شده و گروه دیگر دچار عقده
حقارت و احساس محرومیت می شود.
بدین ترتیب هر دو گروه به فساد و تباهی و ابتذال گرایش می یابند. مگر عده ای قلیل
که در برابر فشارهای سخت و شکننده ناشی از بی عدالتی مقاومت نموده و سلامت و بهداشت
روحی و روانی خود را حفظ کند. تمام سعی دست اندرکاران فرهنگ بالابردن سطح مقاومت و
مصونیت طبقات اجتماعی نسبت به ارزش ها می بایست مصروف گردد.
اینجاست که استاد مطهری نیز با نگاهی عالمانه و محقّقانه تأکید می کند که: «یکی از
اموری که قطعاً در فساد اخلاق (و بدحجابی و بی عفتی) تأثیر دارد و روحیه را مسموم
و بیمار می کند، شیوع بی عدالتی های اجتماعی است،» وی می افزاید: من تأکید می کنم
اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود مطمئناً به نتیجه نخواهد
رسید و این خطر وجود دارد که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد.»
بانگاهی کوتاه به (حتی) سطح ظاهری کلان شهرها این واقعیت تلخ به روشنی مشاهده خواهد
شد که به رغم همه ی تلاش های سخت و صادقانه ی بعضی از مدیران کشور روند رو به
افزایش شکاف طبقاتی در جامعه عملاً افراد جامعه را به دو گروه فقیر و غنی (محروم و
مغرور) تقسیم نموده است. حاصل این شکاف چیزی نیست جز بروز و گسترش ناهنجاری های
متعدد اجتماعی که بارزترین آن ها رواج اشرافیت و خودآرایی، بدحجابی و روابط نامناسب
برخی از زنان و مردان در جامعه.
8-1 – تقلیل ازدواج
براساس
تجارب به دست آمده بشری و نیز آیات و روایات اسلامی از ازدواج و پیوند زناشویی به
عنوان یکی از عمده ترین عوامل باز دارنده ی ایجاد و گسترش فساد و فحشا و ناهنجاری
های اجتماعی و فرهنگی نام برده شده و عزوبت مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته و بستر
ساز گناه و معصیت تلقی شده است.
چنان که رسول گرامی اسلام می فرماید:
«من تزوج فقد أحرز نصف دینه» هر کس ازدواج کند نیمی از دین خود را احراز کرده است.
و یا در جای دیگر می فرماید:
«شرار
امّتی عزابها»
«جوانان بی همسر بدترین افراد امّت من هستند.»
تأخیر و تقلیل ازدواج زمینه های پاسخگویی به نیازها و مطالعات عاطفی، غریزی و جنسی
نسل جوان را از بین برده و آسیب ها و انحرافات گوناگونی را در زندگی فردی و اجتماعی
آنان به وجود می آورد. جوامع مدرن شهری به دلایل عدیده اغلب در چرخه باطل تقلیل
ازدواج و گسترش فساد و روابط نامشروع و خودآرایی و بی حجابی فرو غلتیده و سرمایه
های کلان و امکانات فراوانی را به منظور کاهش آثار و عوارض ناگوار آن اختصاص می
دهند.
فرآیند فوق اگر چه به طور محدود تر به دلایل ذیل در کلان شهرهای کشور ما نیز ملاحظه
می شود که می بایست اهتمام به رفع آن نمود:
1-8-1 – تقبیح آداب و رسوم و ارزش های غلط و کوته نظری بعضی از پدران و مادران و
مطامع مادی آنان یکی از دلایل عمده ی تأخیر و تقلیل ازدواج می باشد که متأسفانه
روز به روز بر غلظت و پیچیدگی آن افزوده می شود.
2-8-1 – کمک به رفع مشکلات معیشتی از جمله فقر مالی، بیکاری، گرانی، مشکل مسکن.
3-8-1 – طولانی شدن دوران تحصیل و مسأله ی سربازی، سن ازدواج را تا حدود 27 و 30
سالگی افزایش داده و باعث سرکوب نیازهای غریزی و طبیعی و ایجاد روابط ناسالم بین
گروههای غیر همجنس و رواج خودآرایی و بدحجابی در بین برخی دختران شده است.
4-8-1- امکان ارتباط های نامشروع
قابل دسترس بودن، کم هزینه بودن و عدم برخورد قاطع و قانونی با بزهکاری ها و تشکیل
دهندگان باندهای فساد و فحشا نیز در بی انگیزه شدن نسل جوان برای انجام پیوند
زناشویی مشروع و در نتیجه تقلیل ازدواج و آثار و پیامدهای آن از جمله روابط ناسالم
زنان و مردان و نیز خودآرایی و بدحجابی در بین گروهی از زنان و دختران ضعیف النفس
شده است.
9-1 – عدم همگونی و هماهنگی بین نهادهای فرهنگی، اجتماعی کشور
بی
برنامگی ها، دوباره کاری ها و ناهماهنگی های نهادهای ذی ربط در زمینه های آموزشی،
تبلیغی، هنری و چند گانگی در عرضه ی الگوها و ارزش های اجتماعی از یک سو موجب بی
اعتنایی و دلزدگی و حتی انزجار مردم خصوصاً نسل جوان نسبت به آثار هنری و تبلیغی
فوق گردیده از سوی دیگر باعث کشش و گرایش آنان به تفریح و سرگرمیهای آلوده، مبتذل و
خودآرایی و بدحجابی می شود.
