زیبا
وب ، یک سایت مفید برای پسران و دختران ایرانی
کلمات کلیدی:ازدواج مجدد،صیغه،دادگاه،شکایت،زن،شوهر،همسر،رضایت،نکاح،شرعی،فقه،اجازه،حقوق،وکیل،شرع،مجازات،طلاق،تاهل،متاهل،نفقه،توانایی مالی ،مشکلات ازدواج موقت ، شرایط ازدواج موقت ، رضایت همسر برای ازدواج موقت مرد ،
مطالب این صفحه: ازدواج موقت و حقوق همسران - تعدد همسران پیامبر ص و شیوه عملی ایشان در این باره.
ازدواج مجدد و حقوق همسران
در اينجا درباره ازدواج مجدد و حقوق همسران مطالبي را به اطلاع خوانندگان عزيز مي رسانيم.
تعدد زوجات در کشورهاي غربي ممنوع و برخلاف نظم و مقررات عمومي است ولي درايران و اکثر کشورهاي اسلامي، به پيروي از فقه اسلامي در صورتي که از حدمقرر و متعارف تجاوز نکند، پذيرفته شده است. البته لازم به گوشزد است گرچهبرابر قانون و شرع مرد اجازه اختيار همسر دوم را نيز دارد اما اين مجوز بي حد و حصر نبوده و متضمن شرايطي است و هر يک از زوجين داراي حقوق و وظايفي
هستند که ما به اختصار به آن ها مي پردازيم:
اولا: مرد نمي تواند با داشتن زن، همسر دوم اختيار کند مگر با اجازه دادگاه.
ثانيا: عواملي چون رضايت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايفزناشويي، اعتياد، ترک زندگي خانوادگي و ... موجب مي شوند تا دادگاه به مرداجازه تجديد فراش و ازدواج مجدد دهد.
پرسش: اگر در عقدنامه شرط شده باشد که در صورت ازدواج مجدد بدون رضايت همسر اول زن اول از سوي شوهر وکيل است تا خود را طلاق دهد حال اگر شوهربدون رضايت همسر اول ولي با اجازه دادگاه مبادرت به ازدواج کند آيا باز هم حق طلاق دارد؟
پاسخ: اجازه دادگاه براي ازدواج مجدد لطمه اي به حق همسر اول که ناشي ازعقد نکاح و شرطي که به نفع او شده وارد نمي آورد و همسر اول براي مطلقه کردن خود حق دارد از طريق دادگاه اقدام کند.
پرسش: اگر شوهر بدون اجازه دادگاه ازدواج مجدد کند آيا قابل مجازات است؟
پاسخ: دفاتر ازدواج حق ندارند تا بدون حکم دادگاه ازدواج مجدد را به ثبت برسانند از طرفي عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب مي شود و مرتکب به حبس تا يکسال محکوم خواهد شد.
پرسش: مرد براي ازدواج مجدد چه اقدامات قانوني بايد انجام دهد؟
پاسخ: متقاضي ازدواج مجدد بايد دادخواستي به طرفيت همسر اول خود تنظيم کندو در آن خطاب به دادگاه دلايل و علل تقاضاي خود را بياورد. دادگاه نيز باتعيين وقت رسيدگي يک نسخه از دادخواست را براي همسر اول ارسال مي کند تابه آن پاسخ دهد و يا براي جلسه دادگاه خود را آماده کند.
www.zibaweb.comدادگاه نيز با انجام اقدامات ضروري و تحقيق از زن اول و پس از احرازتوانايي مالي مرد و اجراي عدالت بين همسران به شوهر اجازه ازدواج مجدد ميدهد والا با درخواست او مخالفت خواهد کرد.
پرسش: با در نظر گرفتن اقوال فوق اگر مرد زن داري قصد ازدواج موقت کند آيا در اين صورت نيز اخذ اجازه دادگاه ضرورت دارد؟
پاسخ: در پاسخ به سئوال بالا مي توان گفت: قانون حمايت خانواده ناظر به ازدواج دائم است و دليل اين امر نيز توانايي مالي مرد در خصوص پرداخت نفقه زوجه است در صورتي که در ازدواج موقت نفقه اي بر ذمه مرد نيست و نيازي به اجازه دادگاه ندارد.
