چه عواملی در جذاب بودن معلم نقش دارد،چرا کلاس درس جذابیت ندارد، راههای جذاب کردن کلاس ،غلبه بر کسل بودن کلاس،روش تدریس برای جذاب کردن کلاس،کلاسهای خسته کننده و معلمان خسته کننده،چکار کنیم تا یک معلم باجاذبه و فعال شویم،دلایل جذاب شدن مدرسه،عوامل جذابیت کلاس چیست

  www.zibaweb.com    زیباوب ،سایت مفید برای دبیران ایرانی

گردآوری حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب

مختصری در مورد معلمان جذاب و عوامل نداشتن جاذبه وخسته کننده بودن کلاس و معلم

مقدمه

كلاس‌هاي درس در يك دسته‌بندي كلي يا شاداب، جذاب و مخاطب‌گستر، يا كسل‌كننده، خمود و مخاطب‌گريز و يا معمولي و عادي است. كلاس درسي كه در آن به مؤلفه‌هاي جذابيت عطف توجهي نشان داده نمي‌شود با گذشت زمان ممكن است كم‌كم سستي و كسل‌كنندگي در آن به چشم آيد كه گسست ارتباط بين استاد و فراگير از روشن‌ترين پيامدهاي ناگوار آن خواهد بود و نتايج آموزش را عقيم و بي‌اثر مي‌سازد.
سؤال اصلي و اساسي آن است كه چگونه مي‌توان كلاس درس را جذاب، دلپذير و خوشايند نمود تا نه فقط مقررات آموزشي بلكه اشتياق فراگيران براي يادگيري و حس كنجكاوي و حقيقت‌جويي آنان عمده‌ترين عامل حضور در كلاس شود و رعايت انضباط و مقررات و آداب آموزشي را براي بهره‌برداري بيشتر از كلاس باعث گردد؟
آيا مي‌توان با قاطعيت و انعطاف‌ناپذيري و با اعمال حاكميت و مديريت بي‌چون و چرا كلاس را جذاب ساخت؟
آيا با واگذار كردن فراگيران به حال خود و حذف نظارت و مديريت (مثل بي‌توجهي به آمد و شدهاي نابهنگام دانشجويان در حين تدريس، مزه‌پراني‌هاي بيجا، لطيفه‌گويي‌هاي مستمر، اتلاف وقت كلاس به مسائل و مطالب بيروني و خارج از درس و اموري از اين قبيل) مي‌توان كلاس را جذاب ساخت و شوق فراگير براي حضور در كلاس را برانگيخت؟
www.zibaweb.com
آيا اجازه هر نوع اظهارنظر، هر نوع سخن و پرسش و به اصطلاح رايج‌تر اجازه «گفتمان آزاد» مي‌تواند به جذابيت كلاس كمك نمايد يا آن كه بايد به عوامل ديگري توجه نمود و به جاي جذابيت زودگذر - كه نتايج زودگذري از آن حاصل مي‌شود - به جذابيت پايدار كلاس انديشيد و كلاس درس را با حفظ كلاس بودن و جريان داشتن درس و تعليم در آن براي فراگيران مبارك و مطلوب گردانيد؟

حال در اين مقاله سعی شده است تا راه كار هايي را براي ايجاد جذابيت در كلاس درس- كه يكي از ضروريات آموزش در ايران نيز است ارائه گردد . يكي از مشكلاتي كه هم اکنون دامن گير آموزش ايران است اين است كه كلاس ها جذابيت لازم را براي جذب دانش آموز به كلاس درس را ندارد و براي همين دانش آموزان از كلاس درس فراري مي باشند و هر روز آرزوي تعطيلي كلاس را دارند و هميشه به دنبال راهي هستند كه از كلاس فرار كنند. .

براي جمع آوري اين اطلاعات  مطالعاتي از كتاب ها و مجلات و سايت هاي اينترنتي صورت گرفته شده است و مطالبي آورده شده است كه اميدوارم مورد توجه خوانندگان قرار گيرد.

