فناوری آموزشی مدارس

 www.zibaweb.com  زیبا وب ،سایت مفید برای پسران ودختران ایرانی

الگوهای تدریس،روشهای جدید تدریس،چند نوع روش تدریس داریم؟،از چه روشی برای تدریس استفاده کنیم،فناوری آموزشی چیست،آموزش به سبک نوین،چگونه یادگیری در کلاس انجام می شود،فواید استفاده از روش های تدریس جدید،تنوع در شیوه های تدریس،روش های تدریس موفق و موثر معلمان،یادگیری در کلاس درس چگونه انجام می شود،چگوته مطالب کتاب درسی را به دانش آموزان بیاموزیم،تکنولوژی آموزشی چیست،استفاده معلم ازوسایل کمک آموزشی در کلاس،روشهایی براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي – يادگيري،

فناوري آموزشي و روشهای تدریس متنوع

مقدمه

بهره گيري از تكنولوژي آموزشی به مفهوم جديد آن بي شك يكي از نوآوري هاي آموزشي محسوب مي شود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي تاكنون صرفاً كاربرد دستگاه هاي سمعي و بصري نيست آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و كتاب درسي تنها يكي از آنها به حساب مي آيد.

نقش معلم هم بيشتر راهنمايي و رهبري و هدايت است تا متكلم وحده بودن.www.zibaweb.com

پيشرفت علوم و فنون و توسعه حجم دانش بشري، تغيير شرايط و امكانات زندگي فردي و اجتماعي، نفوذ تكنولوژي و صنعت در روابط ملي و بين المللي، نقش زمان در سرنوشت ملت ها، ظهور مشاغل و تخصص هاي جديد تغيير نيازهاي جامعه، آگاهي ملت و ... همه و همه در تغيير و تحول برنامه ها اثر مي گذارند.

يكي از برنامه هاي ويژه، تأسيس هسته ي اصلي فعاليت مدارس، محيطهايي است كه به صورت (مركز مواد آموزشي IMC ) طراحي مي شوند. چند نوع مركز مواد آموزشي تاكنون طراحي شده و مورد بهره برداري قرار گرفته است.

نوع اول اين مركز به گونه اي است كه مورد استفاده مشترك معلمان و دانش آموزان چندين مجتمع آموزشي به هم پيوسته است.

نوع دوم مركز مواد آموزشي يك مجتمع آموزشي است كه منبع ذخيره و تغذيه همه مدارس يك مجتمع است.

نوع سوم مربوط به يك مدرسه است و امكان يادگيري از يك مجموعه وسايل آموزشي را در مدرسه فراهم مي سازد.

نوع چهارم مربوط به كلاس درس است و فرصت يادگيري مفاهيم هر ماده درسي را در محيط كلاس درس فراهم مي آورد.

در اين نوع مركز يادگيري تحت عنوان مركز يادگيري كلاس classroom learning center دانش آموزان مي توانند با دسترسي به انواع ابزارهاي آموزشي فرصتهاي يادگيري را در سطوح مختلف گسترش دهند در نوع چهارم مركز مواد آموزشي انواع لوازم آموزشي و ابزار آموزشي از قبيل كتاب و ساير مطالب چاپي، فيلم هاي علمي، آموزشي، نشريات، عكس، اسلايد، كلكسيونها و دستگاههاي سمعي و بصري ( تلويزيون، نوار ضبط صوت، ويدئو و كامپيوتر و ...) هنگام اجراي روش هاي تدريس با توجه به تفاوتهاي فردي فراگيران شرايطي را پديد مي آورند كه تحت اين شرايط مفاهيم آموخته شده عمق و وسعت بيشتري مي يابند و مطالب درسي با درك كامل دريافت مي شوند.

به منظور ياري دادن به فراگيران و براي ايجاد يك محيط پربار آموزشي – يادگيري، مواد كمك آموزشي چند حسي (multi sensory) زيادي تهيه شده كه مي توان ماشين هاي آموزشي، تلويزيون، فيلم، ابزارهاي بازيابي اطلاعات، وسايل و تجهيزات آزمايشگاهي و ... را نام برد كه در مركز يادگيري كلاس قرار مي گيرد.

از سويي ديدگاه جديد به آموزش از محتوا مركزي (content centered) به فرآيند محوري (process centered) و يادگيري محوري (learning centered) چرخش داشته و نقش معلم از انتقال دهنده اطلاعات به هدايت كننده ي فعاليتهاي يادگيري تغيير يافته است.

از آنجا كه يادگيري نيز با بهره گيري از يك يا چند مورد از پنج حس بهتر رخ مي دهد رسانه ها و مواد تكنولوژي آموزشي به مقدار زياد به كلاس درس راه يافته اند.

تكنولوژي آموزشي خدمات آموزشي برتري از آنچه كه معلم انجام مي دهد عرضه مي كند وقتي كه مي تواند مطالبي را كه معلم عرضه مي كند تكميل كند يا وقتي كه به دانش آموز و معلم امكان مي دهد وقت و تلاش خود را به حل مسئله معطوف دارند نقش بسزايي در كلاس درس ايفا مي كند.

مواد چند رسانه اي كه در كلاس مورد استفاده قرار مي گيرند در جهت ياري رساندن به دانش آموز براي چيرگي بر حقايق، اصول و مهارتهايي كه به تمرين هاي مكرر نياز دارد، بسيار مؤثر است.

به طور كلي مطالعات تحقيقي و نتايج پژوهش ها نشان مي دهد آموزش تلويزيوني و استفاده از فيلم هاي درسي، نوارها و ابزار آموزشي و مواد يادگيري فرصت بيشتري براي يادگيري و كار انفرادي يا گروهي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهد، همچنين اين امكان را فراهم مي سازد كه هر دانش آموز با ميزان توانايي خود پيش برود و هر زمان كه فرصت يافت در زمينه هايي كه مشكل دارد ابزارهايي را انتخاب كند.

تكنولوژي آموزشي با فراهم ساختن امكان آموزش كمي – كيفي براي همه دانش آموزان فواصل موجود را مي پوشاند. با به كارگيري ابزارهاي آموزشي دانش آموزان نياز ندارند كه فقط به كتاب درسي به عنوان تنها منبع اطلاعاتي محدود باشند.

تلويزيون، فيلم، پوستر، مدلها ، مولاژها و ... دانش آموزان را با واقعيات به طور ملموس مرتبط مي سازند.

به هر صورت دستيابي به ساختار بهينه و فرايند آموزشي مناسب به كمك ابزارها و روش هاي جديد آموزشي مستلزم اجراي برنامه هاي فعال و هدفمند است. برنامه هايي كه فراگيرندگان را در جريان آموزش فعال نگهدارند، آنان را به انجام تكاليف علاقمند، آنان را براي يادگيري مسئول سازند، آنان را در مورد كنش هاي خود دقيق كنند و براي فعاليت هاي آينده آماده سازند.

R   مركز يادگيري كلاس درس :

جايي است كه مقدار زيادي از مواد يادگيري و وسايل آموزشي به منظور كمك به خودآموزي فراگيران در آن موجود است. در اين مدل كلاس به قصد توانا ساختن فراگيران براي يادگيري، مواد آموزشي به نحوي كه دسترسي به آنها آسان بوده و فراگيران بتوانند نيازهاي آموزشي خود را در جهت كار، به صورت فردي يا گروهي برآورده نمايند و همچنين در جهت زمينه سازي پيشرفت برحسب توانايي و خواستشان باشد، فراهم شده است و هر اقدامي كه براي بهبود فرايند ياددهي – يادگيري صورت مي گيرد به منظور آسان سازي يادگيري فراگيران انجام مي شود.

 

R   مواد آموزشي :

 

عناصـر اصلي فرايند يـاددهي– يادگيري به شمار مي روند. بـدون مواد آموزشي امكان تبادل تجربه بين معلم و فراگيرنده ضعيف است و نمي توان برنامه ي تحصيلي مورد نظر را به سادگي اجرا كرد. مواد آموزشي، اطلاعات لازم را فراهم مي آورند ارائه اطلاعات را در قالب عرضه و توالي مطالب درسي سازمان مي دهند، فرصت استفاده از آموخته ها را براي فراگيرندگان مهيا مي سازند و ....

استفاده از مواد و وسايل آموزشي با تدوين اهداف كاملاً مشخص در زمينه پيشرفت تحصيلي و با انجام فعاليتهاي آموزشي از پيش برنامه ريزي شده ضمن جهت دادن منابع موجود فيزيكي و مادي فعاليتهاي مدارس مجري طرح كلاس درس را براي دستيابي به اهداف آموزشي تنظيم مي كنند.

به طور كلي در اين مدارس براي استفاده از امكانات آموزشي در جهت اعتلاي فراگيران و حصول به اهداف اساسي تعليم و تربيت و توجه به ابعاد مختلف رشد (معنوي، جسمي اخلاقي، عقلاني، اجتماعي و ...) هر ابزاري را با هدف ياددهي– يادگيري مودر استفاده قرار مي دهند و هر وسيله و اسبابي كه در متن فعاليتهاي ياددهي– يادگيري حضور يابند «ابزار آموزشي» محسوب مي شود.