پرسش: اگر مرد در زمان عده زن اول بخواهد تاهل اختيار کند آيا در اين صورت نيز احتياج به کسب اجازه از دادگاه دارد؟
پاسخ: در صورتي که طلاق از نوع رجعي، خلع و يا مبارات باشد که زوج و زوجه در ايام عده حق رجوع دارند و زوجه در اين ايام هنوز همسر شرعي زوج محسوب مي شود، مرد براي ازدواج مجدد نياز به کسب اجازه از سوي دادگاه دارد. اما در صورتي که طلاق از نوع بائن باشد چون با جاري شدن صيغه طلاق، طلاق محرز شده و حق رجوع ساقط شده است، احتياجي به کسب اجازه از دادگاه نيست.
پرسش: هر گاه مردي با کسب اجازه از دادگاه تاهل مجدد اختيار کند ولي ازدواج وي با مرگ يا جدايي خاتمه يابد، آيا براي اختيار همسر ديگر نياز به کسب اجازه مجدد دارد؟
در پاسخ به سوال فوق بايد گفت که اعتبار اجازه نامه صادره از سوي دادگاه تنها براي اتخاذ يک همسر است و در صورت هر گونه جدايي يا فوت زوجه دوم فرد براي ازدواج احتياج به کسب اجازه مجدد از دادگاه ذي صلاح را دارد .
منبع : http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=173286
************************************
ازدواج موقت و تعدد همسران
در پایان بحث بد نیست که نگاهی به یکی از سنتهای پسندیده اسلام که متاسفانه در جامعه اسلامی عملا نسخ شده و میتواند کارساز بسیاری از مشکلات جامعه کنونی باشد پرداخته وبه یکی از شبهاتی که توسط بدخواهان مطرح میشود پاسخ داده شود . الف.ازدواج موقت
مورد اتفاق همه مسلمین است همه مسلمانان قبول دارند که رسول خدا (ص ) متعه را جایز دانسته و اجازه دادند اصحاب در زمان آن حضرت اقدام به این کار کردند قرآن کریم می فرمایند: «فما استمتعتم به منهن فاتو هن اجورهن فریضه ولا جناح علیکم فیما ترضتهم به من بعد الفریضه[1] »
(پس زنانی که متعه می کنید مهر انها را واجب است که بدهید و گناهی بر شما
نیست نسبت به آنچه بایکدیگر توافق کرده اید بعد از تعیین مهر )
بزرگان «اصحاب» و«تابعین » وگروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران اهل بیت (ع) همگی از آیه فوق ، حکم ازدواج موقت را فهمیده اند.
ب- ایرادی که بر ازدواج موقت گرفته شده است . (این مطلب را نقد نمی کنیم)
1- ازدواج موقت و؟ هردو ؟ فروشی است که در برابر مبلغی انجام می گیرد. و فقط تفاوتش در اجرای صیغه است که در ازدواج موقت می خوانند .
پاسخ : ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی شود بلکه مقرراتی همانند ازدواج دائم دارد :
1. باید مدت آن معلوم باشد
2. چنان زنی در تمام مدت ازدواج موقت باید منحصرا دراختیار آن مرد باشد
3. باید مهر مشخص شود.
4. مانند عقد دائم باید با عقد صحیح مشتمل بر ایجاب و قبول تحقق یابد.
5. جدائی مرد وزن از یکدیگر با بخشیدن مدت عقد و یا با انقضای آن انجام می گیرد.
6. پس از تمام شدن مدت یا بخشیده شدن باید زن عده نگهدارد که حد اقل چهل وپنج روز می باشد .
7. اگر از او صاحب فرزندی شد باید همانند ازدواج دائم مورد حمایت او قرار بگیرد وتمام احکام فرزند بر او جاری خواهد شد . و هیچگونه تفاوتی با فرزندان عقد دائم ندارد . در حالی که در فحشاء هیچ یک از این شرایط وقیود وجود ندارد
آیا این دو را با یکدیگر می توان مقایسه نمود ؟ البته ازدواج موقت از نظر مسئله ی ارث (در میان زن و شوهر) ونفقه و پاره ای از احکام دیگر تفاوت هایی
با ازدواج دائم دارد.ولی این تفاوتها هرگز آن ها را در ردیف فحشا قرار نخواهد داد ، و در هر حال مشکلی از ازداوج با مقررات خاص خود می باشد.[2]
[1] نساء /24
[2]رک تفسیر نمونه ، ج3 ، ص 343
*******
اما چرا تعدد زوجات :
به نظر میرسد با توجه به توضیحاتی که در مورد پیامبر ( ص) داده شد فلسفه تعدد زوجات میتواند روشن شده باشد اما برای توضیح بیشتر بحث کنونی در ذیل می اید.
