www.Bijariran.com www.zibaweb.com www.Roz5.com : دوماین های ما
براي بازگشت به صفحه اصلي مقالات كليك كنيد
کلمات کلیدی:روانکاوی،عقده حقارت،درمان،عصبی،خستگی،اعصاب،ترس،مدرسه،مدرن،هنر،موسیقی،زیبایی،دوست،عشق،همدردی،آرامش،شادی،عاطفی،موسیقی درمانی آمریکا،فروید،روانکاو،اختگی،ادیپی،بدگمانی،جنس،نظریه های رفتاری،
مطالب اين صفحه: عقده حقارت - مدرنترين مدرسه جهان - موسيقي درماني - وسايل دفاعي در مقابل اضطراب
عقده حقارت و انگيزه هاي اصلي پيدايش آن
هر چه زمان مي گذرد اين نظريه بيشتر قطعيت مي يابد كه پيدايش و تطور صفات و ويژگيهاي رفتاري هر فرد در سنين بالاتر به نحو قاطع و مؤثر از رويدادهاي عاطفي و تجارب دوران طفوليت او مايه مي گيرند درواقع مي توان گفت كه همين وقايع و تجارب دوران كودكي هستند كه عامل بنياني سلامت يا بيماري روان آدمي در سنين بعدبشمار مي روند. سرشت و شخصيت هر فرد در نخستين سالهاي زندگي شكل مي گيرد و شايد اغراق نباشد اگر بگوييم انسان در گاهواره اش ساخته مي شود. حساسيت كودك نسبت به محيط زندگي و تأثيرات ذهني او در قبال وقايع كه در اطرافش رخ مي دهند از اولين روز تولد آغاز مي شودو ناتواني در بدست آوردن غذا حفظ وحراست شخص و همچنين احساس نياز به دوستي وجلب حمايت ديگران تا زماني دراز اين اتكاء و وابستگي را در كودك باقي ميگذارد .در ميان كودكان چند گروه متمايز ميتوان يافت كه درآنها آمادگي بيشتري براي پذيرش و پرورش احساس حقارت خود رنج مي كشد نشان داد كه در آنها آمادگي بيشتري براي پذيرش و پرورش احساس حقارت در سنين بعدي وجود دارد روانكاوي يك استاد دانشگاه كه از احساس حقارت خود رنج ميكشد نشان داد كه نقطة شروع اين مسئله به دوره اي از اوايل جواني او مربوط مي شود كه ناگهان در بافت قامت او از پسران هم سن و سالش بسيار بلند تر است . او هميشه در ميان جمع شاخص انگشت نما بود و بيش از هر كس انظار را بسوي خود جلب مي نمود.
الف) نشانة خفيف حقارت در افراد بشرح زير مي باشد:
1ـ تلاش سخت و پيگير براي هدفهاي نامعين بيهوده و يا غير عقلايي
2ـ احساس ترس يا شرم در مواجهه با ديگران و دوري و گوشه گيري از مردم
3ـ حساسيت منوط واحساس خواري و حقارت نفس
4ـ ديد سطح و احتراز تعمق كه عموماً همراه با آرامش و لاقيدي مفرط مشاهده مي شود.
5ـ دوره هاي متناوب خاموشي و هيجان پرحرفي
6ـ بدبيني و بيزاري و افراط در خرده گيري و عيب جويي
علت عمدة اغلب بي خوابيها نيز همين تشويش و عدم آرامش دروني است وترسي كه از اعماق ضمير پنهان شخص ريشه مي گيرد ساعات شب و روز او را به يكسان آشفته و پريشان مي سازد. انعكاس خارجي اين احساس در مردان عبارتند از دستپاچگي و اضطراب در محاورات يا نطق و خطابه دقت و وسواس در آراستگي ظاهر و وضع لباس ، كفش ، كراوات و امثال اينها نيز حساسيت فوق العاده نسبت به نظر و عقيده ديگران دربارة خود فرد.
بر اين پايه مي توان علائم مورد بحث را در محدودة رده هاي چهار گانه زير موردمطالعه قرار داد كه عبارتند از :
1ـ ترس از اشكال خفيف آن كه روحيه انكار و منفي و خسيت تا حالات شديد تر آن كه بصورت ضعف خستگي اعصاب و اختلالات سخت عصبي ظاهر مي شود.
2ـ گريز از زندگي و مسئوليتهاي آن و آثار و نتايجش كه در اشخاص دائم الخمر معتادين به الكل و مواد مخدر و افراد انگل صفت و سربار جامعه مشاهده مي گردد.
3ـ گرايش به فساد و عشق منحط
4ـ خوار از واقعيات و رها شدن در عالم اوهام و تصورات
هرگاه فرد ، خواه قاضي ، طبيب ، وزير ، تاجر يا داراي هر مقام و حرفه اي كه باشد بناي شخصيت خويش را بر پايه ارزشهايي از فضيلت و كمال و منزلت اعتبار كه آنها را چكيده آزمونهاي عمر و روال زندگي خود مي شناسد استوار سازد. روزي كه احساس كند آرمانهاي فكري او از بنيان متزلزل شده مسلماً هيچ زن ومردي آماده نيست كه با ميل و ارادة خود به دنياي نكبت بار و آلوده اعتياد با الكل و مواد مخدر قدم گذارد يا تن به منزلت بيكارگي ، انگل صفتي وار ، كلاهبرداري و شيادي و نظاير آن بسپارد.
