دختران دبیرستان ، رابطه با جنس مخالف ، دوست پسر ، دوست دختر،، اعتیاد دانش آموزان ، تحقیق در مورد علل داشتن دوست ، علل خودکشی ، مشکلات روانی دانش آموزان مدارس ایران

 www.zibaweb.com  زیبا وب ،سایت مفید برای پسران ودختران ایرانی

 

پژوهش بررسي ميزان ، زمينه ها و عوامل مشكلات رواني اجتماعي دانش آموزان دبيرستاني  ( رابطه با جنس مخالف ، استعمال سيگار و سوء مصرف مواد، فرار از خانه، فرار از مدرسه و خود كشي ،) مجري: دكتر محمود گلزاري

واژه‌هاي كليدي: مشكلات رواني اجتماعي دانش آموزان دبيرستاني ـ رابطه با جنس مخالف ـ استعمال سيگار ـ سوء مصرف موادـ فرار از خانه ـ فرار از مدرسه ـ خود كشي

1811 نفر دانش‏آموز دبيرستانى ) 1097نفر دختر و 714 نفر پسر (با روش تصادفى از بين دانش‏آموزان شهرهاى اسلام‏شهر، شهر رى و كرج و منطقه 12آموزش و پرورش تهران انتخاب شدند. دختران و پسران برگزيده هر كدام از اين چهار منطقه به همايشى فرهنگى، آموزشى دعوت شدند و پس از توجيه برنامه، مجموعه‏اىحاوى 4پرسشنامه شامل :آزمون 25سؤالى معبد )مقياس‌ عمل به‏باورهاى دينى(، سياهه 11ماده‏اى بهداشت روانى، پرسشنامه 28سؤالى بررسى مشكلات رفتارى و اجتماعى و پرسشنامه 51سؤالى ارتباط با جنس مخالف بين آنها توزيع شد. پس از جمع‏آورى پرسشنامه‏ها، فيلم كوتاهى با موضوع خطرات سوءمصرف مواد مخدر پخش شد و سپس مجرى طرح به مدت 5/1ساعت براى دانش‏آموزان در مورد جنبه‏هاى مختلف رابطه با جنس مخالف و آشنايى با زيان‏هاى مواد مخدرو الكل صحبت‌كرد و به پرسش‏هاى آنها پاسخ گفت. در پايان، دانش‏آموزان به سؤالات برگه ارزيابى برنامه‏هاى گردهمائى جواب دادند.

خلاصه پژوهش:

مقدمه

از زمانى كه استنلى هال ، روان‏شناس آمريكايى با استفاده از فعل لاتين ( (adolecere، كلمه

(adolescence) به‏معناى «نوجوانى» را براى مشخص‏كردن يكى از مهم‏ترين و پرآشوب‏ترين دوره‏هاى حيات انسانى وضع كرد ،صد سال مى‏گذرد. او كه پايه‏گذار بررسى‏هاى روان‏شناسانه درباره بلوغ و نوجوانى است، در كتاب دو جلدى خود كه در سال 1904منتشر شد، وجود نوجوان را آوردگاهى توصيف كرد كه در آن افكار و احساسات، معنويت‏گرايى و هوسرانى، شادى و غم، پندارگرايى و واقع‏بينى، استقلال‏خواهى و وابستگى، روى در روى هم قرار مى‏گيرند و آرام و قرار را از نوجوان سلب مى‏كنند.

به‏همين خاطر «هال » اين دوره بين بى‏خيالى و وابستگى كودكى و تعهد و پختگى بزرگسالى را دوره «طوفان و فشار » ناميد )برگر ، 1991مى‏يرز ، 1998).

با آن كه دو نفر از پيشگامان مردم‏شناسى فرهنگى يعنى «مارگارت ميد » در 1928و « روث بنديكت » در 1938در آثار خود نشان دادند كه نظريه طوفان و فشار در بسيارى از فرهنگ‏هاى غيرغربى صدق نمى‏كند، اما در طول سال‏هاى قرن بيستم، رسانه‏هاى جمعى به‏پيروى از روان‏شناسان و تحليل‏گران مسائل اجتماعى بر مشكل‏زابودن دوره پرهيجان نوجوانى تأكيد كردند و سركشى، خودمحورى، بزهكارى، دردسرآفرينى و اختلالات روانى و رفتارى نوجوانان را فرياد زدند )لاهى ، 1998). «آنا فرويد » دختر زيگموند فرويد كه خود روان‏شناس معروفى است، در سال 1958نوشت: «بهنجاربودن در طول دوره نوجوانى خود نابهنجارى است !» (گريگ و زيم‏باردو ، 2002ص 347)

در سال‏هاى اخير، اين تصوير منفى از نوجوانى تا حدى كم‏رنگ شده است. در يك بررسى روى بيش از20000نفر نوجوان با موضوع سازگارى روانى، حدود90 % آنها اظهار كرده بودند كه «از زندگى لذت مى‏برند، احساس نشاط و نيرو مى‏كنند، بيشتر وقتها شاد هستند، معمولاً خود را كنترل مى‏كنند و حتى اگر غمگين باشند مى‏توانند با شنيدن لطيفه‏هاى خوب بخندند» . (همان(

با اين حال نبايد از ياد برد كه به‏دليل بروز تغييرات زياد و چشمگير جسمى، عاطفى، ذهنى، اخلاقى و اجتماعى در وجود نوجوان، از سوئى و ناهماهنگ‏بودن عرصه‏هاى تربيتى، آموزشى و فرهنگى جامعه با اين دگرگونى‏ها از سوى ديگر و نيز آشكارشدن نارسايى‏هاى توارثى و خانوادگى سالهاى پيش به‏خاطر اين تغييرات و ناهماهنگى‏ها، حدود 30 درصد نوجوانان دچار مشكلاتى از قبيل افسردگى، وسواس، اضطراب شديد و پايدار، روان‏پريشى، خودكشى، استعمال سيگار، سوءمصرف مواد مخدر و الكل، فرار از خانه، فرار از مدرسه، افت درسى، ترك تحصيل، انواع بزهكارى‏ها، انحرافات جنسى، باردارى نامشروع، ابتلا به بيمارى‏هاى مقاربتى مانند ايدز،... مى‏شوند.

به‏گفته‏ى مؤلف «دايرة المعارف روانى جنسى» ميل جنسى و قدرت‏طلبى دو انگيزه اصلى رفتار نوجوان است. او براى بدست‏آوردن قدرت، گاه به‏پديده‏هاى خيالى مانند مواد مخدر روى مى‏آورد و گاه مى‏كوشد از راههاى واقعى مانند ورزش و يا فعاليت‏هاى فكرى، به‏خصوص در جمع همسالان، خود را نيرومند و توانا نشان دهد. بيدارى جنسى نيز او را به‏سوى كنجكاوى غريزى، رابطه با جنس مخالف، خودارضايى و انحرافات جنسى مى‏كشاند (الحنفى،1992ص110).

محدوده سني دوره نوجوانى كه بستر اين همه دگرگونى‏ها و رويدادهاست چند سال است؟ انگليسى‏زبان‏ها با برداشتى شبه‏علمى، فاصله بين 13 تا 19سالگى را دوره نوجوانى مى‏دانند و چون در زبان آنها اعداد 13تا 19به تين ( (teenختم مى‏شوند، اين گروه سنى را تين ايجرز( (teen agers و يا به‏صورت مخفف ((teensمى‏نامند.

عده‏ زيادى از روان‏شناسان از دهه 21 – 11 سالگى به عنوان دوران نوجوانى ياد مى‏كنند )اتكينسون و همكاران،1993 ،1381،رايس، 1999، دى‏سى و كنى، 1997).

«مى‏يرز » معتقد است چون نوجوانى در اصل دوره گذار از وابستگى كودكى به مسئوليت‏پذيرى بزرگسالى است و كودكى با قاعدگى دختران و احتلام پسران پايان مى‏پذيرد و مسئوليت‏پذيرى بزرگسالى با ازدواج مشخص مى‏شود، پس بهترين ملاك براى تعيين طول اين دوره فاصله بين قاعدگى دختران )چون بهتر و عينى‏تر از احتلام پسران سنجيده مى‏شود. ( و ازدواج آنان است . ملاكى كه نتيجه دو عامل مهم زيستى و اجتماعى است. از اين رو او در ويراست پنجم كتاب«روان‏شناسى» خود ( 1998ص 116) مى‏نويسد: چون نسبت به صد سال پيش به‏خاطر بهبود وضعيت تغذيه و بهداشت، رسش جنسى زودتر آغاز شده است و به دليل تداوم مدت تحصيل و عوامل اجتماعى ديگر سن ازدواج بالا رفته است، بر طول دوره نوجوانى نيز افزوده شده است .به طورى كه در آمريكا در سال 1890ميانگين سن شروع قاعدگى، 7/14و ميانگين سن ازدواج 22سال بوده است، در حاليكه در سال 1988اين اعداد به ترتيب به 5/12 (قاعدگى) و 5/24 (ازدواج( تغيير يافته‏اند.