اولا دختران پیش از پسران آماده ی ازدواج می شوند ؛
بنابراین اگر در شهری در ظرف یکسال مثلا هزار پسر و دختر متولد شوند بعد از بیست سال در برابر پنج هزار پسر آماده ازدواج حدود ده هزار دختر آماده ازدواج وجود خواهد داشت .
ثانیا ، مرگ و میر زود رس در مردان (به خاطر مشاغل سنگین ، خطرات و حوادث ناشی از کار ، مخاطرات ناشی از تصادفات رانندگی در ماموریت ها و در مشاغل خارج از شهر بیش از زنان است ، و در نتیجه عده ای از زنان پس از مرگ شوهر خویش بی شوهر و بدون سرپرست باقی می ماندند و برای صیانت آنها راه عاقلانه ای جز ازدواج ، وحتی ازدواج با مردان زن دار ، باقی نمی ماند به خصوص پس از جنگ ها که عده ای از مردان مجرد یا متاهل از دست جامعه گرفته می شود و در این صورت جاده ی عاقلانه ای جز ازدواج مجدد باقی نمی ماند.
ثانیا ، زنان تقریبا در پنجاه سالگی یائسه می شوند و از زائیدن و فرزند آوردن باز می مانند در صورتیکه مردان تا چهل سال بعد هم آمادگی تولید مثل دارند و خواهان فرزند هستند.
www.zibaweb.com
رابعا ، اگر مرد سالمی بازن عقیمی ازدواج کرد ، قضاوت تمام خردمندان جهان این است که آن زن با هوویی بسازد که عقیم نباشد و خانه ی آن مرد را با آوردن فرزند روشن کند.
خامسا اسلام تعدد زوجات را برای هر مردی بدون قید و شرط جایز نفرموده است .بلکه داشتن تمکن برای پرداخت نفقه در رعایت عدالت و مساوات میان زنان را شرط جواز آن قرار داده است ؛ پس اگر مردی با تمکن در رعایت عدالت و پیدا شدن زنی بی سرپرست، اقدام به ازدواج مجدد نماید ، هیچگونه مانع و دادعی از نظر عقلی و شرعی نخواهد داشت.علاوه بر تمام آنچه گفتیم باید دانست که اسلام ازدواج مجدد و تعدد زوجات را بر مردان واجب نکرده است.بلکه امری جایز و مباح و گاه مستحب است
**********
www.zibaweb.com
مقتضیات عصر ایجاب می کند که بسیاری از مسائل مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد و ارزیابی گذشته اکتفا نشود « نظام و تکالیف خانوادگی و تعدد زوجات » از این موارد می باشد . در این مقاله سعی شده است تا حدودی به این مسائل جواب داده شود . بخش اول این مقاله به تعدد زوجات پرداخته و بیشتر از کتاب نظام حقوق زن در اسلام اثر گرانقدر شهید مطهر ی استفاده شده است . در این بخش به اشکالات وارد شده پرداخته می شود و استاد به آنها جواب می دهند که عبارتند از مسائل
روحی، تربیتی، فلسفی، اخلاقی، حقوقی.
1. بخش دوم کتاب به تعدد زوجات پیامبر می پردازد که عمده مطالب این قسمت از کتاب تعدد زوجات و مقام زن در اسلام علامه بزرگوار طباطبایی بر گرفته شده است : مطالب این قسمت در مورد حضرت خدیجه (س)اولین همسر ایشان و سپس از زندگی حضرت پس از فوت آن بزرگوار با زینب دختر خزیمه و ام سلمه و صفیه و جویره ،میمونه ،ام حبیبه ،حفصه ،ماریه وزینب دختر عمه .پرداخته و چگونگی آن ازدواج و ازدواجها و علل آنها شرح داده شده است .در بخش سوم مقاله این سوال مطرح شده است که آیا برای پیامبر جایز بوده است با توجه به سن بالا با دختر جوان ازدواج نماید و پس از آوردن نمونه مقاله روزنامه جام جم در مورد اشکالات تفاوت سنی در ازدواج و مقایسه آن شرایط با شرایط پیامبر نکاتی گفته شده در بخش دیگری از مقاله به فلسفه تعدد زوجات پرداخته شده و قسمت پایانی ان به بررسی سنت حسنه ازدواج موقت میپردازد سنتی که جامعه کنونی ما شدیدا به ان احتیاج دارد و نیازمند فرهنگ سازی میباشد اما قبل از ورود به بحث به ایات تعدد زوجات اشاره گذرایی می کنیم عزیزان توجه داشته باشند که منظور از رعایت عدالت در ایه دومی عدالت قلبی میباشد که خداوند مومنین را نسبت به ان معذور داشته یعنی در این مورد از انتظاری نسبت به انجام ان نیست و از انها خواسته در عوض به گونه ای به یکی از همسران تمایل نشان ندهند تا دیگری به صورت رها شده دراید وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ
مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ
خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ
ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ
وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ
فَلاَ تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن
تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا
و اگر مىترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید،
(از ازدواج با آنان، چشمپوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو
یا سه یا چهار همسر و اگر مىترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت
نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانى که مالک آنهائید استفاده کنید،
این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مىکند. (3)
شما هرگز نمىتوانید (از نظر محبت قلبى) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر
چند کوشش نمایید! ولى تمایل خود را بکلى متوجه یک طرف نسازید که دیگرى را
بصورت زنى که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش
گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است. (129)
گفتار اول : چند همسری ( تعدد زوجات )
استاد شهید مطهری در مورد اشکالاتی که تعدد زوجات ممکن است به وجود آورد بحث نموده و به هریک از آنها جواب جداگانه ای می دهند . ایشان می فرماید: فرض کنیم می خواهیم درباره «سربازی اجباری » نظر بدهیم . اگر تنها از زاویه منافع و تمایلات خانواده ای که سرباز به آنها تعلق دارد بنگریم ؛ شک نیست که قانون سربازی وظیفه قانون خوبی نیست ! چه از این بهتر که قانونی بنام سرباز وظیفه وجود نداشت و عزیز دل خانواده از کنارشان دور نمی شد . اما بررسی این مسئله با این نحو صحیح نیست . بررسی صحیح آن بدین صورت است که ضمن توجه به جدا شدن فرزندی از خانواده و احتمالا داغدار شدن آن خانواده عواقب وخیم سرباز مدافع نداشتن برای کشور را در نظر بگیریم آنوقت است که کاملا معقول و منطقی می رسد که گروهی از فرزندان وطن بنام سرباز آماده دفاع و جانبداری برای کشور باشندو خانواده های آنها رنجهای ناشی از سربازی تحمل کنند.سپس در حال دیگری به اشکالات و معایب اشاره می کند و در صدد جواب به آنها بر می آید ایشان اشکال اول را چنین بیان می کند. از نظر روحی می گویند روابط زناشوئی منحصر به امور مادی و جسمانی ، یعنی تماسهای بدنی و حمایتهای مالی نیست . اگر منحصر به این امور بود تعدد زوجات قابل توجیه بود. زیرا امور مادی و جسمانی را می توان میان افراد متعدد قسمت کرد و به هر کدام سهمی داد. در روابط زناشویی آنچه عمده و اساس است امور روحی و معنوی است ، عشق ، عاطفه و احساسات است ، کانون ازدواج و نقطه پیوند دو طرف به یکدیگر دل است ، عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست ، نمی توان آنها را میان افراد متعدد سر شکن و جیره بندی کرد. مگر ممکن است دل را دونیم کرد یا در دوجا به گرو گذاشت . مگر می شود قلب را به دونفر تسلیم کرد؟ عشق و پرستش یکه شناس است شریک و رقیب نمی پذیرند. و... ایشان در جواب می فرماید : به عقیده ما در این میان قدری اغراق و جود دارد که روح ازدواج عاطفه و احساسات است و هم را ست است که احساسات قلبی در اختیار آدمی نیست . اما اینکه گفته شود احساسات قابل تقسیم نیست یک تخیل شاعرانه ، بلکه یک مغالطه است، سخن در ظرفیت روح بشر است. مسلماً روح آدمی آنقدر ضعیف و محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جای دهد . پدری صاحب ده فرزند می شود وهر ده نفر را تا حد پرستش دوست دارد.و برای هم آنها فداکاری می کند. ...