هرگاه از پايگاه رفيع قدرت و شجاعت و پستيهاي ضعف و حقارت درون بنگريم و به نيروي خود و اراده ، آنها را از وجود خود بدانيم بزودي افق زندگي ما به نور نيك بختي و سلامت نفس روشن خواهدشد اما اگر احساس خواري و حقارت را به درون خويش راه داده بر استيلاي آن گردن نهيم در زماني كوتاه شخصيت ما را به فساد و تباهي كشانده ، جسم و روانمان را بيمار خواهد ساخت .
امروزه جواني بيكار و افسرده است كه اوقات خود را در خانه مي گذراند زيرا تنها در آنجاست كه احساس مي كند، مي درخشد، همه شايستگي هاي او را ارج مي گذارند و تحسين وستايش خويش را بي دريغ نثار او مي سازند . چيزي را كه در اين دنياي بي احساس ديگران از او دريغ داشته اند ، دنيائي كه خوبيها و شايستگي هاي راستين را نمي شناسد و فقط ستايشگر پيروزيهاست ، هيچ وقت براي جبران و نفرت دير نيست . پاداش عشق ورزي و خدمتگزاري به انسانها خيلي زود عايد شخصي مي شود و آن درك لذت دوستي ديگران و اين احساس است كه وجود او براي ديگران سودمند و ضروري است . به گفتة يكي از خردمندان ((از قيد رها شو تا خود را در وجود ديگران بازيابي)). قطعه زير برگردان شعري از هيلير بلاك است كه ضمن آن شاعر مفهوم واقعي سعادت را در عشق ورزي به انسانها و مشاهدة شادي و نيك بختي ديگران مي جويد:
تا پاياني كه در تيرگي و ابهام به جاودانگي ها پيوندد
هيچ نيافتم كه شرنگ زندگي را در كامم شيرين كند
منبع :كتاب عقده حقارت شناخت تحليلي و راه درمان آن - ترجمه و بازپردازي به فارسي از پروين منوچهريان
از انتشارات گوتنبرگ مقابل دانشگاه -تاريخ انتشار 1362
« مدرن ترين مدرسه جهان »
مسئولين پايتخت آمريكا، يك مدرسه ابتدايي بسيار مدرن برپا كرده اند كه تحسين تمامي مربيان و كارشناسان آموزشي را بر انگيخته است . دانش آموزان در اين مدرسه كه به مهمترين تجهيزات رايانه اي و شبكه اي مجهز است، به طور حرفه اي با فناوري پيشرفته،رسانه ها و جهان مولتي مديا آشنا مي شوند.
روزها در مدرسه ابتدايي «مانتوا المنتري» در منطقه فير فاكس در نزديكي واشنگتن همان گونه آغاز مي شود كه در بسياري از ديگر مناطق شبها به پايان مي رسد، در پاي تلويزيون 800 دانش آموز 6 تا 12 ساله اين مدرسه هر روز رأس ساعت 9:10 دقيقه پيش از برپايي اولين ساعت درس چشم به صفحه تلويزيون هاي كلاس درس خود مي دوزند. اين ساعت زمان پخش برنامه «صبح بخير مانتوا» است. برنامه اي كه در مدرسه تهيه مي شود و غالب دست اندركاران توليد آن از جمله، مجريان،فيلمبردار، صدابردار و … خود دانش آموزان هستند.
اين هفته اجراي برنامه به ويكتوريا و ماكس واگذار شده است . آنها هر دو كودكاني دوست داشتني و باهوش هستند و عليرغم سن اندك شان، هر دو دوازده سال دارند ،كارشان را كاملاً بي عيب انجام مي دهند. مدت زمان برنامه 8 دقيقه است و پس از آن دانش آموزان درس را آغاز مي كنند،اما چه درسي؟
مانتوا مدرسه اي است مدرن وپيشرفته كه علاوه بر يك استوديوي فيلمبرداري كاملاً حرفه اي ، از امكانات رايانه اي بسيار قوي برخوردار است .تقريباً هفته اي نيست كه كارشناسان و مسئولين ديگر كشورها براي بازديد از اين مدرسة نمونه به اينجا نيايند. ژاپني هاي كنجكاو، نيوزيلندي ها ، بريتانيايي ها و لوكزامبورگي ها، همه و همه از جمله ميهمانان اخير مانتوا بوده اند. چند هفته پيش نيز ادلگارد بولمان ، وزير آموزش و پرورش آلمان از اين آموزشگاه بي نظير ديدن كرد.
آنها همه به مانتوا مي آيند تا از ديدن كودكان كم سن و سالي كه همچون كارشناسان با تجربه پشت رايانه مي نشينند ، حيرت زده شوند. در اينجا كودكان شش تا هفت ساله – كه غالباً هنوز از مهارت كافي خواندن هم برخوردار نيستند – تصاوير را از پشت اينترنت انتخاب كرده و آن را وارد آرشيو رايانه مي كنند. نه ساله ها براحتي در اينترنت گردش مي كنند،ده ساله ها روي ويدئو كليپ و فيلمهاي كوتاه كار مي كنند،يازده ساله ها با همكلاسيهايشان در ايرلند كنفرانس ويدئويي برگزار مي كنند. اينجا هيچكس (البته بجز چند تن از معلمان) از فناوري هراسي ندارد و به همين دليل حال و هواي مدرسه به هيچ وجه حال و هواي غير عادي كه در آن نابغه هاي كوچك عاشق كامپيوتر گرد هم آورده باشند نيست.در اينجا استفاده دائمي از رايانه امري كاملاً طبيعي است و هيچ يك از دانش آموزان فكر نمي كنند كه دست به كار خارق العاده اي مي زنند. هريك از 48 معلم مدرسه يك رايانه شخصي و يك آدرس E – mail دارد كه والدين به راحتي مي توانند از اين طريق با وي ارتباط برقرار كنند. در هر كلاس درس حداقل چهار رايانه پيشرفته وجود دارد كه به شبكه اينترنت متصل است . هر كدام از دانش آموزان يازده و دوازده ساله يك رايانه كتابي اختصاصي دارد كه مي تواند آن را با خود به منزل ببرد. در مورد دروس هم فرقي نمي كند كه معلم مشغول تدريس چه درسي باشد ، در اينجا همه دروس به كمك رايانه و اينترنت تدريس مي شود (البته نه همه موارد) اما غالباً وضع چنين است.
در مانتوا درسي به اسم رايانه وجود ندارد زيرا هريك از دانش آموزان در تمام ساعات تحصيل با اين دستگاه در ارتباط است و مطالب مرتبط با آن را به طور خودكار مي آموزد . آنچه در اينجا به كودكان آموخته مي شود اين است كه به راستي رايانه از انسانها چه ها كه نمي سازد.
دبستان مانتوا از ابتدا با يك چنين نيتي ساخته نشده بود . آنچه در اصل باعث تبديل اين مدرسه عادي به يك دبستان نمونه با الگويي جهاني شده ، بروز يك فاجعه نفتي در منطقه بود . حكايت از اين قرار است كه در اوايل دهه نود يك لكه عظيم نفتي در منطقه اي در همسايگي فير فاكس مشاهده شد. ظاهراً طي چندين سال حدود 750 هزار ليتر نفت از يك انبار نفت متعلق به شركتT exaco در اين منطقه به زير زمين نشت كرده بود. بالا آمدن لكه نفتي و رسيدن آن به سطح زمين ، محيط زيست را چنان آلوده كرد كه ديگر بعضي از خانه هاي منطقه قابل سكونت نبود . شركت Texaco به ناچار موظف به پرداخت غرامت به ساكنان منطقه شد و در اين ميان يك چك 600 هزار دلاري نصيب مدير دبستان ابتدايي مانتوا گشت.مدير مدرسه نيز با بخشي از اين مبلغ يك دستگاه ويدئو و اولين رايانه را براي مدرسه تهيه كرد. از آن زمان به بعد حرص و اشتياق مسئولين مدرسه براي تجهيز آن به پيشرفته ترين فناوري ها آغاز شد و آنها حركتي جدي را براي تأمين سرمايه مورد نياز مدرسه آغاز كزدند. نتيجه اين تلاش هزينه كردن بيش از سه ميليون دلار در راه تهيه ونصب سيستم هاي رايانه اي در مدرسه شد كه اين تلاش در حال حاضر نيز همچنان ادامه دارد.
خانم ( Pat small) 51 ساله يكي از قديمي ترين معلمين «مانتوا»» است . او كه يك سابقه سي سال تدريس در اين مدرسه را پشت سر خود دارد ، به خوبي به ياد مي آورد كه سالها عادت داشت ساعات آغازين درس را با اين جمله شروع كند (( لطفاً صفحه 32 كتابتان را باز كنيد)) در آن سالها كودكان كوله باري از كتاب و دفتر را با خود حمل مي كردند و Pa t small براي آماده كردن خود براي تدريس ، ساعتها وقت خود را در گوشه كتابخانه به تحقيق و مطالعه مي گذراند و از جزئيات تهيه شده تعداد زيادي كپي تهيه مي كرد .اما ديگرآن دوران به سر آمده است و او نيازي به توزيع جزوات تكثير شده ندارد . امروز دانش آموزان خود مطالب مورد نظر را از طريق رايانه هايشان به دست آورده و آن را ميان خود تقسيم مي كنند. كتابهاي الكترونيكي جاي كتابهاي سابق را( البته نه به طور كامل) گرفته اند و هر دانش آموز چندين كتاب را در حافظه سخت (هارد ديسك) رايانه اش ذخيره دارد. S mall در گذشته براي حفظ آمادگي خود از يك كتاب كمك آموزشي مخصوص معلمين استفاده مي كرد ، اما اكنون با وجود اينترنت ، او منابع متنوع و سودمندي را در اختيار دارد. او در گذشته در سر كلاسهاي درس نقش معلمي را ايفا مي كرد كه همه چيز را مي داند و دانش آموزان تنها از طريق او با جهان دانش در ارتباطند، اما اكنون بچه ها آنقدر فعال شده اند كه خود به تنهايي در شبكه به جستجوي اطلاعات مي پردازند و بعضاً او را غافلگير مي كنند. او مي گويد : (( من به نسبت گذشته بايد خيلي سخت تر تلاش كنم ، اما در عوض شرايط براي دانش آموزانبسيار جذاب تر شده است. در گذشته كلاسهاي درس در برخي از موارد بسيار ملال انگيز و خواب آور مي شد اما اكنون بچه ها با تمام هوش و توان خود روي رايانه شان متمركز مي شوند و با علاقه و شوق فراوان بر سر كلاسها حضور مي يابند))
Small مي گويد: (( كودكان عاشق تكنولوژي اند.)) هر يك از 31 دانش آموز پت اسمال به يك رايانه كوچك مدل « hp jordan » مجهز است . اين دستگاهها بسيار كوچك و سبك هستند و صفحه كليد آن تاشو است . برخي از دانش آموزان در استفاده از اين صفحه كليدها به آنچنان مهارتي دست يافته اند كه حتي مي توانند با چشماني بسته انشاء بنويسند.سرعت آنها نيز به حدي است كه مي توان آنها را با بهترين منشي ها مقايسه كرد. جكي دوازده ساله آنقدر به رايانه وابسته شده كه مي ترسد به تدريج خوش خطي و مهارتش را در استفاده از كاغذ و قلم از دست بدهد، هر چند كه خود مي گويد(( به هر حال در آينده نياز چنداني به آنها نخواهيم داشت.)) از نظر معلمش هم حق با اوست . او ديگر براي خوش خطي شاگردان نمره مثبت چنداني قائل نمي شود. حتي املاء و صحيح نويسي نيز به يك درس درجه دو تبديل شده است ، زيرا دانش آموزان مي توانند با استفاده از برنامه هاي غلط گير رايانه انشاهايشان را به درستي تصحيح كنند. Small نه تنها از اين وضعيت ناراحت نيست بلكه آن را عاملي براي پيشرفت شاگردانش مي داند. او مي گويد. (( امروزه به يمن وجود يك چنين نرم افزارهايي ، دانش آموزان بر خلاف گذشته براي نوشتن انشاهاي بلند ، اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده و در به كار گيري كلمات سخت جسارت بيشتري از خود نشان مي دهند.)) او مي گويد: ((در فناوري يك آزادي ويژه هست.)) البته وقتي قرار است دانش آموزان مطلبي را با قلم بنويسند اوضاع كمي ناخوشايند مي شود.
ژان ماري فرناندز مدير مدرسه مي گويد: (( كارهاي آنان غالباً بي عيب و نقص است اما با وجود اي مي بايست پيش از ارسال كارت پستال هايي كه بچه ها به مناسبت كريسمس نوشته اند،يك بارآنها را كنترل كرد .)) برخي از معلمين مدرسه از حضور اين چنين فناوري در سر كلاسهاي درس چندان خرسند نيستند آنها مي گويند اگر چه استفاده از رايانه و اينترنت قدرت دستيابي به اطلاعات را در كودكان افزايش داده ولي اين امر متقابلاً ديد انتقادي دانش آموزان را از آنها گرفته و مانع نگرش عميق آنها به مسائل مي شود. آنها از اين در هراسندكه كودكان در آينده بيش از پيش به رايانه وابسته شوند و براي حفظ سطح دقت آنها به برنامه هاي كامپيوتري قوي تر و بيشتري نياز باشد.با وجود اين حتي معلمين منتقد وناراضي نيز با حذف رايانه از برنامه هاي درسي دانش آموزان موافق نيستند. يكي از آنها مي گويد: (( ما به كمك اينترنت براي اولين بار به منبعي عظيم، گسترده و جهاني دست يافته ايم.))
اغلب دانش آموزان مانتوا از طبقه محافظه كار و مذهبي هستند . والدين بسياري از آنها جزو كاركنان دولت مي باشند . در آغاز خيلي از والدين با تبديل شدن مدرسه فرزندانشان به يك ايستگاه مجهز كامپيوتري موافق نبودند، اما به محض اينكه كودكانشان با استفاده از اين دستگاه براحتي مي توانند در منزل ، مسائل و مشكلاتشان را حل و فصل نمايند ، با اين طرح موافقت كردند.
مارگارت فوستر، مادر يكي از دانش آموزان كلاس اول مي گويد: (( كامپيوتر درست مانند مداد است كه نسل امروز بايد با كاركرد اين وسيله امروزي كاملاً آشنا باشند. حال در اين ميان فرقي نمي كند كه او در آينده چه شغلي را انتخاب خواهد كرد؛ چه در يك سالن زيبايي و چه در يك مركز علمي ، به هر حال در همه جا به اين وسيله نياز خواهد بود.))
خانم ليزلرتورا ،متخصص علوم كامپيوتري مانتوا مي گويد: ((هدف ما تربيت كودكاني است كه خود حل و فصل كننده مشكلات باشند.)) و خانم S mall بلافاصله در توضيح مي افزايد: (( اين كودكان در آينده نياز نخواهند داشت كسي اطلاعات را در دسترسشان قراردهد ، انتظار ما اين است كه آنها بتوانند ،هر آنچه را كه مي خواهند ، خود مستقلاًبدست آورند.))
كوين نه ساله يكي از همين كودكان است .وقتي به او مأموريت دادند كه در خصوص توماس حفرسون تحقيق كند ،خيلي سريع وارد سايت WWW. Whitehouse. gov شد و عكسها و مطالب زيادي در خصوص فرد مورد نظر تهيه كرد.
يكي از نكاتي كه دانش آموزان مانتوا نياز مبرمي به فراگيري آن دارند بكارگيري ابتكارات شخصي در عرصه گرد آوري اطلاعات است. زيرا در اين مدرسه با وجود تمامي پيشرفتها و آزاديهاي موجود در آن ، دو حريم ممنوعه جدي وجود دارد :مذهب و مسائل جنسي.
از آنجايي كه شوراي محلي مدارس در فير فاكس در اختيار يك گروه مسيحي متعصب است محدوديتهاي خاصي در اين زمينه در مدارس اعمال مي شود. به عنوان مثال در مدارس اين منطقه تدريس نظريه تكوين داروين در سر كلاسهاي زيست شناسي امري ممنوع است كه البته اين خواسته بسياري از والدين مذهبي دانشآموزان نيز هست.
حريم ممنوعه دوم به مسائل جنسي مربوط مي شود . در مانتوا دختران و پسران يازده ساله هفته اي يك ساعت در كلاسهاي درس جداگانه از هم نشانده مي شوند و معلمين در اين ساعت نكاتي جدي را به آنها گوشزد مي كنند كه هيچ كس حق عدول از آنها را ندارد . البته دانش آموزان مي توانند هر سؤالي را كه مي خواهند بپرسند، اما معلمين موظف به پاسخگويي به آنها نيستند . آنها غالباً كودكان را به والدينشان حواله مي دهند تا آنها به هر ترتيب كه مي خواهند مشكل را با كودكانشان حل كنند. به كار گيري واژه هايي نظير سقط جنين يا خود ارضايي در مانتوا به شدت ممنوع است ، همين طور به كار بردن جملات مثبت در خصوص روابط جنسي . وجود شبكه اينترنت هم نمي تواند در اين عرصه كمكي براي دانش آموزان باشد زيرا مسئولين مدرسه در قرار دادي كه با شركت سرويس دهنده شبكه بسته اند ، از آنها درخواست كرده اندكه با نصب فيلترهاي ويژه ، مانع از دسترسي دانش آموزان به مطالبي شوند كه درآنها به هر نحو از واژه سكس استفاده شده است . اين وضعيت در مورد سايتهاي موسيقي و بازي كه محتواي آنها قابل download شدن است نيز صدق مي كند.
موسيقي درماني
خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد. رسول اكرم (ص)
اديان و نژادها بي شمارند اما زبان و روح يكي است، زبان عشق. موسيقي نوعي زبان عشق
است.
انسان و موسيقي
] كاربرد موسيقي براي درك زيبايي و سلامت زندگي اجتناب ناپذير است[
از بدو خلقت انسان، نيازهاي متنوعي(اعم از جسمي و رواني) با او همراه بوده كه براي برآورده ساختن اين نيازها سازگاري با محيطش به ابزارهايي نياز داشته است.
هنر به عنوان يكي از وسايل اوليه ي سازگاري بشر در خدمت نيازهاي كمال جويي و زيبا طلبي و از طرف ديگر، آرامبخش ناراحتي ها و سختي هاي زندگي او بوده است. موسيقي شكلي از هنر است كه احساس، عاطفه، ادراك و شناخت انسان را بدون نياز به تكلم و زبان منتقل مي كند.
استفاده ي بشر از موسيقي، امري آسان و قابل دسترس بوده است، چون ريتم و ملودي، به عنوان دو ركن اساسي موسيقي، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفي آواگريها و حركات ريتميك نيز نيازي به تكلم نداشته است. از اين رو در بيشتر قبايل ابتدايي مراسم و آيين هاي مختلف موسيقيايي كه وسيله اي براي ابراز همبستگي جمعي و از بين بردن ترس ها و غم ها و ايجاد آرامش و شادي و اراده در بين افراد قبيله بوده برگزار مي شده است.
موسيقي زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشري است و هر قوم و ملتي بر حسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود، موسيقي خاصي دارد. با درك موسيقي، عواطف زيبا، همدردي و تفاهم بيشتر قلبي ميسر خواهد شد.
پژوهشگران توصيه مي كنند كه والدين روزانه يك ساعت براي فرزندان كوچك خود موسيقي پخش كنند. اين عمل موجب بهتر شدن وضعيت تغذيه، خواب و افزايش وزن آنها مي شود. (تله تكست شبكه 2 سيما)
موسيقي و درمان
از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفاي بيماران استفاده مي كرده است. براي مثال؛ ريتم طبل ها در مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران نقش مهمي داشته است.
ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد. (منتهي تصريح مي كند كه گرچه پر كردن اوقات فراغت، امري لازم است، ليكن بايد با نوعي از موسيقي مفيد و تعالي بخش پر شود).
فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد.
نغمه هاي موسيقي بر حسب تركيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند كه با تحريك ارتعاشات سلول هاي عصبي احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند. اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اينكه در قرن اخير به عنوان يك رشته تخصصي شناخته شود خوب معرفي نشده است.
امروزه از تأثير و فوايد موسيقي در مراحل مختلف رشد و زندگي انسان (از دوره جنيني تا سالمندي) گياهان و جانوران سخن به ميان مي آيد، و از تغييرات آن بر روي سيستم هاي حسي حركتي، هيجاني-عاطفي، ترشح غدد، هوشياري و آگاهي و شناخت فرد بحث مي شود.
به گفته پژوهشگران مركز پزشكي نيويورك، شنيدن موسيقي هاي كلاسيك و حتي موسيقي جاز موجب كاهش اضطراب و افزايش تحمل درد بيماران مي شود. (تنسي ويليامز)
مقدمه اي بر موسيقي درماني
شايد تا كنون مطالبي در روزنامه ها، مجلات، محل كارتان يا در بين مردم درباره "موسيقي درماني" خوانده يا شنيده باشيد. موسيقي درماني يك رشته جديدي است و فقط به مدت پنجاه سال است كه به عنوان يك تخصص كلاسيك و حرفه اي توسعه پيدا كرده است.
بر طبق تعريفي كه " انجمن ملي موسيقي درماني" (NAMT) ارائه داده است، موسيقي درماني عبارتست از " كاربرد موسيقي تأمين، حفظ و بهبود سلامت جسماني و رواني در واقع موسيقي درماني كاربرد منظم موسيقي است، بطوريكه موسيقي درمانگر مستقيما" در يك محيط درماني، تغييرات دلخواه را در عواطف و رفتار درمانجو ايجاد مي كند.... )
به طور خلاصه در موسيقي درماني با استفاده از موسيقي، كه يك رسانه هنري خلاق است، به افرادي داراي مشكلات گوناگون، به منظور دستيابي به بهداشت رواني و جسمي آنان كمك مي شود.
موسيقي درماني در درمان افرادي كه ناتواني هاي مختلفي از جمله عقب ماندگي ذهني، تأخير يافتگي رشدي، معلوليت جسمي، بيماري رواني و... داشته اند، به طور موفقيت آميزي جواب داده است.
موسيقي درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نيازهاي خاص درمانجو دنبال مي كند. فنون مختلفي براي پيشبرد اين اهداف استفاده مي شود.براي مثال، آواز خواندن مي تواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه دراز مدتشان را به كار اندازند، نواختن آلات موسيقي با همسالان يا درمانگر مي تواند مهارت هاي ميان فردي را افزايش دهد و كاركردهاي اجتماعي را بهبود بخشد. از همه مهمتر اينكه افراد احساساتشان را در روشي مطمئن و لذت بخش بوسيله نواختن موسيقي، گوش كردن به موسيقي و رقصيدن به همراه موسيقي بيان مي كنند.
البته موسيقي درماني فقط در خدمت افرادي كه داراي انواع مختلف ناتواني ها هستند به كار برده نمي شود، بلكه در شرايط مختلف پزشكي نيز سودمند است. از جمله كاهش فشار رواني يا درد، زايمان، توانبخشي بيماران سكته اي و مبتلايان به بيماري پايانه(بيماري هايي كه علاج ناپذيرو مرگبار هستند، مثل ايدز). مساله عمده كه در اينجا براي درمانگر مطرح است كاهش درد و تحمل آن در شيوه درمان است و يا كمك به بيمار براي دستيابي به كاركردهاي بهينه.
موسيقي درماني رشد فزاينده اي در كشورهاي مختلف جهان و در عرض سال هاي اخير داشته است و كارهاي درماني متعددي توسط موسيقي درمانگران صورت پذيرفته است و اين امر تأكيد گرديده كه اساسا" موسيقي در درمان اشخاص مبتلا به وضعيت هاي مختلف پزشكي كارآئي بسياري دارد.
اين مقاله كوتاه به شما يك ديد كلي درباره اينكه " موسيقي درماني چيست؟" ارائه داده است. اين مقاله فقط بخش كوچكي از اين رشته حرفه اي عظيم را معرفي كرده است و به عنوان يك كليت در اين باره نمي تواند نتيجه گيري شود.
موسيقي سنتي ما با اصالت و ريشه هاي عميق فرهنگي قابليت بسياري براي گسترش و تدوين هاي تازه اي از جانب استادان موسيقي دارد.
دكتر داريوش صفوت موسيقيدان برجسته معاصر نقل مي كرد كه مرحوم عبدالحسين شهبازي بيست دقيقه در كنار بستر بيماري كه پزشكان از او قطع اميد كرده بودند سه تار نواخته و پس از 20 دقيقه حال بيمار بهبود يافته و خطر رفع شده است. (همشهري 10/8/1379)
اگر شما به اين رشته علاقمنديد، مي توانيد براي گرفتن اطلاعات بيشتر در اين باره با سازمان هاي حرفه اي به رايزني بپردازيد، يا مي توانيد با هر بيمارستان يا مدارس آموزش ويژه كه خدمات يا برنامه هاي موسيقي درماني را تدارك مي بينند مشورت كنيد.
در زير اطلاعات دو سازمان حرفه اي در خارج كه شما مي توانيد با آنها رايزني كنيد آمده است.
1- انجمن ملي موسيقي درماني
(NAMT) National Association for Music Therapy
8455 colesvilleRD.
Suite930 silver spring, MD 20910
Tel: 301-589-3300
Fax: 301-589-5175
2- انجمن موسيقي درماني آمريكا
(AAMT) American Association for Music Therapy
P.O. box: 80012
Valley Forge, PA 19484
Tel: 216-265-4006
علي مدديان پاك
ادامه دارد...
منابع:
1- مقاله دانشجويي تايواني از دانشگاه ايالات مي شي
گان، ترجمه علي مدديان پاك و حسين خضر شباني نژاد.
(دريافتي از اينترنت)
Taiwanese Student Association, Michigan State University
با عنوان :Introduction To The Music Therapy
2- زاده محمدي، علي (1371)، مقالات مترجم وارده در كتاب مقدمه اي بر موسيقي درماني ، (نوشته ژاكلين اشميت پترز)، تهران
3- مقاله دكتر حسن عشايري و دكتر شيوا دولت آبادي در مورد موسيقي درماني از ديدگاه عصب شناختي، وارده در مجله روانشناسي امروز. مهر 1379
4- ايراني، اكبر (1374)، موسيقي در مسير تلاقي انديشه ها، تهران، انتشارات حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي
پا ورقي:
1-موسيقي درماني MusicTherapy
2-انجمن علمي موسيقي درماني National Association of Music
Therapy(NAMT)
3-مبتلايان به بيماري پايانه Terminal ill patients
4-مدارس آموزش ويژه Special education schools
5-سازمان حرفه اي
اين مطالب از نشريه يوگا پيام مهر نقل شده است
وسايل دفاعي در مقابل اضطراب
ترديدي نيست كه اضطراب براي آدمي ، كيفيتي نامطبوع ميباشد. به منظور اجتناب از اضطراب ، دستگاه رواني فرد ، وسائل مخصوصي را تجويز ميكند كه بنام وسائل دفاعي( Defense Mechanisms ) خوانده ميشود. اين مكانيسم ها چند خصوصيت مشترك دارند كه عبارتند از :
1) تمامي اين وسائل و مكانيسمها جنبة ناخودآگاه داشته و فرد ، ظاهراًََ از فعاليت آنها در مورد اضطراب آگاه نيست.
2) وسائل دفاعي ، قدرت سازگاري دارند زيرا سبب كاهش اضطراب و اثرات سوء آن ميشوند و به فرد فرصت سازگاري و تطابق بهتري با عوامل نامساعد محيطي ميدهند.
3) عليرغم قدرت سازگاري ، وسائل دفاعي در حقيقت به عنوان تسكين موقتي ميباشند و جنبة گول زدن و خدعه و فريب آدمي را دارند. استفاده از آنها با سلامت فكر آدمي موافقتي ندارد و سبب ميشود كه شخص نتواند با استفاده از منطق و دليل ، مشكلات را حل كند و سازگاري مناسب تري با محيط بدست آورد.
4) استفادة شديد و مكرر از وسائل دفاعي سبب دوري و جدايي از واقعيت ميشود.
انواع وسائل دفاعي
طبق نظر Symonds ، وسائل دفاعي بصورت چهار گروه اصلي طبقه بندي ميشوند كه البته قابل ذكر است ممكن است يك فرد در عين حال از چندين وسيلة دفاعي استفاده كند.
الف ) وسائل دفاعي براي ممانعت از ظاهر شدن تمايلات :
1ـ سركوبي ( Repression ) : عبارت است از فراموشي ناخودآگاه حوادث و افكار نامطبوع و ناپسند كه سبب آزار آدمي ميشود.
ب ) وسائل دفاعي براي فرار از شرايط نامطلوب :
1ـ ترس ( Phobia ) : كيفيتي غير منطقي همراه با وحشت و اضطراب از اشخاص يا اشياء بدون دليل قابل توجيه است.
2ـ فراموشي ( Amnesia ) : ايجاد كيفيتي مينمايد كه فرد بتواند شرايط خود را فراموش كرده وسازگاري ظاهري با محيطش را حفظ كند .
3ـ رجعت ( Regression ) : عبارت است از بازگشت به مراحل اوليه و دوران مطمئنتر و لذتبخشتر زندگاني گذشته .
4ـ انكار كردن ( Denail ) :ابتدايي ترين واكنش دفاعي است كه اكثراً توسط كودكان استفاده ميشود.
5ـ خيال بافي ( Fantasy )
ج ) وسائل دفاعي براي استتار منبع تمايلات :
1ـ جابجايي ( Displacement ) :انگيزههاي نامناسب در مسير ديگري بجز مسير خود و نسبت به هدف ديگري برآورده ميشوند.
2ـ درون فكني ( Introjection ) : فرد تمايلات ديگران را به خودش نسبت ميدهد و ميكوشد از آنها تقليد كند.
3ـ همانند سازي ( Identification ) :اين حالت در تعقيب درون فكني ايجاد ميشود . مثلاَ زماني كه كودك رفتار پدر را به خودش نسبت ميدهد و آنرا مورد تقليد قرار ميدهد ميگوييم با پدرش همانند سازي نموده است.
4ـ فرافكني ( Projection ) : عكس حالت درون فكني است و فرد ميكوشد تمايلات نامناسب خود را به ديگران نسبت دهد و خود را عاري از هر عيب و نقصي بداند.
5ـ دليل تراشي ( Rationalization ) : كم آزارترين وسيلة دفاعي است و استعمال فراواني دارد. در واقع براي خوب جلوه دادن رفتار آدمي بكار ميرود و فرد ميكوشد مجوز مناسبي براي توجيه رفتار و كردار خود عرضه كند .
د ) وسائل دفاعي براي تغيير ماهيت ظهور تمايلات :
1ـ تصعيد يا والايش ( Sublimation ) : اين مكانيسم سبب ميشود تا انگيزههاي نامطبوع بصورتي مطلوب و اجتماعي پسند جلوه كنند.
2ـ عكسالعمل سازي (Reaction Formation ) : عبارت است از كيفيتي كه فرد تحت آن رفتاري برخلاف احساس واقعي خودش آشكار ميسازد.
3ـ جبران ( Compensation) : اين مكانيسم ، كمتر به برآورده كردن اميال و انگيزهها ميپردازد و ضمناً بهترين روش براي مقابله با كمبودها و ضعف هاي فردي ميباشد.
4ـ توافق كردن ( Compromise Formation) :اين كيفيت از اين قرار است كه انديشه يا رفتاري ، مؤيد دو يا چند انگيزه مي باشد ، بطوريكه هيچكدام بطور كامل برآورده نميشود.
سري به اين سايت بزنيد : http://musictherapy.persianblog.com
نظريههاي روانكاوانه :
طبق نظر فرويد ، اضطراب هشداري است كه ناشي از وجود خطري ناخودآگاه ميباشد يعني فرويد اضطراب را ناشي از تعارضي بين تكانههاي ناخودآگاه جنسي يا پرخاشگرانه و تهديدهاي مرتبط با آنها تلقي ميكرد . در درمان روانكاوي نيز اضطراب حذف نميشود بلكه سعي ميگردد تا تحمل فرد در مقابل اضطراب بيشتر شده و تعارض ايجاد كننده آن حل شود .
نظريههاي رشدي :
از منظر رشد ، اضطراب چند مرحله دارد:
1) اضطراب فروپاشي : پايين ترين سطح اضطراب است كه به ماههاي اول زندگي برميگردد.فرد نگران است كه اگر ديگران به تأييد و تصديقي كه لازم است پاسخ ندهند ، فردانيت او متلاشي ميشود .
2) اضطراب گزند و بدگماني : سطحي كمي پيشرفته تر از مرحله قبلي است كه باز به دوران ابتدايي زندگي برميگردد. فرد دنيا را نا امن و غير قابل اعتماد ميبيند و نگران است كه مورد تهاجم قرار بگيرد .
3) اضطراب اختگي : به دوران اُديپي رشد برميگردد و ترس از والدي است كه در ازاي عشق كودك به والدِ جنس مقابل ميخواهد به او آسيب برساند. فرضا کودک پسر که به مادر خود علاقه دارد و چون پدرش نیز مورد توجه مادر قرار دارد ، کودک پسر از پدر خود می ترسد و فکر می کند که ممکن است پدرش به او آسیب برساند.
4 ) اضطراب فراخود : پخته ترين سطح رشدي اضطراب است كه به احساس گناه ناشي از دست نيافتن به معيارهاي دروني شدة اخلاقي فرد باز ميگردد .
××× در هر فرد ، اضطراب ممكن است همزمان به چند سطح رشدي مربوط باشد .
نظريههاي يادگيري :
طبق نظريههاي يادگيري ، افراد با تقليدپاسخهاي اضطرابي والدين خود ، ياد ميگيرند كه در درون خود پاسخي اضطرابي داشته باشند .
نظريههاي رفتاري :
بيان ميدارند كه اضطراب پاسخي شرطي به يك محركِ محيطيِ معين است. اين امر اساس نظريهاي رفتاري در اضطراب ميباشد. براي مثال در الگوي شرطي سازي سنتي يا كلاسيك ، فردي كه هيچ حساسيتي به غذا ندارد ، اگر پس از خوردن غذاي آلوده در يك رستوران دچار مسموميت شود ، ممكن است در رويارويي بعدي با آن غذا يا آن رستوران ويا حتي محيطهاي مشابه ، در او احساس ناخوشي ايجاد شود .
نظريههاي زيستي :
1) دستگاه عصبي خودمختار : تحريك اين دستگاه علايم خاصي را سبب ميشود كه اين علايم هم در بيماريها و هم در اضطراب ديده ميشوند . از جمله ضربان قلب بالا ، سردرد ، اسهال و افزايش تعداد دفعات تنفس .
2) نورو ترنس ميتر ها : دستگاه نوروآدرنرژيك در افراد مبتلا به خوبي تنظيم نشده است و گاه فعاليت فوراني دارد. نوراپي نفرين ، سروتونين و گابا جزوِ نوروترنسميتر هاي موثر در اضطراب ميباشند .
3) مطالعات وراثتي : داده هاي محكمي مبني بر اينكه نوعي مولفة وراثتي در اختلالات اضطراب سهيم است، وجود دارد. مثلا نيمي از مبتلايان به اختلال پانيك (هول) داراي يك منسوب مبتلا هستند .