صفحه اصلی سایت زیبا وب Home Zibaweb.com
کلید واژه : عوامل شکست در کسب و کار،چرا در کار شکست می خوریم،کارآفرینی چیست،اشتباهات تصمیم گیری،خانواده و کار آفرینی،بازاریابی،کارآفرینی زنان،بازار ایران،آمادگی برای شروع کسب و کار و مغازه،اصول تجارت موفق
نكاتي در مورد كسب و كار ، كار آفريني و شكست در كسب و كار
هر كسب و كاري نيازمند انواع مختلف امور مالي است. يك تجارت موفق از سرمايه كافي
نشات ميگيرد. در اينجا چالشهاي زيادي وجود دارد ، اما منابع زيادي نيز براي كمك
شما در دسترس است.
حسابداري و امور مالي كلي
هزينههاي شروع كار
براي هزينههاي اوليه كسب و كار خود برنامهريزي كنيد.
هر كسب و كار متفاوت است و داراي نقدينگي خاص خود است كه در مراحل متفاوت توسعه
مورد نياز ميشود ، بنابراين هيچ روش كلي براي ارزيابي هزينههاي شروع وجود ندارد.
بعضي كسب و كارها با يك بودجه محدود نيز ميتواند شروع شود ، در حاليكه سايرين ممكن
است نيازمند سرمايهگذاري عظيم باشد. اما نكته مهم اين است كه آيا شما داراي پول
كافي براي شروع كار و به اصطلاح ريسك هستيد.
براي شناسايي هزينههاي شروع ، بايد همه هزينههاي تجاري را در مراحل اوليه تخمين
زنيد. بعضي از اين هزينهها يك بار است ، مانند هزينه ثبت شركت و بهاي خريد يك
مكان. اما بعضي از هزينهها بصورت مستمر است مانند بيمه ، مصارف عمومي ( برق و تلفن
) و غيره.
با برآورد اين هزينهها فكر كنيد كه آيا ضروري هستند. يك بودجه واقعي براي شروع
بايد شامل عناصر ميباشد كه براي شروع كسب و كار لازم است. اين هزينهها به دو بخش
مجزا تقسيم ميشوند: هزينههاي ثابت ( هوايي ) و متغير ( مربوط به فروش ).
هزينههاي ثابت شامل مشخصههايي مانند اجاره ماهانه ، برق و تلفن و بيمه و
هزينههاي امور اجرايي است. هزينههاي متغير شامل خريد ، بستهبندي ، كمسيون فروش و
هزينههاي مربوط به فروش مستقيم يك محصول است.
كارآفرين روش براي محاسبه هزينههاي شروع استفاده از يك برگه گزارش كار است كه
مشخصههاي هزينههاي متفاوت را فهرستبندي كرده است.
اينكه چه مقدار هزينه لازم است، بستگي به نوع كسب و كارتان دارد. بسياري از كسب و
كارهاي خانگي را مي توان با هزينه اي خيلي ناچيز شروع كرد. بالطبع كسب و كارهاي
بزرگتر هزينه هاي بيشتري در بر خواهد داشت. فكر خوبي است كه يك ليست جامع از تمام
هزينه هاي پيش بيني شده داشته باشيد و سپس يك گردش وجوه براي 12 ماه تهيه كنيد.
انديشه كسب و كار
شروع كسب و كار يكي از جالبترين عملكردهايي است كه يك فرد ميتواند داشته باشد. بيش
از ده ميليون نفر هر ساله كسب و كاري را آغاز ميكنند و در نتيجه بيش از سه ميليون
كسب و كار كوچك هر ساله ايجاد ميشود.
كارآفريني مزاياي متعددي دارد و در نتيجه رقابت در اين حيطه نيز بسيار است. درك
ابعاد اين رقابت و طرح كسب و كار دقيق و كارا ميتواند منجر به شروع يك كسب و كار
موفق شود. آيا عملكرد شما ازين مراحل تبعيت ميكند؟ سعي كنيد آنچه را كه ديگران
انجام ميدهند، بررسي كنيد تا به چگونگي شروع كار پي ببريد.
سنجش ميزان آمادگي براي شروع كسب و كار
با وجود اينكه كارآفريني ميتواند منجر به موفقيتهاي زيادي شود اما شما بايد آماده و
حاضر باشيد. حتما زماني را صرف تشخيص آمادگي خود براي شروع كسب و كار كنيد.
- آيا كارآفريني براي شما مناسب است؟
- آيا قادريد تشكيلات اقتصادي خود را كنترل كنيد؟
در كسب و كار هيچ تضمين و گارانتي وجود ندارد، اما ميتوانيد با طرح يك نقشه مناسب و
بررسي دقيق آن شانس موفقيت خود را افزايش دهيد.
در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان يك دارنده كسب و كار مورد ارزيابي قرار
دهيد. با دقت به پرسشهاي زير توجه كنيد:
آيا شما تازه كار هستيد؟
البته اين به خود شما بستگي دارد كه چگونه پروژه هاي خود را ارتقا دهيد، زمان را
تنظيم كنيد و به جزئيات توجه داشته باشيد.
با شخصيتهاي متفاوت چگونه برخورد ميكنيد؟
صاحبان كسب و كار نيازمند توسعه روابط كاري با افراد زيادي از جمله مصرف كنندگان،
فروشندگان، كارمندان، بانكداران و افراد حرفه اي مانند وكلا، حسلبداران و مشاوران
هستند. آيا شما ميتوانيد با يك مشتري مصر، يك فروشنده غير قابل اعتماد و يا يك
كارمند بدخلق سر و كار داشته باشيد؟
چگونه تصميم گيري انجام ميدهيد؟
صاحبان كسب و كار كوچك نيازمند تصميم گيريهاي سريع و پايدار هستند.
آيا داراي استقامت روحي و جسمي كافي براي شروع و راه اندازي يك كسب و كار هستيد؟
داشتن يك كسب و كار جالب و مفيد اما در عين حال طاقت فرسا است. آيا ميتوانيد هفت
روز هفته روزي دوازده ساعت فعاليت و كار داشته باشيد؟
چگونه برنامه ريزي و سازماندهي ميكنيد؟
تحقيقات نشان ميدهيد كه طرحهاي ضعيف عامل شكست در كار ميشوند. سازماندهي موثر مالي
و برنامه ريزي دقيق در توليد ميتواند از هرگونه ورشكستگي جلوگيري كند.
آيا گامهاي شما به ميزان كافي مستحكم است؟
ايجتد يك كسب و كار ممكن است شما را از لحاظ روحي خسته كند. بيشتر صاحبان كسب و كار
از قبول اين همه مسئوليت سنگين به سرعت خسته و دلسرد ميشوند. انگيزه قوي در حفظ و
بقاي كار به شما كمك ميكند.
كسب و كار شما چگونه بر روابط كاري شما اثر ميگذارد؟
اولين سالهاي شروع كسب و كار ممكن است بر خانواده فشارهايي را وارد كند. اين موضوع
حائز اهميت است كه افراد خانواده بدانند چه انتظاري دارند و شما بايد كاملا مطئن
باشيد كه آنها در طول اين زمان شما را حمايت ميكنند. تا زمانيكه كسب و كار شما سود
آور شود ممكن است با مشكلات مالي بسياري مواجه شويد كه چند ماه يا سال به طول
انجامد. آيا شما قادريد خود را با استاندلردهاي پايينتر زندگي تطبيق دهيد؟
چند نكته:
دلايل زيادي وجود دارد كه نتوانيد كار خود را شروع كنيد، اما براي يك فرد توانمند،
مزاياي امتيازات داشتن يك كسب و كار به خطرات موجود در آن مي ارزد :
· مدير خود هستيد.
· كار سخت و طولاني مزايايي براي شما دارد و سود آن به جاي آنكه نصيب شخص ديگري شود
به شما ميرسد.
· بدست آوردن پول و رشد كاري بسيار لذت بخش است.
· اقدام به كار مخاطره آميز ميتواند جذاب و نيازمند جسارت بالائي باشد.
. ايجاد يك كسب و كار هميشه منجر به يادگيري ميشود.
دلايل شكست يك كسب و كار
- چرا يك كسب و كار با خطر شكست مواجه است؟
موفقيت در كسب و كار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور كه
گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز كسب و كار بستگي
دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يك كسب و كار هميشه ريسك پذير است و شانس موفقيت اندك ميباشد. بنابر گزارش
اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا (SBA)
بيش از 50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال
اول از بين ميروند.
Michael Ames
در كتاب خود به نام "كنترل كسب و كار كوچك" دلايل زير را براي شكست اين نوع كسب و
كارها بيان كرده است:
1. عدم وجود تجربه
2. نداشتن سرمايه كافي
3. نداشتن جايگاهي مناسب
4. عدم وجود كنترل قوي
. سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
6. قراردادهاي اعتباري ضعيف
7. استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
8. رشد بدون انتظار
Gustav
Berle
دو دليل ديگر در كتاب خود بنام "كسب و كار را خود بر عهده بگيريد" به اين دلايل
اضافه ميكند:
1. رقابت
2. فروش پائين
يك عامل ديگر در خصوص شكست كسب و كار:
با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلكه ميخواهيم شما را براي مسير پر
فراز و نشيبي كه در پيش داريد آماده كنيم. ناچيز پنداشتن مشكلات شروع يك كسب و كار
يكي از بزرگترين موانع كارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي كار
كنيد به موفقيت دست مي يابيد.
يافتن يك راهنما
هيچ گاه فكر نكنيد كه به تنهايي قادريد كارها را انجام دهيد. يكي از بهترين روشها
براي به اصطلاح عايف بناي در برابر هر گونه شكست يك راهنما است. شخصي كه داراي
تجربيات مرتبط با كسب و كار است، ميتواند شما را در اين امر راهنمايي كند.
تهيه يك طرح كسب و كار
براي آگاهي از اين مبحث، بخش
طرح كسب و كار
را مطالعه فرماييد.
موفقيت هر كسب و كار رابطه نزديكي با چگونگي صحيح كنترل كردن آن امور آن دارد: در
واقع مديريت صحيح كسب و كار موجب رشد آن ميشود.
مديريت كسب و كار را نبايد صرفا يك عمل آكادميك محسوب كرد. مديريت واقعي در بر
گيرنده هدايت قوي، رفتار مثبت، دانش كسب و كار و مهارتهاي مناسب فردي است. مديرت در
حقيقت هدايت افراد، تاثير گذاري بر كار و تصميم گيري تموقع و صحيح است و مهارتهاي
مديريتي را به مرور زمان ميبايست كسب كرد و به بيان ديگر كسب مهارتهاي مديريتي در
واقع همانند سپرده گذاري در بانك مي باشد.
هدايت و راهبري كسب و كار
هيچ زن و يا مردي در دنياي كسب و كار تنها نيست. در اين حيطه شما نيازمند كمك افراد
ديگر هستيد و بايد بتوانيد از آنها كمك بگيريد تابتوانيدكسب و كارتان را هدايت
كنيد.
- راهنمائي گرفتن(Mentoring)
كارآفرينان موفق و با تجربه اغلب سئوالات مشابهي را ميپرسند:
چگونه كارآفرينان جديد ميتوانند از تجربيات ديگران استفاده كنند؟ با راهنمائي گرفتن
واژه
Mentoring
ميان معلمان و دانش اموزان مصطلح است و زماني به كار مي رود كه افراد حرفه اي و با
تجربه اطلاعاتي را به افراد كم تجربه ارئه مي دهند.
- شبكه ارتباطي
شبكه ارتباطي يك وسيله ساده است كه هركس در دنياي كسب و كار ميتواند با آن سرو كار
داشته باشد. شبكه ارتباطي ميتواند كارآمدترين وجه بازاريابي شما محسوب شود و در
نتيجه آن علاوه بر ايجاد بازار براي شما، اطلاعات مناسبي در ارتباط با كسب و كارتان
در اختيار شما قرار خواهد گرفت.
- ميزگرد
ميز گرد يك بحث رسمي غير گروه ميان افراد حرفه اي است كه داوطلبانه اطلاعات و منابع
را در اختيار سايرين قرار ميدهند. در طول زمان روابط افراد حرفه اي و ماهر با
يكديگر توسعه ميابد و شركت كنندگان با كسب و كارهاي يكديگر آشنا مي شوند.
- داشتن اطلاعات به روز
عصر اطلاعات جامعه ما را تغيير داده است و اكنون در عصر اطلاعات افراد از طريق پست
الكترونيك با يكديگر ارتباط دارند و مي توانند اخبار جديد را در دنياي تكنولوژي و
بي سيم دنبال كنند. حققت امر اين است كه هر روزه اطلاعات ما را بمباران مي كنند اما
متاسفانه اغلب اين اطلاعات نمي تواند به خط مشي كسب و كار ما كمك كند و در انجا
هدايت صحيح آنست كه ما متدها و راهكارهاي خودمان را دنبال كنيم و در كنار آن دانش و
اطلاعات خود را در ارتباط با كسب و كار به روز نگه داريم.
تصميم گيري
يكي از بهترين تصميمها يادگيري اين موضوع است كه چگونه تصميمگيرنده خوبي باشيد.
اين امر نيازمند تعهد ، درك و مهارت ميباشد كه بسيار ارزشمند است.
آيا تصميم گيرنده خوبي هستيد؟
مراحل مختلف در اجتناب از اشتباهات رايج و ايجاد تصميمگيري كارا را بياموزيد.
تصميمگيري ، تصميمگيري ، تصميمگيري سؤال اين است : آيا شما يك تصميمگير خوب
هستيد؟ اگر فكر ميكنيد كه اين چنين نيست ، هيچ جاي غصه نيست. تصميمگيري مهارتي
است كه ميتوانيد از ديگران بياموزيد. ارگ چه بعضي از افراد اين مهارت را احتراز از
ديگران ميآموزند ، اما فرآيند آن مشابه است. دونوع تصميمگيري اصلي وجود دارد
:آنهايي كه با استفاده از فرآيند خاص بدست ميآيد . آنهايي كه تنها مانند يك رويداد
است.
مراحل تصميم گيري نافذ
اين فرآيند در هر موقعيتي ميتواند بكار رود بخصوص در جائي كه شما نيازمند يك
تصميمگيري مهم هستيد. اگر از مراحل اصلي تصميمگيري تبعيت كنيد ، خود را يك
تصميمگيرنده كارا در حرفه و زندگي شخصي خود مي يابيد.
· تا حد امكان مفاد تصميم گيري خود را تعريف كنيد.
آيا آن واقعا" تصميم خودتان است يا شخص ديگري ؟ آيا واقعا" نيازمند به اين تصميم
گيري هستيد ؟ ( اگر حداقل دو تصميم اتخاذ نكرده ايد ، پس هيچ تصميم گيري صورت
نگرفته است ) چه زماني اين تصميمگيري روي داده است ؟چرا تصميم گيري براي شما مهم
است ؟ چه كسي در اين تصميمگيري ذينفع است ؟ ارزش اين تصميم گيري براي شما چه
ميزان است ؟
· هر راهكاري كه به ذهنتان ميرسد را
بنويسيد. به تصوير كشيدن راه كارهاي متفاوت مهم است. هيچ چيزي را
سانسور نكنيد و بگذاريد كه تصورات شما آزادانه ارائه شوند. مطمئن شويد كه همه چيز
را ذكر ميكنيد.
· فكر ميكنيد كه از كجا ميتوانيد اطلاعات مفيد بيشتري را به دست آوريد.
اگر با انتخابهاي زيادي روبرو شويد ممكن است بخواهيد اطلاعات زيادي بدست آوريد.
اطلاعات جديد منجر به راه كارها و انتخابهاي بيشتري نيز ميشود. كساني كه ميتوانيد
از آنها اطلاعات بدست آوريد ،دوستان ،همكاران ، خانواده ، نمايندگيهاي فدرال و
ايالتي ، سازمانهاي حرفهاي ، خدمات آن لاين ، روزنامه ها ، مجله ها ، كتابها و
غيره است.
· انتخابهاي خود را بررسي كنيد.
از منابع اطلاعاتي مشابه براي كسب ايده هاي خاص استفاده كنيد. براي هر انتخاب معيار
خاص را مشخص كنيد. هر چه اطلاعات بيشتر بدست آوريد ، ذهنتان براي تصميمگيري فعال
تر خواهد شد. مطمئن شويد كه همه موارد را يادداشت و بررسي مجدد ميكنيد.
· ذخيره انتخابها.
اكنون شما داراي گزينه هاي متفاوت هستيد و زمان آن رسيده است كه آنها را بررسي كنيد
و ببينيد كدام يك از آنها براي شما كارايي دارد . در ابتدا معيارهاي اين انتخابها
را مشخص سازيد. ثانيا" به دنبال انتخابهايي باشيد كه اين امكان را براي شما فراهم
سازد تا به بيشترين معيار و امتياز برسيد. ثالثا" انتخابهايي را كه با چارچوب و
معيار شما سازگاري ندارند را حذف كنيد.
· نتايج هر انتخاب را به تصوير بكشيد.
براي هر انتخاب باقيمانده در ليستتان ، نتايج را به تصوير بكشيد، بدين صورت نقايص
شما مشخص ميگردد.
· يك بررسي واقعي انجام دهيد.
كدام يك از انتخابهاي باقيمانده به واقعيت نزديكتر است؟ هر چه خلاف آن را ثابت
كند را حذف سازيد.
· كدام گزينه با شما سازگاري دارد.
گزينه ها و انتخابهاي باقيمانده را بررسي كنيد تا ببينيد كدام يك با معيارهاي شما
سازگاري دارد. اينها تصميمات كارايي شما هستند. اگر نسبت به تصميمي كه اتخاذ كرده
ايد خشنود هستيد اما احساس ميكنيد كه با اهداف شما سازگاري ندارند ، بدانيد كه
تصميم صحيحي نگرفته ايد. به عبارت ديگر از اين گزينه و انتخاب راضي نيستيد ، اما
نسبت به نتيجه آن حساس هستيد. اين انتخاب براي شما كارساز نخواهد بود.
· شروع كنيد.
زماني كه تصميمي را اتخاذ ميكنيد، آن را عملي سازيد. اگر بخواهيد نسبت به آن احساس
خوشايندي نداشته باشيد موجب اندوه و ناراحتي ميشود. بهترين كار را در زمان حال
انجام دهيد. هميشه اين فرصت را داريد كه ذهن خود را در آينده تغيير دهيد.
اشتباهات متداول در تصميم گيري
از آنجا كه دوست داريم باور كنيم كه هيچگونه پيشداوري نداريم ، اما حقيقت اين است
كه هر كس اين مشخصه را دارد. هر چه از خودتان وكارهايتان بيشتر آگاهي داشته باشيد
، بهتر ميتوانيد عمل كنيد. دليل اصلي اينكه هر كس روش و ديدگاه خاص خود را دارد
اين است كه مغز به سادگي نميتواند متوجه هر چيزي شود ، حداقل سطح كنجكاوي هر كس
متفاوت است.