تربیتی
استاد در مورد اشکال دوم که ممکن است وارد شود می فرماید: می گویند چند همسری زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً شوهر وامیداوار و محیط زناشویی را که محیط صفا و صمیمیت می باشد را به میدان جنگ و جدال و اکنون کینه و انتقام تبدیل می کند . شهید پس از طرح اشکال در صدد پاسخ آمده و می فرماید : مرد و زنی زندگی می کنند و زندگی آنها جریان عادی خود را طی می کند . در این بین آن مرد در یک بر خورد فریفته زنی می شود و فورا هوس چند همسری به سرش می زند . پس از یک قول و قرار محرمانه ناگهان زن دوم مثل اجل معلق پا به خانه و لانه زن اول می گذارد و شوهر زندگی او را تصاحب می کند . ودر حقیقت به زندگی او شبیخون می زند . واضح است که عکس العمل روحی زن اول جز کینه و انتقام چیز دیگری نیست که در مورد تهدید شوهر خود قرار بگیرد. بزرگترین شکست برای یک زن این است که احساس کند نتوانسته قلب شوهر خود را نگهداری کند وببیند که دیگری آن را تصاحب کرده است. ایشان ادامه می دهند : اما اگر زن اول بداند که شوهر مجوز دارد از او سیر نشده است و روی آوردن به چند همسری به معنی پشت کردن به او نیست و مرد ژست استبداد و خودسری و هوسرانی را از خود دور کند و بر احترامات و عواطف خود نسبت به زن اول بیفزاید و همچنین اگر زن دوم توجه داشته باشد که زن اول حقوق دارد و حقوق او محترم است و تجاوز به آنها جایز نیست . خصوصا اگر همه متوجه شوند که در راه حل یک مشکل اجتماعی قدم بر می دارند مسلما از ناراحتیهای داخلی کاسته می شود.
اخلاقی
استاد شهید اشکال بعدی را که بر چند همسری وارد می شود را ذکر کرده و می فرمایند : می گویند اجازه تعداد زوجات اجازه (شره) و شهوت است ، به مرد اجازه می دهد هواپرستی کند. اخلاق ایجاب می کند که انسان شهوت خود را به حد اقل ممکن
تعلیل دهد. ایشان پس از مطرح کردن نظرات دانشمندان خارجی و دین مبین اسلام به این نتیجه می رسد که نه تعداد زوجات ضد اخلاق و بهم زننده آرامش روحی و مخالفت پاکی نفوس است ، آنچنانکه امثال (اینتسکو ) می گویند و نه قناعت ورزیدن به زن و یا زمان مشروع خود ضد اخلاق است آنچنانکه بعضی ها عملا تبلیغ می کنند. ایشان نظر را یک تلقین غلطی می دانند که از اخلاق مسیحی ها بر پایه ریاضت است و از اخلاق هندی و بودایی و کلبی متاثر شده است عقیده دارند که اخلاق با افراط در شهوترانی ناسازگار است نه با چند همسری.
حقوقی
شهید مطهری اشکال دیگری را که بر چند همسری وارد شده است را چنین بیان می کنند: می گویند مجرد عقد ازدواج هریک از زوجین به دیگری می گیرد و از آن او می شود . از این رو در تعدد زوجات آنکه صاحب حق شماره اول است زن سابق ست ، معامله ای که میان مرد و زن دیگری صورت می گیرد در حقیقت معامله فضولی است . زیرا کالای مورد معامله ، یعنی منافع زناشویی ، مرد قبلا به زن اول فروخته شده است و جزء مایملک او محسوب می شود. پس از آنکه در درجه اول باید نظرش جلب شود و رعایت شود و اجازه از او گرفته شود زن اول است . ایشان در جواب این اشکال می فرمایند : من فعلا راجع به این مطلب که البته قابل خدشه و ایراد است بحثی نمی کنیم . فرض می کنیم طبیعت حقوق ازدواج همین باشد . این ایراد وقتی وارد است که تعدد زوجات از جانب مرد فقط جنبه تفنن و تنوع داشته باشد ، ... اما اگر چنین نباشد بلکه مرد یکی از مجوزهایی که در مقالات پیش آمده را داشته باشد . این ایراد مورد ندارد. ... این اشکال در صورتی وارد است که مجوز تعداد زوجات ، امر شخصی مربوط به مرد باشد اما اگر پای یک علت اجتماعی در کار باشد و تعداد زوجات به واسطه فزونی عدد زنان بر مردان و یا به واسطه احتیاج اجتماع به کثرت نفوس ویا دلایل خاص دیگری تجویز شود این ایراد صورت دیگری پیدا می کند و در اینگونه موارد تعدد زوجات یک تکلیف واجب کفایی است. وظیفه ای است برای نجات اجتماع از فساد و فحشاء و یا برای خدمت به تکثیر نفوس اجتماع بدیهی است آنجا که پای تکلیف و وظیفه اجتماعی به میان می آید رضایت و اجازه دادن مفهوم ندارد. فلسفی
ایشان آخرین اشکالی که به این موضوع وارد می شود را چنین آورده است. می گویند :قانون تعدد زوجات با اصل فلسفی تساوی حقوق زن و مرد که ناشی از تساوی آنها در انسانیت است منافات دارد.چون زن و مرد هر دو انسان و متساوی الحقوق می باشند . باید هردو مجاز باشند که دارای چند همسری باشند و یا هیچکدام مجاز نباشند ، استاد در جواب می فرماید این ایراد سخیف ترین ایرادی است که بر تعدد زوجات گرفته شده است. گویی ایراد کنندگان به علل و موجبات فردی و اجتماعی تعدد زوجات کوچکترین توجهی نداشته اند ، خیال کرده اند تنها موضوعی که در میان است هوس است.آنگاه گفته اند چرا به هوس مرد توجه شده است و به هوس زن توجه نشده است.