به‏عبارت ديگر طول دوره نوجوانى از 2/7 سال به 8/11 رسيده است يعنى 6/4سال افزايش يافته است. در ايران نيز ميانگين سن اولين قاعدگى دختران 5/12سالگى گزارش شده است )عزيزى به نقل كريمى در: مهريزى 1376) و ميانگين سن ازدواج براى دختران نيز به 23سالگى رسيده است. بيشتر نوجوانان، اين سال‏هاى طولانى و حساس را به سلامت و بدور از بحران‏هاى تند، طى مى‏كنند و آماده مى‏شوند مسئوليت‏هاى جدى زندگى را در عرصه‏هاى خانوادگى و اجتماعى به عهده گيرند. اما اقليتي نزديك به 20درصد نوجوانان در سراشيبى مشكلات متعدد روانى - اجتماعى فرو مى‏غلتند و هرچه عوامل خطرزاى بيشترى در زندگى گذشته و حال خود داشته باشند درگير اختلالات روانى و انحرافات اخلاقى شديدتر و عميق‏ترى مى‏شوند.

« نظريه مشكل رفتارى1» «جسور2» تاييد كرده است كه هر چه يك نوجوان در سن كمترى مرتكب يكى از مشكلات رفتارى شود، در سال‏هاى بعد هم با شدت و عمق بيشترى آن مشكل را ادامه مى‏دهد و هم به اختلالات روانى و انحرافات اخلاقى ديگرى مبتلا مى‏شود. سيگاركشيدن در 12سالگى اگر ترك نشود، به احتمال زياد سوءمصرف مواد مخدر و الكل، رفتارهاى جنسى، افسردگى و ترك تحصيل را در پى دارد. )آدامز3،2000) .

نظريه يادشده ،عوامل روانى و اجتماعى مؤثر در شكل‏گيرى مشكلات رفتارى نوجوانان را به سه سيستم شخصيتى، محيطى و رفتارى تقسيم مى‏كند. سيستم شخصيتى شامل عوامل انگيزشى )هدف‏ها و برانگيزان‏ها(، باورها )عزت نفس، حساس‏بودن نسبت به آبرو( مهاركننده‏ها )ديندارى، نگرش نسبت به انحرافات، هوش هيجانى( مى‏شود. در سيستم محيطى، محيط ها دو نوعند: محيط نزديك شامل خانواده و دوستان و محيط دور يعنى عوامل اجتماعى ترغيب‏كننده به انحرافات. در سيستم رفتارى يا با رفتارهاى ناپسند مانند سوءمصرف مواد و الكل، بزهكارى و خطاهاى جنسى روبرو هستيم يا با رفتارهاى پسنديده مانند پاى‏بندى به مذهب و پيشرفت درسى.

هم‏چنان كه وجود عوامل خطر، نوجوان را زودتر و شديدتر در كام مشكلات فرو مى‏برد عوامل محافظت‏كننده نيز باعث پيشگيرى از گرفتارى‏ها و پريشانى‏ها مى‏شود و سلامت و رشد نوجوان را تضمين مى‏كند (للويد، 1998).

بيان مسأله

كارشناسان مسائل اجتماعى ايران بر اين باورند كه به دليل مهاجرت‏هاى بى‏رويه به‏شهرهاى بزرگ، حاشيه‏نشينى، توزيع ناعادلانه ثروت‏هاى ملى، افزايش فاصله طبقاتى، ناامنى‏هاى سياسى و اقتصادي، نگرش سياسى به پديده‏هاى اجتماعى، نابرابرى فرصت‏ها و موقعيت‏ها براى رشد افراد، بروز مشكلات بعد از آرام‏گرفتن هيجان‏ها و تلاطم‏هاى هشت‏سال جنگ تحميلى و نداشتن برنامه‏اى علمى و نظام‏مند براى مسائل فرهنگى در دهه هاي 1370-1380، با «افزايش آسيب‏هاى اجتماعى» روبرو ئيم.

در اين ميان، نوجوانان اين مرز و بوم كه جزو جوان‏ترين كشورهاى دنياست، به‏دليل ويژگى‏هاى تحولى از جنبه‏هاى گوناگونى تغيير مى‏كنند: حساسيت نسبت به جسم، بيدارى ميل جنسى، فاصله‏گرفتن از والدين و پيوند زياد با همسالان. اين دگرگونى‏هاى چندجانبه، به‏صورت منابع مهم تنيدگى، آن‏ها را زير فشارهاى شديدى قرار مى‏دهد. از يك طرف پا در زمين «حال» دارند و تغييرات جسمى، غريزه جنسى، كمال‏طلبى، دوستان و خانواده، بخش عمده‏اى از نگرانى، انديشه‏ها و رؤياها و غم‏هايشان را بارور مى‏سازد و از طرف ديگر آرزوهاى متنوع و دور و درازشان نسبت به «آينده» آنها را در تصميم‏گيرى نسبت به ادامه تحصيل، شغل، ازدواج، و دورشدن از افراد با اهميت دچار ترديد مى‏كند.

متأسفانه در شرايط كنونى نه در سطح كلان، برنامه علمى و منسجمى براى شناخت و هدايت نوجوانان داريم و نه پدران و مادران را براى درك بهتر تحولات طبيعى فرزندان خود آماده ساخته‏ايم. بيشتر والدين و مربيان همچون همه مسئولان سياسى و فرهنگى كشور، نسبت به پاسدارى ازارزشهاى دينى حساس اند و اغلب با آمريت و فشار و گاه با تساهل و تسامحى كه ناشى از تاب‏نياوردن در برابر خواست‏هاى جوانان است و بيشتر حكم عقب‏نشينى دارد تا مداراى عاقلانه ،با آنها برخورد مى‏كنند. زمانى زور و وعيد را به‏كار مى‏برند و زمانى ملاطفت و وعده را.

و معلوم است كه نتيجه اين گونه برخوردهاى بدون شناخت و ناپايدار، تشديد بحران‏هاى تربيتى و اجتماعى و دورشدن فرزندان هوشمند و پاك‏انديش ايران اسلامى از هنجارهاى دينى و اخلاقى است.

آمارها بيانگر افزايش آسيب‏هاى اجتماعى در اين گروه سنى حساس است:

مدير كل امور اجتماعى وزارت كشور مى‏گويد: ميزان فرار از منزل در سال1375 ، 73/2 نفر در صدهزار نفر بوده است كه در سال 1381به 42/3 در صدهزار نفر افزايش يافته است. در سال 1381عده دختران فرارى از 7/18درصد كل فراريان به 8/28درصد رسيده و آمار فرار از منزل پسران 5/51درصد زيادتر شده است. بر آمار خودكشى نيز در طى سال‏هاى 1375تا1380افزوده شده و به متوسط 48/5 در هر صد هزار نفر در كل كشور رسيده است. شمار معتادان كشور نيز از 168در يكصد هزار نفر در سال 1375به 326در هريكصدهزار نفر در سال1381رسيده است )روزنامه همبستگى ،18/9/1382).

در همايش بررسى آسيب‏هاى اجتماعى در بندرعباس اعلام شد: سن دختران فرارى نيز از ميانگين 16سال به 5/14سال كاهش يافته است. بالاترين رقم دختران فرارى مربوط به گروه سنى 10تا 13سال است كه 70درصد آنها در مقطع راهنمايى تحصيل مى‏كنند. فريب دختران و ترغيب آنها به ترك منزل و برخورد نامناسب و ناشايست والدين مهم‏ترين دلايل فرار دختران است)رسالت 8/11/82).

آمار دختران فرارى، تنها در شهر تهران در سال1380نسبت به سال 1379از1200نفر به5000نفر رسيده كه اين نسبت در سال 1381به بيش از6000نفر بالغ شده است!

در سال 1379ميانگين سن دختران فرارى 16سال و در سال 1382، 13 سال بوده است )نسيم صبا، 24/7/82).

براساس آمار ارائه شده توسط مركز ساماندهى كودكان و نوجوانان خيابانى بيشترين گروه سنى فراريان را نوجوانان 18 - 16ساله با 3/63درصد تشكيل مى‏دهند كه عمده‏ترين دليل فرار خود را درگيرى‏هاى خانوادگى ذكر كرده‏اند (قدس 22/1/83).

