www.zibaweb.com   زیبا وب ، یک سایت مفید برای پسران و دختران ایرانی  

براي بازگشت به صفحه اصلي مقالات كليك كنيد

کلید واژه:بازی،یادگیری،نقش،تنهایی،کودک،نوجوان،جسمی،رشد،فکری،اشیاء،نقاشی،کلاس،درس،معلم،کودکستان،مهدکودک،لذت بخش،شادی،مربیان

مقالات اين صفحه:گروههاي يادگيري  هميار در كلاس درس  - نقش بازي در يادگيري کودک  - نقاشي كودكان و مفاهيم آن


نقش بازي در يادگيري کودک

 

بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي        مي انجامد .

طبقه بندي هاي بازي

كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده .

بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي            مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .

بازي و يادگيري

شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود .

بازي و برنامه ي درسي

در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند .

ساختمند كردن بازي كودكان

مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود .

ورزش  

از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود .

بازيهاي كامپيوتري

در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .

موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذاررد .

م نادرزاده   --    ن . غلاميان

منبع ، روان شناسي در خدمت معلمان يادگيري و شناخت ، جواد قهرماني ، تهران وزارت آموزش و پرورش ، مؤسسه ي فرهنگي منادي تربيت 1381 - 1382

 


 

 ا ستفاده از گروههاي يادگيري هميار در کلاس درس 

دكتر محرم آقازاده

 

معلمان از گروه هاي كوچك، معمولاً براي ايده سازي براي بحث در كلاس درس، براي تغيير در روند سخنراني، يا براي ترغيب دانش آموزان براي صحبتكردن در كلاس استفاده مي كنند. كاربرد روش يادگيري از طريق همياري، بررسي گروه هاي كوچك متفاوت از كاربري هاي مختلف يادگيري از طريق همياري است. در كلاس درسي كه به صورت منظم و قاعده مند از روش يادگيري از طريق همياري بهره گيري مي شود، معلم بايد تكليف روشن و حساب شده اي را براي دانش آموزان درنظر بگيرد و دستور العمل هاي خاصي را براي انجام دادن تكليف معين شده ارائه دهد. يادگيري از طريق همياري چيست؟ يادگيري از طريق همياري راهبردي است كه دانش آموزان را در قالب گروه هاي منسجم و پايدار براي كار و تماس با يكديگر برمي انگيزد. كار گروهي، بخش اصلي تحقق اهداف يادگيري در كلاس هاي درس است. يادگيري از طريق همياري، مسئوليت پذيري شخصي را در ميان تعاملات گروهي پرورش مي دهد. به طوري كه به گفته آليسون كينگ (۱۹۹۳) در يادگيري از طريق همياري، نقش معلم از «داناي صحنه كلاس به راهنماي عمل» تغيير مي يابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهي به يادگيري اقدام مي كنند، ولي پيشرفت آنان در يادگيري، به صورت انفرادي سنجيده مي شود. * يادگيري از طريق همياري، داراي نظم و ساختار است و تمركز اساسي اش بر اطمينان يافتن از رخ دادن يادگيري است. انتخاب و فعال سازي گروه سبب مي شود دانش آموزان بنابه ديدگاه ها، توانايي ها، قوميت و نژادهاي مختلفي كه دارند، به صورت خلاقانه عمل كنند.

واگذار كردن تشكيل گروه به خود دانش آموزان امكان دارد سبب تشكيل گروه هاي همگن شود، يعني امكان دارد دانش آموزاني كه گرايش هنري، علمي، اجتماعي، خانوادگي، طبقه اجتماعي و... خاصي دارند، به گروه هاي خاص تقسيم شوند. اين كار سبب مي شود كارآيي گروه ها كاهش يابد و كسب مهارت هاي اجتماعي به تأخير افتد و تمركز بر انجام تكليف محوله تنزل يابد (كوپر، ۱۹۹۰). از اين روست كه، توصيه مي شود، معلم براي يادگيري از طريق همياري و به منظور تشكيل گروه ها بايد خود رأساً وارد عمل شود و گروه هاي ناهمگني بسازد. در گروه هاي ناهمگن، اعضاي گروه از زمينه هاي دانشي، هنري، قومي و... متفاوتي هستند. تعداد اعضاي گروه در كلاس درس مي تواند بين ۴ تا ۸ نفر متغير باشد. اين تعداد عضو براي گروه هاي دانش آموزي است كه تا حدودي توانايي مديريت زماني و كلامي را دارند.