بحث (2) تعدد زوجات پیامبر(ص)
1. تعدد زوجات پیامبر از دو نظر قابل بحث است ولی اینکه آیا پیامبر
مجوز شرعی برای ازدواجهای متعدد خود داشته است ودیگری اینکه آیا پیامبر باسن
بالا اجازه شرعی و عقلی برای ازدواج با دختران جوان را داشته است ؟ برای جواب
بحث اول به کتاب تعدد زوجات و مقام زن در اسلام نوشته علامه بزرگوار علامه
طبا طبائی (ره) می رویم: یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ
النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ
الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا
همسران پیامبر! شما همچون یکى از آنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید; پس
به گونهاى هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته
بگویید! (/الاحزاب/32)
((«حضرتش ابتدا با خدیجه ازدواج نمود و بیست و اندی سال که تقریبا دو سوم عمر
پس از ازدواج آن حضرت است را تنها با او به سر برده و همسری دیگر اختیار
نفرمود.
****** سال پس از نبوت آن حضرت و پیش از هجرت از مکه بوده است آنگاه به مدینه هجرت
فرمود و به نشر و دعوت شروع نمود وسپس زنانی که بعضی دوشیزگان و بعضی شوهر
دیده وبرخی جوان و برخی پیر و کامل بودند اختیار فرمود. پیامبر بعد از وفات
خدیجه ، نخستین بار با اسوده دختر زمعه راکه شوهرش پس از بازگشت از هجرت دوم
حبشه وفات کرده بود به زنی گرفت .
این سوده زنی با ایمان بود که در راه
ایمانش از مکه هجرت کرده بود و اگر با اهل خود که آن روز کافر بودند بر می
گشت همانند عده ای دیگر از مردان و زنان با ایمان مورد فتنه گری آنها واقع
شده و با زجر و قتل و اکراه مواجه می گشت .
پیامبر (ص) زینب دختر خزیمه را که شوهرش عبد الله بن جحش در جنگ احد کشته شده
بود به زنی گرفت زینب در دوران جاهلیت از جمله خانمهای با فضیلت بود وی به
خاطر نیکی ها یی که به فقرا می نمود به مادر بیچارگان (ام المساکین ) مشهور
شده بود.پیامبر برای حفظ آبروی وی او را به زنی گرفت .
او (ام سلمه ) را که هند نامش بود و سابقا عیال عبید الله ابوسلمه پسر عمه و
برادر آنحضرت و اولین هجرت کننده به حبشه بود به زنی گرفت وی با زهد و متدین
و با فضیلت بود وقتی شوهرش مرد زن و سال دار آن وقت حضرت با وی ازدواج نمود
ونیز «صفیه» دختر حی بن اخطب رئیس قبیله بنی نظیر را که شوهرش در جریان جنگ
خیبر و پدرش در جنگ بنی نظیر کشته شده بود و در میان اسیران خیبر بود برای
خود اختیار کرد و او را آزاد نمود و سپس تزویج نمود و با اینکار او را از ذلت
نجات داد و با بنی اسرائیل پیوندی پیدا نمود .
ونیز جویره را که نامش «بره» و دختر حارث رئیس قبیله بنی مصطلق بود پس از جنگ
بنی مصطلق تزویج نمود مسلمانان دویست خانواده از آنها را با زنها و بچه
هایشان به اسیری گرفته بودند . وقتی پیامبر (ص) جویره را تزویج نمود.
مسلمانان گفتند . اینها خویشان پیامبرند شایسته نیست اسیر باشند . همه آنها
را آزاد کردند و بدین دلیل قبیله بنی مصطلق ایمان آوردند و همه آنها که جمعیت
زیادی بودند به مسلمانان پیوستند . و این کار در سایر قبایل عرب تاثیر بسزایی
داشت.
و نیز میمونه که دختر حارث هلالی بود تزویج کرد وی همان است که پس از وفات
شوهر دومش ابو رهم بن عبد الغزی خود را به پیامبر هدیه کرد پیامبر (ص) او را
آزاد کرد سپس تزویج نمود و قرآن کریم هم در باره آن سخن گفته.