وزارت بهداشت و آموزش پزشكى اعلام كرد كه از ميان140نفر مبتلايان به ايدز كه كمتر از 19سال سن دارند، 114نفر آنها دانش‏آموز ند )شرق 19/1/83).

در حالى كه معاون هماهنگى امور پرورشى و تربيت بدنى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران مى‏گويد: از بين1600000نفر دانش‏آموز تهرانى،8228 نفر آنها به دليل اعتياد پدر يا مادر يا هر دو در معرض خطر اعتياد به مواد مخدرند، و نزديك به600نفر در مرحله آغازين ابتلا، به سوءمصرف موادند و نيز 376نفر دانش‏آموز معتاد (219نفر دختر و 157نفر پسر ) داريم (ياس نو،29/11/82).و طبق برآورد ستاد مبارزه با مواد مخدر در حال حاضر در كل كشور45 –40 هزار دانش‏آموز در معرض خطر اعتياد به‏مواد مخدر و600هزار نفر در معرض خطر استعمال سيگار قرار دارند )شرق، 19/1/83). بررسى‏هاى مختلف و نيز اعترافات دانش‏آموزان مبتلا نشان مى‏دهد كه در دبيرستان‏ها در كنار پخش تصاوير و فيلم‏هاى مبتذل، مواد مخدر نيز خريد و فروش و پخش مى‏شود؛ وزير آموزش و پرورش در پاسخ به اين سؤال خبرنگار روزنامه شرق كه از ايشان مى‏پرسد نظرتان درباره وجود مواد مخدر در مدارس يا خريد و فروش آن توسط دانش‏آموزان چيست؟ مى‏گويد:

«به هيچ وجه! مدارس فضاى پاكى دارند و ناظران متعددى از مدير، ناظم، مشاور و معلمان مدرسه در سطح كشور وجود دارد. چنانچه در اين مدارس و در جمعيت 18ميليون نفرى دانش‏آموزان، يك نفر هم به دليل زندگى با خانواده نامناسب يا رشد در محيط نامساعد به خريد و فروش مواد مخدر مبادرت ورزد يا در اين مورد با كسى صحبت كند، اين مسأله را نبايد به سطح جامعه دانش‏آموزى تعميم داد. چون آثار منفى زيانبارى دارد! ضمن آن كه احتمال وجود چنين افرادى نزديك به صفر است!! » (همان(

اگر به‏خاطر اجتناب از آثار منفى زيانبار - كه همان زير سؤال رفتن مسؤلان است - نتوانيم به آمار واقعى آسيب‏ها دست پيدا كنيم، نمى‏توانيم منكر زمينه‏هاى شناخته شده اين مشكلات شويم. يكى از زمينه‏ها و بسترهاى رشد بحران‏هاى روانى و اخلاقى، افت آموزشى و به‏خصوص ترك تحصيل است.

روزنامه قدس به نقل از آمار رسمى وزارت آموزش و پرورش مى‏نويسد: در سال تحصيلى 81ـ 1380ميزان افت تحصيلى در مقطع راهنمايى 12درصد و در مقطع متوسطه30درصد بوده است . عده مردودين دوره راهنمايى591960 نفر و مردودين دوره دبيرستان4766991 نفر گزارش شده است (22/1/83).

سؤال مهم اين است كه غير از پند و اندرزهاى آزاردهنده، بگير و ببندها و محكوم‏كردن اين و آن براى سرمايه‏هاى اصلى اين مملكت چه كرده‏ايم؟

اهميت و ضرورت مسأله

بى‏هيچ ترديدى، جامعه ما از نظر فرهنگى و اجتماعى وضعيتى نابسامان و بحران‏زاده دارد: تغييرات تند و پرشتاب سياسى و اجتماعى، گذر از سنت به‏نوعى مدرنيته، تثبيت‏نشدن ارزش‏هاى دينى و اخلاقى و قرارگرفتن در بستر عصرى كه به‏قول كاستلز (1999،ترجمه عليقليان، 1380) انقلابى تكنولوژيك را حول محور فن‏آورى‏هاى اطلاعات متمركز مى‏كند و با سرعتى شتابان بنيان‏هاى مادى جامعه را دوباره شكل مى‏دهد،… بر بسيارى از پايه‏هاى فكرى و ارزشى رخنه افكنده است. در واكنش به اين دگرگونى‏هاى نمايان، گروهى سخن از «آنومى اجتماعى» به‏ ميان مى‏آورند و آن را مقدمه «فروپاشى اجتماعى» مى‏دانند، گروهى با برداشتى ملايم‏تر آن را نشانى از «گسست نسل‏ها » به‏حساب مى‏آورند كه در هر عصر روى مى‏دهد و البته اينك ژرف‏تر و بى‏پرده‏تر خود را آشكار ساخته است و برخى نيز از توطئه دشمن ، هم در ايجاد بحران‏هاى مقطعى و هم در به‏كژراهه كشاندن نسل انقلاب سخن مى‏گويند و او را يعنى دشمن را مسئول بزرگ‏نمايى مشكلات و انحراف‏هاى اخلاقى جامعه مى‏شمارند و هشدار مى‏دهند كه مبادا با ذكر آمارهاى واهى، آب به آسياب خصم غدّار بريزيم و دوستداران دين و مُلك را نااميد سازيم.

اگر وابستگان دستگاه‏هاى زور و زر و تزوير، به‏خاطر مطامع دنيوى و يا دفاع از منافع گروهى خود چشم بر واقعيت‏هاى اجتماعى مى‏پوشند و يا اگر واپسگرايان خام‏انديش، غافل از هر نوع دگرگونى، هم‏چنان از اركان تزلزل‏ناپذير اخلاق و ايمان دم مى‏زنند. چندان خرده‏اى بر آنان نمى‏توان گرفت اما از خردمندان قوم انتظار مى‏رود كه با آزادانديشى و ژرف‏نگرى به‏بررسى مسائل جامعه بپردازند و به مدد پژوهش‏هاى علمى، چراغ راهى فراسوى برنامه‏ريزان و مجريان آموزشى و تربيتى قرار دهند.

مراكز و مؤسسات علمى و پژوهشى و محققان و كارشناسان مسائل فرهنگى و اجتماعى وظيفه شرعى، ملى و انسانى دارند كه بدور از سطحى‏نگرى، محافظه‏كارى و مرعوب‏شدن، با روش‏هاى متقن علمى به شناختِ انواع، ميزان و عوامل آسيب‏هاى اجتماعى بپردازند و آن گاه به پشتوانه يافته‏هاى خود، راه هاى پيشگيرى از مشكلات و مقابله با آن‏ها را فراراه برنامه‏ريزان و مجريان دستگاه‏هاى دولتى قرار دهند.

همچنين بايداين سخن نويسندگان كتاب معتبر «مراقبت از نوجوان» را به خانواده ها انتقال داد كه:

اگر چه اخلاق در جامعه در حال تغيير است، اما هنوز مى‏توانيد ارزش‏هاى خود را حفظ كنيد. درست است كه بايد قبول كنيد امروزه مسايل جنسى در جامعه آشكارتر از گذشته است، اما اين‏كه ديگران در مورد عقايد شما چه نظرى داشته باشند، نبايد باعث شرمندگى شما شود و نبايد نظر ديگران در روابط خانوادگى شما دخالت كند. اگر شما تصميم داشته باشيد در مورد بعضى از موضوعاتى كه ممكن است مجاز باشند يا نباشند، آزادى كمتر يا بيشترى بدهيد، نيازى نيست خودتان را تغيير دهيد. ارزش‏هاى شما هر چه كه باشند، بسيارى از آنها ارزش‏هاى نوجوانتان خواهند شد. اما به شرطى كه آنها را با صراحت مطرح كنيد و نوجوان خود را از آنها آگاه كنيد.

پس اگر فكر مى‏كنيد روابط جنسى قبل از ازدواج درست نيست، اين مفهوم را با نوجوانتان مطرح كنيد. يا اگر فكر مى‏كنيد داشتن روابط جنسى در موقعى كه اين روابط با عشق و تعهد همراه باشد، عيبى ندارد، به پسر يا دخترتان عين همين را بگوييد. در اين فرآيند از توضيح دادن علت‏هاى اصلى احساس خود، غافل نشويد. كافى نيست كه فقط به نوجوان بگوئيد براى مثال نبايد رابطه جنسى داشته باشد، بايد دلايلى را كه براى اين فكرتان داريد، به او بگوئيد و توضيح دهيد كه چرا «نه» گفتن به نفع خود اوست.اگر او دلايلىرا كه در پشت عقايد شما وجود دارد درك كند، احتمال بيشترى وجود دارد كه آن را بپذيرد.