مواد و ابزارهاي آموزشي همواره در حال تغيير و دگرگوني هستند و به اصطلاح «روز آمد و بهنگام» مي شوند، معلمان فكور و خلاق علاوه بر استفاده از ابزارهاي آموزشي به روز و بهنگام ابزار سازي و ابزار آفريني مي كنند (tool maker instrument maker) چنين معلماني قادرند از كمترين امكانات بيشترين بهره را ببرند. با ساده ترين ابزارهايي كه در محيط قابل كشف است، شوق انگيزترين ياددهي ها را عرضه بدارند. براي اين معلمان قلم كاغذ، تخته سياه، كتابهاي غير درسي، پوشاك، پارچه، ميخ، پيچ، اره، آچار، ظرف، تخته ماهوتي، انواع مواد و قلم رنگي، رنگ و روغن، زرورق، گل و گياه برگ و ساقه و شاخه و خس و خاشاك و ... به همان اندازه ارزش و اعتبار «ابزار بودن» دارد كه وسايل سنگين و بزرگ در اصطلاح پيشرفته اي كه به صورت دستگاههايي نظير كامپيوتر، ماشينهاي الكترونيك، تلويزيون مدار بسته، ويدئو و ... جلوه گر مي شوند و در تكنولوژي آموزشي، سخت افزار آموزشي ناميده مي شوند.www.zibaweb.com

به راستي براي معلم «شاگرد مدار» كه ناچار بايد «ابزار گرا» هم باشد هر چيز كه در محيط و در زندگي او و شاگردانش هست جزو ابزارهاي آموزشي به حساب مي آيد.

براي ياددهنده ي عاشق و علاقمند هر چيز و همه چيز ابزار آموزشي است. تنها اعتقاد و باور به يادگيري هاي ديداري– شنيداري، يادگيريهاي علمي، يادگيريهاي توام با تفكر و تعمق و نه يادگيريهاي طولي وار و سطحي است كه ياددهندگان را معتقد به استفاده از «ابزار آموزشي» مي كند.

ياددهي– يادگيري با اين رويكرد، يك يادگيري منبع محور است و براي دانش آموزان فرصت انتخاب كردن، شرح دادن و كشف كردن را فراهم مي كند. در اين رويكرد دانش آموزان با منابع گوناگوني همچون كتابهاي مرجع، مجلات و ديگر رسانه هاي گروهي، فيلم، نوارهاي شنيداري و ديداري، نرم افزارهاي رايانه اي ، نقشه ها و منابع اجتماعي همچون كتابخانه ها، موزه ها، سازمانها و كتابخانه ها آشنا مي شوند و شيوه ي بهره برداري و استفاده كردن از آنها را فرا مي گيرند.

به عبارت ديگر معلم پروژه هايي را در قالب تكليف به دانش آموزان مي دهد و با معرفي منابع مختلف دانش آموزان را براي پيدا كردن، تحليل كردن و ارائه اطلاعات به دست آمده، راهنمايي مي كند. در واقع اين رويكرد وسيله اي است كه به كمك آن معلمان مي توانند نگرشها و تواناييهاي دانش آموزان را به منظور تقويت يادگيري مستقل و مادام العمر پرورش دهند. در ضمن دانش آموزان با اين روش تشويق مي شوند تا در محيطهاي غني از منابع كه در آن افكار و احساسات مورد احترام است، اطلاعات مورد نياز خويش را خودشان انتخاب كنند و به اين ترتيب در يادگيري به استقلال فردي دست يابند.

در اين رويكرد معلم نيز بايد :

  1. به نقش كتابخانه ها و اهميت آنها در پاسخگويي به دانش آموزان اشاره كند.
  2. فهرستي از منابع گوناگون موجود در روستا، شهر يا استان محل تدريس خود تهيه كند.
  3. در تدريس كلاسي خود از منابع گوناگوني استفاده كند و ضمن معرفي آنها به دانش آموزان، خود را به عنوان پژوهشگري نشان دهند كه پيوسته به دنبال منابع جديد مي گردد. همچنين با آنها در مورد نحوه استفاده از منابع گفتگو كند.
  4. در هنگام تدريس ضمن گفتگو پيرامون مطالب درسي در مورد چگونگي ارتباط دادن آنها به محيط زيست، فرهنگ، اقتصاد و ... نيز به بحث بپردازد.

شيوه ارزشيابي اين رويكرد نيز متفاوت است و بايد معلمان براي هر يك از دانش آموزان خويش يك پرونده كاري تشكيل دهند و گزارش فعاليت هاي انجام شده هر فرد را در اين پرونده ها بايگاني كنند و با توجه به كيفيت گزارش و مطابق چك ليستي كار وي را ارزشيابي كنند.

از جمله عنصرهاي اصلي اين رويكرد پروژه هاي پژوهشي است. هدف از طراحي ارائه اين بخش تقويت تفكر خلاق و نقاد است. اين پژوهش ها  فرصتي براي دانش آموزان فراهم مي سازد تا به كمك آن ارتباط معنا داري ميان موضوعات درسي و دنياي واقعي پيرامون خويش ايجاد كنند. اين پژوهش ها ضمن آنكه مهارتها و نگرشهاي او را تقويت مي كند، دامنه ي درگيري او را به فراتر از كلاس درس گسترش مي دهد و دانش آموز را در كارهاي خانه، بحث كلاسي، نوشتن و گفتن، مسايل اجتماعي مرتبط با علم و تصميم گيري هاي سرنوشت ساز فردي و اجتماعي كه در آن مباني علمي نقش مهمي دارد ، درگير مي كند..

ابزارها و مواد آموزشي نظير كتاب ها و جرايد، نقشه ها و كره، عكس ها، گرافها، چارتها، نمودارها پازلها، شرح تصاوير، تصاوير الكترونيكي، فيلم ها، ماكت ها، مدل ها، راديو، تلويزيون، كامپيوتر و ... همه و همه سبب مي شوند دانش آموز در كلاس درس نقش فعال و فرايند ياددهي– يادگيري با رويكرد فعال و منبع محور در فضايي كاراتر انجام شود و دانش آموز براي ياديگري برانگيخته شده و زمينه براي مشاركت وي مهيا مي شود.

در پايان اشاره مي شود كه رويكرد اين برنامه تلفيقي از رويكرد منبع محوري و فعاليت محوري است و در حقيقت يادگیري محور است و از تلفيق اين دو رويكرد نقش دانش آموزان پر رنگ تر شده و دانش آموزان به فعاليت هاي فكري و عملي علاوه بر تقويت مهارت هاي فرآيندي نظير جستجوگري، كاوشگري، فرضيه سازي، حل مساله، بارش مغزي، آفرينندگي و... وادار مي شوند و در يك كلام دانش آموزان در فرايند ياددهي– يادگيري چگونه يادگرفتن را مي آموزند.

R   نكـات اساسي

 

تلاش براي اثر بخشي، وجه اشتراك اصلي همه ي سازمان هاست. سازمان مدرسه نيز با عوامل متعدد، محدود كننده و هدفهاي متفاوتي روبه روست كه ناچار مي بايست به همه ي آنها به نحو مطلوب و متناسبي پاسخ گويد.

همچنين، ملزم است چارچوب هاي زماني متفاوتي را در نظر بگيرد از اين رو اثر بخشي در مدرسه مفهوم گسترده اي به خود مي گيرد . با اندكي تأمل روشن مي شود كه به جاي تعاريف ساده از اثر بخشي مدرسه كه متمركز بر نتايج دانش آموزان است، عملاً ابعاد زيادتري وجود دارد، به عنوان مثال : مدرسه نه تنها بايد به هدف نمره و قبولي و ارتقاء دست يابد بكله بايد با كارايي و به روشي كار كند كه در محيطي با روحيه بالا دانش آموزان به يادگيري واقعي دست يابند. یكي از حوزه هاي فعاليتي مدرسه «انطباق با محيط هاي بيروني» (External Adaptation) است.

اجتماعات تغيير مي كنند و مدرسه نيز مي بايست با آنها تغيير كند. به عنوان مثال سازگاري با افزايش جمعيت حفاظت از محيط زيست، استفاده بهينه از منابع و سرمايه هاي ملي و ... از چالش هاي مهم مدارس در محيط بيروني است. در طرح «كلاس درس» يعني طرح اجراي فرايند ياددهي – يادگيري هر ماده ي درسي در كلاس مخصوص و ثابت، عوامل مدرسه با تغيير رويه ها و اتخاذ روش هاي كاربردي نوين سعي مي كنند كه فراگيران با اجتماع خود و ديگر عرصه هاي محيط به طور موفقيت آميزي تعامل برقراركنند وبراي سازگاري با شرايط دائماً متغير آينده ، سازگار شوند و در اين راه همه توانايي ها و توانمنديهاي خود را در زمينه هاي مختلف به كار گيرند و به طور مستمر در حال آموختن باشند، ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي را بياموزند و براي چالش سازنده و ايجاد تغييرات ضروري در برخي ارزشها و باورهاي سنتي كاملاً مجهز شوند و از تصميماتي كه جامعه براي آينده آنها اتخاذ مي كند آگاهي داشته باشند و بدين سان اثر بخشي و كارايي واحد آموزشي با اجراي اين طرح به مفهوم واقعي، افزايش مي يابد.