بیان اهداف
به نظر مي‌رسد جذابيت كلاس بر چند ركن و پايه استوار است:
الف- معلم
ب- متن و محتواي درس
ج- فضاي كلاس


حال به شرح هر يك از مؤلفه‌هاي جذابيت كلاس مي‌پردازيم.
الف- معلم
معلم يكي از اركان اساسي آموزش و پرورش است و بدون در نظر گرفتن نقش او، نقش سازنده‌اي را نمي‌توان براي تعليم و تربيت منظور نمود. معلم نه تنها متخصص مسايل آموزشي، بلكه راهنما و سرمشق فراگيران، مشاور و مشفق آنان و دوست و مشكل‌گشاي دانش‌پژوهان است و اين همه كاركرد با عنايت به نقش و جايگاه ممتازي است كه او در تعليم و تربيت داراست.www.zibaweb.com
حال اگر معلم بتواند غير از آن كه مسايل آموزشي را مي‌آموزد، مشفقانه و مشتاقانه در صلاح و اصلاح رفتار و تربيت فراگيران بكوشد، با آنان نه از روي مقررات خشك آموزشي بلكه از روي احساس وعاطفه متعادل رفتار نمايد، موقعيت آنان را درك كند، خشك و عبوس و با اخم و ترشرويي برخورد ننمايد، حرمت و جايگاه آنان را پاس دارد و با آنان در تعامل و تفاهم باشد، كلاس درس، كلاسي خوشايند و پرجاذبه خواهد شد و فراگيران براي حضور در چنين كلاسي اشتياق نشان خواهند داد.


نقش معلم در جذابيت کلاس از چند جنبه:
1. از جنبه علمي
1-1. تسلط علمي
معلمي مي‌تواند جذابيت كلاس را فراهم آورد كه از نظر علمي توانا و مسلط باشد. در واقع اصلي‌‌ترين وظيفه آموزشي معلم ياد دادن و آموختن است و معلمي كه از نظر علمي توانا‌تر باشد، بهتر مي‌تواند اين وظيفه را به انجام برساند. حال اگر وظيفه آموزشي معلم با كم آگاهي او به خوبي انجام نگيرد و كلاس درس او سطح مناسبي از انديشه و دانايي را شاهد نباشد، ممكن است فراگيران نسبت به حضور در چنين كلاسي احساس ترديد كنند و به اين نتيجه برسند كه خود با مطالعه كتاب مي‌توانند به همين سطح از آموزش كه معلم آن را عهده‌دار شده است، دست يابند. در اين صورت كلاس براي فراگيران فاقد جذابيت مي‌گردد و تنها ممكن است قوانين و مقررات آموزشي يا به تعبيري درست‌تر«جبر مقررات آموزشي» فراگيران را به حضور در كلاس راضي سازد. در تجارب برخي از معلمان مشاهده و شنيده شده است كه آنان بدون آن كه قواعد سخت‌گيرانه‌اي را براي حضور دانش آموز در كلاس وضع و اعمال نمايند، تنها به دليل اطلاعات گسترده‌ علمي توانسته‌اند دانش آموز را مشتاقانه به كلاس بياورند و دانش آموزان از چنين كلاسي بهره‌هاي فراوان برده‌اند.
1-2. پاسخ‌گويي

تسلط علمي معلم امري جدا از پاسخ‌گويي اوست. ممكن است معلمي به لحاظ علمي توانمند باشد، اما در پاسخ به پرسش‌هاي دانش آموزان توانائي نشان ندهد. زيرا پاسخ‌گويي علاوه بر حضور ذهني قوي به پيش زمينه‌هاي ديگري همانند آشنايي با انديشه‌هاي روز و شبهات جديد، استفاده از منابع نوتر و جديدتر، احترام به جايگاه فراگير و در نظر گرفتن حق پرسش براي او و استقبال از جلب مشاركت و حاكميت جوّ پرسش در كلاس است. معلمي كه با اين پيش زمينه‌ها بيگانه باشد، معلم پاسخگو نخواهد بود. معلمي كه به مطالبات، ابهامات و سؤالات دانش آموزان پاسخ ندهد، نمي‌تواند براي آنان ايجاد جذابيت نمايد و چنين كلاسي براي ذهن پرسشگر دانش آموزان، كلاس بي‌جاذبه تلقي خواهد شد. در كلاسي كه پاسخگويي جريان دارد:
دانش آموز مطالب و سؤالات خود را پنهان نمي‌كند و پرسش‌ها امكان طرح خواهند يافت.
حاكميت جوّ پاسخگويي كلاس را به مكاني براي داد و ستد انديشه‌ها مبدل خواهد ساخت.
جلب مشاركت در چنين كلاسي جريان منظم خواهد داشت.
به عكس، معلماني كه قادر به پاسخ نباشند مي‌كوشند به گونه‌اي رفتار نمايند كه دانش آموز از طرح پرسش گريزان و پشيمان شود و يا پرسش دانش آموز را به گونه‌اي صورت‌بندي مي‌كنند كه بر پاسخ آن قادر و توانا باشند. در پاره‌اي از موارد واگذار كردن پرسش به آخر كلاس يا به صورت خصوصي در پايان كلاس يكي از ترفندهاي فرار از پرسش است.
1-3. استفاده از منابع

روشن است كه معلمان تك منبع تنها به داده‌هاي همان منبع اكتفا مي‌كنند و اكتفا به داده‌هاي يك منبع و عدم اطلاع از مسايل جانبي و مطالب بيروني از كتاب كه ممكن است متناسب با نيازها، خواست‌ها و علائق فراگيران باشد، از جذابيت درس مي‌كاهد و كلاس را پويا، بالنده و پرجاذبه نشان نمي‌دهد. برخي از معلمان پيرامون منبع درسي اطلاعات خوب و مناسبي دارند اما همين كه خارج از منبع چيزي از آنان پرسيده شود اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند و ممكن است به آساني اعتبار علمي خويش را متزلزل نشان دهند. بدين جهت استفاده از منابع متعدد براي جذابيت كلاس توصيه‌اي حتمي است. البته منابع نياز نيست به صورت كتاب باشد. معلماني كه با داده‌هاي جديد اينترنتي از مباحث دانش آموز را از نوترين مباحث آگاه مي‌سازند، كلاس خويش را جذاب‌ مي‌نمايند.

2. جنبه‌ رفتاري؛
2-1. شادابي
:
معلمي كه عبوس، گرفته، اخم‌آلود و يا افسرده‌رو باشد، نمي‌تواند پيام‌آور شادابي و طراوت باشد و كلاس او فاقد اشتياق و جذابيت خواهد بود. البته گاه ممكن است فيزيك چهره يك معلم كمي او را جدي و گرفته نشان دهد، در اين صورت بهره‌مندي از طنز و آميختن درس با تكنيك بيان مي‌تواند آن را جبران نمايد.
اگر معلم شاداب و با نشاط باشد:www.zibaweb.com
دانش آموزان مشتاق‌تر در كلاس حاضر خواهند شد.
روابط بين استاد معلم و دانش آموز صميمانه‌تر خواهد گشت.
دانش آموز به طرح مشكلات خويش با استاد معلم خواهد پرداخت و از معلم  به عنوان مشاور بهره خواهد برد.
دانش آموزان شاداب‌تر خواهند شد و بهره‌وري از كلاس افزايش خواهد يافت.
روحيه معلم تأثير منفي در اخلاق دانش آموزان نخواهد نهاد.
www.zibaweb.com
اما اگر معلم بي‌نشاط باشد:
كلاس خشك و كسل‌كننده مي‌شود.
دانش آموزان حتي حاضر به طرح پرسش‌هاي درس نخواهند بود و در واقع بسياري از سؤالات امكان بروز نمي‌يابد.
يادگيري با اختلال مواجه خواهد شد، چرا كه دانش آموز  با عنايت به ويژگي‌ معلم علاقه به آموختن را از دست خواهد داد.
ازنقش تربيتي معلم كاسته مي‌شود و دانش آموزان نمي‌توانند از رفتار معلمي سرمشق بگيرند.
فضاي دوستي و علاقه به فضاي سرد و خاموش بدل خواهد شد و رابطه معلم و شاگرد در حد چارچوب آموزشي محدود خواهد گشت.
2-2. احترام به دانش آموز:
ممكن است معلم شخصاً فرد شادابي باشد اما فراگير در هندسه ذهني او، جايگاه ويژه‌اي نداشته باشد. در اين صورت از چنين معلمي نمي‌توان توقع داشت كه به خواست دانش آموز احترام بگذارد. در چنين كلاسي ممكن است معلم يكسويه اعمال مديريت نمايد و تنها خواست خود را بر كلاس تحميل سازد. نتيجه ضروري چنين كلاسي دلزدگي دانش آموزان از آن است كه جذابيت كلاس را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بدگماني به دانش آموز، ترديد در صداقت او، پاسخ‌هايي گزنده، برخورد دبستاني و مدرسه‌اي با دانش آموز، بي‌اطلاع و بي دانش فرض كردن دانش آموز و… معلم و دانش آموز را مقابل و معارض يكديگر قرار مي‌دهد و درس را براي دانش آموز تحميلي مي‌سازد.
2-3. رعايت پوشش ظاهريwww.zibaweb.com
پوشش ظاهري به ظاهر امر ساده‌اي به نظر مي‌آيد؛ اما در واقع چنين نيست. برخي از معلمان مي‌پندارند كه بايد به لحاظ علمي واخلاقي آراسته و توانمند باشند و توجه به ظواهر از جمله رعايت شأن معلمي در پوشش و آرايش يا پيرايش از اهميت چنداني برخوردار نيست. اما اين پندار، ناصواب و خطاآلود است. فراگيران حتي درباره پوشش معلم موشكافي مي‌كنند و اگر معلم ظاهري ژوليده و نامرتب داشته باشد، از او تأثير چنداني نمي‌پذيرند. راستي چگونه معلم مي‌تواند به تأكيد دين بر پاكي و طهارت تكيه كند و بر آموزه‌هاي ديني در باب پاكيزگي توجه دهد، اما خود به لحاظ ظاهري ناآراسته و ژوليده‌پوش باشد چنانكه آراستگي باطني معلم مي‌تواند در جذب دانش آموز كمك نمايد، آراستگي ظاهري نيز بر جذابيت كلاس خواهد افزود و معلمان بايد رنگ و مدل مناسب، تميزي و در صورت امكان تازگي را در پوشش مراعات نمايند.
2-4. اعتماد و خوش‌گماني

معلمي كه به دانش آموزان ظنين و بدگمان است، سوء‌ظن و بدگماني دانش آموزان را نيز درباره خويش برخواهد انگيخت.
استاد خوش‌گمان:
مشكل دانش آموز را در مسايل درسي و غيردرسي «بهانه» نمي‌خواند و از اين رو با درك موقعيت او درحل مشكل به او كمك خواهد كرد.
رابطه‌اش با دانش آموزان بر اساس وسواس و احتياط افراطي شكل نخواهد گرفت، بلكه رابطه‌شان بر اساس صميميت و تفاهم قوت مي‌پذيرد.
بين خود و دانش آموز گسست ايجاد نمي‌كند و ديواري از بي‌اعتمادي نمي‌كشد، از اين رو دانش آموز مشكلات شخصي خود را با او در ميان خواهد نهاد. و از او به عنوان راهنما كمك خواهد گرفت. اما اگر معلم بدگمان باشد ممكن است سخن راست دانش آموز را نيز دروغ تلقي كند. مشكل او را «توجيه» بداند. پرسش او را به اصطلاح دست انداختن قلمداد كند و سؤال او را بي‌‌پاسخ بگذارد. همه اينها باعث مي‌شود كه درس و مدرّس آن براي دانش آموز فاقد جذابيت باشد.
2-5. پرهيز از غرور
:
معلمي كه مغرور نشان دهد، دانش آموزان از او خواهند گريخت. تكبر و غرور معلم نه تنها رسالت تربيتي معلم را ناكام مي‌گذارد، بلكه وظيفه تعليمي معلم را نيز با مشكل مواجه خواهد ساخت. برعكس معلمان متواضع و فروتن بهتر مي‌توانند دانش آموزان را جذب كنند، كلاس را جذاب سازند و به رسالت تعليمي و تربيتي خويش عمل نمايند.
www.zibaweb.com

3. جنبه روشي:
اگر چه روش تدريس واحدي را نمي‌توان به عنوان بهترين روش براي معلمان معرفي نمود؛ اما مي‌توان گفت كه بهترين روش تدريس براي هر معلمي آن است كه براي دانش آموزانش جذاب‌تر و نتيجه بخش‌تر و حصول يادگيري در آن سهل‌الوصول‌تر باشد.
ممكن است گاه سخنراني محض يا سخنراني فعال، شيوه سقراطي و يا روش قياسي نتيجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر باشد و گاه روش ديگري ايجاد جاذبه نمايد و به يادگيري بهتر منجر گردد. زمان آموزشي، متن درسي، مخاطبان درس، توانايي‌هايي معلم ، سياست‌هاي آموزشي، تكنولوژي آموزشي و اموري از اين قبيل در انتخاب روش تدريس معلم اثرگذار مي‌باشد.
مهم آن است كه معلمان محترم به اين نكته عنايت نمايند كه تدريس شان بايد نتيجه مناسب را در بر داشته باشد و براي دانش آموزان دلنشين و جذاب باشد.
به نظر مي‌رسد كه توجه به نكات زير مي‌تواند در جذاب كردن روش تدريس موثر باشد.
معلم شيوه تدريسي را برگزيند كه نقش دانش آموز در آن به خوبي لحاظ شده باشد. في‌المثل سخنراني محض نقش دانش آموز را ناديده مي‌انگارد.
نحوه طرح درس كه از مسايل مربوط به فنون تدريس و روش‌هاي آن است، مي‌تواند در جذابيت موضوع كمك نمايد. معلم مي‌تواند درس را با يك سؤال آغاز نمايد و روش خويش را بر اين مسأله بنا نهد؛ آنگاه توجه دانش آموزان براي يافتن پاسخ جلب خواهد شد و در ادامه تدريس براي يافتن پاسخ و حل ابهام خويش توجه بهتري به درس نشان خواهند داد.
ارائه چارچوب در آغاز و تلخيص درس در پايان، روش تدريس را مؤثر مي‌سازد. با اين كار دانش آموز در آغاز خواهد دانست كه در اين جلسه يادگيري به دنبال يافتن چه نكاتي است و اگر از نكته‌اي غفلت كرده باشد، تلخيص آن در پايان دوباره توجه‌اش را جلب و نقص و كمبود را جبران خواهد ساخت.
جريان داشتن جلب مشاركت و روحيه‌ پرسش و پاسخ مي‌تواند دانش آموزان را به فراگرفتن مشتاق‌تر و كلاس را پرجاذبه‌تر نمايد. منظور از پرسش و پاسخ نيز فقط آن نيست كه معلم پاسخ‌گوي سؤالات باشد، بلكه منظور آن است كه درس را به گونه‌اي طرح نمايد كه در ذهن دانش آموز پرسش ايجاد شود يعني شيوه تدريس معلم ، پرسش‌ساز باشد.

4. جنبه مديريتي:
معلم غير از آن كه متخصص آموزشي است، نقش يك مدير را نيز در كلاس ايفا مي‌نمايد، تعداد فراگيران، روحيات متفاوت و گونه‌هاي رفتاري آنان، محدوديت زمان آموزشي، اتمام سرفصل‌هاي مصوب، الزامات قانوني و مقررات آموزشي و استفاده بهينه از وقت اموري هستند كه مديريت و نظارت بر كلاس را حتمي و الزامي مي‌سازند. اگر معلم بر كلاس مديريت ننمايد:
هرج و مرج جوّ غالب و حاكم بر كلاس خواهد شد.
www.zibaweb.com
روحيه نظم‌پذيري و انضباط بين فراگيران از بين خواهد رفت.
تعليم و آموزش ناكامياب و بي‌نتيجه خواهد شد.
حضور در كلاس بي‌فايده تلقي‌ مي‌شود و جاذبه‌اي براي حاضر شدن در كلاس درس باقي نخواهد ماند.
اما چگونه مديريتي مي‌تواند جذابيت ساز باشد؟
معلم بايد قبل از هر چيز در فكر ايجاد قوانيني براي كلاس باشد. كلاس كه قاعده خاصي بر آن حاكم نباشد، نتيجه خاصي بر آن مترتب نيست. بنابراين اصل ايجاد و وضع قانون و حرمت نهادن به آن، اصل اولي و ضروري است.
قوانيني كه معلم در كلاس به كار مي‌گيرد بايد انعطاف‌پذير باشد. قوانين خشك‌، بي‌روح و غيرقابل انعطاف دانش آموزان را از معلم گريزان و كلاس درس را فاقد جذابيت مي‌سازد.
معلم بايد سعي كند از تهديد خودداري نمايد. تهديد كردن و حاكميت ترس بر كلاس تنها از آن معلمان ترسو و ضعيف‌النفس است و معلمي كه از اعتماد به نفس برخوردار است، ابزارهاي ديگري را براي مديريت برمي‌گزيند مثلاً برخي از معلمان با تهديد حذف درس، منظور كردن نمره منفي و يا مثلاً معرفي به آموزش عملاً ناتواني خود را به اثبات مي‌رسانند.
قاطعيت لازمه مديريت است اما آميختن آن با منطق، نظارت و مديريت را پربار‌تر و نتيجه‌بخش‌تر مي‌سازد. در واقع معلم بايد در عين قاطعيت منطق‌پذير باشد.
لازم است معلم متناسب با هر كلاسي شيوه‌هاي نفوذ در فراگيران را از قبل طراحي نمايد.1 به عنوان نمونه كنترل و نفوذ با استفاده از مجاورت (مثل آن كه معلم به طرف فرد خطاكار برود و در كنارش بايستد) يا با استفاده از اشاره ماهرانه و نيز به كارگيري طنز و شوخي (به شرط آن كه ملايم، محترمانه و ظريف باشد و نه نيشدار، تمسخرآميز و ريشخند) گونه‌هايي از نفوذ در فراگيران و مديريت و نظارت بر كلاس است. مديريت پليسي، مديريت نوچه‌گرا و جاسوسي، مديريت خشك نظامي و مديريت آزاد، رها و بي‌قاعده گونه‌هاي منفي مديريت است كه كلاس را از مكان آموزشي به مكاني نظامي يا مكاني صرفاً فراغت‌بخش و سرگرم كننده، بدل مي‌سازد و در نتيجه از جاذبه‌هاي درس و كلاس مي‌كاهد. در پايان جدولي ارائه مي‌شود كه معلمان جذاب و غير جذاب را به لحاظ رويكرد و كاركرد با يكديگر مقايسه مي‌نمايد.
جدول پيوست
ب- متن و محتوا
متن آموزشي يكي از اساسي‌ترين مؤلفه‌هاي آموزشي است كه همواره با فراگير همنشين و در ارتباط است.
معلم نيز از اركان و پايه‌هاي آموزش است ولي هميشه با فراگير همنشيني ندارد. او تنها در كلاس درس با دانش آموز همراه است و سپس تأثيرات اوست كه مي‌تواند به احساس حضور او در كنار دانش آموز منجر شود. اما متن آموزشي امكان حضور مداوم را در كنار دانش آموز دارد. يعني دانش آموز هر وقت بخواهد مي‌تواند با آن مؤانست و مجالست برقرار نمايد. از اين رو جذاب كردن متن بيش از هر چيز ديگر ضروري و لازم مي‌نمايد.
افزون بر به كارگيري تكنيك برتر چاپ در كتب درسي (اگركتاب متن درسي باشد) به كارگيري فن نگارش، استفاده از محتواي غني و پرعمق، بهره‌گيري از نظريات جديد و رقيب، آسان‌يابي‌مفاهيم و دوري از پيچيده‌گويي‌هاي غيرفني، توجه به نياز مخاطب و اهتمام به سطح انديشه و نگرش او مي‌تواند كتاب را با جاذبه‌ها و آرايه‌ها همراه سازد و دانش آموز را به همنشيني مدام با آن ترغيب نمايد. متون درسي با محتواي كهنه، ‌با قلم و بيان ناشيوا و دشوارياب،‌ بدون عنايت به مباحث جدي و جاري، پايين‌تر از فهم مخاطب يا در سطحي دورتر از دانايي و فهم او و بي‌اعتنا به خواست‌ها و نيازهاي فراگير نمي‌تواند در دانش آموز علاقه ايجاد نمايد و كلاس را جذاب سازد.
ج- فضاي كلاس
كلاس درس يك فضاي معنوي و آموزشي دارد و يك فضاي مادي و فيزيكي. مقصود از فضاي معنوي و آموزشي فضاي متأثر از معلم و دانش آموز است كه مي‌تواند باز، منعطف، منطقي و با تفاهم باشد و يا بسته، قانوني، خشك و سرشار از يك سونگري و تعارض. في‌المثل در كلاس درسي كه معلم اجازه پرسش را به دانش آموز  نمي‌دهد، يا سخن رقيب در آن با طعن و توهين نقد و نقل مي‌شود و يا معلم تنها خواست خود را بر دانش آموزان تحميل مي‌نمايد و از مشورت با فراگير و حرمت به جايگاه او طفره مي‌رود، چنين كلاسي بسته و غيرمنطقي جلوه خواهد كرد و آثار و فوايد درخشاني از آن حاصل نخواهد شد. اما فضاي فيزيكي كلاس عبارت از محدوده كلاس، موقعيت جغرافيايي، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي، تابلو و وسايل گرمايشي و سرمايشي، فرسودگي بنا يا نو بودن و اموري از اين دست است كه در جذابيت تأثيرگذار است. معمولاً كلاس‌هاي كهنه و قريب‌التخريب، با نيمكت‌هاي شكسته و قديمي و در موقعيت عبور و مرور دانش آموزان (مثل كلاس‌هاي كنار پله) با جذابيت ناسازگار است و براي دانش آموز محيطي خوشايند نمي‌باشد. .

نتیجه:
1. جذابيت كلاس با روش‌هاي جذاب تدريس، متن جذاب و معلم پرجاذبه حاصل مي‌شود. در اين ميان سهم معلم سهم عمده‌اي است. بنابراين هنر معلمی در آن است كه از كمترين داده‌ها و داشته‌ ها بيشترين بازدهي را داشته باشد و اگر في‌المثل متن درسي يا فضاي فيزيكي كلاس دلپذير و خوشايند نبود، با ايجاد جذابيت‌هاي ديگر بر رونق كلاس درس بيفزايد.www.zibaweb.com
2. جذابيت هم صورت منفي دارد و هم صورت مثبت. اگر معلمي وقت اصلي كلاس را به طنز‌گفتن، حاشيه رفتن و درس ندادن بگذراند و كلاس را بي‌قاعده و رها سازد، ممكن است براي برخي ايجاد جذابيت نمايد اما اين جاذبه‌ها با اهداف تعليمي و تربيتي ناسازگار و لذا منفي مي‌باشد. مثلاً در ارزشيابي‌ها و گزارش‌ها به دست آمده است كه معلم جهت ارتباط با دانش آموز و شايد براي جذابيت كلاس براي دانش آموزان شيريني مي‌خرد. حقيقتاً آيا خريدن شيريني كلاس را جذاب مي‌سازد يا جذابيت منفي ايجاد مي‌كند؟ (شايد همين عمل با يك طراحي دقيق و متناسب با ايام در خلال درس تنوع و جذابيت ايجاد كند اما براي ديگر ايام تدريس بايد فكر و چاره‌اي ديگر انديشيد مثلاً قسمت‌هايي از زندگاني بزرگان، اهل معرفت و دل و … را بيان كرد.)

3. قرآن كه كتاب حياني است و گفتار آن براي پيروانش بي‌شك باور كردني و پذيرفتني مي‌باشد، براي رساندن پيام خود از داستان و هنرهاي تجسمي و كلامي بهره برده است. نثر شيوا و بليغ برگزيده است. ساده و بدون پيچيدگي سخن گفته است. به مقتضيات زماني و مكاني و مخاطب خويش عطف توجه نشان داده است. از تمثيل بهره گرفته و سبك گفتار خويش را متناسب با پيامي كه مي‌خواهد ارائه كند، انتخاب كرده است. در واقع از هنر جذب مخاطب نهايت استفاده را برده است. اگر قرآن براي مخاطب چنان شأني قايل مي‌شود كه مي‌خواهد باجاذبه‌هاي هنري از او جذب كند معلماني كه مي‌خواهند پيام و محتواي قرآن را در قالب دروس معارف ارائه نمايند، به بهره‌گيري از هنر ملزم‌ترند.www.zibaweb.com

   متن درسی کتاب  یکی از عوامل اساسی در ایجاد جذابیت و جلب توجه دانش آموزان به کتاب و در نتیجه درس می تواند باشد . با وجود این که معلم همیشه در کنار دانش آموز نمی باشد ، کتاب جذاب  می تواند نقش مهمی در این کار داشته باشند.

  جذابیت کلاسی از نظر فضای کلاسی  مربوط به دو عامل می تواند باشد: 1). فضای معنوی و اموزشی ؛ 2). فضای فیزیکی و مادی.

  که فضای معنوی و آموزشی بسته به روابط بین معلم و دانش آموزان دارد و فضای فیزیکی و مادی محدوده كلاس، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي و ...  كه در جذابيت تأثيرگذار است.

پیشنهاد :

    معلم برای ایجاد جذابیت بیشتر در کلاس درس و به وجود آوردن کلاسی شاد برای دانش آموزان _که می تواند یکی از عوامل جذب دانش آموز به کلاس در س باشد _ می تواند از طنز در کلاس استفاده کند . درس را به استفاده از طنز تدریس نماید . رویداد شادی بخش که چهره ی کودکان را باز و لب هایشان را خندان می کند ، از دیدگاه رشد گرایان حائز اهمیت است ، ارتباط دادن مراحل رشد فردی کودکان با شوخ طبعی آنان می تواند توجه معلمان را در حین تدریس به این فرایند جالب و اثر بخش جلب کند.