در ضمن، لازم است به صحبت‏هاى نوجوانتان گوش دهيد. به جاى موعظه‏كردن، صحبت‏هايتان را دوطرفه كنيد. كشف كنيد آنها در مورد مسايل جنسى چه چيزهايى مى‏دانند و سعى كنيد به سؤال‏هاى آنها تا جايى كه مى‏شود پاسخ‏هاى شفاف و مستقيم بدهيد.

اما اگر به نظر برسد كه نوجوانتان به شما گوش نمى‏دهد، چه اتفاقى خواهد افتاد؟ اگر در حالى كه سعى مى‏كنيد با آنها در مورد مسائل جنسى )يا موضوعات ديگر( صحبت كنيد، به هيچ وجه پاسخى به شما داده نشود، آن وقت چه‏طور؟ اين نوع واكنش كه تقريبا وضعيتى ديوانه‏كننده است در ميان نوجوان‏ها شايع است. حتما بايد زمان زيادى براى واكنش يا پذيرش به آنها داد. اما حتى اگر پاسخ كمى نشان دهند يا اصلا هيچ پاسخى ندهند، نااميد نشويد. چون، اگر چه ممكن است نوجوان‏ها واكنشى نشان ندهند، اما حرف‏هاى شما را مى‏شنوند. پس حتى آن مكالمه‏هاى يك طرفه هم بى‏فايده نيستند.

حتى اگر عقايد شما با عكس‏العمل تند نوجوان روبه‏رو شود، باز هم نشان‏دهنده درست بودن كار شماست. بله، ممكن است واكنش او در مقابل صحبت‏هاى شما به صورت مشاجره‏اى تند و شديد باشد. ممكن است به شما بگويد عقايدتان چه‏قدر «عتيقه» هستند، اما خود اين هم نشانه‏اى است از اين‏كه آنچه را گفته‏ايد، شنيده است. بالاخره مقدارى از آن، اثر خواهد داشت. بنابراين، مكالمه‏هاى دو طرفه، حتى اگر گاهى آتشين شوند، باز هم به نوجوان شما كمك مى‏كنند ارزش‏هايى به دست آورد كه مسئولانه باشند و او را در امان نگاه دارند. اگر چه ممكن است ارزش‏هاى او با شما متفاوت باشد. )گريدانوس،1997،ترجمه صرامى و مطهرى، 1383)

اهداف پژوهش

همان‏گونه كه يادآور شديم به دليل تغييرات اجتماعى و فرهنگى چشمگيرى كه در سال‏هاى اخير در ايران رُخ داده است، نوجوانان كه هم به‏دليل رسش جسمى به بيدارى و شور جنسى مى‏رسند و هم به‏خاطر دست‏يابى به‏هويت اجتماعى و استقلال از والدين خود فاصله مى‏گيرند و زمان زيادى را با گروه همسال مى‏گذرانند، بيش از ساير گروه‏هاى سنى دچار آسيب‏هاى روانى و رفتارى مى‏شوند.

نمايان‏ترين اين آسيب‏ها كه نگرانى‏هاى زيادى را براى پدران، مادران، مربيان و برنامه‏ريزان و مسئولان نظام برانگيخته است عبارتند از: افزايش كمى و كيفى رابطه با جنس ديگر، سوءمصرف مواد مخدر و الكل، فرار از مدرسه، فرار از خانه و خودكشى. از اين رو تأكيد پژوهش حاضر بر شناخت دقيق و علمى همين چهار آسيب اصلى و زمينه‏ها و عوامل آنهاست. مراد از زمينه‏ها عمدتاً ميزان عمل به‏باورهاى مذهبى و سطح بهداشت روانى و پس از آن درجه آزادى در بيرون‏رفتن از منزل، رضايت از جنسيت، رضايت از ظاهر، مقدار آرايش در خارج از خانه و ديدن فيلم‏هاى غيراخلاقى است و منظور از عوامل بررسى نقش دو بستر اثربخش تربيتى يعنى خانواده و مدرسه است. از بين عوامل خانوادگى به چگونگى سازگارى پدر و مادر با هم، وضعيت پاى‏بندى آنها به مذهب و شيوه تربيتى كه هر كدام با فرزند جوان خود دارند توجه شده است و از ميان عامل‏هاى تأثيرگذار مدرسه، ميزان رضايت از مدرسه، رضايت از مدير مدرسه و جوّ تربيتى حاكم بر فضاى آموزشى يعنى باور به اين كه چه عده‏اى از دانش‏آموزان با جنس ديگر رابطه دارند، يا مواد مخدر مصرف مى‏كنند و يا به‏پخش مواد مخدر مى‏پردازند، مورد بررسى قرار گرفته است.

تأثير زمينه‏ها و عوامل فردى در بروز مشكلات روانى - اجتماعى نوجوانان

خانواده نوجوان مشكلات رواني ـ اجتماعي

مدرسه:

زمينه‌ها

در اين مختصر گزينش شده از متن مفصل گزارش، فقط به نقل مطالبي درباره رابطه با جنس ديگر اكتفا مي كنيم:

قرار عاشقانه

در روزگار ما و در فرهنگ غرب، قرارها و رابطه‏هاى عاشقانه آن‏چنان رايج و گسترده است كه به نظر مى‏رسد از ديرباز و در هميشه تاريخ جزيى از اين فرهنگ بوده است. در حالى كه اين پديده در همان فرهنگ نيز پيشينه‏اى كوتاه دارد. قبل از دهه‏ىآغازين قرن بيستم، دختر و پسر براى ازدواج، يكديگررا مى‏ديدند و چند جلسه با هم صحبت مى‏كردند. حتى پيش از آن، دختران بى‏آن‏كه اجازه انتخاب داشته باشند، از طرف پدرو مادر و خويشاوندانشان، براى پسرانى كه مناسب مى‏ديدند، نامزد ازدواج مى‏شدند. (كُب، 2001).

در آمريكا، سن برقرارى رابطه با جنس ديگر نسبت به زمان جنگ جهانى اول، تقريبا سه سال كاهش يافته است. اين كاهش هم به خاطر فشار گروه هم‏سال است كه رابطه با جنس مخالف را زودتر شروع كرده‏اند و هم به اين دليل است كه پدر و مادرهاى امروزى مراقبت كمترى بر نوجوانان خود اعمال مى‏كنند. درسال 1924 ميانگين سن دختران در شروع گرفتن دوست‏پسر 16سال بود و اينك تقريبا 13سال شده است)رايس، 1999).

مى‏توان گفت امروزه، در آمريكا، بسيارى از دختران در 12يا 13سالگى و بيشتر پسران در 13يا 14سالگى رابطه با جنس ديگر را آغاز مى‏كنند )استين‏برگ، 1993،كُب 2001) . حتى بعضى كودكان در ده سالگى به اين كار روى مى‏آورند!) جارل ، 2000،به نقلِ كب(

نوجوان تا برقرارى رابطه عاشقانه با يك نفر از جنس ديگر، از مسيرهاى «خاطرخواهى يك‏طرفه » و «قرارهاى چندنفره » مى‏گذرد.

خاطرخواهى يك‏طرفه علاقه شديد و يك‏جانبه نوجوان به يك فرد بزرگتر و گاهى هم‏سن اوست. اين نوع عشق كه به ندرت به تماس نزديك فرد با محبوب مى‏انجامد، بيشتر با خيال‏پردازى‏هاى عاشقانه آبيارى و تقويت مى‏شود. محبوب كه در مواردى نيز هم‏جنس محبِّ شيفته است، اغلب در جريان اين دلدادگى نيست. يك‏سويه بودن اين كشش و فاصله‏داشتن از هم دو ويژگى اصلى خاطرخواهى يك‏طرفه است. از نظر اريكسون اين رابطه، به دليل همين دورى و فاصله، به نوجوان امكان مى‏دهد در فضايى سالم، نقش و هويت خود را كشف كند )كُب، ص 349).

در نوع افراطى اين عشق، باورى هذيانى كه به آن شيدايى شهوانى مى‏گويند شكل مى‏گيرد به گونه‏اى كه فرد مى‏پندارد محبوب و معشوق ديگرى است. شيداى شوريده‏دل، اعتقاد دارد كه قربانى )طرف مقابل(از راه‏هاى پنهان و سرّى با او رابطه و ارتباط برقرار مى‏سازد. ازاين‏رو هر كار و هر چيز را حمل بر شيفتگى آن فرد به خود مى‏كند و رفتارهاى متناقض با خاطرخواهى‏اش را به شرم، غرور، حسادت يا آزمون عشق تعبيرو توجيه مى‏كند )رايس به نقل از اورباخ ، خليلى و مايكل ، 1992به‏نقلِ رايس).