از نكات اساسي ديگر در افزايش اثر بخشي مدارس مجري ، استفاده از مشاركت دانش آموزان در بهسازي فضا مدرسه است. دبيران نيز مي بايست در امر زيبا سازي مدرسه به عنوان (رهبر پروژه) كمك كنند، زيبا سازي فضاي مدرسه، روحيه معلمان و دانش آموزان را افزايش مي دهد، بهبود روابط معلم و شاگرد از همكاري مشترك آنها افزايش مي يابد و دانش آموزان از اينكه به آنان فرصت داده شده تا در بهسازي فضاي آموزشي همكاري فعالانه داشته باشند، احساس غرور و تعلق نسبت به مدرسه خود مي كنند و همين امر باعث بالا رفتن نرخهاي نگهداري و ادامه تحصيل آنان مي شوند.

 

R   در طرح كلاس درس نكات اساسي ديگري نيز به چشم مي خورد از جمله اينكه:

 

از آنجا كه كلاس دانش آموز محور و ( مشاركت فعال ) است معلم بسيار فعال از گروهي به گروه ديگر سر مي زند ( كلاس درس ) مركز همايش با بحثهاي مفصل است معلم با مديريت خوب كلاس يك رهبر دموكراتيك است و به دانش آموزان فرصت مي دهد مسئوليت بيشتري در مورد يادگيري خود به عهده بگيرند و در موارد ديگر، به بچه ها فرصت مي دهد تا ( سبك تدريس ) را معين كنند و با فعاليت خود كلاس را جهت دهند.

سيماي كلاس در طول سال تغيير مي كند و بچه ها چيزهايي مي سازند و از ديگران مي خــواهند تا در تكميل آن با آنـان همكاري كنند بــدين ترتيب وظايف ( دستور العملي ) نيست، بلكه ( ايجاد ) مي شود.

گروههاي آموزشي (در دو سطح منطقه و استان) فرايند دريافت اطلاعات در چارچوب يك طرح نظام يافته (ارزشيابي) را با دو هدف شناسايي خلاءها، نارسايي ها و كمبودها و همچنين پي بردن به چگونگي (كيفيت) اجرا و نتايج حاصله از سياستها، برنامه ها و فعاليتها انجام مي دهند ، مديريت آموزش و پرورش نظري و پيش دانشگاهي نيز با وضع سياستهاي مناسب يا طراحي برنامه هاي كارساز و همچنين اتخاذ تصميماتي از قبيل پشتيباني، اصلاح و ... به امر ارزشيابي همت مي گمارد.

شيوه هاي ارزشيابي نيز در اينگونه كلاسها مختلف است. در اين كلاس ها به ارزشيابي مستمر توجه خاص مي شود از آنجا كه در كلاس درس دانش آموزان با هم مقايسه نمي شوند بلكه هر دانش آموز با خودش مقايسه مي شود نمي توان از شكلهاي سنتي ارزشيابي استفاده كرد.

ارزشيابي با رويكرد حل مسئله ( بدون كاغذ و مداد ) ، تهيه سياهه ي رفتار و چك ليست مهارتها و نگرش ها ، ارزشيابي با توجه به پرونده ي عملكردي دانش آموزان ارزشيابي با تكيه بر بيان شفاهي و ... راه هاي مختلف ارزشيابي مستمر تكويني و پاياني است .

 

R   توجه به موارد ذيل نيز مباحث و نكات اساسي «طرح كلاس درس» است:

 

به كارگيري رويكردهاي مشاركتي و تعاملي فراگير– محور در فرايند ياددهي– يادگيري

§         تشويق در جهت بكارگيري روش اكتشافي و سوال محور

§         گسترش روش بحث و گفتگو براي دستيابي به توافق عمومي و يا راه حل ها

§         گسترش رفتار دمكراتيك

§         داشتن نگرش مثبت نسبت به تفكر انتقادي و حل مشكل يا مسئله

§         تعميق اعتقاد و باور به استعداد و توانايي بالقوه فراگيران

§         تقويت احساس مسئوليت.

§         تشويق فراگيران براي احترام گذاشتن به نقطه نظرهاي ديگران

 

R   اهـداف

 

1.       ايجاد فضاي شوق انگيز در محيط واحد آموزشي

2.       پرورش استعداد و خلاقيت هاي فراگيران

3.       توجه به تفاوت هاي فردي

4.       ترغيب دانش آموزان به استفاده از منابع، مواد و امكانات موجود

5.       تعميق نگرش فراگيران

6.       توسعه مهارتهاي فراگيران (مهارت مشاهده، ثبت مشاهده، تفكر واگرا، كاوشگري كاربرد ابزار، فرضيه سازي و ... )

7.       درك ماهيت علوم به عنوان يكي از راههاي شناخت هستي

8.       درك اصول، مفاهيم و قوانين علمي توسط فراگيران

9.       پي بردن به رابطه ميان علم و فناوري و بازتاب آن در متن جامعه و محيط زيست

10.     ايجاد ديدگاه جديدي از فناوري

11.     آموزش براي زندگي

12.     بكارگيري علوم در جهت تجربه اندوزي (و استفاده از تجربيات براي زندگي بهتر)

 

 

R   ضـرورتها

 

نخستين مرحله و در عين حال دشوارترين بخش در راستاي اجراي اين طرح ، بستر سازي فرهنگي است . فرايند بستر سازي فرهنگي كاري است بس دشوار و طاقت فرسا و طولاني كه نيازمند انديشه ورزي، برنامه ريزي، اهتمام تك تك افراد و تلاش جمعي همه افراد ذيربط و ذي نفعان است.

مهم تـرين شيوه در راه بستر سازي فرهنگي و تغيير نگرش ، آموزش ، به شيوه ي بنيادي و زمان بندي شده و كلاسيك كليه ي دست اندركاران مجري طرح است كه با ارتقاء بخشيدن به سطح آموزشهاي خاص به اين مجريان، روند توسعه ي علمي طرح نه تنها فعال شده بلكه جهش بخشيده خواهد شد.

ضرورت آموزش خصوصاً آموزش دبيران و حرفه مند نمودن آنان در سه سطح دانشي، مهارتي و نگرشي بر هيچ كس پوشيده نيست. آموزش، دبيران را براي مديريت كلاس درس و پاسخ گويي به نيازهاي دانش آموزان آماده مي كند و سبب مي شود تا معلمين علاوه بر استفاده از دانش روز، در حرفه ي معلمي خود بر اساس استانداردهاي معتبر زمان گام بر دارند.

يادگيري واقعي به جاي حفظ حقايق علمي، سبب ايجاد تفكر انتقادي، خلاق و عملي، كسب مهارتهاي ذهني نظير تجزيه و تحليل، تفسير، تعليم و كسب مهارتهاي علمي كسب تجربه مستقيم نيز براي رسيدن به نگرش ها و ارزش هاي مطلوب از طريق شيوه هاي صحيح آموزش ميسر و ممكن خواهد بود.

ب) دومين ضرورت در اجراي طرح «كلاس درس» پشتيباني مسئوليت و مديران (در رده هاي بالا و مياني ) است.

ج) سومين ضرورت ايجاد انگيزه مستمر براي تمامي دست اندركاران خصوصاً دبيران و عوامل اجرايي طرح «كلاس درس» مي باشد.

د) انجام تبليغات لازم به طور گسترده از طريق رسانه هاي ارتباطي و جمعي جهت توصيه طرح براي افراد ذيربط و ذي نفع.

 

R   در زمينه ي آموزش با هدف بستر سازي فرهنگي موارد ذيل قابل ذكر  است:

 

  1. بهره وري از نرم افزارهاي آموزشي و رايانه (و اتصال شبكه اي مدارس مجري)
  2. بهره وري از شبكه جهاني اينترنت (در سال انتشار و به نمايش در آوردن پيام ها)
  3. بهره وري از شبكه هاي سراسري صدا و سيما
  4. بهره وري از رسانه هاي ارتباط جمعي (مطبوعات و ...)
  5. بهره وري از ابزارهاي ارتباط جمعي نظير : تراكت ها، پوسترها، اطلاعيه ها، بروشورها و كارتهاي تبليغاتي در جهت شناسانيدن ساز و كار اجراي طرح

مجموعه آموزش هاي مورد نظر علاوه بر علمي، كارآمد و مؤثر بودن، بايد با زباني قابل فهم، ساده و تأثير گذار ارائه شود.

علاوه بر ضرورت هاي مطرح شده نكات ذيل نيز مي بايست مورد نظر قرار گيرد.

  1. مشاركت و هم انديشي دبيران در كليه ي مراحل اجرا
  2. مديريت زمان به منظور صرفه جويي در زمان با بهره گيري از روشهاي صحيح و علمي در اجراي فرايند ياددهي – يادگيري

ضرورتهاي ديگري نيز ممكن است به ذهن مديران و دبيران متبادر گردد.


 

روشهاي نوين تدريس

 

R   روش كنفرانس (گرد هم آيي)

 

اين روش با روش سخنراني تفاوت دارد، زيرا در روش سخنراني، معلم مسئول دادن اطلاعات به دانش آموزان است، در حالي كه در اين روش اطلاعات توسط دانش آموزان جمع آوري و ارائه مي گردد. اين روش مي تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه ميدانند. اين روش يك موقعيت فعال براي يادگيري به وجود مي آورد.

نقش معلم در كنفرانس ، صرفاً هدايت و اداره كردن جلسه و جلوگيري از مباحثاتي است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس و روال منطقي آن شود.

اين روش براي كليه دروس و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

R   روش شاگرد – استادي

 

قدمت اين روش به زماني كه انسان مسئوليت آموزش دهي انسانهاي ديگر را چه از طريق غير رسمي و چه از طريق رسمي به عهده گرفت مي رسد. و قدمت آن به صدر اسلام بر مي گردد مسجد نخستين موسسه اي بود كه چنين سيستمي را براي تعليم و تربيت مسلمانها به كار برده است.

از روشهاي تعليمي كه در روش شاگرد– استادي حائز اهميت است، روش حلقه يا مجلس است، كه پيامبر عظيم الشان اسلام از اين روش به مردم آن زمان آموزش مي داد.

همه افراد در كودكي دوست دارند نقشي غير از نقش واقعي خود بازي كنند، روش شاگرد – استادي به اين نقش خيالي، جامه عمل مي پوشاند. در اين روش به دانش آموزان اجازه داده مي شود كه نقش معلم را ايفا كنند.

هدف اساسي اين روش آن است كه شاگرد، معلم گردد و از اين طريق تجارب تازه و ارزشمندي به دست آورد. در اين روش، در صورت فقدان معلمان متخصص، تعداد زيادي از دانش آموزان مهارت خاص را آموخته اند و مي توان از آنها استفاده كرد.

 

R   روش چند حسي (مختلط)

 

استفاده از اين روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است و جريان يادگيري از طريق تمام حواس صورت مي گيرد. از طريق كار بست اين روش مي توان، مطالب و مهارتها را درك كرد، ارتباط مؤثري برقرار كرد، مهارتها و مطالب را از يك موقعيت به موقعيت ديگر تعميم داد.

در يادگيري روش چند حسي به طور كلي از همه حواس استفاده مي شود، به بيان ديگر، يادگيري بصري كه 75% از مجموع يادگيري ما از طريق ديدن است، يادگيري سمعي كه 13% از مجموع يادگيري ما از طريق شنيدن است، لمس كردن، كه 6% از مجموع يادگيري ما از طريق لمس كردن است، چشيدن كه 3% از مجموع يادگيري ما از طريق چشيدن است و بوييدن كه 3% از مجموع يادگيري از طريق بوييدن است.

 

R   روش حل مسئله

 

اين روش يكي از روشهاي فعال تدريس است. اگر نظام آموزشي بخواهد توانايي حل مسئله را به دانش آموزان ياد دهد، البته مسئله به معني مشكل و معضل نيست، به بيان ديگر مسئله موضوعي نيست كه براي ما مشكل ايجاد كند، بلكه رسيدن به هدف در هر اقدامي، به نوعي حل مسئله است، (خورشيدي، غندالي، موفق، 1378) در اين روش آموزش در بستر پژوهش انجام مي شود و منجر به يادگيري اصيل و عميق و پايدار در دانش آموزان مي شود.

در اين روش ابتدا معلم بايد مسئله را مشخص ، سپس به جمع آوري اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود، و بعد از جمع آوري اطلاعات بر اساس اطلاعات جمع آوري شده دانش آموزان فرضيه سازي و در نهايت فرضيه ها را آزمون و نتيجه گيري شود.

اگر روش حل مسئله درست انجام شود مي تواند منجر به بارش يا طوفان فكري گردد. يعني اگر معلم روش تدريس حل مسئله ، مراحل را به درستي انجام دهد، دانش آموزان مي كوشند تا براي حل مسئله با استفاده از تمام افكار و انديشه هايي كه دارند، در كلاس راه حلي بيابند و آن را ارائه دهند. به بيان ديگر اگر معلم در روش تدريس حل مسئله به درستي عمل كند، منجر به روش تدريس بارش مغزي نيز مي شود.

به طور كلي اگر نظام آموزش و پرورش بخواهد در جهت تقويت زمينه هاي بالقوه خلاقيت نقش مهمي ايفا كند همانا بست روشهاي تدريس حل مسئله و بارش فكري در كلاس درس توسط معلمان است.

 

R   روش پروژه اي

 

روش تدريس پروژه اي به دانش آموزان امكان مي دهد تا قدرت مديريت، برنامه ريزي و خودكنترلي را در خودشان ارتقاء بخشند. در اين روش دانش آموزان مي توانند با توجه به علاقه ي خود موضوعي انتخاب و به طور فعالانه در به نتيجه رساندن آن موضوع شركت نمايند.

بر اين اساس در اين روش دانش آموزان ياد مي گيرند كه چگونه به طور منظم و مرحله اي كاري براي درس انجام دهند و اين روش باعث تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود زيرا بين آنها و معلم رابطه صحيح آموزشي برقرار است و در نهايت اين روش باعث تقويت همكاري، احساس مسئوليت، انضباط كاري، صبر و تحمل در انجام امور و تحمل عقايد ديگران و مهارتهاي اساسي پژوهش در دانش آموزان مي شود.

 

R   شيوه سخنراني

 

معلم به طور شفاهي اطلاعات و مفاهيم را، در عرض مدتي كه ممكن است از چند دقيقه تا يك ساعت يا بيشتر طول بكشد، در كلاس ارائه مي دهد. در سخنراني مي توان معلم را با عنوان پيام دهنده و دانش آموز را به عنوان پيام گيرنده تصور كرد. از اين نظر سخنراني شيوه اي است يك سويه، براي انتقال اطلاعات، كه معمولاً فراگير در آن نقش غير فعالي دارد.

محتواي سخنراني را معلم قبل از ورود به كلاس تعيين مي كند.

 

R   شيوه بازگويي

 

بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فراگير را در بياد سپردن اشعار، قواعد، فرمولها، تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع بياد سپردن را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب، با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد، ولي متأسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را بياد سپرده است.

گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپرد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد، در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.

 

 

 

 

R   شيوه پرسش و پاسخ

 

شيوه پرسش و پاسخ شيوه اي است كه معلم به وسيله آن فراگير را به تفكر درباره مفهومي جديد يا بيان مطالبي فرا گرفته شده تشويق مي كند. معلم، وقتي كه مي خواهد مفهوم دقيق را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند، شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز به اين وسيله فراگير را تشويق مي كند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند ممكن است براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند مفيد باشد، يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.

 

R   شيوه تمريني

 

معلم معمولاً بوسيله تمرين، فراگير را به تكرار يك مطلب يا كاربرد آن تشويق مي كند تا فراگير در موضوع مورد نظر تبحر لازم را كسب كند. مثلاً معلم انگليسي از فراگير مي خواهد كه با تكرار شفاهي اصطلاحات ، تلفظ صحيح آنها را فرا گيرد، يا بعد از يافتن طرز ساختن جملات شرطي، پنج جمله شرطي بسازد. ممكن است معلم رياضي، پس از درس دادن مفهوم مشتق و طرز مشتق گيري از توابع، از دانش آموزان بخواهد كه ده مسئله در رابطه با اين موضوع حل كنند.

در تمام موارد بالا معلم با استفاده از شيوه تمريني، دانش آموزان را به تكرار يا كاربرد مفاهيم مورد نظر تشويق مي كند.

 


 

R   شيوه بحثي

 

در شيوه بحثي، دانش آموزان فعالانه در يادگيري شركت مي كنند و مفهوم مورد نظر را از يكديگر مي آموزند. در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك، شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد.

معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح مي كند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند.

اين شيوه در دو مورد زير ، كاربرد خاصي دارد :

الف) موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد (مانند موقعيت بال) و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد دريابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود.

ب) هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو و جستجو وادارد. در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند. در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند، تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد.

 

R   شيوه نمايشي

 

در اين شيوه معلم معمولاً ، براي فهماندن مطلبي خاص به فراگيران، از وسايل و اشياء گوناگون استفاده مي كند.

در صورتي كه معلم نتواند براي فهماندن مطلب درسي آزمايش انجام دهد، شيوه نمايشي مي تواند شيوه خوبي براي روشن تر كردن مفهوم براي فراگيران باشد.

 

R   شيوه آزمايشي (روش اجرا كردن يا يادگيري بوسيله عمل)

 

آزمايش فعاليتي است كه در جريان آن فراگيران با به كار بردن وسايل و مواد بخصوصي درباره مفهومي خاص عملاً تجربه كسب مي كنند. آزمايش معمولاً در آزمايشگاه انجام مي گيرد، اما نداشتن آزمايشگاه مجهز يا وسايل مناسب در مدرسه نبايد دليلی براي انجام ندادن آزمايش در كلاس باشد ، وسايل بسيار ساده اي لازم است كه معلم و حتي دانش آموز مي تواند به آساني آنها را تهيه كند.

آزمايش، گاهي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با جنبه هاي عملي يك مفهوم، مورد استفاده قرار مي گيرد. براي اين كار، معلم دستور عمل انجام آزمايش را در اختيار فراگيران مي گذارد و انتظار دارد كه دانش آموزان با استفاده از دستور كار سرانجام به نتيجه يكساني برسند.

در موارد ديگر، آزمايش به منظور فراهم آوردن محيطي مناسب براي حل مسئله تلقي مي شود، در اين صورت معلم جهت كلي فعاليت را مشخص مي كند و فراگيران را بر آن مي دارد تا در اجراي آزمايش به طور مستقل تصميم گيري و نتيجه گيري كنند.

آزمايش براي تدريس مفاهيم علوم تجربي به ويژه فيزيك ، بسيار لازم است و بدون آن دانش آموز نمي تواند مفاهيم مورد نظر را به درستي فرا گيرد.

 

R   شيوه گردش علمي

 

گردش علمي به دانش آموزان امكان مي دهد كه از طريق مشاهده طبيعت، وقايع، فعاليت ها، اشياء و مردم تجربه ی علمي بدست آورد. در گردش علمي دانش آموزان با مشاهده واقعيت ها مي توانند مفاهيمي را كه در كلاس مورد بحث قرار مي گيرد، بهتر در ذهن خود بپرورانند و معلم مي تواند با استفاده از اين شيوه كنجكاوي فراگيران را درباره موضوعي خاص بر انگيزد.

در بعضي موارد، مي توان از گردش علمي براي جمع آوري اطلاعات لازم براي انجام گرفتن آزمايش، يا يك پروژه، بهره گرفت.

مثلاً اگر هدف درس «شناختن كانيهاي داراي ارزش اقتصادي» باشد، مي توان دانش آموزان را به چند معدن برد تا كانيهاي مختلف را جمع آوري كنند و آنها را در كلاس، بعد از آزمايشهاي لازم ، بشناسند.

 

R   استفاده از منابع ديداري و شنيداري

 

استفاده از منابع ديداري و شنيداري در تدريس را در حقيقت نمي توان شيوه مستقل و مجزا دانست. معلم در هر گونه تدريسي مي تواند از وسايل ديداري و شنيداري كمك بگيرد. گاهي مي توان در تدريس از وسايلي نظير راديو، تلويزيون و ضبط و پخش صوت، نمودار و نقشه استفاده كرد. مثلاً معلم در هنگام سخنراني ممكن است از عكس استفاده كند، يا براي نمايش دادن يك رابطه علمي از نمودار كمك بگيرد. در مواردي كه معلم مي خواهد يك موضوع اجتماعي را تدريس كند، ممكن است بحث راديويي مناسبي را كه روي نوار ضبط شده است براي فراگيران پخش كند.

به طور كلي كاربرد صحيح منابع ديداري و شنيداري براي برانگيختن كنجكاوي دانش آموزان و تشويق آنها به فراگيران بسيار مؤثر است.

 

R   الگوي كاوشگري به شيوه حقوقي

 

اين الگو براي كمك به دانش آموزان در بررسي مسايل اجتماعي از قبيل عدالت، برابري، فقر، قدرت، تقويت رشد عمومي و اجتماعي آنها براي توجيه و حل اينگونه مسايل به شيوه مذاكره است.

در اين الگو معلم آغازگر، كنترل كننده جو براي ايجاد يك فضاي مثبت كاري و عقلي، باز و پويا است و به فراگيران تفهيم مي كند كه يكديگر را مستقيم ارزيابي ننمايند، و به عقايد و نظرات همديگر احترام بگذارند.

 اين الگو بيشتر براي دوره هاي دبيرستان و دانشگاه كاربرد دارد و در نهايت باعث تقويت روحيه همدلي، قضاوت منطقي در خصوص مسائل اجتماعي تحليل مناسب مسائل روز و تقويت كار دسته جمعي در دانش آموزان مي شود.

مثال: فرض كنيد بعضي از دانش آموزان با سهميه اي شدن كنكور سراسري مخالف هستند، معلم از طريق شركت سهامي فكر با دانش آموزان به بررسي اين مهم مي پردازد و در نهايت به كمك خود دانش آموزان آنها را قانع مي نمايد.

 

R   الگوي آموختن كنترل خود

 

هدف اين الگو، ايجاد تغيير رفتار مناسب در دانش آموزان است.

مثال: دانش آموزي كه در امتحان دچار اضطراب مي شود يا از درس رياضي مي ترسد، به او مي آموزد كه چگونه رفتار خود را تغيير داده و موجب كاهش اين اضطراب و ترس در خود شود. در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و يك فضاي مثبت ايجاد مي كند تا آنها به اصلاح رفتار خود بپردازند.

اين الگو در سنين مختلف و همه دوره هاي تحصيلي كاربرد دارد، و در نهايت دانش آموزان را قادر به توصيف ، توضيح ، پيش بيني، كنترل و تغيير رفتار خود مي نمايد. بطور كلي معلم از طريق اين الگو مي تواند تغييرات مطلوب را در رفتار دانش آموزان ايجاد نمايد.


 

R   الگوي ايفاي نقش

 

هدف اين الگو، رشد همدلي با ديگران و بررسي مسايل و واقعيت ها و ارزشهاي اجتماعي در عمل است. اين الگو معلم مسئول شروع و هدايت دانش آموزان است. به نحوي كه آنها را قادر به تحليل رفتار، ارزشهاي فردي، همدلي، حل مسائل ميان فردي، نقش ارزشها در مسائل اجتماعي و آسودگي در ابراز عقايد نمايد. اين الگو در همه برنامه هاي آموزشي و پرورشي و سنين مختلف كاربرد دارد.

بطور كلي اين الگو باعث افزايش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزشهاي اجتماعي مي شود. براي مثال: معلم مي تواند از طريق اين الگو مسائل خوب و بد اجتماعي و يا رفتارهاي خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمايش بگذارد و سپس در مورد آن به كمك فراگيران به بحث و ارزشيابي بپردازد.

بدين ترتيب معلم از طريق عمل (نمايش) به بررسي مسائل اجتماعي ، رفتاري و ارزشيابي آن توسط دانش آموزان مي پردازد.

 

R   روش كارگاهي

 

روش تدريس كارگاهي يكي از روشهاي مؤثر ياددهي و يادگيري است كه در بيشتر موارد با روش سخنراني، سمينار،كنفرانس و سمپوزيوم يكسان بكار برده مي شود. براي درك بهتر روش كارگاهي ابتدا به مفاهيم ذكر شده مي پردازيم و سپس روش كار گاهي را شرح مي دهيم.

روش سخنراني قبلاً تشريح شده و در اينجا از شرح آن خودداري مي نماييم.

 

سمينار: عده اي صاحب نظر هستند، كه دور هم جمع شده و تبادل نظر مي كنند. (البته تعداد افراد در سمينار محدود باشد، حداكثر 100 نفر كه به گروههاي كوچك 10 الي 15 نفري تقسيم مي شود و تبادل نظر مي كنند و در نهايت كل گروهها به تبادل نظر مي پردازند)

سمپوزيوم : مانند سمينار است و تنها تفاوت آن با سمينار در اين است كه افرادي كه در سمپوزيوم شركت مي كنند تخصصي تر ، سطح آگاهي آنها از ديگران برتر است (در سطح بالاتري از سمينار قرار دارد.)

 

R   روش تدريس كارگاهي

 

اين روش مشتمل بر سه مرحله متمايز است (قورچيان، خورشيدي، 1376)

 

R   مرحله ارائه درس كوتاه :

 

حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است. در اين مرحله مباني نظري مورد بحث توسط مدرس كارگاه تبيين و تحليل مي شود.

 

R   مرحله فعاليت و كار:

 

دانش آموزان، دانشجويان و يا كارورزان و مربيان شركت كننده در كارگاه به گروههاي كوچك 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم و بر روي موضوعات تعيين شده فعاليت مي نمايند. (حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است).

 

R   مرحله مشاركت :

 

در اين مرحله مجدداً دانش آموزان شركت كننده در كارگاه كه به گروههاي 2 الي 3 نفره يا انفرادي تقسيم شده بودند، دور هم جمع مي شوند، كه به بحث و بررسي جمع بندي موضوعات تعيين شده مي پردازد.( حداكثر زمان اين مرحله از كل زمان كارگاه است).

بديهي است كه در اجراي كلاس كارگاه آموزش بايد از روش مهارت آموزي (ابتدا و انتهاي كاملاً مشخص شده است) سود جست .

كاربست روش تدريس كارگاهي مي تواند نتايج آموزش را تضمين كند. البته با رعايت نكات زير:

 

R   مرحله درسي كوتاه و فشرده :

 

  1. معلم ابتدا اهداف و انتظاراتي كه از كارورزان و دانش آموزان دارد، دقيقاً بيان و تحليل مي نمايد و از طريق آزمون تشخيصي، رفتار ورودي آنها را مي سنجد.
  2. معلم مباني نظري هر محور كلي را در سالن عمومي تبيين و تحليل نموده و به رفع اشكالات كارورزان يا دانش آموزان در ابعاد نظري مي پردازد. البته بهتر است قبل از تشكيل كارگاه مباني نظري را (به منظور تسلط دانش آموزان) براي آنها ارسال كند.
  3. سپس معلم (مدرس) دانش آموزان را به گروههاي كوچك كاري تقسيم نموده و يك نفر به عنوان مسئول و گزارشگر و يك نفر به عنوان منشي انتخاب كه جلسات كارگاهي را اداره و نكات كليدي را يادداشت نمايند.

در ضمن استاد وحدت رويه كارگاهي را تشريح مي نمايد.

زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است)

 

R   مرحله فعاليت گروهي و انجام وظايف انفرادي :

 

1.       در اين مرحله كار مسئول گروه كاري، همانا استخراج مفاهيم كليدي بر اساس مباحثات همه كارورزان است، سپس منشي گروه كاري كليه نكات كليدي را (كه در مورد توافق اكثريت گروه است) نوشته و طبقه بندي مي نمايد.

شايسته است كه منشي جلسه كليه نكات مطروحه را بر روي تابلو نوشته تا كليه دانش آموزان آنها را مشاهده و سرانجام پس از نهايي شدن روي كاغذ منعكس نمايد.

زمان بهينه براي اين مرحله حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.)

2.       محل تشكيل گروههاي كاري بايد جدا از يكديگر باشد.

 

R   مرحله مشاركت و جمع بندي:

 

كليه دانش آموزان در سالن عمومي جمع شده و سپس مسئولين گروههاي كاري به ترتيب گزارشي از نتايج مباحثات بر روي موضوعات مطروحه را ارائه و سپس نكات كليدي مشخص و توصيه هاي كاربردي به عمل مي آورند.

زمان بهينه براي اين مرحله همانا حداكثر معادل كل زمان كارگاه آموزشي است.)

در پايان يعني مرحله ارزشيابي و باز خورد كارگاه ، مدرس به اجراي آزمون پس از خروج پــرداخته و آن را با آزمون پيش ورودي مقايسه مي نمايد و نگرش دانش آموزان را نسبت به كارگاه (البته بدون ذكر نام) دريافت مي كند.

 

R   الگوي دريافت مفهوم

اين الگو براي ياد دادن نحوه طبقه بندي كردن، نحوه فكر كردن و چگونگي دريافت مفهوم به دانش آموزان اهميت دارد. در اين الگو معلم به عنوان حامي و هدايت گر فرضيه هاي دانش آموزان است به نحوي كه از قبل مفاهيم را انتخاب و در نمونه هاي مثبت و منفي سازمان مي دهد و فراگيران را جهت نيل به اين مفهوم هدايت مي كند. اين الگو دانش آموزان را قادر به مفهوم سازي پيشرفته، مفاهيم خاص، استدلال استقرايي، تسلط و آگاهي به چشم اندازها، دورنماها، تحمل ابهام و حساسيت به استدلال منطقي در ارتباطات مي نمايد.

مراحل الگوي تدريس دريافت مفهوم به شرح زير است:

×       عرضه مطالب و شناسايي مفهوم

×       آزمون دستيابي به مفهوم

×       تحليل راهبردهاي تفكر

 

R   الگوي تفكر استقرايي

 

اين الگو باعث بهبود ظرفيت تفكر، گردآوري، سازماندهي و كنترل اطلاعات و نام گذاري مفاهيم مي شود.

در اين الگو معلم آغازگر فعاليت است، زيرا فعاليتها از قبل به وسيله معلم تعيين مي شوند، اما جو همكاري و دوستانه بين معلم و شاگردان وجود دارد. همچنين معلم بايد آمادگي فراگيران براي مطالب جديد را درك ، جو آرام و خصوصي براي تماس يكايك دانش آموزان براي دسترسي به اطلاعات فراهم نمايد. اين الگو منجر به افزايش آگاهي فردي و رشد خود كنترلي دانش آموزان مي گردد و در همه سطوح تحصيلي كاربرد دارد.

مراحل تدريس الگوي تفكر استقرايي عبارتند از:

×       تكوين مفهوم

×       تفسير مطالب

×       كاربرد اصول يا عقايد

 

 

R   الگوي آموزش كاوشگري

 

اين الگو باعث تقويت استدلال فراگيران ، شناخت مفاهيم ، فرضيه ها و آزمون  ها در دانش آموزان مي شود. در اين الگو جو همكاري بين معلم و شاگردان وجود دارد، ولي سيستم اجتماعي بيشتر توسط معلم به ترغيب فراگيران جهت آغاز كاوشگري مي پردازد و شيوه هاي كاوشگري را به آنها ياد مي دهد، اين الگو منجر به يادگيري و تقويت مهارتهاي جريان علمي، كاوشگري خلاق، تقويت روح خلاقيت، استقلال در يادگيري، تحمل ابهام و موقتي بودن دانش در دانش آموزان مي شود.

مراحل تدريس الگو عبارتند از:

1.       مواجه نمودن فراگيران با مسئله

2.       گردآوري داده ها در خصوص مسئله و اثبات آن

3.       طبقه بندي داده ها (اطلاعات)

4.       تجزيه و تحليل داده ها

5.       تحليل جريان كاوش

 

R   الگوي پيش سازمان دهنده

 

اين الگو باعث يادگيري با معنا در دانش آموزان مي شود و در آن معلم ، ساخت ذهني را در دست دارد و همواره مطالب قبلي تميز دهنده را در دست دارد و همواره مطالب يادگيري را به سازمان دهندگان ارتباط مي دهد و به شاگردان كمك مي كند تا مطالب جديد را از مطالب قبلي تميز دهند اين الگو منجر به تقويت مفاهيم، درون سازي معني دار اطلاعات و افكار، عادت به تفكر منظم و منطقي و تقويت روحيه كاوشگري در دانش آموزان مي شود، و براي كليه سطوح تحصيلي مناسب است.

مراحل پيش سازمان دهنده، از طريق روشن كردن منظور درس به وسيله مثال و تكرار

×       ارائه مطالب ، يا وظيفه مورد نظر براي دانش آموزان با يك نظم منطقي.

×       تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يك نظم منطقي

×       تحكيم سازمان شناخت از طريق يادگيري فعال و توافق مجدد و يكپارچه

 

R   الگوي يادسپاري

 

اين الگو باعث تاكيد بر پردازش اطلاعات ، افزايش يادسپاري و دروني كردن اطلاعات در دانش آموزان مي شود.

معلم و شاگردان به صورت يك گروه براي دادن مطالب جديد جهت يادسپاري تلاش مي كنند. اين الگو نياز به عكس، وسايل مجسم، فيلم و ساير مطالب ديداري و شنيداري دارد. معلم شاگردان را در تعيين موضوعها، جهت ها و تصورهاي كليدي ياري مي كند. اين الگو دانش آموزان را در تسلط بر حقايق و افكار سيستمي براي يادسپاري تقويت قدرت ذهني و افزايش يادسپاري كمك و در تمام مراحل و سنين كاربرد دارد.

مراحل تدريس اين الگو عبارت است از:

  1. توجه به مطالبي كه بايد يادسپاري شوند. از طريق خط كشيدن زير آنها و ...
  2. ايجاد ارتباط از طريق فنون كلمه كليدي و كلمه جايگزين
  3. بسط تصاوير
  4. تمرين و يادآوري به منظور آموخته شدن كامل

 

R   الگوي رشد عقلي

 

اين الگو باعث سازگاري و متناسب نمودن آموزش با مراحل رشد فراگيران مي شود. در اين الگو كاوشگري در جوي اجتماعي و عقلي آزاد همراه است.

معلم بايد جو تسهيل كننده اي ايجاد، تا شاگرد احساس خود را آزادانه بيان كند. اين الگو منجر به تقويت جنبه هاي انتخابي رشد شناختي و جنبه هاي عاطفي و اجتماعي در دانش آموزان مي شود.

مراحل تدريس الگو عبارتند از:

  1. بوجود آوردن موقعيتي كه مطابق رشد دانش آموز باشد.
  2. كاوشگري از طريق دريافت پاسخهاي دانش آموزان.
  3. انتقال از طريق بررسي استدلال دانش آموزان.

 

R   الگوي كاوشگري علمي

 

اين الگو باعث افزايش علمي به سبكهاي مشخص و آموزش مفاهيم بنيادي در دانش آموزان مي گردد. رسالت معلم در اين الگو پرورش كاوشگري، ايجاد جوي توأم با همكاري و داشتن انعطاف است.

اين الگو منجر به دانش علمي تعهد به كاوشگري علمي، ژرف انديشي و روح مهارت همكاري در دانش آموزان مي شود.

مراحل اين الگو عبارتند از:

1.       فراهم آوردن زمينه جستجو براي دانش آموزان

2.       تعيين مسئله از سوي دانش آموزان

3.       مشخص كردن مسئله در هر جستجو توسط دانش آموزان

4.       دانش آموزان به حدس در خصوص راههاي توضيح مشكل مي پردازند.

R   الگوي تدريس غير مستقيم

 

اين الگو باعث مشاركت فراگيران در يادگيري شده، و به آنها ياد مي دهد كه چگونه خود را به فراگيري مطالب پرداخته و مسائل را حل نمايند.

معلم نقش هادي، راهنما و تسهيل كننده را دارد و دانش آموز آغاز كننده ، به نحوي كه معلم به دانش آموزان كمك مي كند تا مسائل را تعريف و براي حل موفقيت آميز آنها اقدام نمايند. همچنين معلم بايستي مكاني آرام توام با جو مثبت و اطلاعات مورد نياز براي دانش آموزان فراهم نمايد. اين الگو دانش آموزان را قادر به افزايش آگاهي فردي، رشد خود، هدفهاي اجتماعي و تحصيلي متنوع مي نمايد.

مراحل تدريس اين الگو عبارتند از:

1.       تعريف موقعيت توسط فراگير به نحوي كه معلم ابراز احساسات را ترغيب مي كند.

2.       كشف مشكل ، بوسيله دانش آموزان

3.       رشد بينش، توسط بحث دانش آموزان درباره مسئله و حمايت معلم از آنها

4.       برنامه ريزي و تصميم گيري ، توسط دانش آموزان

5.       يكپارچگي، از طريق توسعه بينش دانش آموزان در خصوص مسئله و حمايت معلم از آنها

 

R   الگوي بدايع پردازي (افزايش تفكر خلاق)

 

هدف اين الگو افزايش تفكر خلاق و مشكل گشايي در مواقع خـاص، بر هـم

زدن سنتهاي متداول و گسترش افقهاي فردي و اجتماعي در دانش آموزان است.

معلم سوالاتي از دانش آموزان مي نمايد ، ولي پاسخ دانش آموزان كاملاً باز است و معلم بايستي كمك كند تا شاگردان تفكر خود را بسط دهند اين الگو باعث رشد خلاقيت و نوع آوري، همبستگي گروه و بر هم زدن سنتها در نزد انظار مي شود.

مراحل تدريس الگو عبارتند از :

1.       توصيف وضعيت جديد به كمك معلم

2.       قياس مستقيم به نحوي كه معلم قياس مستقيم (مقايسه ساده از دو موجود يا دو مفهوم) را پيشنهاد و از شاگردان مي خواهد آنها را توصيف كنند.

3.       قياس شخصي به نحوي كه معلم شاگردان را به قياس مستقيم (شدن) ترغيب مي كند.

4.       مقايسه قياسها از طريق شاگردان

5.       توضيح تفاوتها به كمك شاگردان

6.       اكتشاف، به كمك شاگردان

7.       قياس زايي، شاگردان مجدد به بيان شباهتها و تفاوتهاي قياس مي پردازند.

 

R   الگوي آگاهي يابي

 

اهـداف اين الگـو كمك به دانش آموزان براي توسعه آگاهي از توانايـي هاي

خويشتن در تفكر و احساسات گروهي، مناسب انساني و ايجاد تصور ذهني از خود است. معلم بايد در اين الگو انعطاف پذير باشد.

اين الگو منجر به افزايش آگاهي، خود يك پارچگي، روابط ميان فردي مي شود.

مراحل اين الگو عبارتند از:

1.       مشخص كردن تكليف براي شاگردان از طريق ايجاد محيط امن براي آنها

2.       بحث و تحليل در خصوص گام اول

 

 

 

 

 

R   الگوي ديدار در كلاس درس

 

اين الگو براي كمك به فراگيران در پذيرش مسئوليت رفتار و شرايط اجتاعي است معلم بايستي داراي شخصيتي صميمي و ماهر در فنون بحث ميان فردي باشد و بيشتر اقدامات كنترل، ولي با دانش آموزان سهيم است.

اين الگو باعث استقلال و خود محبت ذهني و آزاد انديشي مي شود.

مراحل الگو عبارتند از:

1.       استقرار فضايي از پذيرش مشاركت (تشويق دانش آموزان براي مشاركت و سخن گفتن)

2.       طرح مسئله براي بحث بوسيله دانش آموزان با معلم و بررسي پيامدهاي آن

3.       بررسي قضاوت ارزشي توسط فراگيران در خصوص مسئله

4.       تعيين اقدام ديگر جايگزين از طريق توافق دانش آموزان كه كدام مسئله را پيگيري نمايند.

5.       التزام علمي دانش آموزان در برابر جمع

6.       پيگيري رفتاري، از طريق سنجش رفتارهاي جديد ايجاد شده در دانش آموزان

 


 

R   الگوي يادگيري در حد تسلط ، آموزش مستقيم

(نظريه اجتماعي يادگيري)

 

هـدف اين الگو ايجاد و تقويت مهـارتهاي اساسي ، مطالب آموختني از ساده بـه مشكل و دادن مطالب درسي بــه صورت انفرادي بـه دانش آمــوزان و استفاده از تكنولوژي ديداري و شنيداري در دانش آموزان است . در اين الگو معلم حامي دانش آموزان است و به آنها كمك مي كند تا مستقل ياد بگيرند. اين الگو در نهايت دانش آموزان را قادر به تسلط بر محتواي علمي، تقويت انگيزه درس خواندن، اين الگو در همه دوره هاي آموزشي و سنين مختلف كاربرد دارد.

 

R   الگوي آموزشي براي رشد مفهوم و مهارت

 

اين الگو معمولاً به دو صورت زير است

الگوي نظريه و عمل : مانند يك مهارت رياضي كه در آن مهارت با نشان دادن ممارست ، بازخورد و نظارت در هم مي آميزد تا دانش آموز بر آن مهارت تسلط يابد.

شبيه سازي كه از توصيف موقعيت هاي زندگي ايجاد مي شود : مثال ، معلم در درس جغرافيا ، كره زمين است و يا از مولاژ استفاده مي كند و اندامها و دستگاه هاي مختلف بدن انسان را نشان مي دهد.

در اين الگو معلم نقش هادي و راهنما را دارد و بايستي يادگيري با تشكيل شركت سهامي فكر بين دانش آموزان و معلم انجام گيرد اين الگو در همه سنين و سطوح تحصيلي كاربرد دارد و در نهايت باعث افزايش مفاهيم و مهارتها ، آگاهي درباره سيستمهاي اجتماعي، همدردي، آگاهي از تنش تغيير و احساس اثر بخشي در دانش آموزان مي شود.

 

R   فضاهاي آموزشي

 

فضا سازي مكانهاي آموزشي به لحاظ اينكه سهم مهمي در امر يادگيري دارد، از اهميت خاصي برخوردار است. در مدارس و آموزشگاهها، چنانچه بتوان با آرايش خاصي، كلاسهاي گوناگوني را براي درسهاي خاص فضا سازي كرد، تمركز ذهني و تقويت مفاهيم اساسي آنها در ذهن دانش آموزان بهتر صورت مي گيرد.

 

در فضا سازي كلاس درس بايد به موارد ذيل توجه نمود:

 

1. محل نصب يك نمودار اطلاعاتي از وضعيت پيشرفت تحصيلي هر يك از فراگيران در كلاس درس در نظر گرفته شود.

2.  در قسمتهاي مختلف كلاس، مراكزي براي دانش آموزان در نظر گرفته شود تا هنگامي كه شاگردان كار فردي را به اتمام رسانند بدون مزاحمت براي ديگران بتوانند خود را در آنجا سرگرم كنند. اين مراكز مي توانند با اشياء تفريحي، آموزشي، رسانه هاي آموزشي، كتب درسي و تصويري ، پازل ها و ... پر شود.

3.  هر كلاس بايد داراي تابلوي اعلانات باشد.

4.  محل قرار دادن وسايل و تجهيزات ( نظير چارتهاي جيبي ، پوستر، تابلوهاي نقاشي شده ، نوشته ايجاد انگيزه كرده ، بر روي مقوا و ... ) بايد در مكان مناسبي در جهت ديد دانش آموزان قرار گيرد تا با هر بار نگاه كردن به اين وسايل سوالاتي در ذهن دانش آموزان ايجاد شود.

5.  محل قرار دادن ميز معلم و كمكها (تكنولوژيست آموزشي– محقق آموزشي– مشاور آموزشي و...) بايد در قسمت جلو يا عقب كلاس درس باشد تا معلم يا كمك معلمين بتواند نظارت كافي بر كلاس داشته باشد.

6.  جدولهايي كه نمرات هفتگي دانش آموزان بر روي آن ثبت مي شود. (نمرات هفتگي مي تواند به صورت كسري از كل استفاده از رنگ– الفبايي و ... باشد.)

7.  ايجاد بانكي براي جايزه به دانش آموزان كه اين بانك جايزه در كلاس جهت ايجاد انگيزه در دانش آموزان مؤثر است. حتي اگر اين جايزه كارتهاي تشويق باشد.

8.  ليستهاي كنترل اين ليستها كار هفتگي كلاس درس را دنبال مي كند. فضاي موجود براي نوشتن نام، امتياز، تكليف و جايي براي اظهار نظر شخصي معلم نسبت به كار دانش آموز در اين ليستها در نظر گرفته مي شود.

9.  يك جعبه يا فايل تحویل و برگشت كه معلمين اوراق و سوالات امتحاني، دست سازه ها و يا فعاليت هاي مربوط به هر دانش آموز را در داخل آن گذاشته، دانش آموزان خود آن را بر مي دارند و سپس بعد از تكميل تكاليف يا فعاليتها، آن را به جعبه بر مي گردانند.

10.  مي توان ليست يا چارتهايي از كتابها، مقالات، نشريات گوناگون علمي– آموزشي خوانده شده توسط دانش آموزان را تهيه نمود، همچنين مي توان فهرست كوتاه و رسايي از تازه هاي نشر براي فراگيران ارائه نمود.

11.  پوشه منابع : هر دانش آموز بايد پوشه ي منابعي داشته باشد كه در آن روزنامه ي ديــواري ، برگه ي موضوع ، فــرم هـدفهاي آموزشي ، مهارتهاي مطالعه ، موضوع و فعاليتهاي مهارتي كه هر دانش آموز بايد انجام دهد در آن آورده شده است.

دانش آموزان خود پوشه منابع را از جعبه تحويل برداشته و پس از تكميل در فايل يا جعبه برگشت مي گذارد.

12.  دفتر اطلاعات دانش آموزي شامل موارد ذيل در كلاس درس قرار گيرد:

الف- برگه ي حقيقت : اطلاعات بنيادي در مورد هر دانش آموز مثل، اسم، آدرس، تلفن و ... در آن ثبت مي شود.

ب – فرم اهداف : در اين فرم ليستي از حيطه هاي يادگيري و اهداف آموزشي و پرورشي اصلي طول سال تحصيلي را براي دانش آموز تهيه كرده و توضيح مي دهد كه چرا آن حيطه ها براي رسيدن به هدف مدنظر است.

پ- برنامه ها : برنامه هاي روزانه دانش آموز، كارهاي خارج از مدرسه كه توسط دانش آموز بايد انجام شود در آن ثبت مي شود.

ت- اصلاحات : نظرات معلمين براي چگونگي اصلاح كردن فرم هدفهاي برنامه دانش آموز و يا امكان شركت دادن آنها در كلاس هاي مختلف و يا امتحان جهت تقويت مهارتهاي دانش آموز در اين فرمها ثبت مي شود.

ث- صفحه چارت سازي موضوعات: در اين صفحه هر دانش آموز تمام اهداف و موضوعات خود را ليست مي كند.

ج- طرحهاي رفتاري و عمل بهداشتي دانش آموزان نيز بايد ثبت و كنترل شود.

چ- قسمت يادداشت : گزارش و نظر هر معلم درباره ي دانش آموز ثبت مي شود.

13.  محل قرار دادن طراحي يك اتاق جهت ايجاد ايده يا بخشي از كلاس جهت طراحي سوال توسط دانش آموزان .

14.  ....

در اين قسمت مي توان تقسيم بندي فضاي كلاس درس را با توجه به امكانات، شرايط محيطي ، خلاقيت و نوآوريهاي دبيران و ساير عوامل به چندين بخش ديگر هم افزايش داد.

R   عوامل مؤثر بر يادگيري

 

يادگيري يك فرايند است. در هر فرايند عوامل و متغيرهايي در حال تعاملند. نوع و شدت تعالم تغييرات گوناگوني را به دنبال مي آورد. بررسي همة عوامل مؤثر در فرايند تدريس، امكان پذير نيست؛ بدين لحاظ فقط به ذكر چند نمونه از آنهايي كه تأثير آشكاري در روند يادگيري دارند، اكتفا مي شود.

Q  آمادگي (readiness)

Q  انگيزه (motive) و هدف (goal)

Q  تجارب گذشته

Q  موقعيت و محيط يادگيري

Q  روش تدريس معلم

Q  رابطة كل و جزء

Q  تمرين و تكرار

 

R   آمادگي (readiness )

 

شاگرد بايد از لحاظ جسمي، عاطفي، عقلي و ... رشد كافي كرده باشد تا بتواند بخوبي ياد بگيرد و يادگيري زماني برايش مفيد خواهد بود كه از هر نظر آمادگي لازم را داشته باشد. او حتي اگر بعضي از جنبه هاي آمادگي را كسب نكرده باشد، امر يادگيري برايش خستگي آور و كسل كننده خواهد شد و چندان پيشرفتي نخواهد كرد؛ مثلاً در يادگيري نوشتن، اعصاب و عضلات دست و انگشتان بايد به قدر كافي رشد كرده و آمادگي داشته باشند. اگر كودكي را كه از لحاظ جسمي  و رواني آمادگي يادگرفتن و نوشتن را ندارد تعليم بدهيم، جريان يادگيري او در اين زمينه حتي در سال هاي بعد به كندي پيش خواهد رفت؛ در صورتي كه اگر همين كودك در سني كه آمادگي كافي دارد، تحت تعليم قرار گيرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در اين زمينه سريع تر پيشرفت خواهد كرد.

آمادگي افراد در زمينه هاي مختلف متفاوت است. ممكن است فرد از لحاظ عقلي آماده باشد ، ولي از نظر عاطفي نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد؛ مثلاً ترس از معلم، احساس عدم امنيت، دلهره، اضطراب و پريشاني فكر ممكن است يادگيري را در زمينة مورد نظر مختل كند. رشد و آمادگي ذهني افراد نيز در فهم و يادگيري علوم مختلف متفاوت است؛ مثلاً ممكن است شاگردي در مرحله اي از رشد خود آمادة درك علوم تجربي باشد، ولي براي درك علوم اجتماعي هنوز آمادگي لازم را به دست نياورده باشد، بنابراين، معلم بايد آمادگي هر يك از شاگردان خود را در تدريس مواد درسي در نظر داشته باشد و فعاليت هاي آموزشي خود را متناسب با سطح آمادگي آنان عرضه كند.

 

R   انگيزه (motive ) و هدف (goal )

 

يادگيري معلول انگيزه هاي متفاوتي است. يكي از اين انگيزه ها كه نقش مهمي در جريان يادگيري دارد، ميل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت محركي است كه نيروي فعاليت را افزايش مي دهد.

براي اينكه شاگردان در ضمن يادگيري فعال باشند، بايد به موضوعي كه مي خواهند فرا بگيرند علاقمند باشند. براي ايجاد رغبت، لازم نيست موضوعات درسي را بطور تصنعي جالب توجه نشان دهيم. همين كه مطالب و مفاهيم درسي بر اساس نياز شاگردان تنظيم شده باشد و مسائل اساسي و واقعي آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محيط كمك كند، رغبت آنان برانگيخته خواهد شد.

يكي ديگر از عوامل ايجاد انگيزه هدف است . هدف به فعاليت انسان جهت و نيرو مي دهد. اگر انساني در طول زندگي خود هدف قابل وصولي نداشته باشد، پويايي و حركت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب كردن وادار مي كند و نيروي لازم را براي فعاليت در وي به وجود مي آورد و سبب پيدايش قصد و اراده در او مي شود.

در مدارس، هدف هاي تربيتي بايد انعكاسي از احتياجات و تمايلات شاگردان باشد و به طور مشخص و واضح بيان شود. معلم و شاگرد بايد بدانند غرض از فعاليت هاي آموزشي در يك مقطع زماني خاص چيست.

مشخص بودن هدف ها در مدرسه، سبب هماهنگي بين فعاليت هاي معلم و شاگرد مي شود، آنان را به اجراي فعاليت هاي متنوع بر مي انگيزد، جهت و ميزان پيشرفت آنان را نشان مي دهد، محيط مدرسه و كلاس را آموزنده و نشاط انگيز مي سازد، سطح يادگيري شاگردان را گسترش مي دهد و يادگيري را عميق تر و مؤثرتر مي كند.

 

R   تجارب گذشته

 

آموخته ها و تجربه هاي گذشتة (previous experiences) شاگرد ساخت شناختي (structure cognitive) را تشكيل مي دهد. آمادگي شاگرد در حد وسيعي تحت تأثير تجارب گذشتة اوست.

فرد زماني مي تواند مفاهيم و مسائل جديد را درك كند كه مفهوم و مسأله جديد با ساخت شناختي او مرتبط باشد. در واقع ، فرايند يادگيري همچون روند رشد است. همچنان كه رشد جرياني دائمي است، يعني گذشته، حال و آيندة آن با هم ارتباط دارد، يادگيري نيز جرياني است كه تجارب گذشته پايه و اساس وضع فعلي آن را تشكيل مي دهد و آنچه فرد در آينده خواهد آموخت بايد متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد.

 فرد وقتي مفهومي را واقعاً مي آموزد كه پايه و ريشه تجارب گذشته اش داشته باشد. اگر اين ارتباط برقرار نشود. يادگيري به معني خاص خود صورت نخواهد گرفت. بنابراين، معلم همواره بايد فعاليت هاي آموزشي را بر اساس تجارب گذشتة شاگردان و متناسب با ساخت شناختي آنان طراحي و اجرا كند. توجه به اين امر شرط اساسي موفقيت در كارهاي تربيتي است.

معلم آگاه در فعاليت هاي آموزشي و پرورشي ابتدا زمينه ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسي مي كند، توان او را براي درك و فهم مسأله جديد مي سنجد و مفاهيم جديد را با توجه به سطح دانش او ارائه مي دهد؛ مثلاً اگر معلم رياضي در تدريس مفهوم تازه، زمينه هاي قبلي شاگردان را به دست فراموشي بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به اطلاعات و دانش قبلي آنان در اين زمينه آغاز كند، هرگز موفق نخواهد بود.

البته ممكن است در اينجا اين سؤال مطرح شود كه با توجه به اينكه تجارب گذشته شاگردان يك كلاس به دليل تفاوت در شكوفايي استعداد، محيط خانواده و سطح تربيت والدين يكسان نيست، چگونه ممكن است معلم روش تدريس خود را متناسب با تجارب همه شاگردان انتخاب كند. اگر چه چنين امري كار آساني نيست، اختلاف سطح دانش شاگردان را مي توان از طريق آموزش ترميمي يا فعاليت هيا متنوع ديگر از ميان برد.

http://www.tehranedu9.ir

 

 

 

 

www.zibaweb.com

سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین، کلاس درس ، روش های تدریس و مدیریت

صفحه اصلی سایت زیبا وب www.zibaweb.com