    متن و محتوایی که برای دانش آموزان در نظر گرفته می شود ، بر اساس علاقه ی آنان تدوین شود . و همچنین در تدوین کتب درسی به این نکته باید توجه شود که بعضی از موضوعات در فصل و یا زمان خاصی از سال بهتر است تدریس شود ؛ مثلاً دروس مربوط به گیاهان در کتب علوم بهتر است در فصل بهار تدریس شود . پس در تدوین کتب به زمان و موقعیت درس توجه شود .

    در کتاب ها می توان از نقاشی ها و تصاویر جذاب استفاده کرد . به عنوان مثال تصاویر و نقاشی های کتاب فارسی در چاپ های اخیر تصاویری غیر و اقعی می باشند .

     اما در مورد فضای کلاسی میتوان از رنگ های شاد و جذاب در رنگ زدن درو دیوار کلاس ها استفاده کرد و حتی رنگ تخته های روی دیوار ( که در سالهای گذشته به رنگ سیاه بود و لی در حال حاضر اکثراً به رنگ سبز رنگ می شوند ) . 

 

رديف

معلم بي جاذبه

معلم جذاب

1

به ديگران بي‌توجه است و حرمت و جايگاه آنان را پاس نمي‌دارد

علاقه‌مند به ارزش و احترام ديگران است.

2

افسرده و ظنين است.

شاداب، پرنشاط و با اعتماد است.

3

از عامل ترس براي انگيزش و مديريت بهره مي‌گيرد.

به عامل تشويق براي تحريك انگيزه توجه دارد.

4

مستبد و جزمي است.

به مشورت معتقد است.

5

با تندي سخن مي‌گويد و روح شادابي و شوخ طبعي در گفتار او ديده نمي‌شود.

بشاش، آرام و شوخ طبع است.

6

از اين كه فراگيري را پيش دوستانش مورد انتقاد قرار دهد، لذت مي‌برد.

به ندرت از فراگيران انتقاد و عيب‌جويي مي‌كند.

7

به فراگيران امكان طرح سؤال نمي‌دهد.

همكاري فراگيران را در طرح فعاليت‌هاي يادگيري جلب مي‌نمايد.

8

جز به كتاب درسي به منابع ديگري مراجعه نمي‌نمايد و به همين سبب هميشه معلومات ثابت و محدود دارد.

معلوماتش در رشته درسي عميق است و تنها كتاب درسي را مرجع قرار نمي‌دهد.

9

غالباً مي‌خواهد خواسته‌هاي خود را به فراگيران تحميل نمايد.

براي عقايد فراگيران احترام قايل است.

10

در وضع ظاهري نقايصي دارد. مثلاً لباس زننده مي‌پوشد.

خوش ظاهر و خوش‌لباس است و البته به گونه‌اي خود را آرايش نمي‌دهد كه جلب توجه نمايد.

11

ثبات عاطفي ندارد و نمي تواند هيجان‌هاي خود را كنترل نمايد.

ثبات عاطفي دارد و به ندرت افسرده و دلسرد نشان مي‌دهد.

12

انضباط پيچيده و سختي دارد و به دليل ناتواني در اداره كلاس به انضباط شديد و پيچيده متوسل مي‌شود.

معيارهاي معقولي وضع مي‌کند كه نه زياد سخت باشد و نه زياد آسان

 

اين جدول با الهام و اقتباس از كتاب مباني روان‌شناختي تربيت تأليف دكتر علي‌اكبر شعاري‌نژاد، ص104 و صص 134-132 تهيه و تنظيم شده است

منابع :

1. رابرت بيلر ،كاربرد روان‌شناسي در آموزش، ، ترجمه پروين كديور، ج2،

2. نشريه معارف ، شماره 21 ـ آذر هشتاد و سه
3. مجله ی  رشد تکنولوزی آموزشی ، دوره ی نوزدهم ، تابستان سال تحصیلی 83-82، شماره ی  مسلسل 158 .

http://karvarzan.blogfa.com

 

www.zibaweb.com

سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین، کلاس درس ، روش های تدریس و مدیریت

صفحه اصلی سایت زیبا وب