قرارهاى چندنفره - بيشتر نوجوانان، ارتباط با جنس ديگر را با برقرارى رابطه‏هاى چندنفره - يعنى بيرون رفتن با افراد مختلف - آغاز مى‏كنند. قرارهاى چندنفره نوجوان را درگير ارتباط هاى سطحى مى‏كند. ارتباط هايى كه در آن‏ها نقش هر كس به خوبى تعريف نشده است. ويژگى‏هاى اساسى شخصيت مانند وفادارى و صداقت، در اين برخوردهاى كوتاه و گذرا پنهان مى‏شوند و مجال بروز نمى‏يابند. چه قرارهاى چندنفره به خاطر رفت و آمدها و ملاقات با افراد گوناگون، مانع برقرارى رابطه‏هاى انحصارى و اختصاصى با افرادى خاص مى‏شود. هرچه نوجوان در گروه هم‏سال خود با افراد متعدد و متفاوتى از جنس مخالف ارتباط برقرار كند، شانس كمترى براى ارزيابى دقيق‏تر شريك آينده خودپيدا مى‏كند.

از سوى ديگر، قرارهاى چندنفره ممكن است يك خواست غيرممكن براى دست‏يابى به عشقى آرمانى و ايده‏آل ، يعني پيدا كردن انسانى كامل از راه دوستى و برقرارى رابطه با افرادى متفاوت و زياد را در ذهن نوجوان بپروراند.

بسيارى نوجوانان همان‏گونه وارد رابطه با جنس ديگر مى‏شوند كه انگار به يك «سوپرماركت» پا گذاشته‏اند. آنها با ليست خريدى كه در دست دارند، به دنبال شخصى زيبا، باهوش، خوش‏رو و شوخ‏طبع مي روند.مشكل اين است كه بعضى ويژگى‏ها، با نگاه اول به دست نمى‏آيد و نياز به سال‏ها تماس و بررسى دارد. چنين روشى براى يافتن »آقاى كامل« و »خانم خوب« بر اين فرض استوار است كه روابط انسانى ماهيتى ايستا دارند كه در طول زمان تغيير نمى‏كنند. اما آيا پذيرفتنى است كه رفتار و خصوصيات يك فرد، قبل و بعد از پيوند با يك نفر ديگر هم‏چنان ثابت بماند. بر اساس چنين رويكردى، خوشبختى و شادكامى تنها زمانى حاصل مى‏شود كه با يك فرد كامل و از هر جهت مناسب زندگى كنيم و اگر زمانى احساس ناشادى و عدم‏رضايت كرديم بايد به جستجوى همراه و هم‏سفر ديگرى بپردازيم.

ديدگاه ديگر در روابط انسانى و عاشقانه بر فرايند رشد شخصى انسان تأكيد مى‏كند. رابطه دوستى و عشق، نوعى ميانجى براى كشف خود و افزايش توانايى‏هاى فردى است. شادكامى و سلامت، كاركرد چيزى است كه انسان به دنياى روابط خود مى‏آورد و ارزانى مى‏دارد. ديگران نه ما را شاد و نه غمگين مى‏سازند، بلكه خرسندى و خوشبختى بازتابى از خودشكوفايى خود ماست. اين بحث چه ارتباطى با رابطه‏هاى عاشقانه دارد؟در پى محبوبى آرمانى بودن همچون يافتن اسب تك‏شاخ اساطير است. همه او را مى‏جويند اما هيچ‏كس پيدايش نمى‏كند)كُب،2001،ص 349).

از نظر عده‏اى از روان‏شناسان دوستى و ارتباط نوجوانان در گروه‏هاى مختلط دختر و پسر براى آن‏ها، به خصوص براى دختران مضرتر است چراكه دختر نوجوان در يك رابطه نزديك و دونفره وادار به فعاليت جنسى مى‏شود كه به بهداشت روانى او آسيب مى‏رساند )استين‏برگ، ص 341) .

دلايل و فايده‏هاى ارتباط عاشقانه: روان‏شناسان و جامعه‏شناسان، دلايل و فوايد زيادى را براى برقرارى رابطه با جنس ديگر - چه به عنوان برداشت خود و چه به عنوان ديدگاه‏هاى نوجوانان - برشمرده‏اند كه در اين‏جا نظر دو نفر از نويسندگان كتاب‏هاى نوجوانى را كه به فاصله حدود40 سال از هم نوشته‏اند، نقل مي شود :

اليزابت هِرلاك (1973) در كتاب «رشد و تحول نوجوان » باجمع‏بندى نظرات چند پژوهشگر فايده‏ها و مزاياى زير را براى رابطه‏هاى عاشقانه بيان مى‏كند:

ـ تعديل كردن تصورات كاملا غيرواقعى، احساسى و رويايى درباره عشق وافرادجنس ديگر.

ـ فراهم ساختن تجربه‏ى سازگارى با ديگران در موقعيت‏هايى متفاوت.

ـ كمك كردن به افزايش متانت، اعتماد به نفس و توازن هيجانى.

ـ كاهش دادن تب و تاب و برانگيختگى هيجانى در برخورد و همراهى با افراد جنس ديگر.

ـ فرصت بخشيدن به فرد براى داشتن زمان و لحظاتى خوش.

ـ گسترش دايره‏ى آشنايى‏ها كه سرانجام ممكن است به انتخاب همسر منجر شود.

ـ روشن ساختن نقش‏هاى دو جنس و مرزهاى روابط زن و مرد.

ـ افزايش موقعيت نوجوان و تثبيت آن در گروه هم‏سال خود )ص 283) .

فيليپ رايس (1999) نيز با استناد به بررسى‏هاى بيش از ده پژوهشگر در فاصله سال‏هاى 1984تا 1996هدف‏هاى زير را براى قرارهاى عاشقانه برمى‏شمارد:

1ـ تفريح و سرگرمى: يكى از عمده‏ترين مقاصد رابطه با جنس ديگر،برخوردارى از نوعى سرگرمى است. قرارى عاشقانه براى نوجوان لحظاتى از خوشى و لذت فراهم مى‏سازد كه مى‏تواند به خودى خود هدف باشد.

2ـ همراهى و معاشرت بدون مسئوليت ازدواج: هم‏نشينى و همراهى با ديگران يكى از نيرومندترين انگيزه‏هاى ارتباط عاشقانه است. تمايل به دوستى، پذيرش، عاطفه و عشق ديگرى يكى از جنبه‏هاى طبيعى و سالم رشد و تحول آدمى است.

3ـ افزايش منزلت اجتماعى: جوانانى كه داراى سطح اجتماعى اقتصادى بالاترند، بيش از جوانان طبقات پايين، با جنس ديگر رابطه دارند. از اين رو، بعضى براى كسب موفقيت، و اثبات و حفظ موقعيت اجتماعى خود به اين‏گونه رابطه‏ها كشيده مى‏شوند.عضويت در دارودسته‏هاى خاص باعث مى‏شود نوجوان براى كسب منزلت اجتماعى خود، ارتباط هاى عاشقانه برقرار سازد. گرچه اين انگيزه در سال‏هاى اخير كاهش يافته است، اما هنوز هم براى عده‏اى به عنوان يكى از هدف‏هاى برقرارى رابطه با جنس ديگر به حساب مى‏آيد.

4ـ جامعه‏پذيرى: قرار گذاشتن و ارتباط با جنس ديگر، يكى از راه‏هاى دست‏يابى به رشد فردى و اجتماعى است؛ راهى براى كسب آگاهى، فهم و سركردن با گونه‏هاى زيادى از مردم. جوانان از طريق اين نوع رابطه، سازگارى، رسيدگى، مسئوليت، مهارت‏هاى اجتماعى متعدد و شيوه‏هايى از آداب و رسوم و روش‏هايى براى تعامل با ديگر مردم را ياد مى‏گيرند.

5ـ تجربه يا رضايت جنسى: بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه هرچه نوجوانان بيشتر به مقاربت جنسى بپردازند، ارتباط با جنس ديگر بيشتر رنگ و جهت جنسى مى‏گيرد. اين‏كه قرارهاى عاشقانه به رابطه جنسى كشيده شوند يا نشوند، بستگى به نگرش‏ها، احساسات، انگيزه‏ها و ارزش‏هاى پسران و دختران دارد. بيشتر پژوهش‏ها نشان مى‏دهد كه مردان در ارتباطهاى خود، زودتر و زيادتر از زنان به رابطه جنسى تمايل دارند. اين تفاوت خود يكى از منابع تعارض بالقوه در دوستى‏ها و قرارهاى اين دو جنس است.

تعيين و انتخاب همسر: در روابط دختران و پسران انتخاب همسر چه انگيزه‏اى آگاهانه باشد و چه نباشد، سرانجام اين قرارها و برخوردها، به ويژه در بين جوانان بزرگترى كه تجربه ارتباطهاى قبلى را هم دارند به ازدواج مى‏انجامد. هرچه رابطه‏هاى دو نفر بيشتر طول بكشد، آن‏دو كمتر درباره يكديگر اغراق مى‏كنند و بيشتر براى شناخت هم فرصت مى‏يابند. احتمال ازدواج كسانى كه ترجيحاتشان درباره نقش زن و مرد، علاقه‏هايشان در مورد اوقات فراغت و ويژگى‏هاى شخصيتى‏شان همانند باشد، بيش از دو نفرى است كه از نظر جذابيت‏هاى جسمانى و خصلت‏هاى روانى و اجتماعىهمخوانىندارند. اين‏كه رابطه‏هاى عاشقانه به همسرگزينى برسد به كل تجربه‏هاى فرد بستگى دارد.همه ارتباط ها، به ازدواج‏هاى عاقلانه منتهى نمى‏شوند، به خصوص اگر دختران و پسران دلداده، تحت تأثير خصوصيات و عواملى سطحى هم‏ديگر را برگزيده باشند. از سوى ديگر، بعضى زوج‏هاىِ عاشق، خودخواهى، رقابت‏جويى، بى‏ثباتى و ديگر عادت‏هاى ناپسند را در طول دوران خاطرخواهى بروز مى‏دهند كه باعث مى‏شود زمينه ازدواجى موفق كه همانا پيوندى درازمدت بر اساس مهرورزى، سازگارى و هماهنگى است از بين برود.

7ـ به دست آوردن صميميت: تحول و پرورش صميميت، نخستين وظيفه روانى اجتماعى يك جوان است. صميميت كه افزايش و گسترش صراحت، صداقت، همكارى، اعتماد دوجانبه، احترام، محبت و وفادارى است. به رابطه دو نفر نزديكى بيشتر، پايدارى، عشق و تعهد مى‏بخشد. ظرفيتِ نشان دادن و افزايش صميميت از فردى به فردى ديگر متفاوت است. پژوهش‏ها مى‏رساند كه اين امر براى دختران ارزشمندتر از پسران است. البته در سال‏هاى پايانى نوجوانى، تفاوت دو جنس كم مى‏شود به گونه‏اى كه مردان صميميت و حمايت بيشترى به طرف مقابل خود مى‏دهند. مردان از آن‏رو كه كمتر از زنان در ارتباطهاى خود اضطراب دارند كمتر با آنان - در مقايسه با مردان - به رقابت مى‏پردازند، مى‏توانند روابط نزديك‏ترى با زنان برقرار سازند. از طرفى زنان آسان‏تر و راحت‏تر از مردان درباره صميميت خود صحبت مى‏كنند.

پيامدهاى منفى رابطه با جنس ديگر

در كنار فوايدى كه روان‏شناسان غربى براى دوستى با جنس ديگر در دوره نوجوانى برشمرده‏اند، بسيارى از آنان نيز، به‏مدد پژوهش‏هاى تجربى خود، آفات و زيان‏هاى اين نوع رابطه را بيان كرده‏اند: «ديويس » و «ويندل » (2000) مسير عملكردهاى روانى و اجتماعى 701 دانش‏آموز را كه در دوره ميانى نوجوانى قرار داشتند، با توجه به‏نوع رابطه آنان با جنس ديگر )رابطه درازمدت و پايدار، رابطه سطحى با چندنفر، رابطه سطحى با يك نفر و نداشتن رابطه( به‏مدت يك سال مطالعه كردند و به‏نتايجى رسيدند كه به‏برخى از آن‏ها اشاره مى‏كنيم:

-هرچه سن شروع رابطه با جنس ديگر كمتر باشد، نوجوان بيشتر در خطر مشكلات رفتارى و ناراحتى‏هاى روانى قرار مى‏گيرد.

-نوجوانانى كه رابطه طولانى مدت با جنس ديگر دارند يا همزمان با چند نفر ارتباط برقرار مى‏كنند، بيش از كسانى كه رابطه ندارند يا رابطه‏اى سطحى با يك نفر دارند، درگير انواع بزهكارى‏ها )دزدى، تخريب اموال ديگران، ضرب و جرح، فرار ازخانه و... (، مصرف الكل و فعاليت جنسىاند و دوستان الكلى زيادترى دارند.

-آن‏هايى كه روابط كوتاه‏مدت و گذرايى برقرار مى‏كنند، بيشتر دچار اختلالات هيجانى، افسردگى و برداشت منفى از ظاهر خود مى‏شوند.

-تعويض دوستان جنس ديگر و يا از دست دادن آن‏ها باعث مى‏شود كه فرد نسبت به‏بهترين دوستان خود رفتارهاى خصومت‏آميزنشان دهند.

-گذر از دوستى‏هاى سطحى به‏رابطه‏هاى عميق‏تر، احتمال مصرف الكل را در طول زمان افزايش مى‏دهد.

-كسانى كه در حد رابطه‏هاى سطحى يك نفره و چند نفره مى‏مانند، بيشتر مستعد مشكلات رفتارى اند.

در كتاب‏ها و مقاله‏هايى كه درباره خانواده، نوجوانى، رفتار جنسى، روان‏شناسى زن و پرخاشگرى و خشونت منتشر شده است آثار منفى زيادى را به‏رابطه با جنس ديگر نسبت داده‏اند كه موارد زير از جمله مهم‏ترين آنهايند:

پنهان كردن و تحريف هويت

بروز حسادت

افزايش خشونت در قرارهاى عاشقانه

گرايش به‏مصرف الكل

گرايش به‏سوءمصرف مواد مخدر

افزايش تصادفات رانندگى

افت تحصيلى

تشديد درگيري هاى خانوادگى

تجاوزهاى جنسى ‏آشنا )تجاوز در قرارهاى عاشقانه(

ارتكاب بزهكارى و خلاف‏هاى رفتارى

برقرارى رابطه‏هاى جنسى پيشرفته

ابتلا به‏بيمارى‏هاى مقاربتى مانند ايدز

باردارى‏هاى ناخواسته

وادار شدن به‏ازدواج‏هاى زودهنگام

دچار شدن به‏اختلالات هيجانى و عاطفى

در اينجا تنها بحث تجاوز در قرار عاشقانه را به‏اختصار مى‏آوريم و بررسى بقيه را به‏مجال ديگرى وامى‏گذاريم.

تجاوز جنسى در قرار عاشقانه يا تجاوز آشنا

يكى از مهم‏ترين پيامدهاى ارتباط با جنس ديگر، وادار شدن ناخواسته و به‏اجبارِ نوجوانان براى برقرارى رابطه جنسى است. اين پديده كه صحنه به‏ظاهر دلپذير و صميمانه دوستى را به‏عرصه آسيب‏رسان فشار و دشمنى تبديل مى‏كند، يكى از بارزترين گونه‏هاى خشونت در جامعه مدرن معاصر است )هاوارد و ونگ ، 2003).

از آنجا كه «هرنوع تماس جنسى بدون خواست قربانى از طريق تهديد يا اعمال زور يا در زمانى كه قربانى به‏خاطر بيمارى روانى، عقب‏ماندگى ذهنى يا مسموميت دارويى توانايى رضايت دادن ندارد، تجاوز ناميده مى‏شود ». به‏ مجبور كردن دوست جنس ديگر براى ارتباط جنسى، به‏خاطر ماهيت زورمدارانه‏اش تجاوز در قرار عاشقانه مى‏گويند )اتاو بريجز، 2004 ، به‏ نقلِ بچر و كاس ).

تا پيش از سال 1980تصور مى‏شد كه تجاوز هميشه توسط بيگانه‏اى منحرف صورت مى‏گيرد كه معمولاً به‏ناگهان از پشت سر زنى به‏او حمله مى‏كند و با خشونت نياز جنسى خود را كه محصول ناكامى است رفع مى‏سازد. اما در سال 1982مقاله‏اى در « مجله زن » منتشر شد كه با ذكر نمونه‏هايى نشان داد نوع ديگرى از تجاوز در جامعه رايج است كه تجاوزگر و قربانى هر دو يكديگر را به‏خوبى مى‏شناسند و مدت‏ها با هم پيوند دوستى دارند! از آن تاريخ اصطلاح «تجاوز در قرار عاشقانه» يا عبارت جامع‏تر و فراگيرتر آن «تجاوز آشنا » بر سر زبان‏ها افتاد و در مقاله‏ها و كتاب‏هاى علمى راه پيدا كرد)همان( . در آمريكا، نظرسنجى‏ها و پژوهش‏هاى فراوانى درباره فراوانى اين پديده صورت گرفته است كه به‏برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

ـ دو سوم كسانى كه دست به‏خشونت‏هاى جنسى مى‏زنند از آشنايان قربانيان اند.

10 تا 14درصد دختران بين 12تا 24ساله بيش از يك بار مورد تجاوز جنسى دوستان خود قرار گرفته‏اند(اتا و بريجز، 2004).

ـ 60درصد همه تجاوزها در موقعيت قرارهاى عاشقانه صورت مى‏گيرد.

ـ 15درصد دختران دبيرستانى گزارش دادند كه در 4سال قبل از بررسى، از طرف دوستان خود مورد تجاوز قرار گرفته‏اند (كُب، 2001).

ـ بيشتر دختران 16-25ساله‏اى كه مجبور به‏تماس جنسى شده بودند، اظهار كردند كه اين عمل توسط دوستان آن‏ها، در قرارهاى عاشقانه صورت گرفته است )هيلز، 1999).

از سوى ديگر، پژوهشگران به‏سختى مى‏پذيرند كه تجاوزهاى جنسى و از جمله تجاوز آشنايان، به‏علت ناكامى جنسى يا شرور بودن متجاوزان باشد. زيرا معلوم شده است كه بيشتر كسانى كه مرتكب اين كار مى‏شوند نه محروميت جنسى دارند و نه نسبت به‏افراد ديگر به‏طور مشخص خلافكارترند.(باميستر ،2001 ، به ‏نقلِ كنين ، 1985). پسران خوب و نجيب و قابل اعتماد نيز در موقعيت‏هاى خاص قرار عاشقانه از نظر شهوانى تحريك مى‏شوند و دوست دختر خود را وادار به تماس‏هاى جنسىمى‏كنند. مهم‏ترين اين موقعيت‏ها عبارتند از: مصرف الكل، استفاده از مواد مخدر، ديدن فيلم‏هاى جنسى، قرار گرفتن در مكان خلوت، نوازش‏هاى عاشقانه، پوشش نامناسب دختر و حركات تحريك‏كننده او .علاوه بر اين‏ها طول كشيدن مدت دوستى و تبديل شدن رابطه اتفاقى اوليه به‏رابطه‏اى پايدار و نيز سوءتعبيرهاى ارتباطى و برداشت‏هاى نادرستى كه دو طرف از رفتارهاى كلامى و غيركلامى هم دارند مى‏تواند باعث خشونت و تجاوز در روابط عاشقانه شود.

در اينجا تنها به‏تأثير مصرف الكل و مواد مخدر اشاره مى‏كنيم.

الكل به‏دلايل چندى نقش زيادى در تجاوزهاى عشقى دارد:

1ـ بعضى از مردان براى درهم شكستن مقاومت دوستان خود كه مى‏دانند موافق ارتباط جنسى نيستند به‏آنها مشروب زيادى مى‏نوشانند تا آن‏ها را به‏ناهشيارى بكشانند و در نتيجه به‏مقصود خود برسند.

2ـ الكل، بازدارى)و به تعبير دينى حياء(را كاهش مى‏دهد و بر علاقه هر دو نفر به‏فعاليت جنسى مى‏افزايد. رفتار زنان بعد از مصرف الكل به‏گونه‏اى است كه انگار دعوت به‏ برقرارى رابطه جنسى مى‏كنند.

3ـ الكل اين بهانه را به‏متجاوز مى‏دهد كه رفتار خود را به‏ناهشيارى ناشى از مستى نسبت دهد و ادعا كند «عرق خورده بودم و نفهميدم چه كردم» (لى‏هى، 2001).

4ـ الكل اجازه مى‏دهد كه تجاوزگر مسئوليت كار را به‏گردن قربانى بيندازدو از رنج سرزنش خود بكاهد (هيلز، 1999) .

در مطالعه‏اى كه «كَنتربرى » و ديگران در سال 1993روى دانش‏آموزان دبيرستانىانجام دادند دريافتند كه پسرانى كه در هفته دو تا چهار بار الكل مصرف مى‏كنند بسيار بيشتر از دانش‏آموزان غيرمصرف‏كننده، مرتكب تجاوز جنسى در قرارهاى عاشقانه مى‏شوند)دى سى و كنى، 1997).

مصرف مواد مخدر نيز در تشديد ميل جنسى هر دو نفر، به‏ويژه مرد تجاوزگر تأثير دارد. واليوم مكزيكى و مارى‏جوانا )حشيش( و قرص‏هاى شادى در كوتاه‏مدت باعث اختلال حافظه مى‏شوند و فرد را در حالتى فرو مى‏برند كه نمى‏داند چه اتفاقى مى‏افتد . كاهش مهارت‏هاى حركتى و قضاوت، فقدان بازدارى گيجى و منگى، بى‏حالى و سستى از شايع‏ترين عوارض مصرف مواد مخدر است كه همه اين حالت‏ها به‏مرد متجاوز كمك مى‏كند تا بدون اعمال زور و فشار بتواند با دوست مصرف‏كننده خود رابطه جنسى برقرار كند )هايد، 1991، دى سى دكنى، 1997، هيلز، 1999، لى ‏هى، 2001و اتا و بريجز،2004).

به‏طور كلى ثابت شده است مردانى كه در قرارهاى عاشقانه خود، دوست دخترشان را وادار به‏ارتباط جنسى مى‏كنند، از راه‏هاى زير بهره مى‏جويند:

تلاش براى خوراندن مقدار زيادى الكل به‏طرف مقابل؛

كشاندن فرد به‏مصرف مواد مخدر؛

ادعاهاى فراوان و دروغين عشق و وفادارى ؛

قول دروغين دادن براى عقد و ازدواج؛

تهديد به‏قطع كردن رابطه دوستى خود؛

تهديد به‏اذيت كردن و آبروريزى؛

اعمال فشار جسمى و صدمه زدن؛)هايد 1991، كنين ،1985،به‏نقلِ باميستر 2001)

در پاسخ به‏اين پرسش كه چرا مردان نسبت به‏زنان بيشتر تجاوزگرند تا قربانى، تبيين‏هاى مختلفى صورت گرفته است. از جمله اين‏كه چون مردان در قرارهاى عاشقانه زير بار هزينه‏هاى زيادى مى‏روند به‏خود اين حق را مى‏دهندكه در عوض آن همه خرج كردن، مالك جسم زن شوند. برخى نويسندگان معتقدند چون در بيشتر فرهنگ‏ها، خشونت و تجاوز نماد قدرت و مردانگى قلمداد مى‏شود، مردان مى‏خواهند با تجاوز جنسى، توانائى و سلطه مردى خود را به‏رُخ طرف مقابل بكشانند. گروه زيادترى از پژوهشگران با استناد به‏شواهد تجربى و علمى بر اين نكته تأكيد مى‏كنند كه وقتى مرد و زنى، آن هم جوان، سالم و پركشش كنار هم قرار گيرند، طبيعت مرد اقتضا مى‏كند كه از نظر جنسى به‏شدت تحريك شود و عنان اختيار را رها كند. اليور و هايد با فراتحليل177تحقيق پيمايشى نشان دادند كه مهم‏ترين تفاوت بين زنان و مردان در توانايى كلامى زنان و استعداد رياضى مردان نيست بلكه در نگرش‏ها و رفتار جنسى آنان است. (1993به‏نقلِ باميستر 2001).

آثار تجاوز آشنا: تجاوز جنسى توسط دوستى كه محبوب و مورد اعتماد بوده است بر قربانى و بر خانواده او آثار زيانبارى برجاى مى‏گذارد. دختر آسيب‏ديده اغلب دچار پريشان‏خاطرى مى‏شود و رنج خود را با كلمات اندوهناك يا گريه نشان مى‏دهد. افسردگى، ترس و اضطراب تا ماهها و حتى سال‏ها باقى مى‏ماند. حدود 20درصد قربانيان تجاوز دست به‏خودكشى مى‏زنند، اين ميزان هشت برابر زنانى است كه تجربه چنين مشكلى را نداشته‏اند )رايس، 1999).

پيشنهادها:

در سرتاسر اين متن، اين واقعيت روشن شده است كه علاقه به افرادى از جنس ديگر و در نتيجه تلاش براى ارتباط با آن‏ها، ريشه در رشد طبيعى و سالم نوجوان دارد. اگر چشم خود را بر روى اين تحول زيبا كه چشم‏انداز آن پيوندى مقدس به‏نام ازدواج است ببنديم و يا اگر با خشونت، تحقير و توهين با فرزند تازه‏بالغ خويش برخورد كنيم، نه تنها او را از سيرِ بهنجارِ خود، باز مى‏داريم كه ناخواسته بذر آلودگى و روان‏نژندى را در زمين بى‏آلايش وجودش مى‏افكنيم و افق روشن آينده‏اش را تيره مى‏سازيم.

نه پدران و مادران ايرانى و نه مربيان و معلمان آگاهى لازم از ويژگى‏هاى طبيعى نوجوانان ندارند. شمار كتاب‏هاى علمى و راهگشا درباره نوجوانى، در مقايسه با كتاب‏هاى ديگرى كه براى كودكان و بزرگسالان منتشر شده است، بسيار اندك است. سخنرانان مدارس و كارشناسان صدا و سيما نيز درباره هر مطلب نامربوط با واقعيت‏هاى جامعه، جز مطالبى كه دغدغه و نگرانى اصلى جوانان و والدين است، سخن مى‏گويند.

كشش به جنس ديگر در دوره نوجوانى پديده‏اى بهنجار و سالم است، اين پديده و نيز آسيب‏هاى اجتماعى ناشى از دگرگونى‏هاى درونى و بيرونى نوجوان را نمى‏توان با بگير و ببند و طرد و اخراج از بين برد. بايد موضوع را با همه رازآلودگى آن به‏خوبى بشناسيم و با آگاهى و شكيبائى به راهنمايى فرزندانمان بپردازيم.

در اين ميان، پژوهشگران و عالمان دانشگاه و حوزه بيش از همه مسئوليت دارند. اينان بايد بدور از تنگ‏نظرى و ماندن در حصارهاى پيشداورى و تعصب و يا مرعوب‏شدن از هياهوى تُنُك‏مايگان مدعى پاسدارى از ارزش‏ها، به‏دانش روز مجهز شوند و در متن جامعه خودى، با پژوهش‏هاى علمىِ ميدانى، زنگار غفلت را از چهره واقعيت‏ها بزُدائيد. با اين توضيح پيشنهاد مى‏شود:

1ـ براى دانش‏آموزان و جوانان جلسات آموزشى غيرشعارى، مبتنى بر پژوهش‏هاى متقن علمى و هماهنگ با زمينه‏هاى فرهنگ اسلامى برگزار شود.

2ـ براى مديران، مربيان و مشاوران مدارس راهنمائى و دبيرستان‏ها، كارگاه‏هاى آموزشى در مورد شناخت آسيب‏هاى روانى - اجتماعى شايع دانش‏آموزان و روش‏هاى پيشگيرى و مقابله با آنها تشكيل شود.

3ـ بيشتر صاحب‏نظران بر نقش عوامل خانوادگى از قبيل سطح سلامت روان و اخلاق والدين، شيوه‏هاى تربيتى آنها، هماهنگى در به‏كار بستن شيوه‏ها و آگاهى پدران و مادران از تحولات روان‏شناختى دوران نوجوانى و نيز شناخت عوامل خطر و درك به‏موقع نشانه‏هاى بروز مشكلات تأكيد كرده‏اند. از اين رو لازم است وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، وزارت علوم و فناورى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى سازمان صدا و سيما، حوزه‏هاى علميه، سازمان تبليغات اسلامى، سازمان ملى جوانان و ديگر نهادها و مؤسسات آموزش و فرهنگى، هم براى پدران و مادران و هم براى نوجوانان و جوانان برنامه‏هاى آموزشى مناسبى تدارك ببيند.

4ـ سازمان‏هاى يادشده در بالا و مؤسسات انتشاراتى معتبر و متعهدِ به‏اعتلاي فرهنگ جامعه كتاب‏ها، مجلات و جزوه‏هاى علمى،كاربردى، روشنگر و زيبايى براى والدين و مربيان و بويژه براى نوجوانان و جوانان منتشر سازند.

5ـ ضرورى است دانشجويان رشته‏هاى مربوط به‏مسائل تربيتى، اجتماعى و فرهنگى، به‏خصوص در مقطع كارشناسى ارشد و دكترى تعدادى از پايان‏نامه‏هاى خود رادر زمينه اين مسائل سامان دهند و بگذرانند.

نتايج پژوهش:

1 ـ ميزان آسيب‏هاى اجتماعى)رابطه با جنس مخالف، استعمال سيگار سوء مصرف مواد مخدر و الكل(پسران بيش از دختران است.

2 ـ سطح سلامت روانى دختران پائين‏تر از پسران است.

3 ـ بين مذهبى‏بودن و رابطه با جنس مخالف، استعمال سيگار، سوءمصرف مواد و الكل، فكر و اقدام به‏خودكشى، فكر و اقدام به‏فرار از منزل و مدرسه، رابطه منفى و اغلب معنادار بدست آمد.

4 ـ دانش‏آموزانى كه درگير يك آسيب اجتماعى مى‏شوند بيش از افراد سالم به آسيب‏هاى روانى و اجتماعى ديگر روى مى‏آورند. اين يافته »نظريه مشكل رفتارى« را كه بر پيوند بين انواع مشكلات اجتماعى تأكيد مى‏كند، اثبات مى‏نمايد.

5 ـ تفاهم پدر و مادر با هم، ارتباط صميمانه هر كدام با فرزند نوجوان خود، اعمال شيوه تربيتى صميمانه، جدى و منطقى والدين و مذهبى‏بودن پدر و مادر مهم‏ترين عوامل محافظت‏كننده نوجوان از آسيب‏هاى روانى و اجتماعى به‏شمار مى‏آيند.

6 ـ نوجوانانى كه درگير آسيب‏هاى اجتماعى هستند بيش از دوستان سالم خود از مدرسه و مدير مدرسه ناراضيند و وضعيت درسى ضعيف‏ترى دارند.

7 ـ از بين دخترانى كه با جنس مخالف رابطه داشته‏اند، 21% قبل از 14سالگى، نزديك به 70% قبل از 16سالگى و بيش از 90% در 17سالگى يا پيش از آن با جنس مخالف رابطه برقرار كرده‏اند.

8 ـ وضعيت پوشش و آرايش دخترانى كه با جنس مخالف رابطه دارند در بيرون از منزل به‏طور معنادار و زيادى نامناسب‏تر از دخترانى است كه رابطه ندارند.

9 ـ از هر 1000نفر دانش‏آموز دبيرستانى در گروه نمونه، 68نفر سيگار، 53نفر مشروب، 7نفر ترياك، 8 نفر حشيش و 6نفر هروئين مصرف مى‏كنند.

10 ـ حدود دانش‏آموزان باور دارند كه در مدرسه آنها مواد مخدر مصرف مى‏شود و 8% معتقدند كه در مدرسه آنها مواد مخدر پخش مى‏گردد.

11‌ـ نزديك به 90% دانش‏آموزان تأثير مطالب سخنران را برخود »خيلىزياد« و »زياد« ارزيابى كرده‏اند.

12 ـ دختران بعد از شنيدن سخنان سخنران انگيزه قطع ارتباط با جنس مخالف را پيدا كرده‏اند، در ترديد به وجود آمده است و در باقى مانده انگيزه‏اى براى تغيير رفتار حاصل نشده است.

13 ـ 75% دانش‏آموزان دختر شنيدن مطالب سخنران را باعث مقاومت خود در برابر وسوسه برقرارى ارتباط با جنس مخالف ارزيابى كرده‏اند.

14 ـ نزديك به 80% دانش‏آموزان اظهار كرده‏اند كه با مطالب شنيده شده از طرف سخنران‌ مى‏توانند به‏دوست وسوسه‏گر خود پاسخ‏هاى قانع‏كننده‏اى بدهند.

15 ـ بيش از نيمى از افراد نمونه اظهار كردند كه در مدرسه آنها برنامه‏هاى پاسخ به سؤالات در مورد حجاب، رابطه و ديگر مسائل مورد نياز برگزار نشده است.

زمان ارائه طرح: سال 1382 كارفرما: دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درج از : پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي  توضیح : این مطالعه در اسلام شهر، كرج، شهرري، ومنطقه 12 تهران انجام گردیده است .

لطفا اگر از این سایت می خواهید مطلب بالا را منتشر کنید ، از  مطلب فوق  با درج این لینک و منبع استفاده نمایید :حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com

مطلب مرتبط :

_روابط دختران و پسران قبل از ازدواج از نگاه قرآن و روايات

_  89 درصد پسران  و 11 درصد دختران خود را در چت ، غیر واقعی معرفی می کنند ! روانشناسی چت ...

_بدحجابي، ريشه ها و راهكارها 1

_ مقاله ای در مورد علل بدحجابی و بی حجابی و روشهای مقابله با آن

_پویشی در مورد علل و زمینه های بی حجابی

_خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد تربیتی مدرسه و خانواده

.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین،مشاوران، کلاس درس ، روش های تدریس و مدیریت

سایرمطالب مرتبط با روانشناسی و سلامت

_صفحه اصلی سایت زیبا وبwww.zibaweb.com  

تماس با ما