ام حبیبه را که نامش «ربعه» و دختر ابوسفیان بود به زنی گرفت. ام حبیبه عیال
«عبیدالله بن حبشی» بود با او در هجرت دوم حبشه رفته بود عبدالله به دین
نصرانیت گروید اما ام حبیبه بر اسلام باقی ماند و پدرش هم در آن روز دشمن
اسلام بود پیامبر (ص) او را تزویج نموده و بدین وسیله حفظش نمود.
حفصه دختر عمر را هم که شوهرش «خنیس بن خذافه » در جنگ بدر کشته شده بود و او
نیز بیوه مانده بود تزویج نمود و عایشه دختر ابو بکر را هم به زنی گرفت.«این
عایشه باکره بود».
ایشان با ماریه که پادشاه مصر بروی بخشیده بود ازدواج نمود که از وی ابراهیم
به دنیا آمد که پیامبر ابراهیم را بعد از مدتی وی را از دست داد همچنین با
زینب دختر عمه خود بعد از آنکه زید پس خوانده حضرت وی را طلاق داد ازدواج
نمود. که ذکر این نکته در قرآن آمده است (بخاطر بیاور) زمانى را که به آن کس
که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودى (به فرزند
خواندهات «زید») مىگفتى: «همسرت را نگاهدار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته
این امر را تکرار مىکردى); و در دل چیزى را پنهان مىداشتى که خداوند آن را
آشکار مىکند; و از مردم مىترسیدى در حالى که خداوند سزاوارتر است که از او
بترسى! هنگامى که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او
را به همسرى تو درآوردیم تا مشکلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر
خواندههایشان -هنگامى که طلاق گیرند- نباشد; و فرمان خدا انجام شدنى است (و
سنت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود). (37). شهید مطهری در کتاب سیره نبوی
خود به علاقه زینب برای ازدواج با پیامبر اشاره می کند .
بحث (3) آیا برای پیامبر جایز بوده است با توجه به سن بالا با دختر جوان
ازدواج نماید .
یکی از روزنامه های صبح ایران[1] در مقاله ای تحت عنوان « تاثیر فاصله سن در
ازدواج ) چنین اروده بود : ازدواج پیوند بین دو انسان است که اجزای اصلی آن
زن و مرد هستند و هر قدر بین این افراد هماهنگی و تناسب و سنخیت بیشتری
باشد،آن پیوند استوارتر، مستحکم تر، پرثمرتر و اذت بخش تر خواهد بود .
علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر و ناسازگاریهای زندگی زناشویی،
ناهمانگی بین زن وشوهر است . بنابرین شناخت اموری که موجب هماهنگی و
ناهماهنگی بین زوجین می شود . ضروری است . به هیچ وجه نباید این مسئله را به
بعد از ازدواج موکول کرد. پیامبر اسلام (ص) می فرمایند با همسان و همشان خود
ازدواج کنید ، ... شاید بتوان گفت اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل
خاصی دیده نشود می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ، ولی در عین حال
بهترین و مناسبترین فاصله سنی 3 تا 4 سال است:سپس به معایب ازدواجهایی که
فاصلی سنی زن وشوهر در آنها زیاد است پرداخته :.
1- عدم درک مطلوب یکدیگر 2-عدم تناسب در توانایی های جسمی 3- انعطاف پذیری
کمتر فرد بزرگتر 4- پیدا شدن سوء ظن که ممکن است زوجین دلیلی بر آن نداشته
باشد 5- امر ونهی پیوسته فرد بزرگتر 6- کمرویی با همسر . حال ما به اشکالات
این مقاله و صادق بودن آن در مورد پیامبر برگشته و بر روی آن بحث می کنیم.
اشکالهای عدم درک متقابل ، انعطاف پذیری فرد بزرگتر ، پیدا کردن سوء ظن ، امر
و نهی پیوسته فرد بزرگتر و کمرویی با همسر در مورد پیامبر اسلام نمی تواند
صادق باشد . زیرا همانطور که در کتب تاریخی و قرآن اشاره شده است وی دارای
خلق عظیم بود و در یک جمله کمال اخلاق با وی بود.