با نگاهی به فرآیند فعالیت های رسانه های گروهی، دستگاههای تبلیغاتی، مراکز آموزشی
و حتی مساجد و هیأت های مذهبی این واقعیت روشن می شود که چه بسا آموزه های دینی
ارایه شده از طریق مساجد و هیأت ها و نمازهای جمعه در جهت مخالف معیارها و ارزش
هایی است که از طریق سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون و مطبوعات تبلیغ و ترویج می
گردد.
در تبیین مبانی می بایست قدرت جمع بندی و تحلیل دریافت های فکری را به مخاطب منتقل
نمود تا از بین تضادها در گمراهی فرو نرود و راه درست را پیدا کند. به طور مثال:
نظام آموزش و پرورش کشور دانش آموزان را به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و عدم
تأسّی به پوشش و آرایش غربی (از جمله استفاده از کراوات و پاپیون! توسط دانش
آموزان پسر) تشویق و ترغیب می کند در حالی که روزنامه ها و مجلات بعضاً با چاپ
تصاویر دانش آموزان نمونه و ممتاز با پاپیون و کروات در برابر تعلیمات نظام آموزشی
اقدام به خنثی نمودن تصمیمات فوق می کند.
برخی نهادها بودجه ها و امکانات کلانی را برای معرفی قهرمانان بزرگ ملی، مذهبی
اختصاص می دهند و برخی دیگر از نهادها با چاپ و پخش مبتذل ترین کتاب ها و معرفی
قهرمانان پوچی و نیهیلیسم و نیز تولید و اکران فیلم های عشقی، جنایی، به تبلیغ
روابط آزاد زنان و مردان و اشاعه تجمل گرایی، بدحجابی و خودآرایی می پردازد.
10-1 – عدم تغذیه صحیح سیاسی، عقیدتی جوانان
خلاء ایدئولوژیکی و رشد و گسترش بی تفاوتی و بی علاقگی نسبت به سرنوشت جامعه و
اوضاع و شرایط سیاسی - اجتماعی کشور یکی دیگر از عوامل و مجاری عمده ی بروز و گسترش
فساد و بد حجابی در جامعه به شمار می آید.
هنوز نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی مان را فراموش نکرده ایم که چگونه دختران
و پسران و زنان و مردان جوان در صفوف مقدّم تظاهرات و راهپیمایی ها قلب خود را در
برابر گلوله های سربازان رژیم آمریکایی پهلوی قرار داده و با جان و مال خود آثار
شوم استبداد و استکبار را از عرصه های مختلف اجتماع زدودند و از علایق نفسانی و
امیال دنیوی خویش به راحتی گذشتند و در سال های بعد در طول 8 سال دفاع مقدس جانانه
با ایثار و شهامت و شهادت خود به تثبیت و تحکیم اصول و ارزش های اسلام و انقلاب
پرداختند.
در آن دوران تظاهر کنندگان به فسق و فجور و اشرافیت و بی عفتی و بی حجابی کمترین
فرصت و فضایی را برای حضور در عرصه های اجتماعی، سیاسی، هنری و آموزشی در اختیار
نداشتند.
شور و شعور سیاسی و عقیدتی نسل جوان همچون سدّی استوار در برابر هجمه ی فرهنگی و
ابتذال ناشی از نظام سرمایه داری غرب مانع نفوذ و رواج آلودگی ها و آسیب های
فرهنگی، اجتماعی در سطوح مختلف جامعه شده بود.
در آن دوران خبری و اثری از اختلاط و ارتباط علنی و ناسالم زنان و مردان و به راه
انداختن کارناول های رقص و پایکوبی آن هم متشکل از دختران و پسران بزک کرده و مانور
مانکن های خیابانی نبود و اگر در موارد نادری حرکت های نامشروعی دیده می شد، فشار
افکار عمومی و حساسیت مسئولان ذی ربط مانع گسترش آن در شئون مختلف جامعه می شد.
متاسفانه در سال های پایانی دهه 60 حرکت خزنده و آرامی در جهت به حاشیه راندن ارزش
ها و الگوهای دینی و اخلاقی و طرح و ترویج دوباره تجمل گرایی، عشق به دنیا، ثروت
اندوزی، مدگرایی و خودآرایی به وجود آمد. و همان طور که در صفحات قبل گفته شد
خودآگاه و ناخودآگاه بار دیگر صحنه های اجتماع (هر چند بطور محدود) عرصه حضور شوم
زنان و مردان ضعیف النفس و بوالهوس گردید و قدرت جولان دختران و زنان بدحجاب و
آلوده به میکروب ها و ویروس های روحی و روانی و اخلاقی افزایش یافت راه تعالی پرورش
همان شور و شعور فرهنگی در نسل های نوجوان و جوان است که زمینه را برای آلودگی تنگ
می نماید. http://www.pajohe.ir/
بدحجابي، ريشه ها و راهكارها 1
(قسمت سوم)احمدرزاقي
خبرگزاري فارس: باتوجه به تعريف حجاب به عنوان يكي از اصول و ارزش هاي اسلامي و انساني و تعيين حدود و چارچوب آن در منابع قرآني و اسلامي مفهوم بدحجابي نيز به روشني مشخص خواهد شد. منظور از حجاب، همان پوشش اسلامي به معناي پوشانيدن تمامي بدن و برجستگي هاي آن به جز گردي صورت و دست ها از مچ به پايين، توام با رفتار و گفتاري است كه منجر به خودنمايي و جلب نظر نامحرم نگردد.