آيا تاكنون سعي كردهايد 10 چيز جديد را با هم بياموزيد؟ اگر اينطور است ،
ميدانيد كه يادگيري خيلي آسان خواهد بود و اين به دليل روش كاركرد مغز است. مغز
شما همه اطلاعات را طوري طبقهبندي ميكند كه بدون قاطيكردن آنها بتوانيد جهان
اطراف خود را درك كنيد. زماني كه نميتوانيم بسياري از فرضيات را تشخيص دهيم به
دليل فقدان آموزش در جامعه است ( مانند والدين، معلمان، همه مؤسسات و غيره ).
در زير تعدادي از رايجترين اشتباهات تصميمگيري گردآوري شده است ، با يادگيري آنها
ميتوانيد در آينده ، از آنها اجتناب كنيد.
· به اطلاعات تخصصي بسيار تكيه كنيد. اغلب افراد بسيار مايلند كه به گفتههاي
متخصصين تاكيد و توجه كنند. به خاطر بسپاريد كه متخصصين انسانهايي هستند كه خود نيز
پيشداوريهايي هستند. با جستجوي اطلاعات از منابع متفاوت ، اطلاعات بهتري را به
دست خواهيد آورد ، بخصوص زماني كه انرژي خود را بر اين منابع متوجه سازيد.
· اطلاعاتي را كه از ديگران به دست ميآوريد را ارزيابي كنيد. افراد تمايل دارند تا
معيار اطلاعاتي را كه از جامعه بدست ميآورند را ارزيابي كنند. بعنوان مثال متخصصين
، والدين ، گروههاي عالي رتبه ، افرادي كه روشي براي بيان عقايد خود دارند ، جزء
افرادي هستند كه هميشه باور داريم بيشتر از ما ميدانند. از خود بپرسيد : آيا آنها
به اندازه من از اين مسائل و مشكلات آگاه هستند؟ معيارهاي آنها با من مشابه است؟
آيا آنها نسبت به مسائل من داراي تجربه شخصي هستند؟ به عبارت ديگر عقايد آنها را در
دورنمايي نگاه داريد.
بعضي مسائل نسبت به توسعه كسب و كار ارجحيت دارند. اگر بخواهيد تجارت خود را توسعه
بخشيد يا حتي در همان اندازه كوچك خود به موفقيت برسيد ، عامل رشد و ترقي يكي از
مهمترينهاست.
جرقه اين رشد از همان شروع كار در مراحل اوليه روشن ميشود. در حقيقت گشودن بالها و
جستجوي يك افق تجاري جديد يك دوره محسوب ميشود. در هر صورت همانند مراحل اوليه
توسعه ، رشد تجاري نيازمند تداركات اوليه ، تعهدات جدي و تمايل براي محاسبه خطرات
موجود است. منابع زيادي در توسعه و رشد تجارت به شما كمك خواهند كرد.
پيش بيني
بررسي ميزان و مقدار حركت بمعناي آيندهنگري است حتي اگر شما به زبان حال توجه
داشته باشيد. پيشبيني و برنامهريزي در موفقيت مستمر شما حياتي هستند.
پيشبيني رشد : تفكر استراتژيك
براي آنكه يك رهبر نافذ باشيد بايد مهارتهاي خود را از طريق تفكر استراتژيك توسعه
دهيد. اين تفكر فرآيندي است كه با آن ديد تجاري شما توسعه مييابد و تواناييهاي خود
را در كار تيمي وحل مشكلات تقويت ميكنيد. آن همچنين به شما در مواجهه با تغييرات
كمك ميكند تا براي معاملات خود طرحريزي داشته باشيد و فرصتها و احتمالات موجود را
در نظر بگيريد.
تفكر استراتژيك شما را مستلزم ميكند تا به يك پيامد ايدهآل در خصوص كسب و كار
برسيد و آنگاه روي نكات عقبمانده كار كنيد و آن از طريق توجه بر چگونگي توانايي در
رسيدن به اين ديدگاه بدست ميآيد. زماني كه ديد استراتژيك را براي عملكردهاي تجاري
توسعه ميدهيد ، 5 معيار متفاوت وجود دارد كه بايد روي آنها تمركز كرد. اين 5 معيار
به تعريف يك پيامد ايدهآل كمك ميكند. بعلاوه آنها شما را در توسعه مراحل لازم در
ايجاد اين بصيرت تجاري هدايت ميكنند:
1- سازماندهي:
سلازماندهي يك تجارت شامل افرادي است كه با آنها كار ميكنيد ،ساختار سازماني كسب
و كار شما و منابع لازم براي انجام همه امور ، سازمان شما چه شكلي است؟ ساختاري كه
از آن حمايت ميكند به چه گونه است؟ افراد ، منابع و ساختار را چگونه براي رسيدن به
يك پيامد ايدهآل تركيب ميكنيد؟
2- نظرات: زماني كه از
هواپيما به دنياي پائين نظري افكنيد ، نسبت به زماني كه روي زمين هستيد بيشتر
ميبينيد. تفكر استراتژيك مشابه آن است و اين امكان را فراهم ميكند تا از بالا
نگاه كنيد. با افزايش قدرت مشاهده شما از عملكرد افراد و چگونه حل مشكلات به طرز
كارا و تشخيص ميان آن راه حلها آگاه ميشويد.
3- ديدگاه: آن روش
ديگري از تفكر است . در تفكر استراتژيك چهار نقطه عطف براي در نظرگرفتن زمان
شكلگيري استراتژي تجارت وجود دارد: ديدگاه محيطي ، بازار ، پروژه و سنجش. ديدگاهها
ميتوانند به عنوان وسيلهاي براي كمك به تفكر ، شناسايي عناصر اصلي و تطبيق
عملكردها براي دستيابي به موقعيت ايدهآل محسوب شوند :
4- نيروهاي هدايتي: اين
نيروها كه موجب رسيدن شما به يك نتيجه ايدهآل ميشود چيست؟ هدف و ديدگاه شما چيست؟
اين نيروها در حقيقت اساسي براي تمركز تجاري شما است ( به عنوان مثال از چه چيزي
براي تحريك افراد استفاده ميكنيد تا به خوبي عمل كنند ). مثالهاي آن شامل
:مشوقهاي فردي و سازماني ، معيارها و اهداف ، عوامل توليدي مانند عملكرد ، عوامل
كمي مانند نتايج يا تجربهها ، عملكرد منسجم ، كارايي و توليد است.
5- موقعيت ايدهآل: بعد
از كار روي چهار مرحله اول ، بايد قادر باشيد تا موقعيت ايدهآل را تعريف كنيد.
موقعيت ايدهآل شامل: شرايط لازم براي بهرهمند بودن تجارت، فرصتهاي تجاري آتي
،مهارتهاي اصلي و استراتژيها و تاكتيكها براي در هم آميختن اين عوامل
زمانيكه روي اين 5 عامل كاري كنيد مهارتهاي شما در امور زندگي افزايش مييابد و
ميتوانيد به ديگران القا كنيد كه ايده شما بهترين است. در هنگامي كه در جاده كار
به موانع و چالههايي برخورد ميكنيد ، اينها كارساز است. آيا اين همان چيزي نيست
كه ميخواستيد؟ يك فرآيند خاص در تصميمگيري مزايايي وجود دارد. مشخص ترين امتياز
كاهش سطح استرسي است كه شما ممكن است آنرا تجربه كنيد.
تصميمهاي نافذ با استفاده از فرآيند مشخص ايجاد ميشود. آنها بر اساس معيارها و
ادراكي است كه فرد تصميمگيرنده اتخاذ ميكند و شامل جايگزينها و انتخابهاي صحيحي
است كه خود در راستاي تشخيص به موقع ميباشد. تصميمگيري نافذ ممكن است از معيارهاي
اجتماعي و انتظارات مربوط به آن تبعيت نكند، اما بر اساس آنچه كه فرد تصميمگيرنده
در خصوص انتخابهاي خود اتخاذ مي كند باشد.
آگاهي از اطلاعات روز و قوانين
مطمئن شويد كه زماني كه قوانين تاثيرگذار به كسب و كار كوچك پيشنهاد ميشوند ، صداي
شما شنيده ميشود. معمولا" در خصوص كسب و كارهاي كوچك انتقادهايي از نظر قانونگذاري
وجود دارد. با يادگيري چگونگي ايجاد قوانين ، پيگيري قوانين مطرح شده ، مطالعه
تحليلهاي صورت گرفته توسط متخصصين و توضيح قوانين طرح شده ف سعي كنيد صداي خود را
در زمان انجام فرآيندهاي قانونگذاري به گوش افراد ذينفع برسانيد.
در خصوص قوانين به درك بهتري دست پيدا كنيد كه بر تجارت كوچك شما تاثير بگذارد. با
يادگيري چگونگي و دليل ايجاد وضع قوانين شروع كنيد.
خروج از کسب و کار
خارج شدن از كسب و كار واقعيتي است كه بايد از همان مراحل اوليه كار در نظر گرفته
شود. چنين پيشبيني نيازمند توسعه طرحهاي احتمالي براي رويدادهايي است كه حتي ممكن
است هرگز اتفاق نيافتد.
طراحي براي خارج شدن از يك كسب و كار به اندازه برنامهريزي براي شروع يك كار مهم
است. خروج به موقع از يك موقعيت كاري به معناي عدم صرف هزينه ، زمان و جلوگيري از
نااميدي در آينده است. در زير به بعضي موارد مي پردازيم :
با برنامه ريزي به كار خود خاتمه دهيد.
اگر تاكنون نسبت به اين مسئله جدي فكر نكرده ايد ، زمان آن رسيده است. خارج شدن از
يك كسب و كار به راحتي ترك يك شغل است. در خصوص بيشتر ساختارهاي تجارت كوچك ، اين
امر يك فرآيند چند مرحلهاي است كه ممكن است با توجه به اندازه سازمان و دلايل
خاتمه كار هفتهها يا سالها به طول انجامد. در بيشتر موارد ، هدف نهايي به حداكثر
رساندن معيار شركت و تبديل آن معيار به نقدينگي است. از افراد خبره كمك بگيريد تا
به شما توصيه لازم را كنند. بنا به ميزان و زمينه كسب و كار ، بعضي از اين افراد
مشاور شامل : وكلا، حسابداران، ورشكستگان، دلالان حراج، متخصصين مالياتي،
بانكدارها هستند. شما ميتوانيد در اين زمينه به مشتريان و شركاي تجاري مطمئن
مراجعه كني
دلايل شكست كسب و كار
چرا يک کسب و کار با خطر شکست مواجه است؟
موفقيت در کسب و کار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور که
گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز کسب و کار بستگي
دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يک کسب و کار هميشه ريسک پذير است و شانس موفقيت اندک مي باشد. بنابر گزارش
اداره کسب و کارهاي کوچک در آمريکا (SBA)
بيش از 50% کسب و کارهاي کوچک در سالهاي اول با شکست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال
اول از بين ميروند.
Michael Ames در کتاب خود به نام "کنترل کسب و کار کوچک" دلايل زير را براي شکست اين نوع کسب و کارها بيان کرده است:
1. عدم وجود تجربه
2. نداشتن سرمايه کافي
3. نداشتن جايگاهي مناسب
4. عدم وجود کنترل قوي
5. سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
6. قراردادهاي اعتباري ضعيف
7. استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
8. رشد بدون انتظار
Gustav Berle دو دليل ديگر در کتاب خود بنام "کسب و کار را خود بر عهده بگيريد" به اين دلايل اضافه ميکند:
1. رقابت
2. فروش پائين
یک عامل ديگر در خصوص شکست کسب و کار:
با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلکه مي خواهيم شما را براي مسير پر
فراز و نشيبي که در پيش داريد آماده کنيم. ناچيز پنداشتن مشکلات شروع يک کسب و کار
يکي از بزرگترين موانع کارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي کار
کنيد به موفقيت دست مي يابيد.
خانواده و كارآفريني
كار آفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات
كارآفريني نشان ميدهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح
شد. سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكلگيري تحولات اقتصادي در جوامع،
دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند.
خانواده، كانوني است كه در شكلگيري اين ويژگيها، ميتواند نقش حياتي ايفا كند. در
جوامع سنتي كه مردان نقش «نانآوري» و زنان نقش «خانهداري و تربيت فرزندان» را بر
عهده داشتند، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طرف مرد صورت ميگرفت؛ ساختار جديد
خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوههاي تازهاي از بروز
خلاقيت و نوآوري را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال اين تغيير نگرش؛ شيوه
توليد، سبك زندگي و نقشهاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد. به شكلي
كه هر كدام از والدين با رفتار خود ميتوانند در رشد اعتماد به نفس،خلق ايدههاي
جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان، نقشهاي اساسي را ايفاء كنند.
اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه ميرسيم كه كه
خانواده از نظر كمي و كيفي ميتواند كانون اصلي انديشه كار و تلاش و پرورش روحيه
خلق ايده و كار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و
ساحتهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوين شخصيت اوست. وقتي پدر يا مادر
همچون الگويي تلاشگر و مؤثر در عرصه كار و توليد در جامعه ظاهر شوند،كاركردهاي
مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مينمايد تا ذهن خود را به
صورتي منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدين و يا حرفهاي جديدتر سوق دهد. براي چنين
فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از كار و تسخير فضاهاي جديد، ارزش تلقي ميشود.
چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ايدهاي نو و استقلال
اقتصادي و كسب موفقيت، دگرگون ميسازد. در اين مرحله، نوجوان يا جوان ايدهكاري خود
را با خانواده در ميان ميگذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهاي والدين و
احتمالاً حمايت مالي و اجتماعي آنها بهرهمند شود. اينجاست كه معيارها و ارزشهاي
خانواده براي فرزند ملاك عمل و چراغ راه او در مسير كار و تلاش واقع ميشود. وظيفه
والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي
براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب، آغاز توأم با موفقيت را در راهاندازي كسب و
كار به همراه خواهد داشت.
ميزان تحصيلات، نوع شغل والدين، ساخت خانواده، روابط خانوادگي (خصوصاً رابطه والدين
با فرزندان)، درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امكانات رفاهي در شكلگيري «فرهنگ
كار» در خانواده ميتواند تأثير داشته باشد. انسانهاي متفاوت، توانمنديهاي متفاوتي
دارند كه اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند، ميتوانند با خلق
ايدههاي جديد خود، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تكنولوژي را آسان
كنند.
مراحل توسعه كارآفريني توسط خانواده
1 ـ مراحل نهادينه كردن «فرهنگ كارآفريني»:
خانواده به عنوان انتقال دهنده جبههاي از اصطلاحات، آئينها و رفتارهاي اجتماعي
ميتواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل: «توفيق طلبي»، «استقلال
طلبي» و «خطرپذيري» در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيتهاي كاري در جامعه،
به اعضاء خود ارزاني دارد.
نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان
در شكلگيري آينده شغلي آنها، ميتواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار
سازد. مثلاً چنانچه كسب موفقيت در جهت خلق ثروت و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد به عنوان
بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرزند به تصوير كشيده شود، نوجوان در چنين
شرايطي ذهن خود را براي رسيدن به چنين موقعيتي آماده ميسازد. در ادامه چنين فرآيند
ذهني، فرد بدنبال راههاي دستيابي به چنين موقعيتي است. او موقعيتهاي متفاوت را با
هم مقايسه ميكند؛ شبيهسازي ذهني انجام ميدهد؛ به پرس و جو ميپردازد؛ و گاهي
اوقات در نشريات، كتب، محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسشهاي ذهني خود را دنبال
ميكند. آنگاه، فرد با آگاهي از ارزش كار و تلاش آماده است بخش بزرگي از خواستهها،
آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محك تجربه بگذارد.
2ـ تعيين مسير شغلي
فضاي درون خانواده، خصوصاً رهنمودهاي والدين به فرزندان، اين امكان را به آنها
ميدهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده، رفتار
جديدي را مورد كند و كار قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند؛ به
شكلي كه بتوانند بر فراز خواستهها و آرزوهاي ذهني خود و منطبق بر نظامهاي مدرن پرو
بال بزنند و از نفوذ و سلطه انديشه و روشهاي سنتي در رفتار آتي خود بكاهند. در
ادامه چنين روندي، نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرآيندهاي توليد و
خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در اين ارتباط، والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه
فرزندان خود و هدايت آنها در مسير شغلي، نقش مهمي در شناسايي و پرورش افراد خلاق و
كارآفرين در جامعه ايفاء ميكنند.
3ـ توانمندسازي ( يادگيري فنآوريهاي جديد)
حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن آوريهاي جديد از جمله فنآوريهاي تكنولوژيكي
و اطلاعاتي و معرفي مشاغلي كه امكان كسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم ميسازد،
آنان را علاوه بر نقشآفريني در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه
يعني كار مفيد و بهرهوري بالا خواهد كرد. تغيير نگرشها و رفتارهاي كليشهاي در
مورد ايفاء نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و
اجتماعي، آنان را افرادي كارآمد و هدفمند ميپروراند. زيرا پيروي از كليشههاي سنتي
و تكراري در عرصه كار و فعاليت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري
وارد ميسازد. به همين دليل؛ گذر از اين مرحله، تاثيرپذيري فرد از تغييرات جديد و
پذيرش مسئوليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد كسب و كار جديد و دسترسي به موقعيتهاي
بهتر و جديدتر، از فرد يك انسان مستقل و توانمند ميسازد كه در عرصههاي گوناگون
زندگي ضمن پذيرش نقشهاي متفاوت ميتواند مفيد واقع شود.
4ـ راهاندازي و اداره كسب و كار اقتصادي
در اين مرحله، فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواستههاي خود و خانواده، به خلق
ايده در زمينهكار و فعاليت ميپردازد؛ چارچوب فكري خود را در قالب طرح كسب و كار
به جامعه عرضه ميكند؛ سپس، با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز ميكند. در اين
مرحله، والدين با استفاده از تجارب خود ميتوانند فرزندشان را جهت اداره كسب و كار
ياري كنند. هر چند ممكن است اين نياز صرفاً متوجه حمايتهاي مالي آنها نباشد. با
ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه كارآفريني در فرزندان به منظور راهاندازي و
مديريت كسب و كار اقتصادي توسط آنان، نتايج ذيل متوجه جامعه خواهد شد:
ـ ايجاد و توسعه اشتغال در بخشهاي اقتصادي كشور و به تبع آن استقلال اقتصادي
خانوادهها
ـ دگرگوني در روند توليد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته و بدنبال آن تغيير در
فرهنگ مصرف
ـ تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي
ـ بسط و توسعه صادرات با اتكاء به منابع موجود در كشور
ـ كاهش نرخ بيكاري و تورم و بدنبال آن كاهش آسيبهاي اجتماعي در جامعه
نتيجهگيري
كارآفريني، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي ميشود. ما
بدون توجه كافي به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفريني» نميتوانيم به شاخصهاي رشد و
توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد، بهرهوري و توان افزايي فني و صنعتي در
عرصه اقتصاد حاصل ميشود، دست يابيم. در گذر از مرحله سنتي به صنعتي بايد به
توانمنديها و قابليتهاي فردي كارآفرينان در بهرهگيري از منابع طبيعي و بكارگيري
تكنولوژي مدرن اهتمام ويژهاي قائل شويم. زيرا، آنها با بكارگيري روشهاي جديد در
بازار، خود را براي استفاده بهينه از ابزار و دستيابي به كيفيت مطلوب كالا و خدمات
آماده ميسازند. كارآفريني، فرآيندي اكتسابي است و خانواده در شكلگيري اين فرآيند
نقش اساسي را ايفاء ميكند. زيرا، خانواده ميتواند عنصر پويايي و تحرك را به
ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق كند به شكلي كه «فرد» و «جامعه»
در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهاي اجتماعي نوآورانه شكل گيرد. نقش و
اهميت خانواده به عنوان كانون انديشه نوگرايي، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در
افراد، گسترش روحيه كارآفريني و توسعه كسب و كار جديد در جامعه، انكار ناپذير است،
به طوري كه درزمينه فعاليت اقتصادي، خانواده ميتواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را
به سمت و سويي سوق دهد كه آنها را از مشكلات پيشرو از جمله؛ بيكاري، فقر، اعتياد،
فساد و... برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي كه مولد سرمايه و فرصتهاي جديد
است،هدايت نمايد. زيرا، خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و
اخلاقي فرزندان، به عنوان كانوني براي رشد و پرورش انديشه خودباوري، اعتماد به نفس
و خودشكوفايي در فرزندان، نقش بسيار مؤثري در راهاندازي كسب و كار اقتصادي و توسعه
فعاليتهاي شغلي در جامعه خواهد داشت.
نوشته بهرام باقري - كارشناس ارشد جامعه شناسي
كارآفريني زنان
در جامعه امروز، زنان نقش مهم و در حال گسترشي در زمينه كسب و كار دارند. در سالهاي اخير، سهم زنان در كسب و كارهاي خصوصي به اندازه كارهاي دولتي روند رو به رشدي را طي كرده است. مثلا در آمريكا، از سال 1990 تا سال 1998، كارهايي كه توسط زنان اداره مي شود افزايش چشمگيري داشته است 9.1 ميليون كار اداره شده توسط زنان در آمريكا 27.5 ميليون نفر را بكار گرفته است و 3.6 تريليون دلار در اقتصاد آمريكا مشاركت دارد. با اين وجود زنان با موانع خاصي در كسب و كار مواجه مي شوند كه بتدريج بايد بر آنها غلبه كنند.
موانع اشتغال و كارآفريني زنان در ايران
از اوايل قرن حاضر جهان با يك پديده اجتماعي اقتصادي به نام مشاركت اقتصادي زنان
در مشاغل خارج از خانه روبه رو شده است. وضعيت اشتغال زنان در ايران مشابه با
كشورهاي در حال توسعه، در وضعيت مطلوبي نيست، همواره زنان فرصت هاي شغلي كمتري
دارند و غالباً در بخش غير رسمي با اندك دستمزد مشغول بكارند. در واقع ميتوان گفت،
طبق آمار 1375، تنها 1/12% زنان ده ساله و بيشتر كشور از نظر اقتصادي فعالند كه
بيشترين فعاليت را در بخش خدمات (8/45%) و حدود 7/16% در بخش صنعت در گروه صنعت
(ساخت)، اشتغال دارند. حدود 71% شاغلان بخش خدمات در گروه هاي آموزشي، بهداشت و
مددكاري مشاركت دارند. بيشترين شاغلان زن در گروه حقوق بگيران قرار دارند (60%) و
تنها 9/0% شاغلان كارفرما هستند. زنان شاغل بيشتر در نقاط شهري (56%) سكونت دارند و
در گروه سني 29ـ25 سال هستند و پس از آن گروه عمدهاي مشغول ازدواج و پرورش فرزند و
بطور كل امور خانواده ميشوند. با توجه به اينكه نرخ فعاليت ايران نسبت به كشورهاي
ديگر بسيار پايين است: (6/43%). اين امر در مورد زنان (15%)و در مورد فعاليت مردان
(71%) است. نرخ بيكاري جمعيت نيز روزبه روز فزوني ميگيرد بطوريكه حدود 1/26% جمعيت
زنان فعال مناطق شهري بيكارند. نرخ بيكاري زنان تحصيلكرده خصوصاً در سال هاي اخير
مرتباً رو به افزايش است. لذا تلاش جهت بهبود وضعيت فعلي و رهايي از مشكلات و موانع
مسئوليتي جمعي است. متاسفانه تحقيقات و پژوهش هاي داخلي در زمينه كارآفريني زنان،
به دليل نوپايي مبحث بسيار محدود است و از آنجا كه حتي اشتغال زنان در ايران همواره
با مسائلي مواجه بوده، طبيعتاً كارآفريني زنان با مسائل فزاينده اي روبه رو است.
فرايند كارآفريني زنان را ميتوان ازابعاد متنوعي بررسي كرد وآن را متأثر از مجموعه
عوامل فردي، محيطي و سازماني دانست.
در بعد فردي: بيشتر انگيزهها، ويژگي هاي شخصيتي و ويژگي هاي جمعيت شناختي مدنظر است ميتوان گفت ميان تواناييهاي شخصيتي از قبيل اعتماد بنفس و پنداشت از خود، بر اشتغال زنان رابطه متقابل وجود دارد، بطوريكه پنداشت از خود و اعتماد بنفس بالا تأثير مستقيم بر اشتغال زنان و موقعيت شغلي آنان دارد. بنابر اطلاعات جمعيت شناختي، هر چه نرخ باروري به دليل جواني جمعيت افزايش مييابد، با نزول اشتغال زنان مواجه هستيم؛ همچنين ميان تعداد فرزند و اشتغال رابطه معكوس وجود دارد، بطوريكه تنها 8/23% از زنان داراي سه فرزند يا بيشتر در مقابل 7/57% زنان با 1 يا 2 فرزند به فعاليت شغلي ميپردازند. وضعيت تأهل نيز بيتأثير در موضوع نيست، بطوريكه زنان مجرد از آزادي عمل بيشتري براي اشتغال و فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي نسبت به متأهلين برخوردارند. تحصيلات نيز عامل قابل توجهي است، طبق آمارهاي رسمي (75) 2/74% زنان كشور باسواد هستند و درصد قابل ملاحظهاي از جمعيت دانشجويي را زنان تشكيل ميدهند. باوجود اين، سهم زنان شاغل با تحصيلات عالي نسبت به كل اشتغال زنان و همچنين درصد مديران زن با تحصيلات عالي بسيار محدودتر از مديران زن بدون تحصيلات عالي است. به صراحت ميتوان گفت كه عوامل محيطي نقش بسيار مهمي را نسبت به عوامل فردي عهدهدار است، چرا كه ويژگي هاي شخصيتي و توانمندي هاي رواني بسيار متأثراز عوامل محيطي است. وضعيت اجتماعي، فرهنگي، حقوقي،ديني، سياسي و اقتصادي جامعه مطمئناً نقش بسزايي را در تقويت يا تضعيف فعاليتها در امور متفاوت دارد. در حوزه اشتغال زنان و فراتر از آن خود اشتغالي آنها، موانع محيطي بسياري را ميتوان برشمرد:
در بعد اجتماعي: هنجارهاي رايج در زمينه تقسيم كار، وجود نوعي مرزبندي طبيعي ميان كار زنان (خانهداري) و مردان (امور بيرون منزل)، مسئله تعدد نقش زنان بطوريكه انتظار انجام مسئوليت هاي متفاوت زنان در قالب همسر، مادر، خانهدار، شاغل …. آنها را دچار تنش و نوعي تضاد نقش و فشارهاي ناشي از آن ميكند. ناامنيهاي اجتماعي كه امكان حضور فعال زنان در جامعه، كه لازمهاش سفرهاي بين شهري, اقامت در هتلها و اماكن سالم است را با مشكل مواجه كرده است. با مرور شرايط اجتماعي حاكم بر سه دهه اخير. متوجه ميشويم كه ايدئولوژي حاكم در سال هاي اوليه پس از انقلاب بيشترين لطمه را بر مشاركت زنان وارد كرده است كه تعطيلي مهدكودك هاي دولتي و مراكز تنظيم خانواده، بازنشستگي زودرس زنان، تعريف شغل هاي مشابه نقش مادري براي زنان، از آن جمله است.
در بعد فرهنگي: فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار همواره رواج دهنده باورهاي سنتي و كليشههاي جنسيتي بوده و از ابتدا، تربيت و اجتماعي شدن دختران، در نظر گرفتن خويش به عنوان جنس دوم و تضعيف اعتماد بنفس و تعميق حس حقارت و خود كمبيني تواناييهاي خويش را در پي داشته است. همچنين كمبود آگاهي زنان در ابعاد حقوق فردي، خانوادگي و اجتماعي، حرفهاي و عدم شركت در تشكلهاي صنعتي حرفهاي و فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، به استمرار ساخت نابرابر كمك ميرساند. بدليل نگاه جنسيتي، فرصت هاي اجتماعي و شغلي كمتر بطور برابر با توجه به شايستگي ها به افراد، فارغ از جنسيتشان اعطا گشته است، همواره شاهد تبعيض هاي جنسيتي در اشتغال هستيم.
در بعد اقتصادى: در حاليكه زنان در آسيا بطور متوسط 13-12 ساعت بيش از مردان كار ميكنند، بدليل بدون مزد بودن كار خانگي همچنان در سطح نازل درآمدي قرار ميگيرند. ارتقاء مقام ها تنها بر اساس شايستگيها صورت نميپذيرد. بطوريكه بين سال هاي 65-55 از كل مردان شاغل تنها 6% تحصيلات عاليه داشتهاند. در حاليكه 18% زنان شاغل، تحصيلات عاليه داشتهاند و جاي شگفتي است كه از كل زنان تحصيلكرده عالي تنها 5% به سمتهاي بالاي اداري و مديريتي رسيده اند. (آمار 1381) تبعيضهاي جنسيتي در نوع آموزش: شامل مواد درسي، نقش زنان در كتاب هاي درسي، رسانهها كه بيشتر تقويت كننده ديد سنتي نسبت به زن است. همچنين محدوديت هاي آموزش در نظام آموزش عالي براي زنان مانند انحصار برخي رشتهها براي مردان، محدوديت اعزام به خارج كشور براي ادامه تحصيل و كمبود امكانات (خوابگاه) براي دختران, همگي از موانع مشاركت زنان است. باورهاي فقهي ديني نيز بيتأثير در اين مسئله نيست، احكام موجود در زمنيه ارث، نفقه، اجازه خروج از كشور در بعد اقتصادي و احكامي چون شهادت، ديه، قضاوت، طلاق، حق حضانت در بعد خانوادگي اجتماعي بيشك تأثير منفي در پيشرفت و شكوفايي همه جانبه زنان دارد كه ميتوان با استنباط هاي متناسب شرايط زماني و مكاني موانع را برطرف كرد.
وضعيت حقوقي و قوانين: قوانين ناظر بر خانواده از جمله مواد 1106 (نفقه زن)، 1199 (نفقه اولاد)، 1117 (منع كار زن در صورت عدم رضايت شوهر). از آنجا كه طبق قانون، رياست خانواده با شوهر است و خروج از كشور زن منوط به اجازه كتبي شوهر است. مشكلاتي در مسير كار زنان ايجاد مي شود. قوانين ناظر بر اشتغال، از جمله قانون اشتغال نيمهوقت زنان، مقررات در زمينه مرخصي زايمان و ماده 5 مصوبه 1371 شوراي عالي انقلاب كه محدود كننده حيطه اشتغال زنان است. هيچكدام كمكي به افزايش مشاركت اقتصادي اجتماعي زنان نكرده است. البته زمينههاي مساعد قانوني را نيز نبايد از نظر دور داشت. اصول 3، 21، 28، 41 برخورداري زنان از حقوق اجتماعي مساوي با مردان را متذكر شده و همچنين طبق ماده 1118 مصوب 1313 زن مستقلاً ميتواند در دارايي خود هر تصرفي را داشته باشد. تصويب قانون در مورد كنترل جمعيت نيز مطمئناً بيتأثير در مشاركت بيشتر زنان نيست. پرواضح است پيش شرط راه اندازي فعاليت هاي كارآفرينانه توسط زنان ،شناسايي دقيق عوامل موثر بر فرايند اشتغال و كارافريني است و مطالعات راهبردي دراين زمينه ضروري به نظر مي رسد. karafariny.com