ایشان عزت و جلال را به زنان بازگرداند و چنان زنان وی با او راحت بودند که
گاهی بعضی اصحاب به برخورد بد بعضی از آنها با پیامبر اعتراض می نمودند در
زمان وی زنان پا به پای مردان در فعالیتهای اجتماعی تا آنجا که دین اسلام
اجازه می داد شرکت می نمود و نیز خدا آنها را در جدایی و یا ماندن با پیامبر
آزاد گذاشت ولی آنان ماندن با پیامبر با شرایط بسیار ساده را بر جدایی ترجیح
دادند[2].پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را
مىخواهید بیایید با هدیهاى شما را بهرهمند سازم و شما را بطرز نیکویى رها
سازم! (28)
و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مىخواهید، خداوند براى نیکوکاران
شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.» (29)
علامه طباطبایی در همان کتاب[3] آورده است. آخرین کلماتیکه آن حضرت (ص) فرمود
سفارشی بود که به مومنان فرموده گفتند : «نماز ، نماز و برده هایتان آنها را
بیش از مقدار طاقتشان تکلیف نکنید. خدا را خدا را در زنان آنها در دست شما
نیمی از عمر خود را از دست می دهند....» روش آن حضرت (ص) در رعایت حالشان روش
مخصوص به خودش بود.
حکم تجویز (تعدد زوجات بیش از چهار) همچون حکم روزه وصال از مختصات آن حضرت
بود که برای سایر مردم ممنوع و حرام است.(( پیامبر! ما همسران تو را که
مهرشان را پرداختهاى براى تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانى که از طریق
غنایمى که خدا به تو بخشیده است مالک شدهاى و دختران عموى تو، و دختران
عمهها، و دختران دایى تو، و دختران خالهها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج
با آنها براى تو حلال است) و هرگاه رن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد (و
مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد مىتواند او را به همسرى
برگزیند; اما چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه دیگر مؤمنان; ما
مىدانیم براى آنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه حکمى مقرر داشتهایم (و
مصلحت آنان چه حکمى را ایجاب مىکند); این بخاطر آن است که مشکلى (در اداى
رسالت) بر تو نباشد (و از این راه حامیان فزونترى فراهم سازى); و خداوند
آمرزنده و مهربان است! (50)
(موعد) هر یک از همسرانت را بخواهى میتوانى به تاخیر اندازى، و هر کدام را
بخواهى نزد خود جاى دهى; و هرگاه بعضى از آنان را که برکنار ساختهاى بخواهى
نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نیست; این حکم الهى براى روشنى چشم آنان، و
اینکه غمگین نباشند و به آنچه به آنان مىدهى همگى راضى شوند نزدیکتر است; و
خدا آنچه را در قلوب شماست مىداند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح
بندگان خود با خبر است، و در کیفر آنها عجله نمىکند))! (51. الاحزاب)
شهید مطهری می فرماید.[4] رسول اکرم منتهای عدالت را درباره زنهای خود رعایت
می کرد و هیچگونه تبعیضی میان آنها قائل نمی شد. عروه بن زیبر خواهر زاده
عایشه است . درباره طرز رفتار پیامبرا کرم با زنان خود از خاله خویش عایشه
سوالاتی کرده است. ، . عایشه گفت : رسم پیامبر این بود که هیچ یک از ما را بر
دیگری ترجیح نمی داد با همه زنان خود سر نزند و احوالپرسی و تفقد نکند . ولی
نوبت هرکس بود نسبت به دیگران به احوالپرسی قناعت می کرد که نوبت او بود اگر
احیانا در وقتی که نوبت زنی بود می خواست نزد زن دیگری برود رسما می آمد
اجازه می گرفت اگر اجازه داده می شد می رفت و اگر اجازه داده نمی شد نمی رفت
من شخصا اینطور بودم هروقت از من اجازه می خواست نمی دادم.
رسول اکرم حتی در بیماری که منجر به فوت ایشان شد که توانایی حرکت نداشت
عدالت را در کمال دقت اجرا می کرد . براینکه عدالت و نوبت را رعایت کرده باشد
هر روز بسترش را از اتاقی به اتاق دیگر منتقل می کرد تا آنکه یک روز همه را
جمع کرد و اجازه خواست در یک اتاق بماند و همه اجازه دادند در خانه عایشه
بماند. علی ابن ابیطالب در زمانی که دو زن داشت حتی اگر می خواست وضو بگیرد
در خانه زنی که نوبتش بود وضو می گرفت
www.zibaweb.com
[1] . جام جم- چهار دیواری
[2] سوره احزاب – 28-29
[3] تعدد زوجات و مقام زن در اسلام
[4] نظام حقوق زن در اسلام ، ص 417
این مطلب بدون هیچ گونه دستکاری از وبلاگ (سفیر2) www.safir2.parsiblog.com آورده شده است . زکات علم نشر آن است
مطلب مرتبط:
_ ازدواج اینترنتی و سایتهای همسریابی و دوستیابی
_ تا ثیر ازدواج و همسر گزینی در مردان