به ديگر سخن، اگر از نظر پايه هاي تحصيلي به تعيين اعضاي گروه اقدام شود، بهتر است گروه هاي ۴ نفري از پايه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشكيل شود. براي پايه هاي اول تا سوم دبستان، كار دونفري مناسب تر است. گروه هايي با اعضاي زياد، امكان تنوع ديدگاه ها را افزايش مي دهد، در حالي كه گروه هايي با اعضاي محدود براي تسهيل تعاملات اثر گذارند (ميليس، ۱۹۹۳). * يادگيري از طريق همياري يك كلاس درس با ماهيت اجتماعي را پي ريزي مي كند، كه در آن دانش آموزان به همبستگي هايي مي رسند كه هدف مشتركي را دنبال مي كنند و غالباً اعضاي گروه در برابر فراگيري محتواي دروس از سوي همديگر مسئوليت نشان مي دهند. كار گروه معمولاً تا زماني كه همه اعضا بر محتواي درس تسلط نيابند خاتمه نمي يابد. افزون بر اين، وقتي اعضاي گروه در برابر يادگيري همديگر مسئول اند و تلاش مي كنند مطالب را به يكديگر بياموزند، يادگيري انفرادي را هم تجربه مي كنند. پايداري گروه يا ثبات اعضاي گروه بسته به توان همياري آنان است.

اگر گروه ها در كارهايشان پيشرفت خوبي نشان مي دهند نياز به تغيير دادن اعضاي گروه ها نخواهد بود. * يادگيري از طريق همياري، مهارت هاي برقراري ارتباط دانش آموزان را مي طلبد و آن ها را ارتقاء مي دهد. موفقيت گروه به ميزان اثرگذاري تعاملات ميان اعضاي گروه بستگي دارد. پيش از آن كه يادگيري از طريق همياري آغاز شود، دانش آموزان بايد برخي مهارت هاي مورد نياز براي تعامل موفق گروهي را بياموزند؛ مهارت هايي، نظير: تعبير و تفسير واژگان و جملات براي درك و فهم بهتر. ارائه و دريافت بازخورد. ايجاد فرصت براي ديگران جهت بيان ايده ها. خودداري از مجبور كردن گروه به پذيرش نظرات. * يادگيري از طريق همياري، بين مسئوليت شخصي و گروهي يادگيرندگان ايجاد توازن مي كند. هر گروه و هر دانش آموز در درون گروه، بايد كاري براي انجام دادن داشته باشد. به ديگر سخن، هر دانش آموز بايد بر درسي كه ارائه مي شود، تسلط يابد و بتواند نمرات مورد قبولي را دريافت كند. نمرات گروه مي تواند بخشي از نمرات يادگيرنده را تشكيل دهد و هيچ وقت نمره گروه نمي تواند به طور كامل نشان دهنده مسئوليت پذيري اصلي يادگيرنده باشد. مزاياي يادگيري از طريق همياري افزايش حضور در مدرسه و كلاس درس.

با توجه به تعلقي كه اعضاي گروه ها به گروه خود دارند، تماس آنان به حضور در مدرسه و كلاس افزايش مي يابد. كسب نمرات بالا. به دليل مشاركت فعال در كلاس، عزت نفس دانش آموز ارتقا مي يابد و درك و فهم او از مطالب درسي افزايش مي يابد. مشاركت فعال، عزت نفس بالا، خوداتكايي و... زمينه ساز كسب نمرات بالا هستند. پختگي مهارت هاي برقراري ارتباط. هر دانش آموز داراي برخي توانمندي هاي برقراري ارتباط است. مشاركت فعال در كلاس درس، ايده سازي، بيان نظريات، دفاع از چشم اندازها و... سبب تقويت توان برقراري ارتباط در يادگيرنده مي شود.

منابع: ۱- Cooper , Jim (1990). Cooperative Learning College Teaching: Tips From The Trenches, The Teaching Professor , 4 (5). ۲- King. Allison (1993), From Sage on The Stage to Guide on The Side, College Teaching. 41 (1). ۳- Millis, Barbara (1993). Cooperative Learning, a Workshop Presented at Dalhousie University.  

منبع: روزنامه همشهري

 


نقاشي كودكان و مفاهيم آن 

 

مقدمه

با توجه به گسترش جديد پژوشهاي تجربي در زمينه روانشناسي كودك و به ويژه به كمك دانش رفتاري و داده هاي اساسي كه روانشناسي سنجشي در مورد پرورش سيستمهاي عصبي مركزي ارائه داده اند نگرش بزرگسالان در جهات مختلف رفتار كودكان دستخوش تغييرات مختلفي شده است به تازگي دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن ، بازي كردن ، خط خطي كشيدن و نقاشي كردن را امري غريزي و وابسته به دنياي مخصوص رؤيايي كودكان دانسته اند .