11-1 –
بيكاري آشكار و
پنهان
بيكاري
به عنوان يكي از بزرگترين بيماري هاي عصر زندگي شهري و ماشيني به
شمار مي
آيد. امروزه غالب كشورهاي جهان به ويژه در حال گذار در تب بيكاري مي سوزند.
تحقيقات
انجام شده نشان مي دهند كه بيكاري به خصوص براي مدت طولاني تأثيري
بسيار
مخرب بر شخصيت و روحيات بيكاران مي گذارد. تقريباً 59 درصد بيكاران دچار
عوارضي
از قبيل افسردگي، احساس بيهودگي و بطالت مي شوند. اين رقم سه برابر مشابه
براي
افراد شاغل مي باشد. بي شك عوارض فوق زمينه ي مساعدي را توسعه و گسترش اعتياد،
سرقت،
خودكشي، سرگرمي هاي مبتذل نظير ولگردي، ارتباط و اختلاط گروه هاي غير همجنس،
خودآرايي و خودنمايي جهت پوشانيدن احساس حقارت و بيهودگي، به وجود مي آورد.
افزون
بر تجربيات به دست آمده روايات متعددي اين قاعده مسلم را تأييد مي نمايند
كه به
يك نمونه اكتفا مي شود:
پيامبر
اكرم (ص) تأكيد مي فرمايند:
«بيشتر
مردم
درباره ي دو خصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند: يكي در مورد سلامت و صحّت و آن
ديگري
در امر فراغت و بيكاري»
بازشناسي عوامل بيكاري و ارايه ي راه هاي مقابله
با آن
نيازمند تحقيقات و مطالعات كارشناسانه ي دقيق و علمي بوده و از فلسفه ي وجودي
اين
نوشتار خارج مي باشد، ليكن آنچه مسلم است وابسته و مونتاژ بودن بخشي از صنايع
كشور،
عدم پيوستگي و همسويي نظام آموزشي كشور با بازار كار، عوارض اقتصادي ناشي از
جنگ 8
ساله قدرت هاي استعماري عليه ايران، محاصره ي اقتصادي، غارت اموال عمومي توسط
وابستگان به رژيم پهلوي در كوران انقلاب، كم تجربگي و ندانم كاريهاي مسئولان در سال
هاي بعد
از پيروزي انقلاب ، مهاجرت روستائيان به شهرها، رشد بي رويه ي جمعيت،
مهاجرت
اتباع كشورهاي همسايه در طول جنگ هاي مرزي كشورمان، فقدان استراتژي مشخص
اقتصادي
در كشور در مقاطعي از سال هاي گذشته، رشد دلالي و واسطه گري و بالارفتن
درآمدهاي ناشي از فعاليت هاي فاسد اقتصادي، پرسود بودن فعاليت هاي خدماتي در مقايسه
با
فعاليت هاي توليدي و ده ها مورد و محور ديگر از جمله عوامل اصلي رشد و گسترش
بيكاري
به شمار مي آيد. بيكاري نيز موجب فراهم آمدن زمينه هاي ناهنجاري هاي
اجتماعي، بزهكاري، لااباليگري، اختلالات روحي و رواني و مفاسد ناشي از آن نظير
احساس
حقارت، خودنمايي، خودآرايي و بدحجابي در سطوح مختلف جامعه مي شود. فعاليت
سازنده
و الگويي كه خانواده و اطرافيان از كار مي دهند از جمله مهمترين عوامل غلبه
بر
بيكاري است. كار بايد به صورت فرهنگي از شكل لوكس و پشت ميزنشيني به فعاليت
اجتماعي
تبديل شود.
عدم
هماهنگي لازم بين رشد جمعيت و رشد ساير شئون اقتصادي ،
اجتماعي
و فرهنگي باعث بروز و گسترش ناهنجاري هاي مختلف از جمله بيكاري، تورّم،
شكاف
نسلي، چالش هاي فرهنگي و ساير مفاسد اخلاقي و رفتاري نظير خودآرايي و بدحجاي
در طول
سال هاي گذشته گرديده است. كه با اهتمام متوليان تربيتي مي تواند ابزار
توسعه
كشور شود.
13/1 –
فعاليت انحرافي
اقليت هاي مذهبي
اصولاً
برخي از
اقليت هاي مذهبي به خصوص مسيحيان و يهوديان، اولاً از نظر فرهنگي و مذهبي
با
اروپاييان احساس همبستگي بيشتري داشته اند و ثانياً نفوذ و رسوخ فرهنگ و ارزش
هاي
غربي را به كشور به سود خود دانسته و گمان مي كنند بدين ترتيب پناهگاهي در
برابر
فشار اكثريت مسلمان به دست مي آورند. از اين رو اقليت ها (البته نه همه ي آن
ها) به
صورت عوامل غرب در ايران درآمده اند و نقش بارزي در توسعه و گسترش مظاهر و
نمودهاي
فاسد اروپا و آمريكا ايفا مي كنند . بنا به گزارش هايي از مراجع قضايي و
انتظامي
تهران، اين اقليت ها به طور گسترده اي در توليد و توزيع مشروبات الكلي و
تشكيل
مجالس مشترك زنانه و مردانه و احياي مراسم سنتي و جذب جوانان ناآگاه توسط
دختران
دست داشته اند. عدم رعايت حجاب اسلامي و كم توجهي به معيارهاي شرعي و اخلاقي
در
ايجاد رابطه با گروههاي غير هم جنس از ديگر آثار فعاليت هاي انحرافي اقليت هاي
مذهبي
است كه دربازشناسي عوامل ايجاد و گسترش مسأله ي بدحجابي و ناهنجاري هاي
اجتماعي
مورد غفلت قرار گرفته است كه مي بايست حفظ حرمت حق شهروندي ايشان مورد تذكر
قرار
گيرد.
15-1 –
حاشيه نشيني
حاشيه
نشيني كه خود معلول گسترش
شكاف
طبقاتي ، رشد بي رويه ي شهر نشيني و مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ مي باشد
از جهات
متعددي موجب شيوع بزهكاري ها، انحرافات اجتماعي و عوارض ناشي از آن ها مي
شود.
مطالعات
جامعه شناختي و روانشناختي فراواني راجع به اين مسأله ي اجتماعي
صورت
گرفته است كه در اين جا امكان و نياز پرداختن به آن ها نيست. حاشيه نشيني
شرايط
يا عالمي برزخ گونه را براي افراد حاشيه نشين از نظر اجتماعي و فرهنگي به
وجود مي
آورد كه افراد در چالشي فرساينده و تعارضات متعدد اخلاقي، رفتاري و رواني
قرار مي
گيرند. زندگي گروه و طبقات مختلف با فرهنگ ها و نگرش هاي متعارض و متضاد
نوعي
خلاء فرهنگي و آشفتگي رفتاري را در اين مناطق كه اغلب متصل به كلان شهرها مي
باشد،
به وجود مي آورد. بديهي است اين امر نيز ناهنجاري هاي گوناگون از جمله فساد و
بدحجابي
و روابط ناسالم گروههاي غير همجنس را در زندگي شهري ايجاد مي كند
.
16-1-
تبعيض جنسيتي،
عقده حقارت
آدمي در
مقايسه خود با ديگران ممكن
است
پاره اي از صفات و امتيازات ذاتي و اكتسابي خود را كمتر از آنچه آنان دارند،
احساس
كند. اين احساس در حد طبيعي خود نه تنها مضر نيست، بلكه مفيد است، زيرا محرك
ميل
بزرگ شدن و كمال طلبي به منزله ي نيرويي است كه آدمي را به حركت در مي آورد و
به سوي
كمال رهبري مي كند، به اين معني كه آدمي به هنگام مقايسه خود با شخص برتر
از خود،
امكان دارد به نقايص و كاستي هاي خود پي برده، درصدد رفع نقايص و تكميل
معلومات
و مهارت خويش برآيد.
اين
احساس ممكن است صورت مزمن، شديد و ناخودآگاه
به خود
گيرد و در وجود آدمي به صورت بيماري جانگزا مستقر شود، در اين صورت ديگر سخن
از
احساس طبيعي كمتري يا خود كم بيني ناشي از مقايسه ي آگاهانه با ديگري مطرح نيست،
بلكه
پاي بيماري هولناكي در ميان است و آن «عقده ي حقارت» است كه مبتلاي بدان خود
را ديگر
آگاهانه با كسي مقايسه نمي كند.
تبليغات
و تلقينات كاذب استعمار و
معرفي
زن به عنوان وسيله اي براي هوسراني حيوان مصرف كننده، موجودي ناتوان و ابزار
كسب و
درآمد سرمايه داران و سودجويان ... موجب تحقير و تحميق زنان و به دنبال آن
بروز
عقدة حقارت و حس خودكم بيني آنان در قرن حاضر شده است.
علاوه
بر جريان
استعمار
و روشنفكران به اصطلاح طرفدار آزادي زن جريان هاي متحجر و واپس گرا نيز با
محدود
كردن زن و كنيز تلقي كردن وي باعث تحميل احساس حقارت و خودكم بيني در بين
زنان مي
شوند.
اين
تبعيض جنسيتي در جامعه نيز كم و بيش ديده مي شود. توزيع
ناعادلانه ساز و كارهاي نرم افزاري و سخت افزاري در حوزه ي مسايل تفريحي، رفاهي،
آموزشي
، حقوقي، اجتماعي و هنري و ... از نمادهاي بارز اين تبعيض جنسيتي به شمار مي
آيد.
همه اين ها ( به اضافه ي ضعف ايمان و ناآگاهي در بين گروهي از جامعه ي بانوان)
موجب
شده است تا بسياري از زنان جنس خود را مادون جنس مرد پنداشته و به طور عجيبي
دچار
بيماري عقده خود كم بيني شوند.
عكس
العمل اكثر زنان در مقابل اين اهانت
مستمر،
غالباً يك نوع عصيان است كه به ناكامي منجر مي گردد. احساس اين حقارت زنانه
سبب شده
است تا عده اي از زنان و دختران با حرص و ولع هر چه تمامتر براي تحصيل حقوق
پايمال
شده خويش، جوياي تساوي مطلق با مرد و يا بهتر بگوييم به دنبال مردگونه شدن،
باشند!
يعني با پوشيدن لباس هاي مردان، تقليد صداي مردانه و حركات و رفتار مردانه
! اين
نارسايي روحي را تا اندازه اي جبران نمايند!
اصولاً
زني كه در جامعه به
مدارج
ترقي و تعالي و كمالات و زيبايي هاي فكري و معنوي رسيده باشد، ديگر بعيد است
كه با
پوشيدن لباس ها و زينت هاي مختلف، زيبايي هاي تن را به نمايش بگذارد. زيرا در
اين جا
معرف شخصيت او لباس، كيف و كفش نيست ، بلكه كمالات روحي و معنوي است.
روان
شناسان و جامعه شناسان نيز به اين واقعيت مهر تاييد زده و اذعان داشته
اند:
«زنان و مرداني كه در تعويض لباس و انتخاب رنگ هاي متنوع مبالغه و وسواس
دارند،
جز «جبران» يك نقيصه ي ذاتي كار ديگري نمي كنند. افراط در لباس پوشيدن هم،
نظير
افراط در حرف زدن نوعي مبالغه و زياده روي است و زياده روي هم شكل منحرف و «پي
گم كرده
اي» از احساس حقارت است.
زني كه
مورد توجه مردان نباشد مي كوشد تا با
پوشيدن
لباس ها و زينت هاي مختلف جبران نازيبايي خود را كرده و احياناً توجه ديگران
را از
نقايص صوري خويش منحرف سازد. اين عمل درست شبيه رفتار طفلي است كه مي خواهد
با داد
و فرياد توجه دايه يا والدين را به خود جلب كند.
و يا
برخي از مردان
براي
فرار از احساس خود كم بيني و براي جبران كمبودهاي معنوي و ضعف فكري خود ،
ميزان
ثروت و دارايي خود و يا لباس، زيبا و زيور و زينت همسران خود را به رخ ديگران
مي كشند.
بدين
معني كه در پارتي هاي شبانه و محافل خصوصي و عمومي ! و در كوچه و
خيابان
سعي مي كنند تا درجه ي شكوه و جلال و ابهت خود را با نوع آرايش و لباسي كه
همسرش
به تن دارد به ديگران بفهمانند! و در واقع زن را به عنوان وسايل و ابزار تجلي
زندگي
تلقي مي نمايند و همانطور كه سعي مي كنند با نوع اتومبيل، خانه، كفش و كلاه
خودنمايي كنند، با به نمايش گذاردن زن خود و لباس و زيورآلاتي كه از گوش و گردنش
آويزان
است نيز اهميت و ارزش خود را به ديگران بفهمانند.
شهيد
بزرگوار مرتضي
مطهري
در مورد اين گونه مردان مي گويد: «كساني كه احساس غيرت در وجودشان ناتوان است
از اين
كه همسران آن ها مورد استفاده هاي ديگران قرار بگيرند رنج نمي برند و
احياناً
لذت مي برند و از چنين كارهايي دفاع مي كنند»
.
ناگفته
پيداست كه سخت
گيري
پدران و مادران و محبت نكردن به فرزندان نيز در شيوع بيماري
خود كم
بيني و
عقده
حقارت جوانان به ويژه دختران نقش مهمي ايفا مي كند. كسي كه در محيط سرد و
بي
عاطفه پرورش يافته و از محبت پدر و مادر محروم مانده باشد، در خود احساس
حقارت،
كمبود و محروميت مي كند و براي هر نوع آلودگي و انحراف آمادگي دارد.
17-1 –
صدور
دستورالعمل ها و هشدارها
يكي از
عوامل عمده تشديد و
گسترش
مفاسد اجتماعي از جمله بدحجابي در جامعه كنوني صدور اعلاميه ها، اطلاعيه ها و
هشدارهاي مكرر و تكراري (بدون پشتوانه ي عملي) از سوي دست اندركاران و متصديان
امور،
درباره ي مقابله با مظاهر فساد و بدحجابي و تنبيه و توبيخ عوامل ترويج و
اشاعه ي
منكرات مي باشد، چرا كه اين امر از سويي موجب بي اعتمادي و بي اعتنايي و يا
حداقل
موجب دلسردي مردم به ويژه نسل جوان نسبت به عملكرد مسئولين (در اين رابطه) و
از سوي
ديگر موجب گستاخي، جسارت و جرات بيش از پيش مروّجان بي بند و باري و بي
حجابي
مي شود. بجاست كه در اين جا به گوشه هايي از مفاد بعضي از بخشنامه ها و
دستورالعمل ها و اطلاعيه هاي صادره از سوي مراجع ذي ربط اشاره كنيم تا شايد از كثرت
و تعدد
آن ها كاسته و لااقل برخي از آن ها را به مرحله اجرا درآورند.
وزارت
كشور در
تاريخ 31 تير 63 اطلاعيه اي اعلام مي دارد كه: «به زنان بي حجاب اخطار مي
شود كه
رعايت عفت عمومي جامعه اسلامي و عواطف مذهبي امّت شهيد پرور و هميشه در صحنه
را
بكنند، كه در صورت تخلّف با آن ها برخورد قانوني خواهد شد».
حدود يك
سال بعد
روزنامه
جمهوري اسلامي تاريخ 5 خرداد 64 چنين مي خوانيم: «دادستان عمومي تهران
دستور
بازداشت افراد بدحجاب را به كليه ي مأمورين انتظامي صادر كرد».
اين
دستور
زماني
صادر شد كه حدود دو سال قبل يعني در تاريخ 12 آذر 62 سخنگوي شوراي عالي قضايي
گفته
بود: «براي جلوگيري از منكرات و فحشاي علني در سطح تهران يك شعبه ي دادگاه
كيفري
در اوين تشكيل و قاضي شرع آن نيز تعيين شده و افراد گشت ستاد مبارزه با
منكرات
در مناطق مختلف تهران به طور منظم تردد مي كنند و در صورت مشاهده امر خلاف
شرع و
تظاهر به منكرات طبق موازين اسلامي اقدام مي كنند و متخلفين در آن شعبه
دادگاه
محاكمه و كيفر خواهند ديد». بدون اين كه تهديدها و هشدارها تأثيري در عملكرد
عوامل
فساد و بي حجابي در جامعه داشته باشد...
دو سال
بعد (4 تير 64) وزير كشور
خطاب به
عاملين فساد و بي حجابي اخطار كرد: «افرادي كه به اعمال كثيف خود در رابطه
با فساد
و فحشا و منكرات ادامه دهند از كليه ي منافع و مصالح در نظر گرفته شده براي
عموم
مردم از جمله استخدام در ادارات و مراكز دولتي محروم خواهند شد.»!
... و
حدود
چهار سال بعد (درتاريخ 22 فروردين 68) در روزنامه جمهوري اسلامي چنين مي
خوانيم:
«شوراي عالي قضايي خواستار برخورد فعال نيروهاي اجرايي و انتظامي با
بدحجابي
شد.»
رياست
قوه قضائيه نيز در تاريخ 24 شهريور 68 در خطبه هاي نماز
جمعه،
خواستار برخورد جدي وزارت كشور با بدحجابي و مفاسد اجتماعي مي شود.
و چند
سال
بعد(12/3/75) وزير كشور تصريح مي كند: «طرح مبارزه با بدحجابي به زودي در تهران
اجرا مي
شود».
بعد از
چند سال (27/5/80) فرمانده نيروي انتظامي مي گويد: «از
فردا!
نيروي انتظامي با خطا و فساد و بدحجابي در واحدهاي صنفي و اماكن عمومي برخورد
مي كند.»
حدود سه
سال بعد (7/4/83) رئيس مجلس عزم مجلس براي برخورد جدّي با
مفاسد
اجتماعي و بدحجابي را به اطلاع عموم مي رساند. يك سال بعد نماينده ي تهران در
مجلس :
«ارايه تسهيلات براي اجراي مصوبه مد و لباس به زودي معضل بدحجابي را رفع مي
كند.»
(9/5/84)
باگذر و
نظري به خيابان ها و اماكن عمومي (به خصوص در مناطق
مرفه
نشين شهرها) به خوبي در مي يابيم كه اين گونه طرح ها ، هشدار و بخشنامه هاي
مكرر و
تكراري و بعضاً سست و بي پايه نه تنها در اصلاح و پاكسازي عرصه هاي مختلف
اجتماع
از مظاهر فساد و بدحجابي، توسعه و گسترش حجاب اسلامي تأثيري نداشته، بلكه به
نوعي
موجبات گستاخي و جرات عوامل فساد و بدحجابي را فراهم ساخته است. لذا فعالان
فرهنگي
است كه تا حد امكان از برخوردهاي جنجالي و مستقيم با اين امر پرهيز نمايند.
2 –
عوامل برون مرزي
فعاليت
ناسالم عواملي كه بانيان آن ها در خارج
از
مرزهاي كشورمان قرار دارند، ضمن همسويي و همصدايي با عوامل آلوده ي داخلي و نيز
با سوء
استفاده از زمينه ها، حساسيت و كاستي هاي موجود در عرصه هاي مختلف كشورمان،
نقش
عمده اي را در بروز گسترش فساد و بدحجابي در كشورمان داشته و دارند.
برشمردن
تمامي عوامل مورد نظر، خود كتابي مستقل و مفصل خواهد شد، امّا آنچه در
اين جا
مي توان مورد توجه و تامل قرار داد بدين قرار مي باشد:
1-2-
رسانه
هاي
جمعي بيگانه
با توجه
به خاستگاه اصلي رسانه هاي مدرن ارتباط جمعي نظير
تلويزيون، سينما، اينترنت و ماهواره و مركز تجميع ساز و كارهاي مادي و غير مادي
توليد و
توزيع محصولات رسانه اي كه در آمريكا و اروپا واقع شده است، لذا بديهي است
كه جهت
گيري و محتواي پيام هاي اين رسانه ها نيز در بستر تامين و تضمين منافع و
مطامع
كاخ نشينان مغرب زمين تنظيم و ترسيم شود.
براساس
تحقيقات به عمل آمده
امروزه
بيش از 75 درصد اخبار، فيلم ها ،برنامه ها و گزارش هاي، رسانه هاي گروهي
كشورهاي
جهان سوم از فيلترهاي تبليغي و فرهنگي گردانندگان اصلي رسانه هاي دنياي غرب
كاپيتاليسم عبور مي كنند.
هم
اكنون مقدار ارسال توليدات رسانه هاي گروهي مذكور
به
كشورهاي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين كه تقريباً دو سوم جمعيت جهان را در خود
جاي
داده اند، 100 برابر بيشتر از مقداري مي باشد كه در جهت عكس يعني از اين كشورها
به جهان
سرمايه داري جريان دارد.
براساس
همين تحقيقات نياز دستگاه هاي تبليغاتي
ايران
قبل از انقلاب اسلامي (به ميزان صد درصد) از طريق مراكز وابسته به وسايل
ارتباطي
بيگانه تأمين مي گرديد و به جرأت مي توان ادعا نمود كه بخش مهمي از موفقيت
ها و
پيشرفت هاي رژيم سابق در مورد گسترش غربزدگي و ليبراليزه نمودن فرهنگ آن دوران
و به
دنبال آن اشاعه ي فساد و بي بند و باري و بي عفتي و بي حجابي مرهون سرمايه
گذاري
هاي گستردهي رسانه هاي جمعي غرب به ويژه آمريكا بود.
وسايل
ارتباط جمعي
بيگانه
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طور چشمگيري بر حجم، بودجه و امكانات
تبليغاتي افزودند و با شيوه ها و شگردهاي مختلف از تحريف اخبار و رويدادها و تنظيم
و ارسال
گزارش هاي به اصطلاح مستند گرفته تا پخش فيلم ها و برنامه هاي سراسر ابتذال
با
چاشني برهنگي و ارتباط نامشروع زنان و مردان و استفاده ي ابزاري و تبليغاتي از
جاذبه
هاي زنانه در پي توسعه و رونق بازار اقتصادي خود و همصدا نمودن توده هاي مردم
به ويژه
نسل جوان برآمدند.
فرآيند
فساد انگيز فوق بعد از توسعه ي پرشتاب رايانه
و رسانه
هاي الكترونيكي، به ويژه اينترنت و ماهواره، اوضاع و شرايط خاصي را در
جامعه ي
جوان، ايجاد نموده است كه عادي شدن روابط ناسالم بين گروهي از زنان و مردان
ضعيف
النفس، شكسته شدن قبح خود آرايي هاي افراطي و رواج رو به تزايد بدحجابي به
تقليد
از برنامه ها و فيلم هاي توليدي رسانه هاي مذكور از جمله آن هاست.
2-2 –
سفارتخانه هاي
دول خارجي
سفارتخانه هاي كشورهاي بيگانه به
خصوص
كشورهاي استعمارگر، از ديرباز يكي از روزنه هاي نفوذ و گسترش فرهنگ بيگانه به
كشورمان
بوده است.
تا قبل
از پيروزي انقلاب اسلامي، سفرا، ديپلمات ها و
مستشرقين (باهمنوايي و همياري رژيم پهلوي) با ابزار و شيوه هاي مختلف به اشاعه ي
فساد و
فرهنگ مغرب زمين مي پرداختند.
اگر چه
بعد از پيروزي انقلاب از اقدامات
علني
آنان جلوگيري به عمل آمد لكن به طور پنهان و حساب شده اي از طريق برگزاري
مجالس
خوشگذراني و مراسم رقص و مشروبخواري و دعوت از خوانندگان و هنرپيشه ها و نيز
زنان و
مردان غرب زده، تهيه و تكثير فيلم ها و عكس هاي مبتذل در توسعه فرهنگ عرياني
و بي
حجابي نقش بسيار پررنگي را داشته اند كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد.
3-2 –
تلاش تشكيلاتي
احزاب و باندهاي وابسته
امروزه، حتي سران
گروه ها
و احزاب وابسته به محافل و مجامع غربي (نظير خاندان پهلوي، سلطنت طلب ها و
...)
نيز به اين واقعيت دست يافته اند كه در ساختار كنوني كشورمان، گرايش هاي
گروهكي
(در زمينه هاي سياسي و ايدئولوژيكي) جاذبه خود را از دست داده است، از همين
رو
بيشترين سعي و تلاش خود را از طريق ترويج فرهنگ بيگانه، اشاعه ي ليبراليسم
فرهنگي
و نسبي گرايي اخلاقي و تضعيف باورها و انگيزه هاي مذهبي به ويژه تاييد و
تأمين
نيازهاي كاذب غريزه جنسي و نيز تبليغ روابط آزاد زنان و مردان و عادي شدن
خودآرايي و بدحجابي به كار بسته اند.
بخش
قابل توجهي از فيلم ها، عكس ها،
مجلات،
كتب و توليد و پخش برنامه ها و گزارش هاي ماهواره اي و اينترنتي تنها بخشي
از
فعاليت هاي اين گروه ها و باندهاي به اصطلاح سياسي مي باشد.
4-2 –
توريسم
اگر چه
صنعت توريسم مي تواند يكي از منابع درآمد سرشار ملي در كشور
به شمار
آيد و دستگاههاي ذيربط همواره درصدد احيا و ابقاي اين صنعت در جهت رونق
فرهنگ و
اقتصاد كشورمان مي باشند، امّا بي ترديد در صورت عدم كنترل و هدايت صحيح آن
در
اشاعه ي فرهنگ بيگانه و تضعيف ارزش ها و هنجارهاي ملي و مذهبي نيز تاثير فوق
العاده
اي خواهد داشت.
اغلب
فوريت ها به اختلافات و حتي تضادهاي فرهنگي با كشور
ميزبان
(از جمله كشورما) مشكلات و معضلات عديده اي را به وجود مي آورند.
پوشش و
آرايش،
آداب معاشرت آن ها بعضاً مورد تقليد و الگوبرداري برخي از افراد و طبقات
ناآگاه
و خودباخته قرار مي گيرد.
بنابراين در بازشناسي ريشه هاي بدحجابي و
خودآرايي و روابط آزاد زنان و مردان در كشورمان مسأله ي توريسم و صنعت گردشگري نيز
مي
بايست مورد مطالعه و بررسي دقيق قرار گيرد تا در ارايه ي راه هاي برون رفت از
مشكل
مورد نظر دچار سطحي نگري و غفلت نگرديم.
5-2 –
مستشاران
مستشاران خارجي همواره جزو عوامل و مجاري عمده ي نفوذ و گسترش فرهنگ بيگانه
و ايجاد
وابستگي كشورهاي جهان سوم به جهان غرب بوده اند.
اينان
كه به عنوان
نمايندگان و سفيران كشورهاي صنعتي، به شمار مي آيند به دليل برخورداري از تخصص و
اطلاعات
پيچيده علمي و صنعتي اغلب از موضع قدرت و تسلّط و آقايي با ملت ها و دولت
هاي
ميزبان برخورد نموده و لذا نقش عمده را در تحقير و تحميق ملل جهان و نيز تعميق
و توسعه
ي سياست هاي استعماري داشته اند.
مستشاران كه همراه افراد خانواده
بعضاً
تا ده ها نفر وارد كشور ميزبان مي شوند علاوه بر اداره و مديريت بخش هاي
وسيعي
از مراكز و نهادهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي در صورت عدم كنترل و هدايت صحيح
حضور
آنان در كشور به جهت برخورداري از فرهنگ ها و باورهاي متفاوت با مردم كشور
ميزبان
چالش ها و تهديدهاي فرساينده اي را در حوزه ي مسايل فرهنگي، اخلاقي و
اجتماعي
در بين مردم ايجاد مي كنند كه الگودهي ليبراليز نمودن فرهنگ بومي و به
دنبال
آن اشاعه ي روابط ناسالم بين زنان و مردان، تشكيل مجالس لهو و لعب و توزيع
فيلم ها
و مجلات و عكس ها و مشروبات الكلي و ترويج خودآرايي و بدحجابي تنها بخشي از
آثار
حضور ناسالم عده اي از آنان در كشور مي باشد.
6-2 –
جهاني شدن يا
جهاني
سازي
جهاني
شدن (به عنوان پروسه) و جهاني سازي (به عنوان پروژه) از
جمله
پديده هاي عصر رسانه هاي الكترونيك و انفجار اطلاعات و يا به عبارتي فرآيند
مدرنيته
به شمار مي آيند.
جهاني
شدن، فرآيندي است كه بر اساس مقتضيات شتاب آلود
توسعه
يافتگي يك بعدي (اقتصادي) در جهان در حال تحقق است.
اين
پديده جهاني اگر
چه
پيآمدها و آثار بسيار مفيد و مهمّي از جمله رفاه، توزيع گسترده اطلاعات، بهداشت،
توسعه
تكنولوژي ، صنعت و اقتصاد را براي جهانيان به ارمغان آورده، اما به دلايل
مختلف
از جمله تلاش نظام ليبرال سرمايه داري غرب و مغزهاي وابسته به تراست و كارتل
هاي
بزرگ جهان سعي نموده اند با كنترل و هدايت پروسه ي جهاني شدن و تبديل آن به
پروژه ي
جهاني سازي آسيب ها و بحران هاي فراواني را در ذهن و زندگي جوامع بشري به
ويژه
جوامع غير اروپايي تزريق و تحميل نمايند.
طراحان
و مجريان اين پروژه ي
آمريكايي - اروپايي به منظور سيطره ي كامل بر منابع مادي و غيرمادي، به طرق مختلف
از جمله
تبليغات گسترده ي الكترونيكي، تولبيد و توزيع كتب، نشريات، فيم ها،
CD
ها،
به خدمت
گرفتن متخصصان، روشنفكران و متفكران لائيك و بومي در پي ايجاد و تثبيت
فرهنگ
واحد جهاني (فرهنگ غربي) در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين بر آمده اند.
براي
دست يابي به اهداف مذكور يكي از ساده ترين و كم هزينه ترين شيوه ها
استفاده
از نيازهاي غريزي و جنسي و تامين و تاييد مطالبات كاذب زنان و مردان جوان
به ويژه
در حوزه روابط بين گروه هاي غير همجنس، خودآرايي، خودنمايي وبي حجابي مي
باشد.
اگر چه
مردم و انديشه ورزان مسلمان و متدين ما بشدت در برابر پروژه مذكور
مقاومت
نموده و حتي بسياري از ملت ها، قوميت ها، متفكران، روشنفكران و جوانان
كشورهاي
جهان را تحت تاثير آموزه ها و آرمان هاي انساني، الهي خود قرار داده اند
امّا كم
نيستند گروه ها و طبقاتي كه آلوده به ويروس ها و ميكروب هاي فساد ساز و
فرصت
سوز پروژه جهاني سازي شده و در دام پردانه ي ليبراليسم فرهنگي و پلوراليسم
اخلاقي
(نسبي گرايي) فرو غلتيده اند.
بخش
مهمي از آداب و عادات رايج و طرز لباس
پوشيدن
و آرايش و معاشرت زنان و مردان در بين لايه هايي از طبقات مختلف اجتماعي
كشورمان
مولود ومحصول پروژه ي مذكور مي باشد كه نيازمند اطلاع رساني و برائت از
ايشان
مي باشد.
احمدرزاقي
منبع:سايت پژوهه