درك و شعور  

پرورش قدرت بيان نقاشي فقط وابسته به تكامل جسمي كودك نيست بلكه با درك و شعور او نيز در ارتباط است اين ادراك از بدو تولد بسيار جزئي است ولي با پيشرفت سن مطبوع و ظريف مي شود در حقيقت مي توان گفت چون كودك هنوز مهارت كافي ندارد نمي تواند خوب نقاشي كند يك ديگر از خصوصيات روحيه ي كودكي اين است كه از واقعيت بيرون آن نظر گاهي كه در ارتباط به نياز عاطفي اوست بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد و بقيه ي جنبه ها فراموش مي شود به همين جهت نقاشي كودك بيشتر عاطفانه به نظر مي رسد .

شفافيت :

كودك در ابتدا واقعيات بيرون را نسخه برداري نمي كند بلكه آن را چنان كه خود شناخته معرفي مي كند بدين معني كه او تصور مغزي خود و نه مشاهده بصري خود را ترسيم مي كند او بدون در نظر گفتن ذات واقعي مدل و آن چيزي كه براي خود او با معني است بيانمي كند كودكان عادي در سنين 9 سالگي اين دوره(  شفافيت ) را پشت سر مي گذارند و در حالي كه كودكان عقب افتاده چند سال ديگر هم در اين مرحله باقي مي مانند با وجود اين سني كه كودك مرحله ( شفافيت ) را كنار مي گذارد فقط به پرورش فكري او بستگي ندارد بلكه محيط و آموزش نيز مؤثر است .

چشم انداز شناخت در نقاشي :

كودك در انتخاب موضوع نقاشي فقط تحت تأثير بيان داستاني نيست بلكه احتياج به شناخت نيز الهام بخش اوست فعاليت گرافيك براي او وسيله اي است براي شناخت ، پرسش و طرح مسائل و مشكلات و در عين حال براي اثر بخشي و اكتشاف براي كودك تكرار يك نقاشي يا يك شكل به دفعات زياد احساس امنيت به وجود مي آورد و هر بار هم كه در كلاس با مشكلي براي كشيدن نقاشي مواجه مي شود از همان شكل تكراري كه در مغز دارد استفاده مي كند .

بيان نقاشي و برون افكني :

كودك نسبتاً خيلي زود متوجه مي شود كه رسم نقاشي وسيله ي بياني است كه با افكار او مطابقت دارد و او را در تخيلاتش آزاد مي كند و در عين حال لذت سرشاري براي او فراهم مي آورد و نقاشي كردن به او امكان مي دهد افكار درونيش را نشان دهد وقتي كه كودك به وسيله ي تصوير اظهار نظر مي كند آثار بسياري از شخصيت خود را آشكار مي سازد ولي او اين كار براي دلخوشي ها انجام نمي دهد بلكه آنچه كه براي او مهم است بيرون ريختن تجربه هاي اندوخته شده ي اوست و نمايان گر وجود اوست .

موضوع نقاشي و شخصيت كودك : 

درك و فهم نقاشيهاي كودكانه و چيزي كه او مي خواهد بيان كند براي والدين و مربيان بسيار لازم است آنهم نه فقط به عنوان كنجكاوي خشك و خالي بلكه بدين علت كه شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود كودك با تمام وجود و شخصيت مغزي  و عاطفي خود نقاشي مي كند اين شخصيت در خط ها در طرز استفاده از فضا انتخاب رنگها و خود موضوع اگر به او تحميل شده باشد نمايان مي شود .

نقاشي خواب و رؤيا :

نقاشي خواب و رؤيا ممكن است ترسها و تمايلات كودك را ظاهر كند بعضي كودكان در رؤياي خود را در حال پرواز مي بينند كه بر بال پرنده باشند بالداري در آسمان آبي به پرواز در آمده اند .

خانه :

در نقاشي كودكان خانه بيشتر از هر چيز ديگري كشيده مي شود اگر خانه به جاي آن كه به صورت عادي و معمولي كشيده شود به صورت قصر نشان داده شود در واقع به منزله ي پناهگاهي مطلوب است كه بدين ترتيب شكل و رنگ جذابي خواهد داشت كودك در ابتدا خانه را خيلي ساده مي كشد اما هرچه بزرگتر مي شود خانه را تكميل تر مي كند شكل خانه نيز تحت تأثير محيط اجتماعي فرهنگي كودك است

فاصله ي بين اشخاص نقاشي :

اعضاي يك خانواده ي هماهنگ در نقاشي كودكان هميشه باهم و دست در دست هم نشان داده مي شود نزديك شدن دو يا چند شخصيت نشانگر انس و الفت واقعي آنها و يا تمايل كودك به آنهاست كودك خودش را نزديك شخصي نقاشي مي كند كه حس كند در كنار آن راحت است و يا او را بيشتر از همه دوست داارد و قتي كه كودك حس كند كه از اعضاي خانواده كاملاً  جدا است در نقاش هاي خود خودش را از آنها جدا مي كشد .


حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب